آمار کاربران

google plus

آمار

نظرسنجی

نظر شما درباره سایت

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترین سایته
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 173
نظرات : 1

پیراسته فر

شخصیتهاوعلمایی که سیگاریاقلیان می کشیدند

در مورخه : سه شنبه، 19 دي ماه، 1391 موضوع :

علمای ومراجع ای که سیگار یاقلیان می کشیدند

ایران ۱۲ میلیون سیگاری دارد که در سال بیش از ۶۲ میلیارد نخ سیگار دود می کنند و البته هر روز ۲۰۰ نفر از آنها به خاطر مصرف سیگار جانشان را از دست می دهند. سیگاری هایی که خیلی از آنها برای ترک دست به دامن موسسات ترک سیگار می شوند و دست آخر باز هم رفیق روز و شب شان فندک است و پاکت سیگار. اما در این میان، چهره های شناخته شده ای هم هستند که فاصله اراده تا عملشان یک لحظه بوده و با یک تصمیم زندگی شان را از هر نوع وابستگی به سیگار پاک کرده اند.آخرین سیگاری که امام کشید
شاید جالب ترین ماجرای ترک سیگار، مربوط به امام خمینی (ره) باشد که خاطره آن را فاطمه طباطبایی، عروس امام در کتاب «اقلیم خاطرات» نقل کرده است. او می گوید: «یک شب امام گفتند: در جوانی سیگار می‌کشیدم. تا این که یک شب سرد زمستان که پشت کرسی مشغول مطالعه بودم، به مطلب مهمی رسیدم و فکرم بشدت در گیر فهم آن شد. در همین حال برای آوردن سیگار از اتاق بیرون رفتم. پس از بازگشت همین که نگاهم به کتاب افتاد که آن را بر زمین گذاشته و به دنبال سیگار رفته ‌بودم، احساس شرمندگی کردم و باخود عهد کردم که دیگر سیگار نکشم. آن را خاموش کردم و دیگر سیگار نکشیدم
یا مهریه یا ترک سیگار
درباره سیگاری شدن و ترک سیگار شهید مهدی شاه آبادی هم برادر ایشان، آیت الله نصرالله شاه آبادی خاطره ای را نقل می کنند و می گویند: «
۸-۷ ساله که بودیم فکر می‌کردیم هر کسی سیگار بکشد مرد است. گاهی یواشکی سیگار از وسایل مرحوم پدرم برمی‌داشتیم و می‌رفتیم می‌کشیدیم. روزی عیدی‌‌هایمان را برداشتیم و دو تایی با هم رفتیم و یکی یک پاکت سیگار ۱۰ تایی که ۱۰ شاهی قیمتش بود گرفتیم. یک شاهی هم دادیم و ۲ تا کبریت خریدیم. نزدیک منزل‌مان خرابه‌ای بود به نام قهوه خانه. آن جا رفتیم و دوتایی روبروی هم نشستیم و هر کسی با کبریت خودش سیگارها را آتش زد و کشید. ۱۰ سیگار من و ۱۰ سیگار آقا مهدی کشید. تمام که شد، آمدیم بلند شویم سرمان گیج رفت. افتادیم و به حالت اغما فرو رفتیم.خانواده از این‌طرف و آن‌طرف گشتند و ما را پیدا کردند. دیدند دور وبر ما ته سیگار ریخته است. دهن‌مان را بو کردند و دیدند بله، سیگار کشیدیم. آبلیمو خوراندند و به هوش آمدیم.وقتی به هوش شدیم نگفتیم سیگار بد است؛ گفتیم ما بد کشیدیم! باید درست کشید! خلاصه هر دومان سیگاری شدیم تا وقتی که هر دو ازدواج کردیم؛ اما خانم اخوی، مخالف با سیگار بود.از خود اخوی شنیدم که با خانمش قرار گذاشتند خانم از مهریه صرف‌نظر کند ایشان هم از سیگار و همین کار را هم کردند و ایشان دیگر سیگار نکشیدند. ولی چون خانم من از این حرف‌ها نزد، من الان سیگاری هستم
اگر سیگار نباشد سینه را می خواهم چه کنم؟

ترک سیگار آیت الله حـجـت شاید یکی از غیرمنتظره ترین ترک هایی باشد که روایت می شود. استاد مطهری در این باره می نویسند: «آیت الله حجت یک سیگاری ای بود که تا کنون نظیر او را ندیده بودم. گاهی سیگار او از سیگار دیگر بریده نمی شد. بعضی اوقات هم که می برید بسیار مدتش کوتاه بود. طولی نمی کشید که مجددا سیگاری را آتش می زد. در اوقات بیماری اکثر وقتشان صرف کشیدن سیگار می گشت. وقـتی مریض شدند و او را برای معالجه به تهران بردند، در تهران اطبا گفتند چون بیماری ریوی دارید باید سیگار را ترک کنید و به سینه تان ضرر دارد. ایشان ابتدا به شوخی فرموده بودند: من این سینه را برای کشیدن سیگار می خواهم. اگر سیگار نباشد سینه را می خواهم چه کنم؟ عرض کردند: به هر حال سیگار برایتان ضرر دارد و واقعا مضر است، ایشان فرموده بودند: واقعا مضر است؟ گفته بودند: بله واقعا همینطور است. فرموده بودند: دیگر نمی کشم... یک کلمه نمی کشم کار را یکسره کرد. یک حرف و یک تصمیم، این مرد را به صورت یک مهاجر از عادت قرار داد
بگو همسایه سیگار بکشد
شهید همت هم یکی از کسانی بوده که در جوانی سیگار می کشید اما به خاطر یک جمله، تصمیم می گیرد برای همیشه سیگار را کنار بگذارد. یکی از نزدیکان او در کتاب «به مجنون گفتم زنده بمان» ماجرای ترک سیگار شهید همت را ابنطور تعریف می کند: «روز خواستگاری یا زمان خواندن خطبه عقد بود که مادرم گفت: قول می دهد سیگار هم نکشد. خانمش هم گفت مجاهد فی سبیل الله که نباید سیگار بکشد. سیگار کشیدن دور از شان شماست! وقتی برگشتیم خانه رفت جیب هایش را گشت: سیگارهایش را درآورد له کرد و برد ریخت توی سطل آشغال. گفت تمام شد. دیگر هیچ کس دست من سیگار نمی بیند. همین هم شد. خانمش می گفت: دو سال از ازدواجمان می گذشت. رفتم پیشش گفتم: این بچه گوشش درد می کند: این سیگار را بگیر یک پک بزن دودش را فوت کن توی گوشش. گفت: «نمی توانم قول دادم دیگر سیگار نکشم. گفتم: بچه دارد درد می کشد! گفت: ببر بده همسایه بکشد و توی گوشش فوت کند. دیگر هم به من نگو
شیخ فضل الله دهانت بوی سیگار می دهد!
اما به جز شهید همت، شهید محلاتی هم جزو ترک سیگار کرده ها به حساب می آید که به خاطر خوابی که دید، سیگار را برای همیشه ترک کرد. عده ای از دوستان او درباره این اتفاق می گویند که ایشان تا حدود دو سال قبل از شهادت، گاه و بیگاه سیگار می کشید. بارها نذر کرده بود که سیگار نکشد و سیگار را ترک می کرد، اما همیشه در نذرهایش یک استثنا وجود داشت که اگر به زندان رفت، حق کشیدن سیگار را داشته باشد. در زندان های رژیم شاه، شکنجه های روحی و جسمی آن قدر سخت و طاقت فرسا بود که خیلی ها این فشارها را بدون سیگار نمی توانستند تحمل کنند.
این موضوع سبب شده بود که سیگار هرچند گاه در زندگی او خودنمایی کند. اما مدتی قبل از شهادت خوابی دید که برای همیشه سیگار را کنار گذاشت. پایگاه اطلاع رسانی ایثار و شهادت در این باره می نویسد: «یک روز وقتی از خواب برخاست، گفت: من هرگز سیگار نمی کشم. وقتی علت را پرسیدند، گفت: خواب دیدم که با حضرت امام خویشاوند شده ام و امام به منزل ما آمده اند. گروهی از مردم هم در محضر ایشان حضور داشتند من جلو رفتم تا در گوش امام چیزی بگویم اما امام فرمود: شیخ فضل الله دهانت بوی سیگار می دهد! من در خواب خیلی ناراحت شدم و بدون بیان مطلبی به امام، عذر خواستم و به عقب برگشتم و یک پاکت سیگاری هم که در جیب داشتم، به درویشی که در گوشه ای نشسته بود دادم.» شهید محلاتی بعد از دیدن این خواب سیگار را برای همیشه ترک کرد.»مجله مهر

