تاریخ : پنجشنبه، 31 فروردين ماه، 1391
موضوع :

آموزش مسائل جنسی درکشورها

در کشوري مانند بريتانيا که مردمش به داشتن روحيه يي محافظه کار و نيز پايبندي به سنت هاي اخلاقي مشهورند، اعلام اجباري شدن آموزش بهداشت جنسي براي کودکان در مدارس آن کشور تبديل به بحثي جنجالي شده است.

در حالي که عموم مردم در کشورهايي مانند هلند، فرانسه و چين خواستار آموزش جنسي در مدارس هستند، در بريتانيا چنين خواسته يي طرفداران زيادي ندارد به ويژه آنکه اين آموزش ها قرار است شامل دانش آموزان دبستان ها نيز بشود. جيم نايت وزير آموزش و پرورش بريتانيا مي گويد؛«اين موضوع براي ما بسيار مهم است که نگذاريم معلومات و دانسته هاي بچه هاي ما به جاي آنکه برگرفته از کتاب هاي درسي و آموزه هاي معلمان شان باشد، ناشي از حرف هاي درگوشي غلط و مطالب نادرست پراکنده يي باشند که از اينجا و آنجا به گوش آنها مي رسد.» چندي پيش دولت بريتانيا اعلام کرد برنامه آموزش بهداشت جنسي به برنامه هاي درسي دانش آموزان مدارس افزوده خواهد شد. در اين کشور هر ايالتي سيستم آموزشي خاص خودش را دارد. در حال حاضر در مدارس انگلستان صرفاً توضيحات مختصري درباره نحوه توليد مثل انسان و آن هم به عنوان بخشي از دروس علوم و زيست شناسي، به دانش آموزان داده مي شود. ولز و ايرلند شمالي نيز به همين مقدار آموزش قناعت کرده اند اما در مدارس اسکاتلند درسي اختياري با عنوان «بهداشت و آموزش روابط سالم جنسي» براي دانش آموزان ارائه مي شود. وزير آموزش و پرورش بريتانيا نگفته است که درس آموزش بهداشت و روابط جنسي سالم در مدارس بريتانيا چه موضوعاتي را شامل خواهد شد اما اطمينان داده است که چگونگي داشتن يک رابطه سالم جنسي در اين دروس گنجانده خواهد شد. تا پيش از اين، سخن گفتن از چنين مسائلي در مدارس کشور بريتانيا معمول و پذيرفتني نبود. البته قرار نيست همه اين دروس به دانش آموزان همه مقاطع تحصيلي آموزش داده شود. طبق اين برنامه، به ميزان رشد کودکان و نوجوانان و با بالاتر رفتن سن و پايه تحصيلي آنها، دروس مربوط به بهداشت و رابطه جنسي سالم نيز براي آنها بيشتر و جزيي تر خواهد شد. براي مثال قرار است در دبستان هاي بريتانيا کودکان در درس علوم خود و به هنگام ياد گرفتن کارکرد اندام هاي مختلف بدن، با کارکرد اندام هاي جنسي انسان نيز آشنا شوند و هر چه سن شان افزايش مي يابد، در کنار ساير دروس زيست شناسي و علوم، معني بلوغ روحي و جنسي نيز برايشان توضيح داده شود. وزير آموزش و پرورش بريتانيا با بيان اين نکته مي افزايد؛ هدف ما اين است که در مراحل اوليه و گام هاي نخست، ذهن کودکان مان را نسبت به خطرات جسمي و روحي که از طريق مسائل جنسي ممکن است برايشان به وجود بيايد هوشيار و آماده کنيم. جيم نايت مي گويد؛ «ما تصميم نداريم براي بچه هاي پنج ساله مان در دبستان ها از رابطه جنسي بگوييم و افکارشان را درگير چنين مسائلي کنيم. ما صرفاً قصد داريم به سوال هايي که در اين سنين در ذهن بچه ها شکل مي گيرد و معماهايي که براي آنها پيش مي آيد به گونه يي علمي و منطقي و در مدرسه ها جواب بدهيم تا آنها در محيط بازي خود و در جاهايي که از کنترل ما و حتي والدين شان خارج است دنبال جواب نگردند. بچه ها از سن پنج تا هفت سالگي اين سوال در ذهن شان ايجاد مي شود که چه فرقي با همسن و سال هاي غيرهمجنس خود دارند؟ يا چگونه به دنيا آمده اند؟ ما نمي توانيم آنها را با اين سوال هاي بي جواب در جامعه رها کنيم. به خصوص اينکه پدر و مادران جوان ما هم واقعاً نمي دانند به اين پرسش هاي کودکانه يي که براي فرزندان شان پيش مي آيد چه جوابي بايد بدهند؟»

