آمار کاربران

google plus

آمار

    فهرست اعدامیان سرشناس به فرمان صادق خلخالی

محمد صادق صادقی گیوی معروف به خلخالی(۱۳۰۵-۱۳۸۲)، روحانی شیعه و حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ بود. وی در گیوی از توابع شهرستان خلخال استان اردبیل متولد شد.

  • 1-امیر عباس هویدانخست وزیر
  • 2-فرخ رو پارسا وزیر آموزش و پرورش و اولین وزیر زن ایران
  • 3-عباسعلی خلعتبری وزیر امور خارجه دولت امیر عباس هویدا
  • 4-غلامرضا کیانپور وزیر اطلاعات و جهانگردی و دادگستری کابینه هویدا و آموزگار
  • 5-غلامرضا نیک‌پی شهردار تهران
  • 6-منوچهر آزمون وزیر مشاور، وزیر کار، رییس خبرگزاری پارس
  • 7-محمدعلی علامه وحیدی سناتور
  • 8-محمود جعفریان مدیرعامل سازمان رادیو تلویزیون ملی و قائم مقام حزب رستاخیز
  • 9-پرویز نیکخواهمدیر واحد مرکزی خبر تلویزیون
  • 10-سالار جاف نماینده کردستان در مجلس شورای ملی
  •  
  •                       مقام‌های لشكری
  • 1-ارتشبد نعمت الله نصیری رئیس ساواک
  • 2-ارتشبد غلامعلی اوسی (پس از حکم خلخالی در خارج از کشور ترور شد)
  • 3-سپهبد نادر جهانبانی
  • 4-سپهبد امیرحسین ربیعی
  • 5-سپهبد مهدی رحیمی
  • 6-سپهبد امین افشار
  • 7-سپهبد هاشم برنجیان
  • 8-سپهبد احمد بیدآبادی
  • 9-سپهبد ناصر مقدم
  • 10-سپهبد عبدالله خواجه نوری
  • 11-سپهبد محمدتقی مجیدی
  • 12-سپهبد جعفرقلی صدری
  • 13-سپهبد علی حجت کاشانی
  • 14-سپهبد ابوالحسن سعادتمند
  • 15-سپهبد اصغر جلالی
  • 16-سرلشکر رضا ناجی
  • 17-سرلشکر شمس تبریزی
  • 18-سرلشکر منوچهر خسروداد
  • 19-سرلشکر حسن پاکروان
  • 20-سرلشکر علی‌اکبر یزدجردی
  • 21-سرلشکر فخر مدرس
  • 22-سرلشکرایرج مطبوعی
  • 23-سرتیپ شهنام رضایی
  • 24-سرتیپ حسین همدانیان
  • 25-سرتیپ شهنام
  • 26سرتیپ ملک
  • 27-سرتیپ تابعی
  • 28-سرلشکر وثیق
  • 29-سرلشکر جابر ولی‌نژاد
  • 30-سرلشکر معتمد
  • 31-سرلشکر ده پناه
  • 32سرلشکر بدیع
  • 33-سرهنگ مصطفی زمانی
  • 34-سرگرد شعله ور
  • 35-سرگرد مهدی ساقی
  • 36-سروان ژیان پناه
  • 37-سرجوخه جعفر حیدرطز
  • 38-سرجوخه صمد محترمیان
  •  
  • وی ۱۴ سال شاگرد سید روح‌الله خمینی در کلاس‌های دروس مذهبی بود. خلخالی در روز ۵ آذر سال ۱۳۸۲ بر اثر بیماری قلبی و به دنبال یک انزوای ده ساله درگذشت.

    در این دوره صدها نفر به حکم خلخالی اعدام شدند که بسیاری از آنان وابستگان به حکومت پهلوی بودند. خلخالی در شب پیروزی انقلاب قصد داشت ۲۴ نفر را اعدام کند که در نهایت پس از موافقت خمینی چهار نفر اعدام شدند: مهدی رحیمی، نعمت‌الله نصیری، منوچهر خسروداد و رضا ناجی.

    بنا به گزارش سازمان عفو بین الملل ۴۳۸ نفر تا اسفند ۱۳۵۸ (طی یکسال) در ایران اعدام شدنداز کسانی که در این میان اعدام شدند، می‌توان امیرعباس هویدا نخست‌وزیر اسبق و نعمت الله نصیری رئیس ساواک را نام برد.مهدی بازرگان نخست‌وزیر دولت موقت پس از انقلاب با دادگاه انقلاب اسلامی مخالف بود.

