آمار کاربران

google plus

آمار

نظرسنجی

نظر شما درباره سایت

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترین سایته
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 177
نظرات : 1

پیراسته فر

جدول وزنی BMI

در مورخه : پنجشنبه، 22 مهر ماه، 1389 موضوع : PHP-Nuke

جدول وزنی BMI

BMI چیست؟

شاخص حجم بدن 

  BMI) فرمولی است که توسط آماردان بلژیکی کشف، آدولف کتلت

(Adolphe Quetelet)

)ارتقا یافت.Body Mass Index)وتوسط

BMI در واقع مرجعی برای نشان دادن میزان حجم بدن می باشد و دقیق ترین معیار جهانی چاقی است.با استفاده از این مقیاس می توانید متوجه شوید که آیا دچار کمبود وزن هستید ویا اضافه وزن هستید و یا اینکه طبیعی"نرمال" هستید.

کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر

نحوه  اندازه گیری

اگر میخواهید BMI خود را به صورت دستی اندازه گیری کنید فرمولی وجود دارد که می توانید برحسب آن این کار را انجام دهید.

فرمول اندازه گیری BMI

کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر

فرمول اندازه گیری bmi

BMI = (وزن بر حسب کیلوگرم) تقسیم بر (قد بر حسب متر به توان ۲)

وزن(بر حسب کیلوگرم)

-----------------------------=BMI

مجذور قد(برحسب متر)

مثلاً اگر وزنتان 76 کیلوگرم و قدتان 170 سانتی متر محاسبه به صورت زیر خواهد بود.

2/89=1/7x1/7

26=2/89÷76یعنیBMIشما26است

حالا  براحتی نمره تناسب قد و وزن خود را اندازه گیری کنید.

اگر نمره ی شما کمتر از 17 باشد بسیار لاغر هستید،اگر بین نمره 17 تا 20 باشید بازهم لاغرید اما نه زیاد.

20 الی 25=وزن سلامت(وزن ایده آل)

25الی 30=اضافه وزن

30 الی 35=چاقی

35 به بالا=چاقی شدید

بر همین اساس جدولی تنظیم شده است که با به کار بردن قد و وزن خود می توانید وضعیت اندام خود را دریابید.

برای استفاده از این جدول محل تقاطع قد و وزن خود را پیدا کنید.عددی که در این محل قرار دارد همان BMI شماست.

سپس ببینید BMI شما در کدامیک از گروههای ذکر شده قرار دارد و از نظر تناسب اندام در چه وضعیتی قرار دارید.

 واما دریافته های   جدید "نرم"هارا براساس جنسیت  محاسبه می کنند

کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر
جدول بالامربوط به خانم ها است وجدول پایین  مربوط به آقایان است
کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر

 

رده

حدود شاخص جرم بدن - kg/m۲
دچار کمبود وزن شدید کمتر از ۱۶٫۵
کمبود وزن از ۱۶٫۵ تا ۱۸٫۵
عادی از ۱۸٫۵ تا ۲۵
اضافه وزن از ۲۵ تا ۳۰
چاقی کلاس ۱ از ۳۰ تا ۳۵
چاقی کلاس ۲ از ۳۵ تا ۴۰
چاقی کلاس ۳ بیش از ۴۰

 



 بیشتر

تازه بقعه قاضیان رشت یکی از64بقعه (امام زاده)

در مورخه : پنجشنبه، 29 ارديبهشت ماه، 1390 موضوع :

     شناسايي 75بقعه جعلي در گيلان

حجت‌الاسلام ميرحسيني اشكوريبا تاكيد بر مبارزه با خرافه‌پرستي در گيلان خاطرنشان كرد: در امر مبارزه با خرافه‌گرايي با اعتقادات مردم بازي نمي‌كنم ولي با خرافه‌‌پرستي مقابله مي‌كنم.
وي تغيير و تخريب بقاع جعلي را مهم‌ترين برنامه اين اداره كل عنوان كرد 
ميرحسيني ‌اشكوري با اشاره به اينكه اين تعداد بقاع كه ضريح آنها برداشته شده تبديل به كتابخانه و مساجد شده است، تصريح كرد: آثار قبر بي‌خودي در اين مكان‌ها را برداشتيم.
وي اضافه كرد: تخريب 29 بقعه جعلي نيز در دست اقدام است كه يكي از آنها «سنگ مزار» در لاهيجان قرار دارد كه هيچ چيزي در آن نيست.
مديركل اوقاف گيلان با تاكيد بر اينكه مردم گيلان بصير و بيدار هستند، بيان داشت: در 28 مورد بقعه‌ جعلي كه تخريب شده هيچ واكنش منفي از طرف مردم نداشتيم و اين امر نشانه بصيرت و فرهنگي بودن آنهاست كه با خرافه مقابله مي‌كنند./12 دي 1389

مدیریت سایت-پیراسته فر:حجت الاسلام اشکوری درروزتودیع مدیریتش (28 تیر 1390)اعلام کرد:

 ۷۵ بقعه جعلی  درگیلان شناسایی کردیم که40باب تخریب کردیم- که مهمترینش -(تازه بقعه "قاضیان"سنگر-رشت)بزرگترینش بقعه"سیدصدر"-رودپشت لاهیجان بود،که اولی درروزهزاران نفرزوارداشت،ازاستانهای دیگرمی آمدندبرای شفا!برای اطلاعات بیشتربه سایت ووبلاگ نگارنده میتوانیدمراجعه کنید

72 بقعه جعلي و خرافي در استان"گیلان" شناسايي شده  40 بقعه از اين بقاع تخريب شده است.