«اما در بريتانيا همه با اين توجيه وزير آموزش و پرورش کشورشان موافق نيستند. اليزابت تالبوت که دو پسر چهار ساله و شش ماهه دارد، مي گويد؛ من البته جزء آن مادراني نيستم که وقتي بچه شان درباره اندام هاي جنسي اش سوالي را مي پرسد توي سرش مي زنند يا جواب پرتي به او مي دهند، اما از اين موضوع هم نگران هستم که اگر در مدارس مان چنين مسائلي را براي بچه هاي کوچک توضيح بدهند و واژه ها و اصطلاحات مربوط به تفاوت هاي جنسي يا روابط جنسي زن و مرد و اين قبيل کلمات وارد گفتار و افکار کودکان من بشود آن وقت چه بايد کنم؟» اما دولت بريتانيا در پاسخ به اين نگراني ها مي گويد؛«آموزش بهداشت و روابط سالم جنسي و مسائلي اينچنيني قرار نيست به بچه هاي زير 11 سال آموزش داده شود. بچه هايي که زير اين سن هستند صرفاً با تفاوت هاي جنسي خود با غيرهمجنسان شان و رعايت بهداشت اندام جنسي خود و آن هم به شيوه يي معقول و کارشناسي آشنا خواهند شد و نه بيشتر. ولي دانش آموزاني که سن شان از 11 سال بالاتر مي رود واقعاً در معرض خطراتي جدي از قبيل ابتلا به آلودگي ها و بيماري هاي ميکروبي ناشي از رعايت نکردن بهداشت اندام هاي جنسي خود قرار مي گيرند. علاوه بر آن مسائلي مانند هوشياري در مقابل تهديدات جنسي و نحوه اطلاع رساني آن به والدين، معلمان و پليس به بچه هاي ما آموزش داده مي شود. اينها خطراتي است که سلامتي جسمي و روحي کودکان معصوم ما را تهديد مي کند و ما وظيفه داريم آنها را در همين سنين پايين نسبت به اين خطرات آگاه و هوشيار کنيم.»

جداي از خطرات و تهديدات جسمي و روحي مربوط به بهداشت و روابط جنسي، موضوع ديگري که باعث نگراني مقامات و مسوولان کشورهاي اروپايي شده است بارداري دختران در سنين پايين است. در اين ميان بريتانيا يکي از بالاترين آمار بارداري دختران در سنين نوجواني را دارد. آمارهاي رسمي در اين کشور نشان مي دهد که در سال 2006 بيش از 39 هزار دختر بين 15 تا 17 سال در اين کشور مادر شده اند. البته بخش بزرگي از اين مادران نوجوان جزء مهاجران در اين کشور هستند که فرزندان خود را در چنين سنين پاييني به خانه بخت مي فرستند. اما به هر حال اين سني است که دختران بسياري در آن باردار مي شوند بي آنکه در طول تحصيل شان کوچک ترين آموزشي را درباره رابطه سالم آميزشي و بهداشت جسمي و رواني جنسي ديده باشند. آمار وحشتناک ديگري نشان مي دهد 7200 دختر 13 تا 14 سال نيز در همان سال در کشور بريتانيا باردار شده اند. بررسي ها نشان مي دهد اين کودکان - چه آنهايي که به ميل خود تن به رابطه يي جنسي داده اند و چه آنهايي که قرباني يک تجاوز جنسي شده اند - هيچ کدام شان درک درستي از مسائل و موضوعات جنسي نداشته اند و در اين زمينه نه آموزشي ديده اند و نه به آنها گفته شده بود که در چنين مواقعي چه بايد کنند يا چگونه از ديگران کمک بخواهند. گيل فرانسيس کارشناس گروهي که در زمينه آموزش بهداشت و رابطه جنسي سالم به قانونگذاران بريتانيايي مشاوره مي دهد، مي گويد؛ «مسائل و سوالاتي که کودکان ما در سنين پايين با آنها مواجه مي شوند در واقع همان مسائل و سوالاتي هستند که خود ما هم در سنين کودکي مان با آنها مواجه بوديم و کسي نبود جواب درستي به ما بدهد. با اين حال همين مايي که اکنون بزرگ شده ايم - باز همچون والدين خودمان - مي خواهيم با سکوت در مقابل پرسش ها، نيازها و مشکلات واقعي و مشابهي که در زمينه مسائل مربوط به روابط و بهداشت جنسي براي فرزندان مان پيش مي آيد، از کنار موضوع بگذريم.