    خلخالی پس از انقلاب بسیاری از مقامات پهلوی را در کنار خود محمدرضا شاه و اکثر اعضای خانواده‌اش «مفسد فی الارض» نامیده و به اعدام غیابی محکوم کرد. او برای ترور آنان در خارج از کشور تلاش‌هایی خصوصا با کمک گروه فدائیان اسلام صورت داد. ۱۶ آذر ۱۳۵۸ شهریار شفیق پسر اشرف پهلوی و یکی از افرادی که غیابا توسط وی محکوم به مرگ شده بود در پاریس ترور شد.

    پس از عزیمت محمدرضا شاه به مکزیک خلخالی اعلام کرد که گروهی از اعضای فدائیان اسلام را برای ترور وی اعزام کرده‌است. او همچنین گفت با کارلوس تروریست معروف آمریکای جنوبی برای ترور شاه هماهنگی صورت گرفته‌است. حمله کارلوس و گروهش به ویلای شاه ۶ تیر ۱۳۵۸ بوسیله هلی کوپتر انجام شد، اما وی موفق به کشتن شاه نشد. خلخالی سپس طی مصاحبه‌ای گفت که شاه در آن حمله زخمی شده‌است. وی همچنین گفت که ۱۴۰٬۰۰۰ دلار جایزه برای قتل شاه در نظر گرفته‌است

    خلخالی سه دوره نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی و نماینده مردم استان تهران در مجلس خبرگان رهبری بود. پس از درگذشت خمینی همچون اکثر روحانیون چپ گرا، پستی از سوی خامنه‌ای دریافت نکرد و در انتخابات‌ها هم رد صلاحیت شد. وی سپس به تدریس در حوزه علمیه قم مشغول شد.

  • آیت الله صادق خلخالی کی بود؟
  • کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر

    محمد صادق صادقی گیوی معروف به خلخالی(۱۳۰۵-۱۳۸۲)، روحانی شیعه و حاکم شرع دادگاه انقلاب پس از انقلاب اسلامی ایران در سال 57 بود. وی در گیوی از توابع خلخال متولد شد.
    وی ۱۴ سال شاگرد حضرت امام خمینی در کلاس‌های دروس مذهبی بود. خلخالی در آذر سال ۱۳۸۲ بر اثر بیماری قلبی درگذشت.
    وی که سابقه دستگیری و زندان در سالهای قبل از انقلاب را داشته‌است و از روزهای نخست انقلاب در کنار خمینی بوده، در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ (۱۳ فوریه ۱۹۷۹) با حکم امام به عنوان حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب منصوب می‌شود.
    در این دوره صدها نفر به حکم خلخالی اعدام شدند که بسیاری از آنان وابستگان به حکومت پهلوی بودند. خلخالی در شب پیروزی انقلاب قصد داشت ۲۴ نفر را اعدام کند که در نهایت پس از مخالفت امام خمینی چهار نفر اعدام شدند: مهدی رحیمی، نعمت‌الله نصیری، منوچهر خسروداد و رضا ناجی.
    ابراهیم یزدی توصیه کرد كه باید دادگاهی علنی تشكيل شود و به آنها اجازه داده شود تا با خانواده‌های خود ديدار داشته باشند و اگر خواستند بتوانند وصيت‌نامه‌های خود را بنویسند. امام خمينی به مهدی عراقی دستور داد كه برود و نظارت كند تا آن چهار نفر با خانواده‌هایشان تماس بگيرند و اگر مطالبی دارند بنويسند. اما خلخالی به سرعت از مدرسه علوی به مدرسه بنا به گزارش سازمان عفو بین الملل ۴٣٨ نفر تا اسفند ۱۳۵۸ (طی یکسال) در ایران اعدام شدند. حاج مهدی عراقی زمانی رسيد كه اعدام آن چهار نفر صورت گرفته بود. عراقی میگوید : « وقتی من رسیدم، خلخالی و تيم‌اش مشغول مذاكره برای نوشتن ادعانامه عليه اعدام شدگان بودند. من بسيار عصبانی شدم و بر سر آنها فرياد زدم كه شما چه دينی داريد؟ اول مي‌كشيد بعد مي‌خواهيد كيفرخواست بنويسيد.»
    خلخالی در خاطراتش در مورد نحوه انتخابش به عنوان حاکم شرع می‌نویسد: «خدا شاهد است که ما برای تصدی این مقام کوچکترین تلاشی نکردیم و حتی تا زمانی که به من ابلاغ شد از آن اطلاعی نداشتم. آقا [حضرت امام خمینی] با شناختی که از روحیه انقلابی من داشتند عصر روز ۲۴ بهمن ۵۷ مرا به دفترشان احضار کردند و فرمودند: این حکم را به نام شما نوشته‌ام. حقیر پس از دیدن حکم به حضورشان عرض کردم: آقا این حکم سنگین است. فرمودند: برای شما سنگین نیست. گفتم مخالفین و وابستگان به طاغوتیان علیه من تبلیغ می‌کنند. آقا فرمود: من پشتیبان شما هستم و بالاخره این حکم را به کسی بدهم که به او اطمینان داشته باشم