مديرکل اوقاف و امور خيريه گيلان ديروز(15تیر94 )گفت:72 بقعه جعلي و خرافي در استان شناسايي شده که از ابتداي سال 88 تا کنون 40 بقعه از اين بقاع تخريب شده است.

حجت الاسلام والمسلمين اشکوري از تخريب 8 بقعه جعلي ديگر تا پايان تابستان خبر داد.

وي اعلام کرد:تا کنون 8 بقعه از بقاع جعلي تخريب شده به دارالقرآن، مسجد و نمازخانه تبديل شده اند.

 هيچ کدام از اين بقاع جعلي شجره نامه نداشته، و برخي از آنان افراد خوشنام آن منطقه بودند که قبور آنان به زيارتگاه تبديل شده بود که پس از بررسي با حکم مراجع قضايي و همکاري مردم تخريب شدند.گيلان 950 بقعه متبرکه منسوب به ائمه اطهار دارد-۱۳۹۰/۰۴/۱۴ سایت صداوسیمای گیلانhttp://guilan.irib.ir/

                                                                     ***

اشکوری درروزتودیع مدیریتش:  ۷۵ بقعه جعلی را کشف کردیم40مورد راتخریب کردیم
oghaf

مراسم تودیع و معارفه مدیرکل اوقاف و امورخیریه استان گیلان با حضور حجت الاسلام و المسلمین محمدی نماینده ولی فقیه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خیریه کشور،سعادتی استاندار گیلان، امینیان امام جمعه مردم استانه اشرفیه و مدیران دستگاههای اجرایی امروزسه شنبه 28 تیر 1390 برگزار شد.

محمدی گفت: اداره موقوفات عام و بقاع متبرکه از شئونات حاکم ولی امر مسلمین است و کسی به اذن او حق تصرف ندارد و این فتوی سریع مقام معظم رهبری است.

 در این مراسم حجت الاسلام و المسلمین میرحسینی اشکوری مدیرکل سابق اوقاف و امور خیریه استان گیلان اظهار داشت: برای مدیر روز تودیع، روز جشن و سرور است و روز معارفه روز سختی است 

وی مبارزه با خرافات را یکی دیگر از مشکلات بقاع متبرکه عنوان کرد و افزود: طی این مدت بالغ بر ۷۵ بقعه جعلی را کشف کردیم./۲۹ تیر ۱۳۹۰گیلانیان بنقل ازایسنا

مدیریت سایت-پیراسته فر:تأمل شوددرتاریخ 15تیر1390آقای اشکوری آماربقاع جعلی 72باب وآمارتخریب را40باب رااعلام می کند  ووعده 8باب تاآخرتابستان رامی دهد،امادوهفته هم طول نمی کشدکه اوقاف کشوراحساس خطرمی کند(28تیر90)برکنارش می کنند وآقای عادلی"مدیرکل جدید"دراولین مصاحبه اعلام می کند:سیاست اوقاف تخریب بقاع موجود نیست،فقط جلوی ساخت جدیدبقعه وامامزاده رامی گیریم.البته آخرین آماربقاع جعلی درروزتودیع75مورد اعلام می شود.

توضیح مدیرسایت-پیراسته فر:بهارسال1378بود شیادانی بنام ستار+ممتاز درروستای فاضیان بخشرسنگر(رشت)حدود20کیلومتری  به رشت-اززیارتگاهی برپاکردند(براساس خوابنما شدن)بنام "تازه بقعه"که باتبلیغات عجیب وغریب توانستندجمع کثیری را به آن زیارتگا بکشانندبطوریکه هرروزهزاران نفربرای رفع حاجات به آنجامراجعه میکردند،ازاستانهای دیگرنیز زوارداشت،حتی ازخراسان عده ای "امام رضا(ع)" رارهاکرده بودند"به اینجاآمده بودندمن خودشاهدبودم که خیل کثیری ازبیماران لاعلاج برای شفامتوسل میشدند،دخیل میبستند/دورواطراف این زیارتگاه بازارجه بزرگی دائرشده بود،زمینهای(شالیزار)اطراف این  بقعه قلابی که دریک روستای دورافتاده وبدون جاده های مواصلاتی مناسب بود(خاکی)به اندازه قیمت بهترین نقاط رشت معامله میشد،دریک مورد من شاهدبودم ،بعدازبرچیده شدن بساطشان یک روزرفته بودم،دیدم یکی ازسرمایه داران رشت که یکی ازمأمورین نیروی انتظامی همراهش بودآمده بودبرای پس گیری پولش که بینشان جرح وبحث بود،بنظرمی رسیدیکه تکه زمین کوچک راکه متری دو میلیون تومان(سال78)خریده بود درحالی که ارزش زمینهای مزارع شالیزاردرآن منطقه حدود3هزارتومان بود.

بعلت کثرت جمعیت زوار،خودروهاازیک کیلومتری اجازه ورود به محدوده محافظت شده (توسط محافظان وخادمان زیارتگاه که بابازوبند وچوبهای که سرآنهاباپرطیورپوشانده شده بود- مخصوص هدایت زوار- انجام وظیفه میکردند)نداشتند

مردم ازراه های دورونزدیک بسوی این "تازه بقعه"می آمدند،مردم روستاههای اطراف کیلومترهاپیاده می آمدندتاخودشان را به این زیارتگاه برسانند،شبانه روزمردم آمدوشدمی کردند.