در فرانسه دانش آموزان از مقطع راهنمايي شروع به خواندن دروس مربوط به اين موضوع مي کنند. دانش آموزان نروژي از 15 سالگي با مسائل مربوط به تمايلات، خطرات؛ بهداشت و نحوه درست روابط جنسي آشنا مي شوند. در ايتاليا نيز دروس آموزش بهداشت و رابطه سالم جنسي به دانش آموزان ارائه مي شود ولي البته شرکت در کلاس هاي آن اجباري نيست. در فنلاند دروس مربوط به مسائل جنسي از سن 11سالگي و به ميزاني که هم به سوالات و کنجکاوي هاي کودکان در اين زمينه پاسخ داده شود و هم از خطرها و تهديد هاي جنسي احتمالي نسبت به خود آگاه شوند، تدريس مي شود. اما از سن 15 سالگي به بعد اين آموزش ها بيشتر و جزيي تر مي شوند. چندي پيش دولت فنلاند براي دانش آموزان بالاي 16سال و به خصوص دختراني که به سن ازدواج نزديک مي شوند برنامه هاي ويژه يي را ارائه کرد.

اما در امريکا وضعيت نسبت به کشورهاي اروپايي بسيار پيچيده تر است. در امريکا به آن شکلي که در کشورهاي اروپايي هست، دروس مدارس سراسر کشور يکسان و مشابه نيستند. يعني هر ايالتي برنامه آموزشي و تحصيلي خاص خودش را دارد. دولت امريکا اختيار و صلاح کار را به دست مقامات محلي هر ايالت سپرده است تا خودشان در اين زمينه تصميم گيري کنند. با اين حال دولت مرکزي امريکا از مدارس سراسر آن کشور خواسته است تا دروسي را در برنامه هاي آموزشي خود بگنجانند که دانش آموزان را دعوت به رعايت اصول اخلاقي و پرهيز از هرگونه برقراري رابطه خارج از ازدواج کند. دولت امريکا در عين حالي که مايل است کودکان و دانش آموزان مدارس آن کشور با اصول مربوط به بهداشت جنسي و چگونگي داشتن يک رابطه سالم به خوبي آشنا شوند، سعي دارد چارچوب هاي اخلاقي و مذهبي را نيز در اين زمينه با دقت رعايت کند. موضوع آموزش روابط و بهداشت جنسي در امريکا آنچنان اهميتي دارد که گفت وگو درباره آن حتي به فعاليت هاي تبليغاتي و انتخاباتي رياست جمهوري امريکا نيز کشانده شد. مک کين کانديداي شکست خورده حزب جمهوريخواه آن کشور در سخنان خود چندين بار به باراک اوباما حمله کرد و او را فردي ناميد که با حمايت از آموزش دروس بهداشت و روابط جنسي از دوران دبستان، باعث نگراني خانواده هاي سنتي امريکا شده است. اوباما نيز در پاسخ گفت منظور وي از اين آموزش ها صرفاً هوشيار و آگاه کردن کودکان نسبت به آنان از تهديدها و خطرهايي جنسي است که در اين کشورها وجود دارند و کودکان بسياري را در محيط خانواده و بيرون از خانواده تهديد مي کند.