برگی از خاطرات 22 بهمن 57

من هویدا هستم؛ بیایید مرا ببرید!

تا 22 بهمن 1357 سران حکومت پهلوی یکی یکی دستگیر شدیاازکشور فرار کرده بودند.

هویدا اما تا روز پیروزی انقلاب در باغ شیان بود. روزی که در نهایت تسلیم شد و از نیروهای انقلابی خواست تا بیایند و او را دستگیر کنند.

ر روزهای پرتلاطم اعتراضات مردمی ازهاری هویدا را بازداشت کرد و به باغ ساواک در شیان فرستاد. بازداشتی که بیشتر برای آرام کردن مردم صورت گرفته بود اما تا روز پیروزی انقلاب به طول انجامید. در 22 بهمن 57 با اعلام بی طرفی ارتش نگهبانان هویدا فرار کردند و اتومبیل و اسلحه ای در اختیارش گذاشتند. هویدا برای ارزیابی وضعیت با فرشته رضوی، پزشک مخصوصش تماس گرفت و او هم توصیه کرد فرار کند اما هویدا شرایط را برای فرار مهیا نمی دید و تصمیم گرفت خود را تسلیم کند.

محسن رفیق دوست، در کتاب خاطراتش (برای تاریخ می گویم) ماجرای 22بهمن و دستگیری هویدا را این طور روایت می کند:

به اندازه کافی اسلحه داشتیم. بسیاری از سربازانی که از پادگان ها فرار می کردند اسلحه هایشان را می آوردند که خودش چندین هزار تفنگ می شد. حتی یک تیربار ژ-3 آورده بودند که آن را در پشت بام مدرسه علوی مستقر کرده بودیم و بچه هایی که تیراندازی با آن را بلد بودند به نوبت پشت آن می نشستند. تعداد زیادی هم سه راهی درست کرده بودند که با اجازه صاحبخانه ها در پشت بام خانه های بلند خیابان ایران قرار داده بودیم تا اگر تانک ها حمله کردند سه راهی را بر سرشان بریزند. هر سربازی که فرار می کرد می آمد آنجا. به مردم اعلام کرده بودیم هرکس کت و شلوار اضافی دارد بیاورد مدرسه. کت و شلوار را تن سرباز فراری ها می کردیم و می رفتند. باز برای اینکه دژبان ها آنها را شناسایی نکنند اعلام شد همه جوان ها سرها را ماشین کنند.

گوینده رادیو اعلام کرد حکومت نظامی از امروز رأس ساعت 4:30 است. من حدس زدم که امام حکومت نظامی را قبول نمی کند. به بچه ها گفتم بروید به همه مینی بوس های مدرسه علوی و رفاه بلندگو ببندید. گفتند برای چه؟ گفتم: «مطمئن باشید امام حکومت نظامی را قبول نمی کنند. بروید آماده باشید که هر وقت گفتند معطل نشویم.»

از صبح کم کم همه سران پهلوی دستگیر شدند. ما بلافاصله چند اتاق را در طبقه سوم مدرسه رفاه به زندان تبدیل کردیم. جای دیگری نداشتیم. چهار - پنج خط تلفن داشتیم. پای هر تلفن یک نفر نشسته بودند و حجت الاسلام غلامحسین حقانی و یک روحانی دیگر به نام مهدوی یک روز در میان مسئول تلفن خانه بودند. آن روز نوبت آقای حقانی بود. در گیرودار دستگیری ها مرا صدا زد و گفت: «کسی زنگ زده از باغ شیان و می خواهد راجع به هویدا صحبت کند.» گوشی را گرفتم. آقای به نام عباس رضاییان کارمند سازمان آب بود و خانه اش در همسایگی باغ شیان، گفت: «من از باغ شیان زنگ می زنم. آقای هویدا می خواهد صحبت کند.» بعد هویدا گوشی را گرفت و گفت: «من امیرعباس هویدا هستم. بیایید مرا ببرید.»(مهر)/منبع:جام جم آنلاین22بهمن92