                                                       *******

ماجرای ترک سیگار میرحسین موسوی

یکی از نزدیکان میرحسین موسوی در گفت‌وگو با خبرنگار «آینده» به عنوان نمونه‌ای از عمق ارادت نخست‌وزیر دفاع مقدس به امام خمینی (ره)، ماجرای ترک سیگار مهندس موسوی را تشریح کرد.
وی گفت: مهندس موسوی در دوره اول نخست‌وزیری، به مصرف سیگار عادت داشت و روزانه تعداد زیادی سیگار می‌کشید و حتی به خاطر دارم در برخی مواقع که ایشان فرصت خرید سیگار را نداشت، از غلامرضا آقازاده که در آن دوره در نخست‌وزیری کار می‌کرد، می‌خواست که برایش سیگار تهیه کند.
وی ادامه داد: یک روز که برای ديدار مهندس موسوی به نخست‌وزیری رفته بودم،‌ دیدم مهندس موسوی در مدت زمان طولانی جلسه، سیگاری روشن نکرد و ظاهراً سیگار را کنار گذاشته است. از او علت این ترک ناگهانی سیگار را سوال کردم که مهندس موسوی در پاسخ حکایت جالبی از امام خمینی (ره) را نقل کرد
مهندس موسوی گفت: چند روز پیش قرار بود برای ملاقات خدمت حضرت امام شرفیاب شوم. یکی از پاسداران که عضو کمیته‌های انقلاب بود، از من خواست تا یک مسأله شرعی را از امام خمینی (ره) استفتا کنم.
مسأله بدین صورت بود که این پاسدار و بعضی از همکارانش در زمانی که به عنوان مأمور بازرسی فعالیت می‌کردند، برخی از مواقع كه محموله‌های سیگار خارجی قاچاق را کشف می‌کردند و چون این سیگارها بعداً سوزانده می‌شده، هنگام تحویل، تعدادی سیگار را جهت مصرف شخصی برمی‌دارند. سوال این پاسدار این بود که آیا مصرف این سیگارها که قرار است بعداً سوزانده شود، اشکال شرعی دارد یا خیر؟
مهندس موسوی ادامه داده بود: وقتی خدمت امام (ره) رسیدم،‌ موضوعات کشوری را مطرح کردم. زمان پایان ملاقات این سوال شرعی را هم از امام (ره) طرح کردم که ایشان پس از شنیدن این سوال لحظه‌ای مکث کرد و سپس از من پرسید: مگر پاسدار انقلاب هم سیگار می‌کشد؟
مهندس موسوی افزود: از لحن پاسخ امام (ره) متوجه شدم وقتی که ایشان برای یک پاسدار سیگار کشیدن را شایسته نمی‌دانند، قطعاً در مورد نخست‌وزیر کشور نیز روا نمی‌دانند و احتمالاً حضرت امام (ره) مدتی منتظر فرصتی بوده‌اند تا این مورد را به صورت غیرمستقیم به من تذکر دهند.

تابناک ۲۳فروردين ۱۳۸۸

جایی که چای و سیگار نباشد آنجا ادبیات پا نمی‌گیرد

آقای احمد‌عزیزی حضور و همکاری بسیار پررنگ و خوبی با کیهان فرهنگی داشت و شعار ایشان این بود «جایی که چای و سیگار نباشد آنجا ادبیات پا نمی‌گیرد» و در کیهان فرهنگی فضا، فضای بازی بود و همیشه سماور و قوری چای به راه و فضای اداری خشک، رسمی و آزار دهنده‌ای نداشت و تا دیر وقت شاهد حضور دوستان بودیم و بحث‌های فراوانی در خصوص مسائل ادبی، شخصیت‌های ادبی گذشته و امروز می‌شد و لحظات واقعا لحظات دلنشینی بود. احمد عزیزی در این نشست‌ها شعرهای جدیدش را می‌خواند و گاهی اتفاقات منقلب کننده‌اش را برای جمع تعریف می‌کرد.خبرگزاری فارس8تیر1391

ماجرای سیگار کشیدن ولایتی در سازمان ملل

علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه سابق کشورمان پس از 24 سال ماجرای سیگار کشیدن خود در سازمان ملل را در زمان مذاکرات قطعنامه 598 در سال 67 بیان کرد
به گزارش فارس؛ علی‌اکبر ولایتی از سال 1360 تا 1367 وزیر امور خارجه ایران بوده است. 
وی همچنین دوره تخصص اطفال را در مرکز طبى کودکان دانشگاه تهران و  دوره فوق تخصص بیمارى‌هاى عفونى را در دانشگاه جان هاپکینز آمریکا گذرانده است.
حالا و پس از 
۲۴ سال از تصویب قطعنامه ۵۹۸ که وی رئیس مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی مسیح دانشوری، یکی از مهمترین مراکز پیوند ریه در خاورمیانه است. از وی درباره ماجرای سیگار کشیدنش در سازمان ملل در سال 67  پرسیدیم.
ولایتی می‌گوید: من آن زمان سیگاری نبودم ولی یک خبر سختی در شرایط بسیار سخت به من داده شد. 
وی می‌افزاید: بنده در مرداد سال 67 به نیویورک رفته بودم تا برای نخستین‌بار مذاکراتی را درباره قطعنامه که حضرت امام (ره) آن را پذیرفته بودندبا آقای خاویر پرزدکوئیار دبیرکل سازمان ملل انجام دهم که تلکسی را به دست بنده دادند که قید شده بود منافقین به ایران حمله کردند.
ولایتی ادامه می‌دهد: عراقی‌ها یک سال بود شعار آتش بس و صلح می‌دادند ولی در آن موقع منافقین با پشتیبانی همین عراقی‌ها به خاک ایران حمله و به سمت اسلام‌آباد غرب حرکت کرده بودند. 
وی می‌گوید: این ناجوانمردی و نفاق از یک طرف و از سوی دیگر مسئولیتی که بر دوش من گذاشته بود جهت مذاکره برای برقراری آتش‌بس، تبادل اسرا، عقب‌نشینی نیروها به مرزهای بین‌المللی بسیار مسئولیت سنگینی بود و وقتی یکباره با چنین عهد‌شکنی و نفاق مواجه شدم دیگر تحمل نیاوردم و از کسی که در کنارم بود سیگاری گرفته و روشن کردم.
وی ادامه می‌دهد: به هر حال خود این مسائل در آن شرایط برای من بسیار سخت بود و با اینکه سیگاری نبودم. مجبور شدم سیگاری روشن کنم که نشان از فشار همه جانبه بود. 
ولایتی خاطرنشان می‌کند: به هر حال سیگار بسیار مضر است سرطان‌زا است و عوارض زیادی دارد و بنده هم پزشک هستم و از این مسائل اطلاع دارم ولی آن زمان تصورم بر این بود که حداقل با کشیدن سیگار تمرکزم در این زمینه بیشتر می‌شود که البته بعدها نیز بسیاری از افراد در مورد کشیدن این سیگار در سازمان ملل از بنده بسیار پرسش کردند/خبرگزاری فارس8تیر1391فارس