در آسيا نيز چين از جمله کشورهايي است که دروس مربوط به بهداشت جنسي را از مقطع راهنمايي به دانش آموزان خود تدريس مي کند، هرچند که اين دروس کلي هستند و وارد جزئيات موضوعات نمي شوند. اما مقامات هندي موضوع آموزش بهداشت جنسي در مدارس را جدي تر گرفته اند. در اين کشور که بيش از 5/2ميليون نفر به ويروس اچ آي وي آلوده اند يا بيماري ايدز دارند، تدريس آموزش رابطه سالم و بهداشت جنسي در مدارس آن از سال هاي دهه 80ميلادي شروع شد. اما چندي بعد شش ايالت بزرگ و فدرال هند اين آموزش ها را متوقف کردند با اين توجيه که فراگيري دروس بهداشت جنسي اخلاق دانش آموزان را فاسد مي کند. در مقابل دولت مرکزي هند سعي کرده است با استفاده از اختيارات قانوني خود و اجباري کردن دروس دانش آموزان هندي را با موضوع بهداشت جنسي آشنا کند.

در مدارس امريکاي جنوبي نيز دروس مربوط به رابطه سالم و بهداشت آموزش جنسي آموزش داده مي شود و تدريس آنها منحصر به کشورهاي مرفه آن قاره نمي شود. براي مثال دولت پرو امسال تصميم گرفت براي نخستين بار اين دروس را به شيوه يي آزمايشي در 114 مدرسه دولتي و براي کودکان بالاي 11 سال آغاز کند و دانش آموزان بالاي 14 سال را نيز در زمينه کنترل جمعيت و پيشگيري از بارداري و زيان هاي افزايش جمعيت آموزش دهد.



ضرورت آموزش سلامت جنسي به‌خانواده‌ها
جام جم آنلاين: سلامت در ساده‌ترين معني نداشتن بيماري است كه شامل سلامت رواني، جسماني و اجتماعي مي‌شود. تعريف سازمان بهداشت جهاني از سلامت چنين است: سلامت جسماني، عاطفي و اجتماعي مي‌تواند حس اعتماد به نفس را تقويت كرده و شخصيت، ارتباطات و عشق را قوت ببخشد.
کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر

بر همين اساس، سلامت جنسي نيز به نبود توانايي جنسي يا بيماري خاص اطلاق مي‌شود كه مي‌تواند حتي شامل بيماري‌هاي مسري خطرناك ازجمله ايدز و هپاتيت نيز شود. در سلامت جنسي، فرد علاوه بر خود در قبال ديگري نيز مسوول است. آنچه در بحث سلامت جنسي بيش از هر چيزي از اهميت بسيار برخوردار است، توجه به مساله آموزش است. ارائه آموزش‌هاي صحيح در مورد سلامت جنسي، در جامعه مي‌تواند ثمرات ارزشمندي ازجمله احترام به خود و ديگران، رشد جنسي سالم، كسب هويت جنسيتي سالم، روابط مناسب بين‌فردي، تصوير مثبت از خود، روابط سالم زناشويي و ايجاد بهداشت رواني را به دنبال داشته باشد و از بروز مشكلاتي همچون انحرافات جنسي، سوءاستفاده‌هاي جنسي، مشكلات زناشويي و رفتارهاي پرخطر جلوگيري به عمل آورد.