                       ***

**

آیت الله صادق گیوی خلخالی تا روز 24 بهمن 1357، حاکم شرع دادگاه های انقلاب شد. 
وی در مقام حاکم شرع در سال‌های ابتدایی انقلاب زیر حکم اعدام بسیاری از سران نظام شاهنشاهی را امضاء کرد. معروف ترین این افراد امیر عباس هویدا بود.
خلخالی در خرداد ماه سال 1359 به عنوان نماینده مردم قم به مجلس شورای اسلامی راه یافت. در همین سال از مقام حاکم شرعی دادگاه انقلاب استعفا کرد. 
در سال 1360 با حفظ سمت های قبلی اش به سرپرستی کميته مبارزه با مواد مخدر منصوب شد. 
آیت الله خلخالی در اولین دوره مجلس خبرگان که انتخابات آن در سال 1358 انجام شد، به اين مجلس راه يافت. 
در انتخابات دومین دوره مجلس شورای اسلامی رد صلاحیت شد، اما نامه امام خمینی(ره) به شورای نگهبان صلاحیت او را بازگرداند. 
تا سال 1367 در مجلس سوم به عنوان نماینده مردم قم حضور داشت. 
آيت الله خلخالی سال های پایانی عمرش را با ابتلا به پارکینسون و بیماری قلب و مغز گذراند و در ششم آذر ماه 83 در سن 77 سالگی در گذشت. 
وی مجموعه خاطراتش را در دو جلد و با نام های "خاطرات" و "ایام انزوا" منتشر ساخته است. آيت الله خلخالی در سال 1382 رساله عمليه خود را منتشر کرد. 

محمد صادق صادقی گیوی معروف به شیخ صادق خلخالی در سال 1305 در روستای گیوی از توابع شهر خلخال در استان اردبیل به دنیا آمد. 
تا ششم ابتدایی در اردبیل محصل بود. آنجا به دروس حوزوی علاقه مند شد. در سن هفده سالگی از اردبیل به قم رفت. در حوزه علمیه قم همراه با سید مصطفی خمینی در حلقه درس های امام خمینی(ره) شرکت داشت. 
مراسم بزرگداشت آيت‌الله حاج شيخ صادق خلخالي در مسجد الجواد (ع) تهران در شهریور 1382 برگزار شد. 
                                                                       ***
مجيد انصاری با تاكيد اين‌كه آيت‌الله خلخالی جزو ياران امام در قبل و بعد از پيروزی انقلاب بوده‌اند، گفت:
امروز انقلابي‌شدن   نان هم دارد ولی در قبل از انقلاب، همراهی با امام چيزی جز خطر نداشت.
وی افزود: آيت‌الله خلخالی در بيشترشهرهای ايران را  تبعيدده بودند
وی شجاعت آيت‌الله خلخالی را در پذيرش مسووليت قضاوت در شرايط دشوار بعد از انقلاب بيشتر از شجاعت وی در قبل از انقلاب دانست و گفت: من بسيار متاسفم كه اين شخصيت هنوز مورد ظلم قرار مي‌گيرد. 
عضو مجمع روحانيون مبارز اضافه كرد: اگر اقدامات تاريخی را در همان مقطع زمانی و مكانی خاص بررسی نكنيم كاری خائنانه است. اگر امروز بعد از بيست و پنج سال بدون توجه به مقتضيات زمان و مكان و خطراتی كه انقلاب را تهديد مي‌كرد و مشكلاتی كه وجود داشت، عملكرد ياران امام يا شخص امام را در فضای امروزی بدون تحليل و توضيح به جامعه منتقل كنيم، صداقت و امانت را رعايت نكرده‌ايم. 

وی گفت: چرا وقتی گفته مي‌شود آقای خلخالی برای بيست نفر در پاوه دستور اعدام داده است، در كنار آن نمي‌نويسند كه در پاوه چه بلوايی بود؟، پوست سر بچه‌های مردم را زنده زنده مي‌كندند، با حلبی سر بچه‌ها را مي‌بريدند، اندام آنها را قطع مي‌كردند و خون مردم را مي‌ريختند؛ استقرار و امنيت كشور در مرحله‌ی نابودی بود؛ چرا جفا و ظلم مي‌شود؟ 

وی افزود: من نمي‌خواهم از آن‌چه اتفاق افتاده بيخود دفاع كنم، حتی در حكومت حضرت علي(ع) هم كه خود ايشان معصوم بودند، كارگزارانش دچار خطا و اشتباه مي‌شدند. 