نظر امام خمینی در مورد گران کردن سیگار
زماني نه‌چندان دور در آستانه انتخابات رياست‌جمهوري كه هنوز كاربرد خيلي از اسامي مخاطره‌آميز نبود، يكي از كانديدا‌ها خاطره‌يي از امام نقل كردند با اين مضمون كه: «زماني در تدوين يكي از بودجه‌هاي دوران جنگ، دوستان مجلس براي اينكه درآمد دولت را افزايش دهند قيمت سيگار را بالا بردند. انحصار سيگار دست دولت بود، قاچاق هم كم بود. ما زماني خدمت امام(ره) رسيديم و گزارش‌هاي آن دوران و كارهاي انجام‌گرفته را ارائه كرديم. امام فرمودند: شنيدم مي‌خواهيد سيگار را گران كنيد. گفتم: من دوست ندارم چيزي كه براي مردم هست را گران كنم. فرمودند: اما من شنيدم مي‌خواهيد گران كنيد. شما برويد بگوييد تعيين قيمت در اين شرايط مربوط به رهبري است و من مخالف هستم. بعد از اينكه از دفتر امام خارج شدم، به دوستان مجلس تلفن زدم، نمي‌دانم كدام يك از دوستان بودند، به ايشان گفتم كه من موضوع را با امام مطرح نكردم؛ خودشان مي‌دانستند كه چنين بحثي در مجلس وجود دارد. چند نفر از دوستان مجلس وقت ملاقات گرفتند و سريع خدمت امام(ره) رفتند تا مساله را برطرف كنند. حضرت امام (ره) در ‌‌نهايت راضي نشدند و فرمودند: سيگارهايي كه گران‌قيمت است و مرفهين مي‌كشند (سيگارهاي لوكس) را گران كنيد و سيگارهاي ارزان‌قيمت را گران نكنيد   /سایت انتخاب12. 1391شهریور»

نظر امام عصر(عج) در خصوص کشیدن سیگار

  مرجع بزرگوار تقلید شیعیان حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره) که از بزرگان حوزه علمیه قم بود و کتابخانه عظیم وی در حال حاضر یکی از بزرگترین مرجع های استفاده طلاب و عموم مردم در خصوص کتاب های دینی است.این زعیم بزرگوار شیعه در تعریف سرگذشت زندگی خود به نحوه تشرف خود به محضر حضرت ولی عصر ارواحنا فداه اشاره می کند که در پی می آید :

مدت ها بود قصد عزیمت به نجف اشرف را داشتم ولی هربار به دلیلی نمی شد . قصد کرده بودم که بعد از نجف به سامرا هم بروم بلکه شاید بعد از این همه انتظار بتوانم مولایم امام زمان (عج) را زیارت کنم. مقدار زیادی راه رفته بودم که در تاریکی شب مسیر حرکت را گم کردم و هرچه کردم خسته و درمانده نتوانستم راه را بیابم . خیلی ناراحت شدم در آن تاریکی صحرا و گم شدن و ترس حمله حیوانات وحشی همه باعث شد در دل شب از ته دل از خدا بخواهم من که به شوق دیدن ولی عصر آمده بودم را کمک کند. ناگهان دیدم سواری بر اسب به سمت من آمد و من را با اسم صدا زد . خیلی ترسیده بودم که نکند راهزن باشد اما سید بزرگواری بود با چهره ای نورانی که من اینقدر درمانده شده بودم اصلا توجهی نکردم که اسم من را از کجا می داند.جلو آمد و پرسید: چرا ناراحتی؟ قضیه را بازگو کردم .

آن سید بزرگوار گفت با من بیا که من راه را بلدم و من هم بی اختیار با او همسفر شدم.اصلا نمی دانم چرا به او اعتماد کردم.راه زیادی به سمت کوفه رفتیم و خسته در جایی چادر زدیم . سپس با آن بزرگوار به حرف نشستم و گفتم که برای دیدار محبوبم به سمت سامرا میروم .سپس آن آقا سوالاتی از من در خصوص احکام دین پرسید و بعضی اشکالات من را در مسائل فقهی برطرف کرد .مثلا در خصوص نحوه استخاره با تسبیح  و ... مطالبی را به من آموخت و بعد از کمی استراحت به سمت مسجد کوفه راه افتادیم . بعد از رسیدن به مسجد کوفه نماز های مقام های مسجد را ناخودآگاه به امامت ایشان اقامه کردم و سپس راهی نجف شدیم . در راه نجف می رفتیم که بعد از طی مسیر طولانی در جایی اطراق کردیم تا خستگی در کنیم . به آن سید بزرگوار میوه و نان تعارف کردم و گفتم قلیان یا سیگار کدام یک را میل دارد برایتان آماده کنم ؟ اما با کمال تعجب شنیدم که گفت ما از این فضولات دنیایی شما مصرف نمیکنیم.کمی با هم میوه خوردیم و آن سید بزرگوار بلند شد که برای نماز صبح وضو بگیرد، سر که برگرداندم دیدم که نیست هرچه صدایش کردم جوابی نشنیدم . تازه آن جا بود که بعد از این همه وقت فهمیدم آن سید بزرگوار محبوب دل من و همه شیعیان جهان حضرت ولی عصر (عج) بوده است. /بولتن نیوز

                                                               ***

 

  آیت الله مدرس ،آیت الله بحرالعلوم"قلیان"می کشیدند/آیت الله حائری یزدی اهلچپق بود

 

مرحوم مدرس هم اين عادت را داشت توي حياطش يك فرشي انداخته بود و آنجا مي‌نشست، قليان هم وقتي مي‌خواست پا مي‌شد خودش شروع مي‌كرد درست‌كردن، در اين خلال فرمانفرما وارد مي‌شد.  ايشان مي‌گفت كه قليان را دستش مي‌داد مي‌گفت كه شما آبش را بريز تا من آتشش را درست كنم. فرمانفرما شكست مي‌خورد، تحت تاثير همچو واقع مي‌شد كه مدرس به او گفت تو آب قليان را بريز. وادارش مي‌كرد كه آب قليان را بريزد و من خودم آتش را درست مي‌كنم تا قليان درست بشود/16آذر92 روزنامه جمهوری اسلامی

 

                                                   ***

 

عبدالله مستوفی كه از نزدیك با مدرس آشنا بوده و در خانه وی رفت و آمد می‌نموده است، زندگی مدرس را اینگونه توصیف می‌كند:
«خانه مدرس در آخر كوچه‌ای بن بست بود كه دارای یك اطاق جهت بیرونی (برای ملاقات) و یك اطاق دیگر برای سكونت زن و فرزندش بود.
اطاق بیرونی، همیشه كاهگلی و فرش آن یك دست نمد نازك و میان فرش، گلیم راه راه فرسوده‌ای بود.
یك منقل گلی با دو قوری و یكی دو استكان كوچك با قاشق برنجی پوست پیازی و نعلبكی چینی و كاسه تنباكو و قلیان و دو سه ظرف خاكستر سیگار حلبی برای واردین، اثاثیه اطاق را تكمیل می‌كرد. بله در دسترس سید بزرگوار، یك كوزه بزرگ برای عوض كردن آب قلیان و یك تنگ سفالی برای آب خوردن و یك كاسه بدل چینی هم بود.

 

آیت الله بحرالعلوم هم اهل قلیان بود
آخوند ملا زین العابدین سلماسی از شاگردان و یاران نزدیک سید بحرالعلوم می گوید: ایامی که در جوار خانه خدا نزد سید به خدمت مشغول بودم روزی اتفاق افتاد که در خانه چیزی نداشتیم مطلب را به سید عرض کردم چیزی نفرمود.

 

از عادات جناب بحرالعلوم این بود که صبح اول وقت طوافی دور کعبه می کرد و به خانه می آمد و به اتاقی که مخصوص خودش بود می رفما قلیان تنباکویی برای او میبردیم آن را می کشید و برای هر صنفی بر طریق مذهبش درس می گفت.