رابطه عاطفي نه رابطه جسماني

براي داشتن زندگي زناشويي خوب، انگيزه مناسب و درايت جنسي از عوامل اصلي است كه به صورت پيوندي، زوجين را به يك واحد تبديل مي‌كند. اگر زوجي داراي عقايد متفاوت يا مخالف باشند، با داشتن سازگاري جنسي، مي‌توانند زندگي مشترك پايداري داشته باشند. اين مهم در حالي است كه در بسياري از موارد همسران از تاثير نارسايي جنسي بر مشكلات زندگي زناشويي و نقش آن در ايجاد ارتباط ضعيف، اعتماد به نفس پايين و افسردگي غافل هستند. توجه به اين نكته ضروريست كه رابطه جنسي بايد از يك رابطه جسماني پا فراتر نهاده و به صورت يك رابطه عاطفي درآيد. اين رابطه مشابه هنر ظريفي است كه مي‌تواند در خدمت تفاهم و مهر و محبت هر دو طرف قرار گيرد.‌ در حال حاضر نتايج برخي از پژوهش‌ها بيانگر آن است كه اگر به هر دليلي روابط جنسي سالم بين زن و شوهر ايجاد نشود، يكي از آنها يا هر دو ناراحت، دلخور و دلزده خواهند شد.‌ طبق برخي تحقيقات عصبي بودن، بروز كمردردها، ناتواني در تمركز فكري و حتي ناتواني در انجام كارهاي معمولي از عواقب عدم موفقيت در اين نوع ارتباط است. همچنان كه رضايت جنسي در زنان موجب كاهش بروز سردردهاي ميگرني، علائم سندرم قبل از قاعدگي و آرتوليت‌هاي مزمن مي‌شود و در مردان نيز موجبات كاهش بروز حملات قلبي را فراهم مي‌كند. با وجود اهميت بسياري كه در ارتباط با مسائل جنسي هميشه مطرح شده، مشكل عمده جامعه امروز ما نبود اطلاعات كافي در مورد اين مسائل، وجود نگرش‌ها و اعتقادات نادرست بين خانواده‌ها و بخصوص همسران تازه ازدواج كرده است كه در نتيجه آن روابط بسياري از خانواده‌ها تباه مي‌شود.

داشتن هوش جنسي لازمه سلامت جنسي

مسائل جنسي يكي از اركان و از طرفي محرمانه‌ترين رفتار بشري است و سهم اين رفتار در ادامه زندگي زناشويي بسيار زياد و انكارناپذير است چنانچه بسياري مدعي هستند بدون آن زندگي به ورطه بحران مي‌رسد. با وجود اين هنوز هم ابهام، سوال، شرم و خرافات چاشني رفتار جنسي در جوامع بشري است و اختلالات و مشكلات جنسي مثل ناتواني جنسي، مشكلات نعوظ، بي‌ميلي جنسي، ناتواني در رسيدن به ارگاسم يا اعتياد جنسي گريبانگير بسياري از روابط زناشويي است. در حال حاضر تنها عده كمي به تعريف خاصي از رفتار جنسي نايل گشته و كمترين ميزان مشكلات جنسي را تجربه مي‌كنند. توانايي خاص اين گروه افراد را مي‌توان «هوش جنسي» نام نهاد.

هوش جنسي مفهومي جديد اما همپايه با ساير تعابير متعارف هوش است كه بشر را به سازگاري بهتر با محيط مهيا مي‌كند.

يكي از شاخص‌هاي بارز افرادي كه هوش جنسي بالا دارند، حجم وسيع دانسته‌هاي رفتار جنسي به همراه تلاش براي افزايش اطلاعات از منابع علمي و معتبر است. در واقع پس از پيدا كردن درك درست از رفتار جنسي با ابزار علم، نوبت به تعمق در رفتار فرد مي‌رسد. گفتني است كه با بالا رفتن سطح خودشناسي جنسي در افراد، ميزان اختلالات جنسي و نارضايتمندي سير نزولي پيدا مي‌كند.

هوشمندان جنسي كساني هستند كه مدام با شريك جنسي خود در حال در ميان گذاشتن علايق، نياز و انتظارات خود هستند. در واقع سيستم خانوادگي افراد هوشمند جنسي از ديگران متمايز بوده، چنانچه به نقش پررنگ مكالمات كلامي اهميت داده مي‌شود. ديد مثبت و منطقي راجع به مقوله مسائل جنسي و امكان رد و بدل كردن اطلاعات ويژگي خاص اين دسته از خانواده‌هاست. از سويي خانواده به عنوان اولين منبع كسب اطلاعات جنسي همواره پاسخگوي كنجكاوي‌هاي جنسي بوده و حضور والدين، صميميت بين آن دو و مراقبت جنسي از فرزندان، جزو اصول اساسي نظام تربيت اين دسته از خانواده‌ها گزارش شده است.

نقش خانواده در سلامت جنسي

به نظر مي‌رسد تا قبل از بلوغ، والدين خصوصا مادران اولين كساني هستند كه با سوالات و كنجكاوي‌‌هاي جنسي كودكان روبه‌رو مي‌شوند و نقش تعيين‌كننده‌اي در تربيت جنسي كودكان و آموزش مراقبت و بهداشت جنسي ايفا مي‌كنند.