لذاشالیزارهای محدوده زیارتگاه به قیمت گزافی بعنوان پارکینگ خودرو اجاره داده میشد!بنظرمی رسیدکه برای همه مردم محل وروستاهای اطراف اشتغال ایجادشده بودحتی عده ای باپارتی بازی افراد را ازمناطق دیگرمی آوردند وبکارمیگماردند،بازاردستفروشهاداغ بود.

درآن 2ماهی که رونق امامزاده بود،شرایط جوی هم کمک حال جوروانی شده بود،یعنی هوای گرم وازباراندگی خبری نبود ومراجعین راحت درفضای آزاددرهمان باغ ومزارع باانداختن فرش ویا مقوایی می نشستند وخواب واستراحت می کردند

جالب اینکه کل زیارتگاه فقط یک درخت"آزاد" بلندباشاخ وبرگهای زیاد بوکه مدعی بودندچندتاماربالای درخت است برای حفاظت قبور/ سران این بقعه جعلی دربوق وکرنا دمیده بودندکه زیر درخت اشخاص مقدسی مدفونند وبه "ستار"مأموریت داده که باهمکاری" ممتاز" قبورشان رابازسازی کننند، متاسفانه عداه ای از مسؤلین وقت(استان) فریب تبلیغات اغواگرانه شیادان بانی این زیارتگاه راخورده بودند آشکاروپنهان ازآنها حمایت میکردند،صاحبان رسانه های گیلان حتی مدعیان روشنفکری دردام شیادان افتاده بودندبطوری که وقتی من ازباب کنجکاوی به محل رفتم وبعداز مصاحبه با سران وهیئت امنای این زیارتگاه ومصاحبه بابیماران وهمراهان بیماربه این نتیجه رسیده بودم که همه کلاهبرداری وشیادی است /هنگامیکه گزارش وتحلیلم رابه چندنشریه استانی بردم هیچکدام جرئت نکردندچاپ کنند!چون میگفتندخبرنگاران ما درتأئیدش مطالب برای چاپ آورده اندفقط یک نشریه آنهم بعدازتماس باچند شخصیت سیاسی وروحانی بااکراه پذیرفت (مقاله ام راتحویل گرفت)بازبرای اطمینان بیشتربا10روزتأخیرچاپ کردروزنامه گیلان امروز1378/2/6(که فبلاًبانام هفته نامه خبرونظرفعالیت می کرد

DSC_0907 DSC_0914 DSC_0915 DSC_0926 قسمت آخرمصاحبه تازه بقعه

من باچندنفرازشخصیتهای مذهبی ازجمله یک امام جمعه موقت رشت ویک روحانی خوشنام که نظرشان راپرسیدم ،هیچکدام این امامزاده رامردودندانستندفقط،احتیاط می کردند،یعنی مرددبودند که نکندواقعیت داشته باشد!

البته افشاگریهای مرحوم آیت الله احسانبخش ازهمان اول درمحکومیت (جعلی بودن) وبعضی دیگر،ازجمله مدیرکل اوقاف (حاج آفاحجازی).اوقاف حاج آقاحجازی درمهاراین فتنه قابل تقدیر است.

آنقدرجوسنگینی براه انداخته بودند که کسی رایارای مبارزه ومخالفت نبود،مثلاً اگرکسی می گفت اینهادوزوکلک است،جواب می شنیدی که :این حرف رانزن درفلان محله یکی شک کرده بود،یکروزطول نکشید"باطن خورد"فلان حادثه برایش پیش آمد ویامی گفتند"فوت شد"،حتی این جوسنگین مانع ازتسریع درتخریب این بقعه جعلی شد،حدود2ماه کاسبی این شیادان رونق داشت،تاتوانستند،توانستند شیادان رادستگیرکنند وبقعه ای که وجودخارجی نداشته! تعطیل شود!

یکی نمونه از"جوروانی "عوامل این"تازه بقعه"این بود که دریکی ازچادرها تریبونی داشتند که تبلیغ بقعه رامی کردند ودرآنجاهرکسی که شفاپیدامی کردمی آمدخودش رامعرفی می کرد واین عوامل دستش رامی گرفتند وباتبلیغات اغواکننده اعلام می کردند"شفایافته دیگر..."ومردم ارته دل صلوات می دادند،تاحدی که من فهمیده بودم همه شیادی است،ولی متأثرازاین هیجانات شده بودم،موهای بدنم سیخ می شدازشنیدن این صلواتها...

متأسفانه یکی ازچادرهای برپاشده مربوط به یک نهاد مقدس بود که بعدها(قبل ازبرچیده شدن بساط این کلاهبرداران)برچیده شد.

اینجانب باراول که رفتم 7ساعت آنجاماندم با صحنه گردانان این بقعه مصاحبه کردم باحدود100نفرازبیماران وهمراهان بیمارکه برای شفابیتوته کرده بودندمصاحبه کردم،برای نمونه با "همراهان"یک پسر7ساله ای بود که ازقزوین آمده بودندمصاحبه کردم،خانواده اش می گفتندکه این پسریک چشمش نابینابود که حالابعداز2شبانه روزی که اینجابودیم شفاپیداکرده،من یک نقطه ای رامعین کردم،چشم شفایافته رابا کف دستم پوشاندم،باچشم سالم گفتم آن علامت چیست،که درست تشخیص داد وبعدچشم سالمش را بستم،باچشم شفایافته اش نگاه کرد،نتوانست ببیند!

