آمار کاربران

google plus

آمار

نظرسنجی

نظر شما درباره سایت

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترین سایته
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 169
نظرات : 1

پیراسته فر

اسامی 28کشوراتحادیه اروپایی/پیمان شنگن

در مورخه : يكشنبه، 22 آبان ماه، 1390 موضوع :

کشورهای اتحادیه اروپا/پیمان شنگن

 

اسامی کشورهای اروپایی
کشور پایتخت
 اتریش وین
Flag of Belgium.svg بلژیک بروکسل
 بلغارستان صوفیه
 قبرس نیکوزیا
 جمهوری چک پراگ
 دانمارک کپنهاگ
 استونی تالین
 فنلاند هلسینکی
 فرانسه پاریس
 آلمان برلین
 یونان آتن
 مجارستان بوداپست
 ایتالیا رم
 لتونی ریگا
 لیتوانی ویلنیوس
 لوکزامبورگ لوکزامبورگ
 مالت والتا
 هلند آمستردام
 لهستان ورشو
 پرتغال لیسبون
 رومانی بخارست
 اسلواکی براتیسلاوا
 اسلوونی لیوبلیانا
 اسپانیا مادرید
 سوئد استکهلم
 کرواسی زاگرب
 

تا پيش از معاهده شنگن، شهروندان كشورهاي اروپايي غربي مي توانستند با ارائه كارت هاي شناسايي ملي و يا گذرنامه هاي خود در پست هاي مركزي، به كشورهاي همسايه سفر كنند اما اتباع بسياري از كشورها براي ورود به هر يك از كشورهاي اروپايي نيازمند ويزاي جداگانه بودند و اگر در سفر خود مثلاً ديدار از پنج كشور اروپايي را گنجانده بودند به پنج ويزاي مجزا ياز داشتند. استقرار شبكه اي گسترده از پست هاي مرزي در سراسر قاره اروپار به اختلال در تردد، و تحميل ضرر و زيان به هر دو صنف گردشگري و بازرگاني مي انجاميد. پس از معاهده شينگن و با تصويب قوانين جديد، اتباع غير اروپايي (خارجي از حوزه اتحاديه اروپا و كشورهاي مشترك المنافع مشتق شده از شوروي سابق) براي ورود به منطقه شينگن كافي است به سفارتخانه ها و كنسول گري هاي اعضاي شنگن را دريافت كنند. اين ويزا به افراد اجازه تردد در تمام نواحي تحت پوشش شينگن را بدون ناز به ارائه ويزاي جداگانه و بازرسي هاي مرزي مي دهد. پيمان شنگن: پيمان شنگن قراردادي است كه در 14 ژوئن سال 1985 ميلادي جهت ورود آزاد ساكنين كشورهاي اروپايي بدون نياز به ويزا و كاهش مشكلات رفت و آمد آنها از جمله بر چيده شدن مرزها و ايستگاههاي بازرسي مرزي، در عرشه كشتي پرنس ماري آستريد روي رودخانه ماسل نزديك شهري به نام شنگن در لوكزامبورگ – مرز بين فرانسه و آلمان – به امضاي 5 كشور آلمان، فرانسه، هلندف بلژيك و لوكزامبورگ رسيد و در 3 اكتبر سال 1990 ميلادي پس از اتحاد آلمان شرقي و غربي، مجدداً با امضاي آلمان متحد تكميل گرديد.

کشورهاي عضو محدوده شنگن عبارتند از 28 كشور:

آلمان، فرانسه، ايتاليا، اسپانيا، پرتقال، هلند، بلژيك، لوكزامبورگ، سوئد، نروژ، فنلاند، دانمارك، ليتواني، لتوني، لهستان، مجارستان، اتريش، استوني، اسلواكي، اسلواني، چك، ايسلند، مالت و يونان. انگلستان و ايرلند جنوبي

 در سال 2009 ميلادي چهار كشور قبرس، بلغارستان، روماني و سوئيس به طور كامل مفاد اين پيمان را قبول كرده اند و رسماً وارد شنگن شده اند.

. امضاي اين معاهده در حقيقت مسير را براي ايجاد منطقه شنگن هموار كرد. در ادامه، يك سند مكمل با عنوان كنوانسيون شنگن براي مشخص كردن و اجراي قوانين شنگن تهيه شد كه پس از مدتي جايگزين سند اوليه شد و به ترتيب زماني زير توسط اين كشورها به امضاء رسيد:

14 ژوئن 1985 (نسخه اوليه) : بلژيك، فرانسه، آلمان غربي، لوكزامبورگ، هلند. 3 اكتبر 1990 : اتحاد دو آلمان و امضاء مجدد اين كشور به عنوان كشوري واحد.