نكته: صحبت كردن با بچه‌ها درباره جنسيت براي بيشتر والدين دشوار است. معمولا والدين يا نگران زياد گفتن هستند يا كم‌گفتن و يا نگران گيج‌كردن بچه‌هاي خود. برخي هم فكر مي‌كنند صحبت با كودكان، منجر به پيدايي افكار جنسي در كودكان مي‌شود

بنابراين بسيار ضروري است كه والدين خصوصا مادران‌كودكان خردسال تحت آموزش تربيت جنسي قرار گيرند. آنچه داراي اهميت است اين است كه خانواده در تربيت جنسي و ارائه اطلاعات صحيح و مناسب خصوصا در دوران كودكي داراي نقش باارزشي است. با اين حال خانواده‌ها در ايران براي تامين سلامت جنسي فرزندانشان چندان آموزش نديده‌اند. معمولا خانواده‌هاي ايراني در خصوص ميزان و كيفيت اطلاعاتي كه به كودكان و نوجوانان خود ارائه مي‌دهند به گروه‌هاي زير تقسيم مي‌شوند:

1 ـ منع مطلق: گاه پدر و مادر افتخار مي‌كنند كه فرزندان خود را طوري بار آورده‌اند كه حتي تا 10 سالگي نيز هيچ اشاره يا كنجكاوي‌ نسبت به مسائل جنسي نشان نمي‌دهند و به اصطلاح «چشم و گوش بسته‌اند.»

2 ـ بي‌تفاوتي و گريز: اين والدين با بيان جملاتي همچون «تو هنوز خيلي كوچكي و اينها را نمي‌فهمي» از كنجكاوي فرزندانشان مي‌گريزند.

3 ـ بسيارگويي: برخي والدين بسيار به مدرن‌گرايي تمايل دارند، به گونه‌اي كه در پاسخ به سوالات ساده و كوتاه، پاسخ مفصل و غيرضروري مي‌دهند.

4 ـ دروغ و پرت و پلاگويي: برخي والدين پرسش‌هاي كودك را با پرت و پلاگويي پاسخ مي‌دهند، مثلا در پاسخ به سوال من از كجا آمدم؟ مي‌گويند: از آسمان آمدي.

5 ـ موعظه: گاه والديني كه سال‌ها به كودك چيزي در مورد مسائل جنسي نگفته‌اند ناگهان شروع به اندرزگويي در مورد مسائل جنسي مي‌كنند.

الگويي سالم براي نقش جنسي سالم

جنسيت به نقش جنسي ارتباط دارد. مرد و زن هر كدام نقش دارند و هنجارهاي جامعه به ما مي‌آموزد كه براي زن و مرد هنگام ايفاي نقش خود، چه كاري مجاز و چه كاري غيرمجاز است. والدين بايد با هوشياري، مراقب باشند كه هنجارهاي از پيش تعيين‌شده جامعه، شكوفايي استعدادهاي فرزند آنها را به خاطر جنسيت او محدود نكند؛ به عنوان مثال نوعا پسران را به ابراز وجود و جاه‌طلبي تشويق مي‌كنند و دختران را به احترام گذاشتن و كنار آمدن با ديگران. براساس واقعيت‌هاي فعلي جامعه، اگر چنين انتظاراتي از بچه‌ها داشته باشيم ممكن است پيامدهاي بدي داشته باشد چراكه مثلا همه ما مي‌دانيم براي موفق شدن، هر فردي بايد بتواند ابراز وجود كند.

والدين مي‌توانند بدون اين كه به چشم بيايد، شكل‌هاي رايج نقش جنسي را در خانه پرورش دهند. به عنوان مثال والدين از دخترانشان انتظار دارند كه مهربان باشند و در نتيجه برخوردي كه با دختران خود مي‌كنند، ملايم‌تر از برخوردي است كه با پسران خود دارند يا انتظاراتي نظير اين كه پسرها نبايد گريه كنند. پيام پنهان در اين كارها حتي براي بچه‌هاي كوچك نيز روشن است، بويژه اگر فرصتي براي تجربه نوع ديگر رفتار را نيز نداشته باشند. در واقع بهترين كاري كه والدين مي‌توانند براي پرورش نقش جنسي سالم در فرزندان خود انجام بدهند، اين است كه در خانه الگويي مناسب به آنها ارائه بدهند. بعضي از كارها در گذشته فقط براي يكي از دو جنس مناسب به شمار مي‌رفت، اما شما به بچه‌هاي خود امكاني برابر بدهيد تا اين اهداف و كارها را دنبال كنند.