سریک جمع دیگری رفتم که بیمارشان یک دختر18ساله ای بودکه همراهان مدعی بودندشفاپیداکرده،می گفتنداین دخترمادرزاد فلج بوده ولی بعدازیک شبانه روزکه دراینجابودیم شفایافته،دخترکه نشسته بودگفتم بلندشود،هرچی تلاش کردبلندشود،نتوانست،2نفرزیربغلشان راگرفتند،بسختی بلندش کردند،گفتم شفایافته ،بایدبتواندخودش بلندشود...عجیب این بود که خودشان هم گرفتاراین امواج روانی شده بودند،یعنی می گفتندشفایافته ایم ولی به منازلشان برنمی گشتند،انگارعقلشان غیرازآن چیزی می گفت که احساسشان می گفت!

باچندنفردیگرهم به همین ترتیب صحبت کردم که هیچ علایمی ازشفانبود ولی درعین حال مدعی شفایافتگی بودند،تااینکه عوامل "تازه بقعه"بمن شک کردند که من باآنهانیستم ونگاه هایشان بامن عوض شد ومن احساس خطرکردم،درآن تاریکی شب توانستم محل راترک کنم.

لازم به توضیح است که رویکردمصاحبه هایم"بظاهر"درتأییدبوده ودرهنگام مصاحبه یکی از عوامل امامزاده مراهمراهی میکرد

بقعه جعلی"تازه بقعه قاضیان"سنگر-رشت بعدار26سال ونیم

DSC_0916         DSC_0918 

این همان درخت"آزادی"است که شیادان می گفتنددربالای آن "مار"هایی برای حفاظت ازقبورمستقرند،پارچه سبزی که درزمین پای درخت می بینیدمی گفتند2تاامامزاده مدفونند،یکی ازمطلعین محلی می گفت عامل اصلی این بقعه"ستار"که تارک الصلوه بود خواب"شیطانی می بیند،این باغ که درخت توش است مال آقای"ممتاز"بوده،ممتازازقدیم کدخدابوده وپول حرف اول رادرزمان کدخواییش می زده! این2صحنه گردانان این تازه بقعه بودند+شخص سومی بنام خانی

ادعای ستاراین بوده که بمن خوابنماشده 2تاسیدآمدندبمن گفتندماقبرمان اینجاست برایمان آرامگاه درست کنیدومردم راخبرکنیدکه بعددریک صحنه سازی پشت پرده یکی ازآدمهای اطراف درحضورمردم باویلچرمی آید به درخت دست می زند وزمین اطراف وبعدازدقایقی "راه"می افتد،بدون ویلچر واعلام می کندمرا این 2بزرگوارشفادادند واین خبررا باآب وتاب همه جاپخش می شود که زمینه برای کلاهبرداری های بیشترفراهم می شود.

آقای خانی می گویدمنزل مارا همان موقع هفت میلیون تومان قیمت دادند(درحالیکه درهمان سال یکی ازدوستانم درچهارراه استقامت رشت-کمربندی شهیدبهشتی منزلی خرید7میلیون تومان با همه امکانات با120مترزمین-90مترزیربنا-تازه ساخت)

زمین های این محل تاچندروزقبل ازاین حادثه متری2تا3هزارتومان بود درحالیکه درجریان هیاهوی کشف امامزاده آقای خانی می گویدیک تکهزمین"بیجار"25متری رایک بازاری رشتی50(پنجاه)میلیون تومان معامله کرده بوده...

واماسرنوشت  شیادان:

"ستار"2سال بعدازغروب امازاده خودساخته فوت کرد وممتازهم 8سال بعددرگذشت

آقای خانی می گوید ما3نفر(ستار،ممتاز،خانی)15روززندانی کشیدیم و مدت عمرامامزاده یک ماه ونیم بوده

DSC_0921

جمعه29آبان1394بایکی ازدوستان رفتیم تاببینیم دراینجاچه خبراست

باچندتاازاهل محل صحبت کردم

 بیوگرافی یکی ازجاعلان تازه بقعه:

ستاریک جوانی حدود25ساله بودکه باموتورسیکلت مسافرکشی می کرد،وی دریک تصادفی به یک عابرمی زند که محکوم به پرداخت دیه شده بود،چون نمی توانست این پول راتهیه کنددرصدداجرای یک سناریویی می شود،باهمفکری خانواده ودوستان همفکرش ماجرای خوابنماشدن راطراحی می کنند،خوابشان این بود که درزیراین درخت بلندآزاد2نفرسیدکه ازنوادگان امام موسی بن حعفر(ع)مدفون هستند،وبرای اینکه مردم باوربکنند برپیازداغش افزودند،می گفتنداجساداین امامزاده ها نپوسیده اند"سالم مانده"مسلح به قمه ای هستندوبماگفته اندازماخفاظت کنید ومردم راخبرکنید که هرکسی به سرمزارمان بیاید ماشفایشان می دهیم،بااین کلک توانسته بودند"خوشنامان"روستایشان را باخودهمراه کنند.