 

در آن روزی که ازتنگدستی شکایت کردم چون از طواف برگشت به حسب عادت قلیان را حاضر کردم که ناگهان کسی در را کوبید سید بحرالعلوم بشدت مضطرب شد و به من گفت : قلیان را بگیرد و از اینجا بیرون ببر. آنگاه خود با شتاب به طرف در رفت و آن را باز کرد شخص ‍ بزرگواری در لباس عربی داخل شد و در اتاق سید نشست و سید در نهایت فروتنی و ادب دم در نشست.ساعتی نشستند و با یکدیگر سخن گفتند. آنگاه برخاست و در خانه را باز کرد و دست مهمان را بوسید او را بر ناقه ای که دم در خانه خوابانده بود سوار کرد. مهمان رفت و سید بحرالعلوم با رنگ دگرگون بازگشت و حواله ای به دست من داد و گفت : این حواله ای است برای مرد صرافی که در بازار صفاست نزد او برو و هر چه بر او حواله شده بگیر.
آن حواله را گرفتم و آن را نزد همان مرد که سید سفارش کرد بردم. مرد چون حواله را گرفت به آن نظر نمود و آن را بوسید و گفت : برو چند باربر و کارگر بیاور پس رفتم و چهار باربر آوردم به قدری که آن چهار نفر قدرت حمل داشتند پول آن زمان را برداشتند و به منزل آوردند من فوری برگشتم نزد آن صراف که از حال او و نویسنده حواله جویا شوم که او چه کسی بود وقتی رفتم نه صرافی را دیدم و نه مغازه ای را که دیده بودم. از مغازه صراف پرس و جو کردم گفتند ما اصلا در اینجا دکان صرافی ندیده ایم(1).
پی نوشت:
(1). منتهی الامال ، شیخ عباس قمی ، ج ۲، ص ۵۴۷

     آیت الله حائری یزدی اهل دخانیات بود

حاج شيخ عبدالكريم حائري در اراك بيمار شد و من كه از شاگردان او بودم ، به محضر او حاضر بودم . نشستم و پس از چند دقيقه ، دكتر فضل الله خان ( طبيب معروف شهر ) آمد و پس از معاينه ي فقيه بيمار به او گفت : حال شما خوب است ، اگر چايي و چُپق ، كمتر استفاده كنيد ( و حاج شيخ عبدالكريم ، هم چايي وهم چپق ، بسيار استفاده مي كرد ) . 
حاج شيخ از دكتر فضل الله خان پرسيد : چايي و چپق ، چه عيبي دارد ؟ 
طبيب ، پاسخ گفت : از عمر مي كاهد . 
حاج شيخ گفت : شما به اروپا رفته ايد . آن قوم ، حسابگرند . چايي و چپق ، چه قدر از عمرآدمي مي كاهد ؟ 
طبيب پاسخ داد : مي گويند صدي سي ( 30% ) . 
حاج شيخ گفت : پس اگر قرار باشد من صد سال كه حداكثر عمر آدمي است زندگي كنم ، همين اكنون دو ثلث آن را گذرانده ام و هنگام رحيل و مردن من است . باكي نيست . يك چايي غليظ و چپق تميز ، حاضر كنيد . 
چايي و چپق آوردند و حاج شيخ ، استفاده فرمود . طبيب رفت . آن گاه ، دو تن از عالمان محترم اراك ، به عيادت حاج شيخ ، وارد شدند . حاج شيخ كه مشغول كشيدن چپق بود ، سرحال آمد ./سیدحسن امین سبزواری درمقدمه کتاب "شواهدالنبوه جامی"

منبع:کتاب زمزم عرفان "آیت الله بهجت/نوشته آیت الله ری شهری/ص157و158



 بیشتر

برای تقویت حافظه باید قوه فراموشی را فعال ک

در مورخه : شنبه، 7 بهمن ماه، 1391 موضوع :

 

«بيماري مدرن» گونه ديگري از بيماري‌هاي خاموش
خداحافظ حافظه سلام آلزايمر
گزارشگر : صالح سليماني
 
جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۲۳
زماني كه كارش زياد و برنامه هفتگي او فشرده مي‌شود، دغدغه‌هاي فكري هم به سراغش مي‌آيد. نداشتن قدرت برنامه‌ريزي هم گوشه‌اي از كار را مي‌گيرد و شرايط را سخت‌تر از قبل مي‌كند. بي‌قرار و عجول و كلافه مي‌شود. در شرايط حاد، بي‌اعصاب است و ديگر كمتر توجهي به اطرافش دارد. پيامك مي‌آيد. «پس چي شد؟» آخ! قرار بود ايميل اينترنتي خودش را براي دوستي بفرستد. اين «آخ‌ها» در روز بارها و بارها گفته مي‌شود و در نهايت، او هنوز به دنبال جاي پارك ماشينش است. اگر در لحظه پارك كردن يادش نمي‌آمد كه شارژر موبايل را خانه جا گذاشته، حواس او جمع نام كوچه مي‌شد. در دنيايي كه فراموش كردن بديهي‌هاي زندگي روزمره مانند ساعت ملاقات با دوست خود امر عادي تلقي مي‌شود، به آن «بيماري مدرن» گفته مي‌شود. آيا اين نگران‌كننده است كه ما يادمان نمي‌آيد ديشب شام چه خورديم؟ يا اسم فلان فوتباليست معروف چه بود؟ آيا فراموش كردن ترجمه يك كلمه انگليسي خطرناك است؟ يا اينكه ساعت پخش فوتبال چلسي- منچستر يونايتد چند بود؟ آيا اين... آلزايمر است؟

فراموشي جزئي از يادآوري است
زمان آن رسيده است تا اندكي به فراموشي بها داده شود. اين گفته بن استورم، نويسنده مجله انجمن علوم روانشناسي و استاد دانشگاه ايلينوي شيكاگو است. او مي‌گويد ما نياز داريم تا تجديد نظري در نحوه صحبت كردنمان در مورد فراموشي كنيم و متوجه شويم كه تحت شرايط خاصي، اين فراموشي نقش مهمي را در عملكرد حافظه ايجاد مي‌كند. يك نمونه كوچك «دور زدن» خاطرات قوي نامناسب زندگي‌مان است و در عوض مي‌توانيم تنها آنهايي كه شيرين هستند را به ياد داشته باشيم.
حال، استورم و ساير دانشمندان علوم رواني در تلاش هستند كه متوجه شوند چگونه ذهن ما «چيز‌هايي كه مي‌خواهيم» را در حافظه ذخيره مي‌كند. در يك آزمايش، به شركت‌كنندگان فهرستي از نام پرندگان داده شد و از آنها خواسته شد تا نام نيمي از پرندگان را به خاطر بسپارند. استورم مي‌گويد اين باعث مي‌شود تا آنها نام نيمه ديگر پرندگان را از ياد ببرند. اين ممكن است به نظر بد بيايد، نام اين فراموش كردن است. اما اين تحقيق نشان مي‌دهد كه اين فراموشي در واقع يك چيز خوب است. افرادي كه در فراموش كردن اطلاعات غيرضروري تبحر دارند، در حل مشكلات و به خاطر سپردن يك چيز، آن هم زماني كه ذهن‌شان با مسائل ديگري مشغول است، مهارت دارند. دكتر استورم عقيده دارد اين نشان مي‌دهد كه «فراموش كردن» نقش مهمي را در حل مشكلات و بهبود حافظه ايفا مي‌كند. او مي‌گويد نمونه‌هاي زيادي وجود دارد كه فراموشي در آن به كار مي‌آيد. به فرض مثال، زماني كه شما شماره منزل يا تلفن همراهتان را تغيير مي‌دهيد، آيا واقعاً لازم است كه شماره قبلي را همچنان در حافظه خود نگه داريد؟ يا جاي پارك ماشين‌تان. مهم است كه بدانيد امروز آن را كجا پارك كرديد اما اهميتي ندارد كه به ياد بياوريد آن را ديروز كجا گذاشتيد. ما بايد ياد بگيريم تا حافظه‌مان را به روز كنيم و بتوانيم به چيزهايي كه امروز اهميت دارند اهميت مضاعفي بدهيم. گذشته‌ها را پاك كنيم.