برخي متخصصان اعتقاد دارند كه بهتر است والدين از كليشه‌هاي جنسيتي خشك كودكان خود كه رفتارها و فرصت‌هاي يادگيري آنها را محدود مي‌كند، بكاهند. مثلا پسري كه آشپزي را فعاليتي زنانه مي‌پندارد، فرصت يادگيري آشپزي ندارد يا دختري كه كار با آچار را فعاليتي پسرانه مي‌داند، فرصت يادگيري فعاليت‌هاي فني را از خود سلب كرده است. بنابراين توصيه مي‌شود كه مثلا پدر و مادر به نوبت ظرف بشويند، آشپزي يا رانندگي كنند.

جلوگيري از بروز مشكلات با آموزش مناسب

تحقيقات انجام شده نشان داده است كه سوءاستفاده و تجاوزات جنسي تا چه حد مي‌تواند اثرات بسيار بد جسمي و عاطفي روي هر فرد داشته باشد. به عنوان مثال اين سوءاستفاده‌ها در دختران مي‌تواند خشم، ترس، افسردگي، اضطراب، فقدان اعتماد به نفس، احساس حقارت و بيزاري، آسيب‌پذيري و اعتياد را باعث شود. معمولا اين افراد دچار شرمندگي و احساس خجالت دائمي شده و به ديگران اعتماد ندارند، آنها در ارتباطات خود ضعيف عمل مي‌كنند و در آينده نيز نمي‌توانند عملكرد جنسي خوبي را از خود نشان دهند. اين افراد همچنين نسبت به فاش شدن اسرارشان بسيار حساس مي‌شوند. در مردان نيز اختلالاتي مانند احساسات خودكشي، اختلال خواب، خشم بيش از اندازه و خوداتكايي كم ديده مي‌شود. در واقع اكثر اين افراد به اين دليل گرفتار شده‌اند كه از آموزش كم برخوردار بوده و محروميت آگاهي داشته‌اند. بدون شك آموزش جنسي در بهداشت رواني و پيشگيري از اختلالات جنسيتي بسيار موثر است. يافته‌هاي مطالعات پژوهشگران حاكي از آن است كه آموزش جنسي نه‌تنها در بهداشت جسماني و جنسي، بلكه در جلوگيري از مشكلات جنسي نيز نقش دارد. اگر آموزش جنسي براساس اصول مناسب و براساس شرايط افراد و معيارهاي فرهنگي درست ارائه گردد مي‌تواند به افزايش اعتماد به نفس، رضايت از زندگي و كاهش مشكلات جنسي كمك كند.

با فرزندان خود بيشتر صحبت كنيد

صحبت كردن با بچه‌ها درباره جنسيت براي اغلب والدين كاري دشوار است. معمولا والدين‌ نگران زياد گفتن هستند ‌ يا كم گفتن و يا نگران گيج كردن بچه‌هاي خود. بسياري از والدين هم فكر مي‌كنند كه اگر درباره مسائل جنسي به كودكان همه چيز را بگويند، افكار جنسي را در ذهن‌هاي كوچك آنها پرورش مي‌دهند و با اين كار بچه‌ها را به تجربه جنسي تشويق مي‌كنند. به هر حال شما چه به طور جدي درباره جنسيت با فرزندتان صحبت كرده باشيد يا نه، بايد بدانيد كه روند غيررسمي آموزش جنسي آنها از همان لحظه تولد آغاز شده است.