27 نوامبر 1990 : ايتاليا 25 ژوئن 1992 : پرتغال، اسپانيا 6 نوامبر 1992 : يونان 28 آوريل 1995 : اتريش 19 دسامبر 1996 : دانمارك، فنلاند، ايسلند، نروژ و سوئد 1 مه 2004 :‌ قبرس، چك، استوني، مجارستان، لايوتا، ليتواني، مالت، لهستان، اسلواكي، اسلوني 26 اكتبر 2004 :‌ سوئيس 1 ژانويه 2007 :‌ بلغارستان، روماني كشورهاي عضو اتحاديه اروپا (27 كشور) را نبايد با كشورهاي محدود شنگن (28 كشور) اشتباه نمود!

كشورهاي عضو اتحاديه اروپا شامل 27 كشور يعني 24 كشور از محدوده شنگن (بجز نروژ و ايسلند) بعلاوه 3 كشور روماني، انگلستان و ايرلند مي باشند، بهمين دليل ويزاي ساكنين و اتباع اين سه كشور جهت ورود به منطقه شنگن بي اعتبار است و اين افراد بايد هنگام ورود و خروج از كشورهاي محدوده شنگن مورد كنترل مرزي قرار بگيرند.

 واحد پولي يورو در حال حاضر تنها در 15 كشور اروپايي استفاده مي شود كه شامل بلژيك، قبرس، فنلاند، فرانسه، آلمان، هلند، مالت، لوكزامبورگ، ايتاليا، اسپانيا، اتريش، يونان، اسلواني، ايرلند و پرتغال مي شود

. كشورهاي نظير ليختن اشتاين، كرواسي، صربستان، مقدونيه، اوكراين، مولداوي و آندورانه عضو اتحاديه اروپا هستند و نه عضو اتحاديه اروپا هستند و نه عضو محدوده شنگن پس براي ورود به اين كشورها نياز به ويزاي جداگانه داريد و ساكنين و متعاقباً اتباع اين كشورها نيز براي ورود به ساير كشورهاي اروپايي نياز به ويزاي شنگن دارند.

***

اسامی کشورهای اروپایی
کشور پایتخت
 اتریش وین
Flag of Belgium.svg بلژیک بروکسل
 بلغارستان صوفیه
 قبرس نیکوزیا
 جمهوری چک پراگ
 دانمارک کپنهاگ
 استونی تالین
 فنلاند هلسینکی
 فرانسه پاریس
 آلمان برلین
 یونان آتن
 مجارستان بوداپست
 ایتالیا رم
 لتونی ریگا
 لیتوانی ویلنیوس
 لوکزامبورگ لوکزامبورگ
 مالت والتا
 هلند آمستردام
 لهستان ورشو
 پرتغال لیسبون
 رومانی بخارست
 اسلواکی براتیسلاوا
 اسلوونی لیوبلیانا
 اسپانیا مادرید
 سوئد استکهلم
 کرواسی زاگرب
 

حذف رومینگ موبایل +اینترنت رایگان دراروپا

از سال آینده میلادی، اتحادیه اروپا شبکه اینترنتیی بی‌سیم (وای فای) را به طور رایگان در سراسر شهرهای اروپا گسترش خواهد داد.
 
به گزارش ایرنا، اتحادیه اروپا در نظر دارد برای اجرایی کردن این پروژه بزرگ، یکصد و 20 میلیون یورو هزینه کند. بر اساس پیش بینی های انجام شده، قدم های اولیه برای این پروژه همگانی از ابتدای سال 2018 برداشته می شود و کشورهای عضو اتحادیه اروپا هر کدام مبلغی را در بودجه سالیانه خود برای این مهم در نظر گرفته اند. 
 
هدف از اجرایی این طرح این است که کم کم در همه اماکن عمومی اروپایی مثل پارک‌ها، بیمارستانها یا کتابخانه‌ها شبکه وای.‌فای عمومی به طور رایگان در اختیار همه باشد.
 
یکی از نمایندگان اتحادیه اروپا در این باره گفت: این تصمیمی بزرگ است که به زودی عملی می شود. معمولاً پرسیده می‌شود که اتحادیه اروپا برای مردمش چکار می‌کند. این اقدام یکی از تصمیم‌های اتحادیه برای ارائه خدمات به همه مردم است.
 
بر اساس این گزارش، دو ماه قبل (١5 ژوئن)، هزینه 'رومینگ' هم برای اروپائیان حذف شد. بدین ترتیب شهروندان اروپایی می‌توانند در هر یک از ٢٨ کشور عضو اتحادیه اروپا، بدون پرداخت هزینه اضافه، با تلفن موبایل خود تماس بگیرند یا پیامک بفرستند یا به اینترنت موبایل خود متصل شوند. برخی کشورهای اروپایی که عضو اتحادیه نیستند مانند نروژ و ایسلند نیز همین سیاست را به اجرا می‌گذارند. پیشتر کسی که به عنوان مثال یک خط تلفن در فرانسه داشت و به هلند سفر می‌کرد ناچار بود که هزینه 'رومینگ' گزافی بپردازد.
 