ببخشيد، اسم شما چي بود؟
بسياري از ما آن را تجربه كرده‌ايم. به يك نفر معرفي مي‌شويم و تنها در عرض چند ثانيه نام او را به كلي فراموش مي‌كنيم! به مغزمان فشار مي‌آوريم اما به نظر مي‌رسد كه حتي حرف اول اسم او را هم در خاطر نداريم. در نهايت، عصبي و نااميد به اين فكر مي‌كنيم كه چرا به خاطر سپردن نام آدم‌ها اينقدر برايمان مشكل شده است؟ حتي ممكن است قانع شويم كه اين طبيعت ماست و اينگونه به دنيا آمده‌ايم اما به گفته ريچارد هريس، استاد روانشناسي دانشگاه ايالتي كانزاس، اينگونه نيست. او مي‌گويد لزوماً اين توانايي مغز شما نيست كه قابليت‌تان در به خاطر سپاري نام‌ها را تعيين مي‌كند، بلكه سطح علاقه‌مندي شماست.
برخي از افراد، آن دسته‌اي كه به تعاملات اجتماعي و روابط خود اهميت بيشتري مي‌دهند، انگيزه بيشتري براي به خاطر داشتن افراد دارند. اين به طور مثال شامل حرفه‌هايي مي‌شود كه با سياست در ارتباط است، يا همچنين تدريس كه به خاطر سپردن نام افراد امري ضروري به حساب مي‌آيد اما تنها به اين خاطر كه نام فردي را به ياد نمي‌آوريم دليل نمي‌شود كه حافظه‌مان «تعطيل» يا بد است. ريچارد هريس مي‌گويد تقريباً تمام افراد حافظه بسيار خوبي در يك حوزه خاصي دارند. كليد داشتن اين حافظه خوب علاقه است. هر چه به موضوعي علاقه بيشتري نشان دهيم، به احتمال بيشتري جزئيات آن در ذهن ما نقش مي‌بندد. راهكار ديگر استفاده از نام فرد در مكالمه با او است. با اين وجود، باز هم بهترين راهكار نشان دادن علاقه به تعاملات اجتماعي روزانه خود است.

تا به حال شنيده‌ايد...؟
از اوايل قرن ۲۰ ميلادي تاكنون، بحث بر سر اينكه ما انسان‌ها مي‌توانيم خاطرات ناخواسته را كنترل و عمداً از ياد ببريم داغ بوده است. تا به حال شنيده‌ايد كه مي‌گويند شما فقط آنچه مي‌خواهيد را به ياد خواهيد آورد؟ حال، شواهدي وجود دارد كه نشان مي‌دهد اين گفته تا حدودي صحت دارد و روانشناس محقق، گرد توماس والدهاوزر نشان داده كه اين فرضيات درست هستند. تحقيقات جديد منتشر شده از سوي دانشگاه لوند سوئد نشان مي‌دهد ما مي‌توانيم خودمان را براي فراموش كردن هر چيزي آموزش دهيم. به همان طريقي كه اعمال ارادي‌مان را كنترل مي‌كنيم (مثلاً مغز مي‌تواند به سرعت فرمان دهد كه ليوان آب در حال سقوط را نگيريم)، مي‌توانيم بر حافظه‌مان هم كنترل داشته باشيم.
آزمون والدهاوزر در محيط آزمايشگاهي صورت گرفت كه در آن از داوطلبان خواسته شد تا فراموشي خود را بهبود بخشند و تلاش كنند تا يك‌سري حقايق را از ياد ببرند. به طريق اندازه‌گيري EEG (الكتروانسفالوگرافي: ثبت فعاليت الكتريكي در طول پوست سر)، والدهاوزر نشان مي‌دهد هنگامي كه از انجام يك عمل ارادي (سقوط ليوان آب) خودداري مي‌كنيم، همان بخش‌ از مغز فعال مي‌شود كه در فشار آوردن به حافظه براي به ياد آوردن موضوعي درگير مي‌شود. بنابراين، همان‌گونه كه ما از توانايي بهبود اعمال روزمره خود برخورداريم، مي‌توانيم بر خاطرات‌مان هم تسلط پيدا كنيم و گونه‌هاي ناخوشايند آن را از ياد ببريم. شكست در بازيابي خاطرات ممكن است هميشه چيز خوبي به حساب نيايد. ممكن است ما به طور مثال ترجيح دهيم تا نمونه‌هايي از شكست را در حمايت از وقايع مثبت زندگي‌مان فراموش كنيم.
از اين تا آن، تفاوت بسيار است!
درست مانند بقيه اعضاي بدن انسان، مغز نيز با بالا رفتن سن متحمل تغييرات زيادي مي‌شود. آغاز آن هم در دهه دوم زندگي هر فرد است. مغز انسان شروع به از دست دادن سلول‌هايش مي‌كند و مواد شيميايي كمتري براي فعاليت خود توليد خواهد كرد. با گذشت زمان، اين تغييرات بر نحوه ذخيره و بازيابي اطلاعات تأثير محسوسي مي‌گذارد. آيا مبتلا به آلزايمر مي‌شويم؟ خير. شايد. به طور دقيق مشخص نيست ولي علاوه بر آلزايمر، خطاهاي حافظه‌اي دلايل بسيار ديگري دارند. استرس، خستگي و افسردگي، هر كدام به نوبه خود مي‌تواند باعث مشكلات در حافظه شود و به همين دليل، بيماري آلزايمر در ميان سالمندان شايع است. بازنشستگي، نقل مكان به جايي جديد، از دست دادن يك دوست و ديگر تغييرات عمده در زندگي هم مي‌تواند عوارض عاطفي در پي داشته باشد. به هر حال، هر فراموشي را نمي‌توان به آلزايمر ربط داد. تفاوت زيادي بين فراموش كردن جاي پارك ماشين خود و از ياد بردن شكل ظاهري آن است. درست مثل اينكه ندانيد عينك‌تان را بار آخر كجا گذاشتيد يا به طور كلي، از ياد برده باشيد كه روزگاري عينك هم به چشم مي‌زديد! از نظر انجمن جهاني آلزايمر، اين بيماري ۱۰ علائم هشدار دهنده دارد:
از دست رفتن حافظه
اين يكي از شايع‌ترين نشانه‌هاي اوليه است و بيمار آلزايمري به تدريج اطلاعات بيشتري را فراموش مي‌كند. آلزايمر، هيپوكامپ مغز (بخش عمده‌اي از مغز كه نقش مهمي در تثبيت اطلاعات حافظه كوتاه‌مدت به بلندمدت ايفا مي‌كند) را هدف قرار مي‌دهد و در نتيجه، ‌معمولاً حافظه كوتاه مدت خيلي زود از بين مي‌رود. در اواخر دوره اين بيماري، ساخت و ذخيره خاطرات جديد براي مغز غيرممكن مي‌شود.
طبيعي: فراموش كردن جاي پارك ماشين يا رمز عابر بانك
غيرطبيعي: از ياد بردن نوع ماشين خود يا اينكه به طور كلي عابر بانك چيست(!)
برخورد با مشكل در انجام اعمال روزمره
افراد مبتلا به آلزايمر ممكن است انجام كارهاي هر روز خود را سخت يا حتي غيرممكن بدانند، مانند نوشتن چك يا دستور پخت و پز غذاي مورد علاقه‌شان. با گذشت زمان، اين وظايف به تدريج مشكل‌تر خواهند شد.
طبيعي: فراموش كردن اينكه قصد گفتن چه چيزي را داشتيد
غيرطبيعي: از ياد بردن چگونگي انجام يك كار روزمره
ايجاد مشكلات دستوري و زباني
اين افراد در پيدا كردن كلمه صحيح براي مكالمات خود با ديگران اغلب با مشكل مواجه مي‌شوند و مدام جملات خود را براي يافتن اصطلاحات شناخته شده‌تر تعويض مي‌كنند. لوب تمپورال مغز نقش كليدي را در حافظه، زبان و پردازش‌هاي حسي سطح بالا، مانند درك گفتار ايفا مي‌كند. در ابتداي دوره بيماري، مشكلات در لوب تمپورال موجب مي‌شود تا بيماران كلمات زيادي را از ياد ببرند.
طبيعي: مكث براي يافتن كلمه‌اي در بيان يك داستان
غيرطبيعي: فراموش كردن كلمات يا اصطلاحات روزمره
تعلق نداشتن به زمان و مكان
سردرگمي- اينكه ندانيد كجا هستيد يا ساعت چند است- زماني رخ مي‌دهد كه لوب جداري مغز شروع به تضعيف كند. عواقب آن مي‌تواند براي فرد و اعضاي خانواده بسيار نگران‌كننده باشد.
طبيعي: فراموش كردن اينكه وقت دندان‌پزشكي كدام روز هفته است
غيرطبيعي: گم شدن در محل زندگي خود
داشتن قضاوت‌هاي ضعيف
بيماران تغييراتي را در لوب جلويي مغز- جايي كه رفتارهاي هدفمند و استدلال‌هاي پيچيده برايمان ممكن مي‌شود- تجربه مي‌كنند. اين افراد ممكن است رفتارهاي غيرمنتظره‌اي را بر پايه قضاوت‌هاي ضعيف انجام دهند تا همه چيز عادي پيش نرود.
طبيعي: گاهي قضاوت ضعيفي صورت بگيرد
غيرطبيعي: پوشيدن لباس نامناسب يا اعتماد كردن به يك فرد كاملاً غريبه
مشكلات در «تفكر انتزاعي»
مغز فرد بيمار سلول‌هاي عصبي و سيناپس (ساختاري است كه اجازه مي‌دهد سلول عصبي يك سيگنال الكتريكي يا شيميايي را به سلول عصبي ديگري منتقل كند) كمتري دارد. با گذشت زمان، اين انجام كارهاي ذهني پيچيده را مشكل‌تر مي‌كند. در شرايط حاد، قربانيان اغلب توانايي برنامه‌ريزي و آغاز فعاليت‌هاي پيچيده را از دست مي‌دهند.
طبيعي: برگشت خوردن مدام چك‌هاي بانكي
غيرطبيعي: انجام كارهاي ذهني مانند محاسبات ساده رياضي دشوار شود
قرار دادن اجسام در جاي غيرطبيعي
سيگنال‌هاي شيميايي و الكتريكي مغز با مزاحمت روبه‌رو مي‌شوند كه ابتلا به فراموشي را نتيجه مي‌دهد. اين باعث مي‌شود تا فرد بعضي چيزها را در جاي اشتباه يا عجيب قرار دهد. به عنوان مثال، يك ليوان پر از شير را در حمام رها كند.
طبيعي: گم كردن كيف پول يا دسته كليد
غيرطبيعي: گذاشتن ظرف يخ در كابينت
تغيير در رفتار و اخلاق
هنگامي كه آلزايمر، مركز احساسي مغز را مختل مي‌كند، فرد ممكن است مدام متعجب شود و به بدبيني و طغيان‌هاي عاطفي گرفتار شود. به دليل تغييرات در آميگدال مغز- كه احساسات پايه‌اي مانند ترس و خشم را تنظيم مي‌كند- شخص با شخصيت آرام به طور ناگهان خصمانه و مضطراب رفتار مي‌كند.
طبيعي: كمي ترش‌مزاج و بداخلاق بودن
غيرطبيعي: نوسانات خلقي شديد و ناگهاني كه به افسردگي يا بيماري‌هاي ديگري مربوط نباشد.
تغيير در شخصيت
اين افراد ممكن است تغييرات شخصيتي و نوسانات اخلاقي شديدي را تجربه كنند و كارهاي غير عادي انجام دهند. بسيار مهم است كه به خاطر داشته باشيم اين تغييرات به اختيار فرد بيمار نيست. در همين حال، بيماري كماكان به او حمله خواهد كرد و مغز بيمار را تغيير مي‌دهد.
طبيعي: كم‌حرف يا پرحرف شدن با افزايش سن
غيرطبيعي: سردرگمي شديد، سوءظن، ترس يا وابستگي
از دست دادن ابتكار عمل
در تشخيص بيماري آلزايمر، از بين رفتن كامل ابتكار عمل فرد علامت هشداردهنده‌اي است كه نشانه بروز آلزايمر است. درمان فوري و مراجعه به متخصص مي‌تواند به بيمار در كنترل بهتر رفتار خود كمك كند.
طبيعي: استراحت و اجتناب از قرار ملاقات‌هاي اجتماعي در هنگام خستگي
غيرطبيعي: ساعت‌ها زل زدن به صفحه تلويزيون، خواب بيش از حد و اظهار بي‌تفاوتي به مسائل عاطفي و شادي‌ها.
منابع:
http://www. sciencedaily. com
http://www. pbs. org