شما والدين از همان موقع، جنسيت آنها را با نحوه برخوردتان، با چگونگي پاسخگويي به نيازهاي آنها و با الگوي رفتاري خود پرورش داده‌ايد. توجه به اين نكته نيز مهم است كه كودكان‌تان در تمام اين مدت بدون كمك مستقيم شما چيزهايي درباره جنسيت آموخته‌اند و روند يادگيري آنها چه بخواهيد در آن نقشي فعال داشته باشيد و چه نخواهيد، در آينده نيز ادامه خواهد داشت. پس فراموش نكنيد اگر بتوانيد مسائل مربوط به جنسيت و مسائل مربوط به آن را با فرزند خود مطرح كنيد و فضايي مناسب را براي گفت‌وگوي باز به وجود بياوريد در سنين بلوغ و نوجواني نيز مي‌توانيد به خاطر همين فضاي باز به فرزند خود توصيه و راهنمايي كنيد، اما اگر به موقع اقدام نكنيد، بعدها بررسي موضوع جنسيت نه براي شما و نه براي فرزندتان طبيعي نخواهد بود و به خاطر داشته باشيد دير شروع كردن بهتر از آن است كه هرگز شروع نكنيم.1391/1/30روزنامه جام جم

معصومه اسدي / جام‌جم

 

 

توصيه‌هايي براي تربيت جنسي كودكان
کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر
هرچند براي بسياري از والدين پاسخ به پرسش‌هاي كودكان در زمينه مسائل جنسي از دشوارترين كارهاست، اما كارشناسان بنابر فرهنگ‌هاي مختلف براي پاسخ والدين، راهكارهاي متعددي عنوان كرده‌اند.

در برخي كشورها آموزش رسمي و غيررسمي در كنار هم مي‌كوشند تا پاسخ‌هاي شفافي به كودك بدهند به‌طوري كه كمترين شبهه‌اي در ذهن او نماند، اما در فرهنگ ما چنين كاري چندان ساده نيست چراكه مناسبات ميان اعضاي خانواده با خطوط پررنگي جدا شده كه پاگذاشتن روي آنها گاهي نتيجه عكس مي‌دهد و كودك را با مشكلات و درگيري‌هاي ذهني جديدي روبه‌رو مي‌كند، اما در مجموع داشتن صبر و حوصله و پرهيز از بي‌اعتنايي و خشونت براي پاسخ به اين‌گونه سوالات وجه مشترك تمام نسخه‌هايي است كه براي والدين پيچيده مي‌شود. در ارائه اطلاعات جنسي به كودكان و نيز ايجاد شرايط مناسب براي تربيت جنسي توجه به چند مورد ضروري است كه عبارتند از:

1ـ ايجاد محيط امن و آرام كه در كمال راحتي و صميميت به سوالات كودكان پاسخ مناسب داده شود ضروري است، چرا كه وجود جو تهديدكننده يا شرمساري و خجالت همواره باعث اشتغال ذهني كودك مي‌شود.

2ـ پاسخگويي به سوالات و كنجكاوي جنسي كودكان بايد كافي و متناسب با ميزان درك آنها باشد، بنابراين والدين تنها بايد به ارائه پاسخ‌هاي كوتاه، قابل فهم و واقعي بپردازند و از پرگويي و اجتناب از پاسخگويي بپرهيزند.

3ـ سعي كنيد از امور جنسي چهره كريه، زشت و خطرناك ترسيم نكرده و مباحث مربوط به امور جنسي با مفاهيمي همچون عشق، صميميت، احترام به خود و ديگران مرتبط شود.

4ـ‌ گاه والدين يا به لحاظ محدوديت فضاي خانه يا اهمال و سهل‌انگاري، شرايط امن برقراري روابط زناشويي را فراهم نمي‌آورند. توجه به اين نكته ضروري است كه كودكان روابط زناشويي مشاهده‌شده را نوعي خشونت پدر عليه مادر درك كرده و اين‌گونه مشاهدات آنها را دچار ترس، اضطراب و گاه بازنمايي آن رفتار مي‌كنند.

5 ـ‌ از آنجا كه اخلاق جنسي يكي از عناصر سلامت جنسي محسوب مي‌شود رعايت اصول اخلاق جنسي از جمله پرهيز از به‌كاربردن كلمات ركيك جنسي، پوشش مناسب افراد خانواده، پرهيز از مشاهده فيلم‌هاي نامناسب و... داراي اهميت بسيار است.

 
 

 


آموزش جنسی جنسی بلوغ بلوغ جنسی

منبع این مقاله : :کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر
آدرس این مطلب : http://www.kelinic.com/125/آموزش-مسائل-جنسی-درکشورها/