گسترش شبکه فراگیر و رایگان وای‌.فای و حذف هزینه 'رومینگ'، نتیجه سیاست‌های دراز مدت اتحادیه اروپا در جهت گسترش عمومی ارتباطات و یکی از مهمترین وعده های مقامات این اتحادیه است./۲۱ شهريور ۱۳۹۶عصرایران


 بیشتر

ابوعلی سینا،شرح کامل زندگینامه

در مورخه : شنبه، 22 بهمن ماه، 1390 موضوع :

زندگینامه ابوعلی سینا/روزهاوزارت،شبهاکتابت
شيخ الرئيس حجة الحق ، شرف الملك ، امام الحكماء ابو علي حسين بن عبدالله بن حسن بن علي معروف به ابن سينا سال 370  در افشه يا خُرميثـَن متولد شد .
کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر
پدرش اهل بلخ بود و  در دوره فرمانروايي نوح بن منصور، پادشاه ساماني، كارگزار روستاي خرميثن شد. مادرش، ستاره، از مردم اَفشَنه -  روستايي نزديك خُرميثَن -  بود. پس از چند سال، خانواده عبدالله به بخارا رفت . ابوعلي در آنجا به آموختن زبان عربي و قرآن و ادبيات پرداخت. منطق و مقدمات رياضي را، درخانه، نزد ابوعدالله ناتلي آموخت، اما در علوم طبيعي و پزشكي استادي نداشت و از راه خود آموزي اين دانش ها را فرا گرفت. پس از اندك زماني، در پزشكي چنان شهرت يافت كه پزشكان مشهور به شاگردي نزد او مي آمدند .  وي در ده سالگي حافظ  قرآن كريم شد و نزد ابوعبدلله ناتلي منطق و هندسه و نجوم آموخت . هفده ساله بود كه براي درمان بيماري نوح بن منصور دعوت شد و او را درمان كرد. به پاداش اين خدمت اجازه يافت تا در كتابخانه سلطنتي به مطالعه بپردازد . بر اثر مطالعه كتابهاي كم نظيري كه در اين كتابخانه بود به آگاهيهاي تازه اي در زمينه پزشكي و فلسفه دست يافت.