 بیشتر

همسریابی پرندگان/جفت گیری

در مورخه : پنجشنبه، 31 شهريور ماه، 1390 موضوع :

ماجرای زندگی عاشقانه یک لک لک

 
یک لک لک نر در عملی شگفت انگیز همه ساله 13 هزار کیلومتر را برای رسیدن به همسر بیمار و معلول خود پرواز می کند. 

با فرارسیدن بهار، "رودان" لک لک نر همانند سالهای گذشته امسال نیز پس از طی یک مسیر 13 هزار کیلومتری از آفریقای جنوبی به کرواسی بازگشت تا همسر بیمار خود را که "مالنا" نام دارد ملاقات کند.

مالنا، لک لک ماده ای است که به سبب یک جراحت قدیمی قادر نیست مهاجرتی تا این حد طولانی را انجام دهد.

"استیپان فوکیک" زیست شناسی که از سال 1993 به درمان لک لک ماده می پردازد در این خصوص توضیح داد: "رودان هر سال برای دیدن جفت خود به کرواسی باز می گردد و در طول تمام این سالها به مالنا وفادار بوده است. این پنجمین سال پیاپی است که شاهد این منظره بوده ام."


یک بال مالنا در سال 1993 توسط چند شکارچی زخمی شد و به این ترتیب این لک لک ماده برای همیشه از پرواز باز ماند.

امسال ماجرای عشق "رودان و مالنا" مورد توجه بسیار زیاد خبرنگاران و علاقه مندان قرار گرفته و به همین دلیل صدها نفر برای ثبت لحظه دیدار این زوج عاشق در دهکده "برودسکی واروس" در شرق کرواسی گرد هم آمده بودند اما "رودان" بدون توجه به این افراد مستقیما به سوی آشیانه، در جایی که مالنا انتظار او را می کشید پرواز کرد.

براساس گزارش خبرگزاری ایتالیا، این زیست شناس کروات اظهار داشت: "سایر لک لکها به صورت جفت جفت ظرف پنج شش روز آینده به آشیانه های خود باز می گردند درحالی که "رودان" اولین لک لکی است که به مقصد می رسد چون "مالنا" در خانه بی صبرانه انتظار او را می کشد."

به گفته این محقق، همانند پنج سال گذشته ظرف دو ماه آینده چهار پنج جوجه لک لک متولد خواهند شد و "رادون" وظیفه آموختن پرواز به آنها را به عهده خواهد گرفت، چون "مالنا" قادر به انجام آن نیست.