 بیشتر

فروش \"فوری\"دیپلم....تا...دکتری در4روز

در مورخه : پنجشنبه، 9 خرداد ماه، 1392 موضوع :

 

فروش دیپلم  تا دکتری  "فوری"

«بدون کلاس و تضمینی ویژه تهرانی‌ها دیپلم رسمی و پیش‌دانشگاهی بگیرید. با ما تماس بگیرید تا مشکل دیپلم‌تان را بدون کلاس و تضمینی حل کنیم.‌» این جملات را در بسیاری از آگهی‌های خیابانی و اینترنتی و حتی پیامک‌های تبلیغاتی می‌شود دید. جملاتی که برای پشت دیپلم مانده‌ها وسوسه‌کننده و جذاب است. آنهایی که سال‌هاست از درس و مدرسه فاصله گرفته‌اند، پشت‌شان باد خورده و حالا دنبال راه‌حلی ساده برای اخذ مدرک دبیرستان می‌گردند. بدون کلاس، بدون دردسر. اما همین چند روز پیش بود که یکی از مسئولان آموزش‌وپرورش از برخورد با موسسات صدور دیپلم فوری صحبت کرد و اعلام کرد با این موسسات برخورد شده است. موسساتی که به سادگی به داوطلبان دیپلم می‌دهند و در واقع مدرک را به آنها می‌فروشند. گرچه بسیاری از آنها می‌گویند با مدارسی در ارتباطند و مدرک تحصیلی رشته‌های مهارتی را از طریق این مدارس اخذ می‌کنند، این مسئول آموزش‌وپرورش گفته است هیچ یک از مراکز مهارتی مدرسه آموزش از راه دور نیست و در مدارس آموزش از راه دور دیپلم فوری صادر نمی‌شود. سراغ موسسات صدور دیپلم فوری رفتیم تا از شرایط دریافت یک مدرک آسان تحصیلی مطلع شویم.