ابن سینا یا پورسینا حسین پسر عبدالله زاده در سال ۳۷۰ هجری قمری و در گذشته در سال ۴۲۸ هجری قمری، دانشمند و پزشک و فیلسوف بود. نام او را به تفاریق ابن سینا، ابوعلی سینا، و پور سینا گفته‌اند. در برخی منابع نام کامل او با ذکر القاب چنین آمده: حجة‌الحق شرف‌الملک شیخ الرئیس ابو علی حسین بن عبدالله بن حسن ابن علی بن سینا البخاری. وی صاحب تألیفات بسیاری است و مهم‌ترین کتاب‌های او عبارت‌اند از شفا در فلسفه و منطق و قانون در پزشکی.
ابن سينا دردوران كودكي و نوجواني در خانه شاهد بحث ها و گفتگوهاي پدر و برادر بزرگش در زمينه موضوعات اعتقادي، مذهبي و فلسفي بود. ابوعبيد جوزجاني، يكي از شاگردان و نزديكان او، در زندگينامه ابن سينا، از زبان او مي نويسد: " پدرم به دعوت يكي از داعيان اسماعيليه به آن مذهب گرويد. برادرم نيز اين مذهب را پذيرفته بود. من بيشتر وقتها به بحث هايي كه ميان آنها در مي گرفت گوش مي دادم. آنچه آنها مي گفتند درك مي كردم، ولي دل من بر آن قرار نمي گرفت، هر چند كه مرا نيز به آن كيش مي خواندند . شايد يكي از عواملي كه ابن سينا را به پژوهش درباره عقيده ها و انديشه هاي گوناگون فلسفي و علمي علاقه مند كرد همين شيوه تربيت او در دوره خردسالي بود.
ابن سينا در بيست و دو سالگي پدرش را از دست داد. در اين هنگام، بر اثر ضعف دولت ساماني ، بخارا دچار آشفتگي شده بود. ابن سينا از بخارا به خوارزم رفت. خوارزم در آن زمان مركز دانشمندان وپژوهشگران بود و اميران آن سرزمين كه از خاندان مأمونيان بودند، دانشمندان را گرامي  مي داشتند. ابن سينا نيز از بزرگداشت و توجه آنها برخوردار شد و مدتي به آسايش خاطر در آنجا به كار و پژوهش پرداخت. اما خوارزم، پس از چندي ، به تصرف محمود غزنوي در آمد و دانشمندان از آنجا پراكنده شدند. بعضي از آنها به دعوت محمود به غزنه، پايتخت غزنويان، رفتند. ابن سينا كه با خشونت محمود در سياست و مذهب مخالف بود، دعوت او را نپذيرفت و از بيم جان از خوارزم گريخت. پس از اقامت كوتاهي در چند شهر، به جرجان رفت. نوشتن كتاب " قانون " را دراين شهر آغاز كرد. يك سال بعد، از آنجا به ري و قزوين و سپس نزد شمس الدوله ديلمي، فرمانرواي همدان، رفت. بيماري قولنج شمس الدوله را درمان كرد و وزارت او را پذيرفت. ابن سينا در همين دوره، كه سرگرم كارهاي سياسي و اداري بود، به نوشتن كتاب " شفا "  پرداخت. پس از مرگ شمس الدوله، جانشين او ، ابن سينا را چهار ماه زنداني كرد. ابن سينا در زندان رساله اي عرفاني، به نام " حَي بن يَقظان " ، و كتابي در پزشكي، به نام " قولنج " ، و چند رساله ديگر نوشت. پس از رهايي از زندان، چندي گوشه گير و نيمه پنهان در خانه دوستانش زندگي كرد. سپس، پنهاني همراه شاگردش، ابوعبيد جوزجاني، و برادر خود به اصفهان رفت. دراصفهان با استقبال علاءالدوله كاكويه، فرمانرواي اصفهان، رو به رو شد و چهارده سال دراين شهر در آرامش زندگي كرد. دراين سال ها كتاب هاي ناتمام خود را به پايان رساند و كتاب هاي تازه اي در زمينه فلسفه، رياضي و موسيقي نوشت . در حمله مسعود غزنوي به اصفهان، براي برانداختن فرمانروايي علاءالدوله، خانه ابوعلي  تاراج شد و بعضي از نوشته هاي او از ميان رفت. اما ابن سينا تا پايان عمر در دستگاه علاءالدوله باقي ماند و سرانجام در سال 428 سفري كه با علاءالدوله به همدان مي رفت، در راه بيمار شد و در پنجاه و هشت سالگي در گذشت و آرامگاه وي در همان جا برپا گرديد  .
زندگينامه ابن سينا، نوشته ابوعبيد جوزجاني، دردست است. بخشي از اين زندگينامه از زبان ابوعلي سينا بازگو شده است و بخشي از آن خاطرات جوزجاني درباره اوست.