سپس با فرا رسیدن زمستان، جوجه ها با پدر خود به سوی آفریقای جنوبی پرواز می کنند، درحالی که "مالنا" تا بهار آینده در انتظار بازگشت "رودان" وفادار خود در آشیانه خواهند ماند./پارسینه
                                                   ***
انواع جفت گیری در پرندگان 
۱ - طريقه مونوگامي Monogamy
در اين طريقه كه اكثر پرندگان هنگام جفت‌گيري به آن عادت دارند، پرنده نر فقط با يك پرنده ماده جفت‌گيري نموده، بعد از جفت‌گيري، نر و ماده با هم زيست مي‌نمايند. در اين حالت در زمان تخمگذاري و ظهور جوجه‌ها و بزرگ كردن آنها پرنده نر به پرنده ماده كمك و همراهي مي‌نمايد ولي در صورتي كه يكي از جفتها از بين و يا در نتيجه حمله رقبا از قلمرو خارج گردد، جفت‌گيري با پرنده ديگر انجام مي‌گيرد 
۲- طريقه پلي‌گامي Polygamy
در اين طريقه پرنده نر به يك پرنده ماده اكتفا نكرده، هنگام جفت‌گيري چندين پرنده ماده را براي خود انتخاب مي‌نمايد. گاهي اتفاق مي‌افتد در بين پرندگاني كه مونوگام هستند اگر نسبت پرنده ماده 
بيش از پرنده نر باشد، سيستم مونوگامي حالت خود را از دست داده و يك پرنده نر با چند پرنده ماده جفت‌گيري مي‌نمايد.
3- طريقه درهم و برهم Promiscuite
در اين روش پرنده نر و ماده، بدون هيچ‌گونه ارتباط قبلي با يكديگر جفت‌گيري مي‌نمايند و مدت زماني كه آنها با هم بسر مي‌برند متفاوت است. گاهي نر و ماده بعد از آنكه آخرين تخم گذاشته‌اند و يا پس از خروج جوجه‌ها از هم جدا شده و گاهي تا پايان زمستان با يكديگر بسر مي‌برند. در بعضي گونه‌ها ديده شده كه پرنده نر براي جفت‌گيري بعدي نيز همان پرنده ماده را انتخاب نموده است در حالي كه در پرندگاني كه چندين بار در سال تخمگذاري مي‌نمايند، ممكن است در تمام دفعات با هم بوده و يا تغيير جفت بدهند . آواز پرندگان پرنده ها در هر محیطی که باشند، صدای آنها به گوش می رسد. آنها آواز خود را طوری تغییر می دهند که در محیط زندگیشان به خوبی شنیده شود. آواز یک پرنده میزان قدرت، سلامت و هوشیاری او را نشان می دهد، چون خواندن به انرژی نیاز دارد. تنها پرندگان قوی می توانند آوازی بلند و مداوم بخوانند و در عین حال مراقب باشند که طعمه درندگان نشوند. به نظر می رسد که بلندترین آواز جهان پرندگان متعلق به مرغ شاخه نشین ( Superb Lyrebird ) باشد. آواز بوتیمار هم یکی از بلندترین آوازهاست. علاوه بر این صدای بوتیمار تا فاصله زیادی از محل سکونت او شنیده می شود. بوتیمار شب و روز آواز می خواند به این امید که یک ماده به قلمرو او بیاید. 
اما بدون شک صدای کاکاپو ( نوعی طوطی ساکن نیوزلند، Kakapo ) از آواز همه پرندگان بیشتر پیش می رود. ترفندی که او برای تقویت صدای خود به کار می برد، بی نظیر است. او ابتدا با پاهای خود چاله ای حفر می کند. سپس در این گودال می نشیند و هوا را به درون کیسه های هوای خود می کشد تا آنها را به آرامی پر کند. وقتی این کیسه ها پر از هوا می شوند، حجم آنها دو برابر می شود. سپس پرنده شروع به خواندن می کند. صدای او تا شش کیلومتر دورتر به گوش می رسد. کاکاپو ممکن است بیش از سه ماه هر شب برای پیدا کردن جفت آواز بخواند. 
پرنده ها صدایی را ترجیح می دهند که در محیط زندگی آنها تا مسافت دورتری شنیده شود. در جنگل صدا به درختان برخورد می کند و توسط برگ ها جذب می شود. در چنین شرایطی یک آوای کوتاه و یکنواخت بهترین سیگنال است. اگر پرنده دیگری یک بار آن را بشنود، می تواند صبر کند تا آواز دوباره تکرار شود؛ و اگر بخواهد می تواند به راحتی آن را دنبال کند و به خواننده آواز برسد. برخی پرنده های ساکن نواحی جنگل از صداهای زیر استفاده می کنند، چون این صدا پس از برخورد با زمین و درختان تغییری پیدا نمی کند. پرنده هایی که در دشت ها زندگی می کنند، صداهای وزوزی ( Buzz ) را ترجیح می دهند. زیرا چنین صدایی در یک ناحیه باز مانند دشت، چمنزار یا ساوان، تا فواصل بسیار دور شنیده می شود. 
آب جاری در رودخانه و جویبار سر و صدای زیادی ایجاد می کند و باعث می شود که صداهای دیگر به راحتی تشخیص داده نشود. اردک های آبی رنگ نیوزلند برای غلبه بر این مشکل، از آواهایی با فرکانس بالا استفاده می کنند. 
شاید دیده باشید که بیشتر پرندگان قبل از شروع آواز، روی مکانهای بلند می روند. این کار برای آنست که صدایشان بهتر شنیده شود. وقتی پرنده از بالای یک درخت، یا روی نرده حیاط آواز بخواند، صدایش تداخل کمتری با موانع موجود در محیط پیدا می کند. 
دسته ای از چکاوک ها راه عجیبی برای این کار پیدا کرده اند. چکاوک در آسمان اوج می گیرد و پس از مدت کوتاهی توقف، ناگهان خود را به سمت پایین رها می کند. در همین حال شروع به آواز خواندن می کند. 
به هر حال هر گونه ای راه حلی برای خود یافته است، اما به راستی چه پیامی با این آواز منتقل می شود که ارزش صرف این همه انرژی را دارد؟ خواندن آواز خطرناک هم هست، چون ایجاد این همه سر و صدا توجه شکارچی ها را به سوی پرنده جلب می کند. 
آواز پرنده دو هدف اصلی دارد: دفاع از قلمرو و جفت یابی. 
بیشتر اوقات این پرنده نر است که آواز می خواند. اگر پرنده نر قلمرو خوبی داشته باشد، می تواند یک جفت مناسب پیدا کند و با موفقیت زاد و ولد نماید. پرنده حدود قلمرو خود را با آواز خواندن در آن مشخص می کند. این آوازها معمولا ساده و کوتاه هستند. پرنده های همسایه آواز همدیگر را می شناسند و تا وقتی که هر کس در محدوده خودش باشد، مشکلی پیش نمی آید. اما یک آوازخوان بیگانه یعنی یک تهدید برای قلمرو، پس باید با یک آواز قوی به او نشان داد که اینجا صاحب دارد. 
غالبا پرنده در بین آواز خود سکوت می کند و منتظر می ماند تا جواب بشنود. او از این راه می تواند متوجه شود که مهاجمی وارد محدوده او شده یا نه. بعضی از گونه های پرندگان، برای دور کردن دشمن روش بسیار جالبی را به کار می گیرند. آنها چند نوع آواز مختلف را با هم اجرا می کنند. پرنده تازه واردی که آوازها را می شوند، فکر می کند در این ناحیه پرندگان زیادی زندگی می کنند و در نتیجه سهم او از منابع غذایی موجود ناچیز است. پس ترجیح میدهد به دنبال محل دیگری برود. 
اما پرنده نر وقتی بخواهد توجه ماده ها را جلب کند، آوازهای طولانی و پیچیده می خواند. ماده ها آواز را می شنوند، اما معمولا جوابی نمی دهند. آنها پیش از آنکه تصمیم خود را بگیرند، چندین روز وقت صرف می کنند و آواز نرهای مختلف را می شنوند. نرهایی که آوازهای پیچیده تری بخوانند، بیشتر مورد توجه قرار می گیرند. علاوه بر این نرها هر چه آوازهای بیشتری بدانند، امکان موفقیت آنها نیز افزایش می یابد. 