دیپلم با تخفیف و اقساط

یکی از وبلاگ‌هایی که برای گرفتن دیپلم فوری طراحی شده در پست آخرش با تیتر «تا اجباری نشده زودتر دیپلم بگیرید» نوشته: «آیا شما دوست عزیز از جمله افرادی هستید که در یک شرکت، کارخانه یا اداره کار می‌کنید؟ یا در بازار و صنعت و تولید مشغول خدمت‌رسانی هستید؟ خبر دارید که در بسیاری از شرکت‌ها و کارخانجات داشتن دیپلم برای کارکنان اجباری شده و بدون ارائه دیپلم در زمانی کوتاه به کارفرما شخص باید جایش را به افراد دیپلمه بدهد و دنبال شغل دیگری برای خود و خانواده‌اش باشد؟ یا حتی برای بسیاری کارها مثل جواز کسب و بسیاری از مجوزها هم شما باید یک دیپلم را در مدارک خود ارائه کنید؟ ‌ حتی بسیاری از اضافه حقوق‌ها یا ترفیع افراد به پست‌های بالاتر در شغل‌شان منوط به داشتن حداقل یک مدرک دیپلم است؟ پس شما زحمتکش عزیزی که سال‌ها برای کارفرما کار کرده‌ای فرصت را از دست ندهید و اجازه ندهید تا بخشنامه لزوم داشتن دیپلم در شرکت شما صادر شود تا آن‌وقت با عجله و نگرانی شدید به فکر گرفتن دیپلم بیفتید.‌»
این وبلاگ راهکار مشکل کارمندان بدون دیپلم را این طور توضیح داده: «با ما تماس بگیرید تا ظرف چهار تا 1۶ ماه به آسانی با کمک مؤسسه ما دیپلم بگیرید. مشاوره رایگان است پس شما چیزی از دست نمی‌دهید. اصلاً به خود نگویید که سن شما بالا رفته یا درس‌های قبل یادتان رفته و نمی‌توانید چیزی یاد بگیرید. ما رشته آسانی برای‌تان در نظر می‌گیریم.‌»

گرافیک و کامپیوتر از رشته‌هایی است که این وبلاگ برای گرفتن دیپلم سریع و آسان روی آن مانور می‌دهد. با مسئول این مؤسسه تماس می‌گیرم و خودم را دانش‌آموز ترک تحصیلی متولد سال 65 معرفی می‌کنم که چند سال است از درس و مدرسه فاصله گرفته‌ام و موفق نشده‌ام دیپلم بگیرم. می‌گوید: «شما الان شرایط آسانی برای کار و دانش داری. با گرفتن یک مهارت می‌توانی سریع و راحت مدرک دیپلم بگیری.‌»

از او می‌پرسم در رشته علوم انسانی چطور می‌توانم دیپلم بگیرم؟ می‌گوید: «در رشته خودت نمی‌توانی چون امتحانات شاخه نظری نهایی است. در این رشته بعید به نظر می‌رسد برای شما شدنی باشد، ولی در شاخه کار و دانش آسان است. مشکلی نداری. مدرسه نمی‌روی و فقط در مؤسسه یک مهارت می‌گیری. این مهارت 43 واحدی را در مدرسه پاس می‌کنی. مهارت‌ها هم متنوع است؛ از خیاطی و معرق داریم تا گرافیک رایانه. ما پیشنهادمان گرافیک رایانه است که به‌راحتی چند ماهه تا پاییز امسال می‌توانی مدرکش را بگیری.‌»

او درباره هزینه گرفتن دیپلم کار و دانش می‌گوید: «هزینه‌اش مصوب است. البته همه رقم دارد. برای گرافیک رایانه مبلغش یک میلیون و 700 هزار تومان است که ما به بچه‌های خودمان 300 تومان تخفیف داده‌ایم و یک میلیون و 400 هزار تومان می‌گیریم. موسسات بیرون تا 2 میلیون تومان هم می‌گیرند. البته اینجا بعضی از بچه‌ها اقساطی ماهی 300-200تومان می‌آورند و همه را یکجا نمی‌پردازند.‌»

مدارک لازم برای دیپلم فوری یک کپی شناسنامه، کارت ملی، همه مدارک تحصیلی و شش قطعه عکس است به اضافه 400 هزار تومان هزینه پیش ثبت‌نام. مسئول مؤسسه توصیه می‌کند تا ظرفیت تکمیل نشده فوری ثبت‌نام کنم چون این مؤسسه 100 نفر ظرفیت دارد و تا الان 85 نفر ثبت‌نام کرده‌اند. از او می‌پرسم همیشه تعداد داوطلبان دیپلم فوری این قدر زیاد بوده؟ می‌گوید: «بله. موسسات دیگر هم همین‌طور است. تقاضا در این رشته‌ها برای بزرگسالان خیلی زیاد است.‌»

او توضیح می‌دهد با این مدرک می‌توانم در کنکور شرکت کنم و روال کار کاملاً قانونی است چرا که مدرک کار و دانش آموزش‌وپرورش است و در نهایت از یک مدرسه برایم صادر می‌شود. در توضیح بیشتر اضافه می‌کند: «من خودم شما را به مدرسه دولتی معرفی می‌کنم. مهارت ما به اضافه درس‌هایی که قبلا پاس کردی را به مدرسه می‌دهی. آنها استعلام می‌گیرند و 43 واحد درس‌های تخصصی در دیپلم پاس می‌شود و مدرسه به شما دیپلم می‌دهد. این کار قانونی است. ما زیر نظر وزارت ارشاد هستیم. اگر کسی بگوید من خودم به شما دیپلم می‌دهم این غیرقانونی است.‌»

ارائه سوال‌ و جواب‌های امتحان

مسئول یک مؤسسه دیگر در گوهردشت کرج درباره شرایط گرفتن دیپلم فوری می‌گوید: «ما هفته‌ای سه جلسه کلاس داریم که هر جلسه سه ساعت است. رشته‌ات می‌شود گرافیک کامپیوتر. اگر درس عمومی داشته باشی داخل مدرسه‌مان ثبت‌نامت می‌کنیم. سال سوم هم در آموزشگاه‌ خودمان است.‌»

توضیح می‌دهم که درسم را سال دوم دبیرستان رها کرده‌ام. منشی شرکتی در تهران هستم و امکان حضور سر کلاس‌ها را ندارم. این شرطم هیچ مشکلی برای گرفتن دیپلم ایجاد نمی‌کند: «حداقل ماهی سه بار یک ساعت سر کلاس بیا و برو. امتحانات همه تستی است و قبلش سوال و جواب را به شما می‌دهیم. بنابراین راجع به قبولی نگران نباشید.‌»

دیگر دلیل وجود ندارد که دیپلم را نگیرم. قول سوال و جواب امتحان را هم همین جا گرفته‌ام. اما محتوای سوال‌ها چیست؟ «سوال‌های ما در حد فولدر باز کردن و بک‌گراند عوض کردن است و کمی هم فوتوشاپ. خیلی ساده است.‌» هزینه گذراندن یک سال و نیم باقی مانده مدرسه‌ام با سه جلسه نصفه کلاس و شرکت در یک امتحان لو رفته، یک میلیون و 200 هزار تومان است که با 300 تومان پیش‌پرداخت و ماهی 100 تومان اقساط جور می‌شود.

مسئول مؤسسه درباره اعتبار این مدرک می‌گوید: «ما هم زیر نظر وزارت ارشاد هستیم و هم آموزش‌وپرورش. وقتی از نزدیک آمدی می‌توانی شماره ثبت آموزشگاه را ببینی و خیالت راحت شود. رشته‌ای که ما مدرکش را می‌دهیم نیازی به کنکور و پیش دانشگاهی ندارد و اگر خواستی دانشگاه بروی می‌توانی علمی کاربردی شرکت کنی که پیش دانشگاهی نمی‌خواهد. برای شما که شاغل هستی انتخاب علمی کاربردی خیلی خوب است و شرایطت را درک می‌کنند.‌»

دیپلم برای کم‌استعدادها

بسیاری از موسسات دیگر هم در تبلیغات خود روی ساده بودن و حتمی بودن اخذ مدرک دیپلم فوری تأکید دارند. مجتمع فنی حرفه‌ای. . . گرفتن دیپلم رسمی برای شاغلان را آگهی کرده و قیمت را توافقی اعلام کرده است. این مجتمع هم روی رشته‌های کامپیوتر و گرافیک تأکید کرده و مدرک‌ها را ویژه سیكلی‌ها، دیپلم ردی‌ها و تغییر رشته‌ای‌ها معرفی می‌کند. در ضمن بسیاری از واحدهایی كه دیپلم ردی‌ها قبلا گذرانده‌اند می‌تواند پذیرفته شود تا زودتر مدرك بگیرند. رشته‌های ساده برای متقاضیان به این شکل اعلام شده است: «گرافیك كامپیوتر، طراحی صفحات وب، چهره‌سازی (نقاشی)، مدیریت خانواده (مخصوص خانم‌های خانه‌دار)» و بعد تأکید شده که: «شماره 3و4 رشته‌های واقعاً ساده‌ای هستند كه كم‌استعدادترین افراد هم می‌توانند در مدت كوتاهی از آنها به راحتی دیپلم بگیرند. این فرصت طلایی را از دست ندهید.‌»