ابن سينا نخستين فيلسوف در ايران و جهان اسلام است كه كتابهاي منظم و كاملي درباره فلسفه نوشته است. دو فيلسوف بزرگ يوناني، ارسطو و فلوطين، و فارابي، فيلسوف بزرگ ايراني، در شكل دادن به فلسفه ابن سينا تاثير بسيار داشته اند ابن سينا، بيش از همه، از فلسفه ارسطو بهره گرفته است ؛ او انديشه هاي فلسفي ارسطو و پيروان اين فيلسوف يوناني را در كتاب " شفا "  گرد آورد. ارسطو معتقد بود كه به ياري عقل و استدلال مي توان به حقيقت دست يافت. ابن سينا نيز در فلسفه خود از همين روش پيروي كرد. با اين همه، او در فلسفه ديدگاهي نو داشت كه تا اندازه اي با فلسفه ارسطو متفاوت بود. ابن سينا فيلسوفي بود داراي استقلال فكر. تأثير انديشه هاي فلسفي يونان در او چنان نبود كه او را بازگو كننده ساده اين عقيده ها بشناسيم. ابن سينا به الهيات اسلامي توجه داشت و كوشش كرد تا انديشه هاي اسلامي را در فلسفه خود وارد كند. در ان زمان، ابن سينا، درباره پيدايش جهان، با دو انديشه فلسفي و ديني روبه رو بود: يكي آن كه جهان ، آغاز زماني ندارد، ديگر آن كه جهان سرآغازي داشته است و خداوند در زمان معيني آن را از نيستي به هستي آورده است. ابن سينا در برابر اين دو عقيده ، انديشه اي نو بيان داشت. او گفت كه جهان درآغاز از وجود خداوند صادر شده است. اوگفت كه نمي توان تصور كرد كه آفرينش جهان از لحاظ زماني با خداوند فاصله داشته باشد. با اين همه، گروهي او را به سبب بيان اين عقيده" كافر" خواندند.
آثار بزرگ فلسفي ابن سينا كتاب هاي " شفا " ، " نجات " ، " دانشنامه علايي " ، و " اشارات "  است، ولي در ميان آنها كتاب " شفا "  بيش از همه شهرت يافته است. اين كتاب داراي چهار بخش ( منطق، طبيعيات، رياضيات، والهيات ) است و تأثيري فراوان در فكر فيلسوفان ايران و جهان اسلام داشته است. ترجمه شفا به زبان لاتيني نيز در انديشه گروهي از فيلسوفان اروپا داراي اثري عميق بر جاي گذاشته است .
ابن سينا، در پايان زندگي، به تاليف كتابهايي پرداخت كه نشانه دست يافتن او به انديشه اي نو در فلسفه بوده است. يكي از اين كتابها " حكمة المشرقيه "  است. از اين كتاب تنها ديباچه و بخش منطق آن در دست است و بخش اصلي، كه شامل تفسير اين فلسفه بود، از ميان رفته است.
زندگي ناآرام، كارهاي سياسي و توجه اساسي به فلسفه سبب شد كه ابن سينا كمتر به درمان بيماران و كار عملي در پزشكي بپردازد. با اين همه، در كتاب " قانون " ، هنگام بحث درباره يك بيماري يا به كار بردن دارو، از تجربه هاي شخصي خود نمونه هاي فراوان آورده است. او اكتشافها و روشهايي نو در دانش پزشكي داشته است كه در اين كتاب و ديگر رساله هاي پزشكي او باقي است. ابن سينا براي برخي از بيماريهاي جسماني علتهاي رواني يافت و با روشي نو به درمان آنها پرداخت.
 «بوعلی سینا را باید جانشین بزرگ فارابی و شاید بزرگ‌ترین نماینده حکمت در تمدن اسلامی بر شمرد. اهمیت وی در تاریخ فلسفه اسلامی بسیار است زیرا تا عهد او هیچ‌یک از حکمای مسلمین نتوانسته بودند تمامی اجزای فلسفه را که در آن روزگار حکم دانشنامه‌ای از همه علوم معقول داشت در کتب متعدد و با سبکی روشن مورد بحث و تحقیق قرار دهند و او نخستین و بزرگ‌ترین کسی است که از عهده این کار برآمد.»(*1)
«وی شاگردان دانشمند و کارآمدی به مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار گشتند تربیت نمود.»**2
بخشی از زندگینامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابو عبید جوزجانی بدین شرح است:
پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان می‌بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم آنچنان‌که آموزگارانم از دانسته‌های من شگفتی می‌نمودند.
در آن هنگام مردی به نام ابو عبدالله به بخارا آمد او از دانش‌های روزگار خود چیزهایی می‌دانست پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم وقتی که ناتل به خانه ما آمد من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد فقه می‌آموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوه دانشمندان آن زمان بود تخصصی داشتم.
ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تاکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشه خود را بدانچه ناتلی می‌گفت می‌گماشتم و در ذهنم به بررسی آن می‌پرداختم و آن را روشن‌تر و بهتر از آنچه استادم بود فرامی‌گرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم.
چون ناتلی از بخارا رفت من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم اندکی بعد رغبتی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمی‌رفت در کوتاه‌ترین زمان در این رشته موفقیت‌های بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان می‌کردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.