باسترک قهوه ای ( Brown Thrusher ) در آوازخوانی رکورد دار است. او بیش از دو هزار آواز مختلف اجرا می کند. سعد ( Sedge Warbler ) نیز می تواند آوازهای طولانی و پیچیده ای بخواند. امکان ندارد سعد نر در طول عمر خود آوازی را دوبار به طور یکسان اجرا کند. هر آواز او تقریبا از ۵۰ جزء تشکیل شده است که ترتیب و انتخاب آنها دائما تغییر می کند. 
سسک های مرداب ( March Wren ) برای تصاحب بهترین باتلاق با هم رقابت می کنند. این پرنده ها بومی مناطق غربی آمریکا هستند. تعداد مرداب های این نواحی محدود است. پرنده نر آواز می خواند و پس از آن مدتی مکث می کند تا آواز پرنده رقیب را بشنود. نری که پیچیده ترین آواز را بخواند، بیشتر از همه مورد توجه ماده هاست و زودتر از بقیه جفت یابی می کند. جالب است بدانید که وقتی سسک ها از مهاجرت برمی گردند، نرها آنقدر آواز می خوانند تا یک جفت مناسب برای خود پیدا کنند. اما پس از جفت یابی پرنده نر ناگهان آواز خود را عوض می کند و فقط یک آواز ساده و کوتاه اجرا می کند تا محدوده قلمرو خود را مشخص کند. 
برخی گونه ها برای گسترش دادن آوازهای خود از صدای سایر پرندگان تقلید می کنند. مشهورترین مقلدان در دنیای پرندگان، چکاوک مرداب، مرغ مقلد، مرغ مینا، سار، مرغ آلاچیق و سینه سرخ آفریقایی هستند. سارهای اسکاتلند صدای گوسفندان را تکرار می کنند، در حالی که گروهی دیگر از سارها در منطقه اکسفورد انگلستان از موتور اتوبوس تقلید می کنند. 
پرنده ای که در شکل زیر می بینید مرغ شاخه نشین ( Superb Lyrebird ) نام دارد و در جنگلهای متراکم استرالیا زندگی می کند. او می تواند آواز دوازده گونه دیگر را تقلید کند. وقتی دانشمندان در حال فیلمبرداری از محل زندگی او بودند، او صدای دوربین را یاد گرفت و تعجب همه را برانگیخت. عجیب تر آنکه این پرنده می تواند صدای اره برقی و بوق ماشین را هم تقلید کند. 
چکاوک مرداب در زمستان به آفریقا مهاجرت می کند و در تابستان به اروپا بازمی گردد. او علاوه بر آواز پرنده های اروپایی، آواز بسیاری از پرندگان آفریقایی را هم یاد می گیرد. چکاوک آواز ۷۰ نوع پرنده مختلف را می آموزد و تکرار می کند. پرنده ماده با شنیدن این آوازها می فهمد که او به کدام ناحیه از آفریقا مهاجرت کرده و به احتمال قوی، نری را انتخاب می کند که به همان ناحیه ای رفته که خود او زمستان را در آن گذرانده است. 
اگرچه در بیشتر گونه ها پرنده های نر آواز می خوانند، اما گاهی ماده ها نیز هنرنمایی می کنند. گونه ای پرنده ساکن دامنه های آلپ شناخته شده است که در آن، پرنده ماده برای جلب توجه نرها آواز می خواند. جفت گیری با نرهای متعدد، برای او یک مزیت محسوب می شود؛ چون بعدا همه آنها در پرورش جوجه به او کمک می کنند. 
یک نمونه دیگر، توکای بال قرمز است. توکای ماده در فصل زاد و ولد دو نوع آواز می خواند. یک آواز را برای برقراری ارتباط با جفت خود به کار می برد، ولی آواز دیگر را فقط وقتی می خواند که ماده های دیگر نزدیک شوند. به نظر می رسد آواز دوم نوعی هشدار به پرنده مهاجم باشد. 
سینه سرخ اروپایی هم جزو این دسته از پرنده ها محسوب می شود. در زمستان پرنده نر و ماده با هم آواز می خوانند، زیرا هر یک از آنها قلمرو جداگانه ای دارند. این کار به آنها کمک می کند تا در زمستان ( که ذخایر غذایی کم است. ) خوراک کافی داشته باشند. 
از این دسته مثال ها فراوان یافت می شود. شگفتیهای آواز پرندگان به حدی است که برای کشف آن سالها تحقیق و مطالعه لازم است. نکته مهم اینست که آواز پرندگان نه تنها زیباست، بلکه نقش مهمی در ادامه بقا آنها دارد. 
بهترین زمان برای شنیدن آواز پرندگان، سپیده دم است. در تمام نقاط جهان، از جنگلهای استوایی گرفته تا نواحی شمالی اروپا، آوای پرندگان در سپیده دم بیشتر از سایر اوقات شبانه روز شنیده می شود. معمولا این پرندگان نر هستند که آواز می خوانند، اما به راستی چرا؟ هنگام سحر معمولا نسیم ملایمی می وزد. سر و صدای سایر جانوران نیز آغاز نشده است. پس صدای پرنده تا دور دست ها به خوبی شنیده می شود. آوازی که صبح خوانده می شود، ۲۰ مرتبه مؤثرتر از آواز نیمروز است. علاوه بر این، پرنده در این موقع روز نمی تواند کار دیگری انجام دهد. هوا هنوز روشن نشده و حشرات به سختی دیده می شوند. بسیاری از حشرات هم به خاطر خنکی هوا ترجیح می دهند روی زمین بمانند. پس شکار کردن مشکل است. 
وقتی پرنده ای بعد از گذراندن یک شب سرد ( که در آن هیچ چیز نخورده است. ) آواز می خواند، نشان می دهد که بسیار قوی است. شاید می خواهد با آواز خواندن خود به پرنده های ماده بگوید: " من از نظر جسمی توانایی لازم برای جفت گیری را دارم ". پرنده نر با تمام توان چهچه می زند تا ثابت کند آنقدر انرژی دارد که می تواند مقدار زیادی از آن را صرف کار بیهوده ای چون آواز خواندن کند. بیشتر پرنده های ماده هم هنگام سحر در آشیانه خود هستند و می توانند آواز او را بشنوند. 
اگر پرنده ی ساکن قلمرو همسایه در طول شب شکار شده باشد یا به هر دلیل مرده باشد، صدای او شنیده نمی شود. پس می توان قلمرو او را تصرف کرد و غذای بیشتری به دست آورد. بنابراین سپیده دم زمان بسیار مناسبی برای آواز خواندن است. 
اما این فقط یک روی سکه بود. روی دیگر چندان جالب نیست. فرض کنید یک شکارچی گرسنه هستید و در طول شب خوراک کافی پیدا نکرده اید. صبح در حال جستجو برای پیدا کردن طعمه اید. ناگهان صدای پرنده ای را می شنوید که روی درختی در نزدیکی شما مشغول آواز خواندن است. پرنده سرگرم نغمه سرایی خود است و توجه چندانی به اتفاقات دور و برش ندارد. دیگر چه می خواهید؟ همه شرایط برای سیر شدن شما مهیاست. پس اگر آواز پرنده ای برای مدت طولانی ادامه داشته باشد، می توان گفت پرنده بسیار زیرکی است. چون می تواند خود را از چنگال شکارچیانی که در کمین هستند، در امان نگهدارد. این یعنی یک امتیاز دیگر برای جلب توجه ماده ها! 
اما مشکل دیگری هم هست. همه می خواهند سر صبح آواز بخوانند. باید برای پیروز شدن رقابت کرد. دردسر وقتی بیشتر می شود که آواز دو پرنده همسایه شبیه هم باشد. در جنگلهای بلوط کالیفرنیا دو پرنده زندگی می کنند که همین شرایط را دارند. آنها راه حل خوبی برای این مسئله یافته اند. ساعت اول صبح به آواز خواندن پرنده اول اختصاص دارد. پرنده دوم صبر می کند تا نوبت او برسد. ساعت بعد، زمان آواز پرنده دوم است. این روند تا پایان سپیده ادامه پیدا می کند. همیشه رقابت کردن بهترین راه نیست./ایران فروم