مؤسسه علمی- آموزشی... با ادعای وابسته بـه وزارت آموزش‌وپرورش، با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم دیپلم فوری صادر می‌کند. خدمات این مؤسسه شامل این موارد است: دیپلم رسمی آموزش‌وپرورش قابل استعلام و قابل ادامه تحصیل، پیش دانشگاهی ریاضی، پیش دانشگاهی تجربی،پیش دانشگاهی انسانی در دو ماه، دیپلم ریاضی، دیپلم تجربی، دیپلم انسانی، دیپلم الهیات و معارف اسلامی، دیپلم حسابداری، دیپلم کلیه رشته‌های کار و دانش، دیپلم کلیه رشته‌های فنی حرفه‌ای، دیپلم گرافیک، دیپلم معماری، دیپلمIT، دیپلم کلیه رشته‌ها در دو ماه، کسب قبولی در کلیه امتحانات و واحدهای باقی مانده کشوری در یک ماه، اخذ مدرک دیپلم رسمی و پیش دانشگاهی همراه با ریز نمرات و قابلیت ادامه تحصیل، مدرک قابل ترجمه برای ادامه تحصیل در خارج از کشور تقریباً هیچ‌گونه دیپلمی نیست که این مؤسسه نتواند تأمین‌اش کند.

فقط سر امتحان حاضر شوید

با مؤسسه‌ دیگری در خیابان پیروزی تماس می‌گیرم. سایت مؤسسه شیک‌تر و طراحی‌ شده‌تر از مؤسسه‌های دیگر است. با توجه به بوروکراسی اداری و دریافت شماره تماس من برای پیگیری مشاور، امید زیادی به پذیرش خواسته‌ام یعنی حضور نداشتن در کلاس‌ها ندارم. به نظر می‌رسد در این مؤسسه روال اداری و قانونی حاکم باشد و الزام سفت و سختی برای حضور در کلاس‌ها و گذراندن دوره‌ها وجود داشته باشد. باز هم دل به دریا می‌زنم و برای مشاور از میزان نفرتم از درس و مدرسه و عدم تمایل به شرکت در کلاس‌ها و بی‌استعدادی‌ام در تحصیل می‌گویم. خیلی راحت‌تر از آنچه انتظار داشتم مسئله حل می‌شود. مسئول مؤسسه می‌گوید می‌توانم بدون شرکت در هیچ کلاسی فقط با غیبت نکردن سر جلسه امتحان دیپلم بگیرم. می‌پرسم بدون شرکت در کلاس چطور می‌توانم امتحان بدهم؟ می‌گوید: «من شرایطی فراهم می‌کنم که شما قبول شوید.‌»

این امکانات گسترده برای دریافت دیپلم فوری در شرایطی فراهم است که نهم خرداد ماه مدیر آموزش از راه دور آموزش‌وپرورش گفت: «برخی از مراکز مهارتی برای جذب مشتری از تبلیغاتی مانند «دیپلم فوری» استفاده می‌کنند که از طریق دستگاه قضایی با این مراکز برخورد کردیم.‌» باوجود این گفته، هنوز مراکز مختلفی برای صدور دیپلم فوری فعالیت می‌کنند.

گودرز شاهمرادی در گفت‌وگو با مهر تأکید کرده بود: «جعل مدارک تحصیلی خارج از نظام آموزش‌وپرورش صورت می‌گیرد و به مدرسه و آموزش‌وپرورش ارتباطی ندارد. ما تقاضای رسیدگی جدی از سوی قوه قضاییه در این مورد را داریم.‌» با این حال این موسسات مدعی هستند مدرک‌شان از طریق مدارس آموزش‌وپرورش صادر می‌شود و رسمیت دارد.

این مسئول گفته است هیچ یک از مراکز مهارتی مدرسه آموزش از راه دور نیست و در مدارس آموزش از راه دور دیپلم فوری صادر نمی‌شود و دانش آموزان باید به سختی مراحل را طی کنند تا دیپلم بگیرند. اما شواهد نشان می‌دهد اغلب موسسات به سادگی نسبت به شرکت نکردن داوطلبان دیپلم فوری در کلاس‌ها رضایت می‌دهند و تنها شرکت در جلسه امتحان برای اخذ مدرک از آنها کافی است. آن هم امتحانی که در بعضی موسسات سوالاتش از پیش مشخص و لو رفته است.

آگهی‌های دیپلم فوری به همان سادگی و وفور آگهی‌های مقاله آی‌اس‌آی و پایان‌نامه در خیابان‌های منتهی به دانشگاه‌ها دیده‌ می‌شود. پایان‌نامه‌های تقلبی‌ای که رییس‌جمهور در موردشان سخن گفت و وزارت علوم قول برخورد جدی با خاطیان را داد اما همچنان مشغول نوشته شدن‌ هستند. سرنوشتی که شاید در انتظار دیپلم‌های فوری هم باشد.21خرداد94فرصت

                                                                                 ***

دکترا 7 و فوق لیسانس 2.5 میلیون تومان؛

۴روزه فوق لیسانس و ۶ روزه دکترای مدیریت بگیرید! (+سند)

پدیده فروش «مدرک» در ایران البته کم سابقه نیست. پیش از این نیز برخی از موسسات رسمی مدعی اعطای مدرک در ازای دریافت مبالغ سنگین و گذراندن دوره های کوتاه شده اند.

یک موسسه آموزشی در شهر مشهد اعلام کرده است که به متقاضیان مدرکMBA و مدیریت پیشرفته در عرض ۴ الی ۸ روز مدرک کارشناسی ارشد و دکترا اعطا می کند
 
 موسسه آموزش عالی امین که مدعی است تحت نظارت وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری فعالیت می کند با ارائه لیستی از تعرفه‌ها در ازای دریافت رقم های میلیونی، ارائه مدارک مورد تایید این وزارت خانه را تضمین کرده است.

این موسسه همچنین مدعی است که می تواند با دریافت مبالغ بیشتری، برای متقاضی رزومه سازی نیز بکند. متقاضیان با پرداخت 15 میلیون تومان می توانند کتابی ۲۴۰ صفحه ای با نام خود و شماره ثبت کتابخانه ملی از این موسسه دریافت نمایند و بر اعتبار علمی! خود بیفزایند
 
گفتنی استMBA شاخه‌ای از رشته های مدیریت است که تنها در سطح تحصیلی فوق لیسانس و آن هم از مراکز معتبر آموزش عالی دریافت می شود و این در حالی است که مسئولان وزارت علوم پیشتر عنوان کرده بودند مدرکDBA در دانشگاه های ایران اعطا نمی شود
 
پدیده فروش «مدرک» در ایران البته کم سابقه نیست. پیش از این نیز برخی از موسسات رسمی مدعی اعطای مدرک در ازای دریافت مبالغ سنگین و گذراندن دوره های کوتاه شده اند
  
به نظر می رسد با توجه به گسترش چنین موسساتی، ورود وزارت علوم و سایر دستگاه‌های نظارتی ذی ربط براساس آیین نامه های اجرایی بیش از پیش لازم باشد.

کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر

 
کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر

 
کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر
24شهریور94عصرایران بنقل ازبه گزارش خبرنگار «نظر»

کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر

                                                                      ***

خانه مشاور:درهمین رشت ما دریکی ازکوچه های فلکه گاز-بالای ساختمان یک آموزشگاه تابلویی نصب شده "دیپلم فوری" که میشودگفت درحقیقت فروش فوری دیپلم است

 



 بیشتر