آرامگاه ابن سینا

کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر
بعد از آن به الهیات رو آوردم و به مطالعه کتاب ما بعد الطبیعه ارسطو اشتغال ورزیدم ولی چیزی از آن نمی‌فهمیدم و غرض مؤلف را از آن سخنان درنمی‌یافتم از این رو دوباره از سر خواندم و چهل بار تکرار کردم چنان‌که مطالب آن را حفظ کرده بودم اما به حقیقت آن پی نبرده‌بودم. چهره مقصود در حجاب ابهام بود و من از خویشتن ناامید می‌شدم و می‌گفتم مرا در این دانش راهی نیست... یک روز عصر از بازار کتابفروشان می‌گذشتم کتابفروش دوره گردی کتابی را در دست داشت و به دنبال خریدار می‌گشت به من الحاح کرد که آن را بخرم من آن را خریدم، اغراض مابعدالطبیعه نوشته ابو نصر فارابی، هنگامی که به در خانه رسیدم بی‌درنگ به خواندن آن پرداختم و به حقیقت مابعدالطبیعه که همه آن را از بر داشتم پی بردم و دشواری‌های آن بر من آسان گشت. از توفیق بزرگی که نصیبم شده بود بسیار شادمان شدم. فردای آن روز برای سپاس خداوند که در حل این مشکل مرا یاری فرمود. صدقه فراوان به درماندگان دادم. در این موقع سال ۳۸۷ بود و تازه ۱۷ سالگی را پشت سر نهاده بودم.
وقتی من وارد سال ۱۸ زندگی خود می‌شدم نوح پسر منصور سخت بیمار شد، اطباء از درمان وی درماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهای بسیاری در آنجا دیدم که اغلب مردم حتی نام آنها را نمی‌دانستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آنها بسیار سود جستم.
چندی پس از این ایام پدرم در گذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم نزد فرمانروای آنجا قربت پیدا کردم و به تالیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم پیش از آن در بخارا نیز کتاب‌هایی نوشته بودم. در این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود ناچار من از گرگانج بیرون آمدم مدتی همچون آواره‌ای در شهرها می‌گشتم تا به گرگان رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتابهایی تصنیف کردم. ابو عبید جوزجانی در گرگان به نزدم آمد.
ابو عبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان حیات با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابهای او را تحریر کردم استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد و در آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمس‌الدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد ۴ ماه در زندان بسر برد و در زندان ۳ کتاب به رشته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختیهای بسیار کشیدیم به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خود ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاء را تکمیل کرد و به سال ۴۲۸ در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان می‌رفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و هم در آن شهر به خاک سپرده شد. ر.ک.زندگی‌نامه ابن سینا
روزها وزارت(دربار)--شبهاکتابت(تولیدعلم)
ابن سینا از حیث نیرو جسمانی مردی نیرومند بود و به همین خاطر از کار کردن احساس خستگی نمی‌کرد. او با داشتن این نیروی فراوان جسمی می‌توانست از پس کار وزارت فرمانروایان برآید و همیشه چه در حضرو چه در سفرهمراه آنان باشد و علاوه بر این به کار دانش و نوشتن نیز بپردازد. می‌گویند که او شبها تا دیرگاه به نوشتن کتاب و رساله می‌پرداخت و در این کار افراط می‌کرد. ابن سینا از لحاظ نیروی ذهنی و تفکر نیز بسیار نیرومند بود. اینکه او در هجده سالگی توانست تمامی دانش‌های زمان خود را فراگیرد خود نشانگر نیروی ذهنی اوست.
وامامی گویندنسبت به بعضی ازدانشمندان برخوردتندی داشته است حتی گذشتگانی مانند افلاطون و زکریای رازی نیزدرامان نبودند!.
ابن سینای فیلسوف
ابن سینا بسیار تابع فلسفه ارسطو بود و از این نظر به استادش فارابی شباهت دارد. مبحث منطق و نفس در آثار او در واقع همان مبحث منطق و نفس ارسطو بود. اما ابن سینا هرچه به اواخر عمر نزدیک می‌شد، بیشتر از ارسطو فاصله می‌گرفت و به افلاطون و فلوطین *1*و عرفان نزدیک می‌شد. داستان‌های تمثیلی او و نیز کتاب پرحجم منطق المشرقین که اواخر عمر تحریر کرده بود، شاهد این مدعاست. امروزه از این کتاب تنها مقدمه اش در دست است. اما حتی در همین مقدمه نیز ابن سینا به انکار آثار دوران ارسطویی خویش مانند شفا و نجات می‌پردازد.
آثار ابن سینا
نسخه‌ای از کتاب قانون ابن سینا به زبان لاتین، چاپ ۱۴۸۴ میلادی در مخزن کتب نفیس کتابخانه مرکز علوم درمانی دانشگاه تکزاس در سن‌آنتونیو
به دلیل آنکه در آن عصر، عربی زبان رایج آثار علمی بود، ابن سینا و سایر دانشمندان ایرانی که در آن روزگار می‌زیستند کتابهای خود را به زبان عربی نوشتند. بعدها بعضی از این آثار به زبانهای دیگر از جمله فارسی ترجمه شد.
ابن‌سینا در ادبیات فارسی نیز دستی قوی داشته‌است. بیش از ۲۰ اثر فارسی به او منسوب است که از میان آن‌ها انتساب دانشنامه علائی و رساله نبض بدو مسلم است. آثار فارسی ابن‌سینا، مانند سایر نثرهای علمی زمان وی، با رعایت ایجاز و اختصار کامل نوشته شده‌است.
کتابهای مختلفی که درموضوعات مختلف نگارش شده ازابوعلی سینا بجای مانده است. این فهرست شامل شامل ۱۳۱ نوشته اصیل از ابن سینا و ۱۱۱ اثر منسوب به او است.
فلسفه
   شفا/  نجات/الاشارات والتنبیهات

ریاضیات
    زاویه/ اقلیدس/الارتماطیقی/ علم هیئت/ المجسطی/جامع البدایع

طبیعی

 ابطال احکام النجوم/ الاجرام العلویة واسباب البرق والرعد/  فضا/ النبات والحیوان

پزشکی

    قانون /الادویة القلبیه/ دفع المضار الکلیه عن الابدان الانسانیه/قولنج/سیاسة البدن وفضائل الشراب / تشریح الاعضا/ الفصد/الاغذیه والادویه