همسر یابی از نوع پرندگان

باید بسیار خوش شانس باشید که در جای مناسب و زمان مناسب، قرار بگیرید. این موقعیت به هنگام برای یک عکاس خوش ذوق، موقعیتی شهرت ساز است. بخصوص، اگر عکاس شکار لحظه‌ها باشد.

عکاس این تصاویر هم از آن دسته افراد خوش شانس است. او نه تنها در جای مناسب و زمان مناسب، حضور داشته، بلکه مجهز به یک دوربین مناسب برای ثبت این تصاویر هم بوده است.

سرعت عمل در این زمان هم بسیار مهم و حیاتی است. عکاس باید با شناسایی سوژه سرعت شاتر خود را بالا برده تا ثانیه‌ها را هم از دست ندهد.

عکاس این تصاویر می‌گوید: من بسیار خوش شانس هستم که توانستم این صحنه بی‌نظیر را توسط دوربینم شکار کنم. من و دوستم می خواستیم از یک پرچین انبوه، عبور کنیم که صدای این پرندگان مرا به سوی خود جلب کرد.

از روی کنجکاوی شروع به بررسی و جستجوی دقیق و آرام در میان پرچین‌ها کردیم. در میان آنها ما شاهد سه پرنده زیبا بودیم که ظاهرا بر سر چیزی با هم بحث می‌کردند.

بعد از جرو بحث زیاد آنها دست به اقدام زدند. گویا بحث زیاد فایده نداشت و به همین خاطر آنها شروع به مبارز با یکدیگر کردند.

دیدن صحنه‌های بی نظیر از غوغا و سر و صدای سه پرنده به همراه  بال زدنها، لرزش بال‌ها، ضربه‌های منقاری و...گویی برای مدت طولانی هر سه تای آنها در هم قفل شده‌اند.

سپس یکی از پرندگان، ظاهرا پرنده ماده، خود را کنار کشیده و استراحت می کند و دو پرنده دیگر که ظاهرا نر هستند به مبارزه منقار زدن، ادامه می‌دهند.

در پایان مبارزه، بازنده خود را کنار می‌کشد. لحظه‌ای به آن دو نگاه می‌کند و پرواز کرده و به راه خود می‌رود.

جفت باقی مانده بعد ازآن لحظات سخت و درگیر‌ها خسته کننده با نگاه پیروزمندانه، بازنده را تعقیب می کنند تا مطمئن شوند از قلمروی آنها حسابی دور شده باشد.

لحظه‌های آرام!! و سعادت؟ از را می‌رسد. این جفت مبارز به خوشی و خرمی در کنارهم تا ابد زندگی می‌کنند. شما چی فکر می‌کنید؟



 بیشتر