کتاب قانون یک دایره المعارف پزشگی است که در ان تمام مبانی اصلی طب سنتی مورد بحث قرار کرفته‌است مانند :مبانی تشریح/اناتومی/ مبانی علامت شناسی/سمیولوجی/داروشناسی وداروسازی و نسخه نویسی/فارماکولوجی/وغیره.کتاب قانون در سال ۱۳۶۰ توسط مرحوم شرفکندی هژار از زبان عربی به زبان فارسی امروزی ترجمه شد وتوسط انتشارات سروش منتشرگردید وتاکنون چندین بار تجدید چاپ شده‌است. کتاب قانون در دانشگاههای اروپایی وامریکایی تادو قرن پیش مورد استفاده پزشگان بوده وبه اکثر زبانهای دنیا ترجمه شده‌است. وبعد از انجیل بیشترین چاپ را داشته‌است. افلاطون مغز و قلب و کبد رااز اعضای حیاتی بدن انسان ذکر کرده بود و لذا این اعضارا مثلث افلاطون /تریگونوم پلاطو/ مینامیدند.ابن سینااعلام نمود که دوام وبفائ نسل انسان وابسته به دستگاه تولید مثل است ولذا جمع چهار عضو مذکور را مربع ابن سینا/کوادرانگولا اویسینا / نامیدند.
دانش ابوعلی سینا درموسیقی
ابوعلی سینا تئوری‌دانی دارای دیدگاه‌های موسیقایی است. نخستین پایه‌های دانش هماهنگی(هارمونی) در موسیقی بوده‌اند. آثار موسیقایی ابن سینا روی هم رفته پنج اثر مهم اوست که در بخش‌هایی از آنها به موسیقی پرداخته شده عبارتنداز:
    شفا/  جوامع علم موسیقی/ المدخل الی صناعة الموسیقی/ لواحق/ دانشنامه علایی/  نجات/ اقسام العلوم

اشعارمنتسب به ابوعلی سینا

ابن سینا در شعر نیز دستی داشته و اشعار زیادی به زبان عربی سروده‌است و حتی منظومه‌هایی مثل قصیده ارجوزه در مسایل علمی ساخته‌است. اشعاری نیز به زبان فارسی از او روایت کرده‌اند که برخی از آن‌ها به نام دیگران نیز آمده‌است و با توجه به اسلوب و معانی آن‌ها باید در انتساب این اشعار به ابن سینا تردید روا داشت. ما در اینجا، برای آشنایی مختصر با اشعار ابن سینا، گزیده‌ای از مستندترین آنها را می‌آوریم:

روزی ابن سینا را متهم به کفر می کنند. وی در پاسخ شعری می گوید:

« کافر چو منی گزاف و آسان نبود،  محکم تر از ایمان من ایمان نبود، در دهرچو من یکی و آن هم کافر، پس در همه دهر یک مسلمان نبود».

                                                            ***

روزکی چند در جهان بودم                   /بر سر خاک باد پیمودم
ساعتی لطف و لحظه‌ای در قهر           /جان پاکیزه را بیالودم
با خرد را به طبع کردم هجو                    /بی خرد را به طمع بستودم
آتشی بر فروختم از دل                          /وآب دیده ازو بپالودم
با هواهای حرص و شیطانی                   /ساعتی شادمان نیاسودم
آخر الامر چون بر آمد کار                           /رفتم و تخم کشته بدرودم
کس نداند که من کجا رفتم                         /خود ندانم که من کجا بودم

                                                          ***

شعری درمدح امبرالمؤمنین علی علیه السلام

بگردون ابرش از رحمت برآمد از دل دریا /که دریا شد از آن صحرا که صحرا شد از آن دریا

بخـار از دشت پیدا شد چو ترکان بخارایی  /زتیر ترکشش سـوزد سر خـارا ز بُن خـارا

زبان بگشود سوسن چون بشیر از مژده ی یوسف    /زحسرت چشم نرگس همچنان یعقوب شد نابینا

پی معجز ز شاخ گل برآمد بلبل از شادی   /تجلی کرد بر هر شاخ گل صد معجز موسی

علیِّ عالیِ اعلا، ولیِ والی والا  /وصی سیدِ بطحا به حکمش جمله مـا فیها

قوام جسم را جوهر، زمانی روح را رهبر     /کلام نیک پیغمبر، ولیّ ایزد دانا

حدیثی خاطرم آمد که می فرمود پیغمبر    /به اصحابش شب معراج سرّ لیلة الاسرا

بطاق آسمان چهارمین دیدم من از رحمت     /هزاران مسجدی اندر درون مسجد اقصی

بهر مسجد هزاران طاق، بر هر طاق محرابی   /بهر محراب دو صد منبر، به هر منبر علی پیدا

ز پیغمبر چو بشنیدند اصحاب این سخن گفتند     /که دیشب با علی بودیم جمله جمع در یک جا

تبسم کرد سلمان، این سخن گفتا به پیغمبر   /بغیر از خود ندیدم هیچکس در نزد آن مولا

اباذر گفت با سلمان به روح پاک پیغمبر   /نشسته بودم اندر خدمتش در گوشه ای تنها

بگوش فاطمه خورد این سخن گفتا علی دیشب     /که تا صبح از درون خانه پا ننهاد برون اصلا

که ناگه جبر ئیل از حق سلام آورد بر احمد    /که ای مسند نشین بارگاه قرب اوادنی

اگر چه بر همه ظاهر شدم بر صورتی اما     /ولیت از همه بگذشت، با ما بود در بالا

جنابش خالقی باشد که بر خلقش دو صد عالم   /بهر عالم دو صد آدم بهر آدم دو صد حوا

بحکمش صد هزاران طور بر هر طور صد موسی   /بهر موسی هزاران بیضه اندر بیضه صد عیسا

نه وصفش این چنین باشد که می گویند در عالم    /زخندق جست و مرحب کشت اندر بیشه ی هیجا

علی سریست در وحدت که باشد سِر بی همتا     /علی خلقی است در خلقت که باشد خلقتش یکتا

چو این اوصاف را بشنید از وصف کمال او   /            گرفت انگشت حیرت بر دهانش بوعلی سینا

                                                                     ***

غذای روح بود باده رحیق الحق                        /که رنگ او کند از دور رنگ گل را دق
به رنگ زنگ زداید ز جان اندوهگین                     /همای گردد اگر جرعه‌ای بنوشد بق
به طعم، تلخ چوپند پدر و لیک مفید                       /به پیش مبطل، باطل به نزد دانا، حق
می‌از جهالت جهال شد به شرع حرام                   /چو مه که از سبب منکران دین شد شق
حلال گشته به فتوای عقل بر دانا                            /حرام گشته به احکام شرع بر احمق
شراب را چه گنه زان که ابلهی نوشد                        /زبان به هرزه گشاید، دهد ز دست ورق
حلال بر عقلا و حرام بر جهال                                       /که می‌محک بود وخیرو شر از او مشتق
غلام آن می‌صافم کزو رخ خوبان                                     /به یک دو جرعه برآرد هزار گونه عرق
چو بوعلی می‌ناب ار خوری حکیمانه                                /به حق حق که وجودت شود به حق ملحق


از شیوه نگارش کتاب‌های علمی و فلسفی ابن‌سینا و اشعار عربی او که مشهورترین آن‌ها قصیده عینیه روحیه است به خوبی می‌توان توانایی و تسلط او در شاعری و سخنوری در ادبیات عرب را دریافت. اشعار فارسی‌ای که به ابن‌سینا نسبت داده‌اند، روی هم رفته ۲۲ قطعه و رباعی در ۶۵ بیت می‌شود، ولی در صحت آن تردیدی نیست.



 بیشتر

حکم لاک زدن ناخن \"ناخن مصنوعی\"دروضوء/نماز

در مورخه : جمعه، 9 تير ماه، 1391 موضوع :

 

حکم وضو و غسل با لاک ناخن

سؤال: لاک زدن ناخن يا رنگ کردن آن توسط زنان در صورتيکه در معرض ديد نامحرم است چه صورت دارد؟ و آيا غسل و وضوي آنها صحيح است؟

حضرت آيه الله خامنه اي:

غسل و وضو در فرض مرقوم صحيح نيست و نشان دادن آن به نامحرم هم جايز نيست.

حضرت آيه الله صافي گلپايگاني:

وضو و غسل صحيح نيست و بايد از نامحرم بپوشاند.

حضرت آيه الله بهجت:

بايد بپوشاند و اگر عرفاً مانع است براي وضو و غسل بايد برطرف کند.

حضرت آيه الله مکارم شيرازي:

وضو و غسل با آن صحيح نيست.

حضرت آيه الله فاضل لنکراني:

جايز نيست و براي غسل و وضو بايد برطرف شود.

حضرت آيه الله تبريزي:

در فرض مزبور زن بايد زينت خود را از نامحرم بپوشاند و لاک زدن و مثل آن که مانع از رسيدن آب به ناخن زير آن مي شود براي وضو و غسل بايد آن را پاک کنند؛ وضو و غسل با وجود آن صحيح نيست.

حضرت آيه الله سيستاني:

بايد آن را از نامحرم بپوشاند و براي غسل و وضو حتماً آن را برطرف کنند.

منبع سازمان تبلیغات اسلامی سیستان بلوچستان



 بیشتر