وی گفت: آيت‌الله خلخالی حقيقتا به گردن انقلاب اسلامی حق عظيمی دارند و دشواري‌هايی را برطرف كردند كه همين امروز اگر از مردم ايران نظرسنجی كنند، مي‌گويند قاطعيت و برخورد درست خلخالي‌گونه مي‌خواهد تا ريشه‌ی مواد مخدر و اعتياد از جامعه‌ی ايران بركنده شود.

آیت‌الله حاج شیخ صادق خلخالی اولین حاکم شرع انقلاب در پنجم آذر سال ۱۳۸۲ بر اثر بیماری قلبی درگذشت./۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۷پارسینه بنقل ازایسنا

                                                                            ***

خاطره خلخالی از دریافت حکم امام در خصوص دادگاه انقلاب

صادق خلخالی در کتاب خاطراتش نوشت: حضرت امام ، دو یا سه روز پس از به ثمر رسیدن انقلاب ، اینجانب را فراخواند و نوشته ای را نشان داد و گفت : این حکم را به نام شما نوشته ام . وفتی که به نوشته نگاه کردم ، دیدم که ایشان حکم قضاوت شرع و دادگاه های انقلاب را باخط خویش به نام اینجانب نوشته است.

جناب حجت الاسلام آقای شیخ صادق خلخالی دامت افاضاته 
به جناب عالی ماموریت داده می شود تا در دادگاهی که برای محاکمه ی متهمین و زندانیان تشکیل می شود، حضور به هم رسانده و پس از تمامیت مقدمات محاکمه با موازین شرعیه حکم شرعی صادر کنید. 
روح الله الموسوی الخمینی

عرض کردم : متشکرم ، اما این کار خون دارد و بسیار سنگین است 
امام فرمود : برای شما سنگین نیست ، من حامی شما هستم. 
عرض کردم : من زحمت کشیده ام و چیزهایی بلدم ، می ترسم که چهره ام در تاریخ انقلاب خونین جلوه گر شود و دشمنان اسلام علیه من تبلیغ کنند ، به ویژه این که باید سردمداران فساد و تباهی در ایران را محاکمه کنم . 
امام فرمود : من از شما حمایت می کنم ، وانگهی به چه کسی بدهم که بتوانم به او اطمینان داشته باشم ؟ ضمنا امام فرمود : مصطفی گفته بود که شما حاشیه ی عروه را هم نوشته اید و مجتهد هستید./پارسینه  3فروردین94

                                        ***

آیت الله جنتی هم حکمی مشابه حکم مرحوم خلخالی از سوی «امام» خمینی دریافت کرده بود
احمد جنتی اوایل انقلاب حکمی مشابه حکم صادق خلخالی از سوی «امام» خمینی دریافت کرد، مبنی بر محاکمهٔ آنچه که وی «مجرمین طاغوتی» خوانده‌است و «آیت الله» جنتی نیز حکم مزبور را اجرا کرد: «حضرت آقای جنتی، در اهواز و تهران، چند نفر از طاغوتیان را محاکمه و به اعدام محکوم کرد»

با پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در سال‌ ۱۳۵۷، آیة‌ الله جنتی‌ در مسؤولیتها و سنگرهای‌ گوناگونی‌ به‌ ایفای‌ نقش‌ پرداخت‌، نخستین‌ مسؤولیت‌ وی ، قضاوت‌ در دادگاه‌های‌ انقلاب‌ با حکم‌ امام (ره) بود و در این دوران با همکاری چند تن دیگر به تدوین‌ و اصلاح‌ ساختار قضایی‌ کشور پرداخت. از مسؤولیت‌های مهم‌ وی در سال‌های عضویت‌ در شورای‌ نگهبان‌ قانون‌ اساسی‌، از نخستین‌ روزهای‌ تشکیل‌ این‌ نهاد می توان نام برد.

او در کنار فعالیت‌های علمی حضور پررنگی هم در فعالیت‌های سیاسی داشت. پیش‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌، در بسیاری از سخنرانی‌ها، اجتماعات‌ عمومی‌ و جلسات‌ خصوصی‌ به افشای رژیم پهلوی پرداخت‌ و دیگران‌ را به‌ پیروی‌ از راه‌ امام خمینی (ره) دعوت‌ می‌کرد.
آیت الله جنتی با عضویت‌ در جامعۀ‌ مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌، به‌ برنامه‌ریزی‌ هماهنگ‌ برای‌ برپایی‌ راهپیمایی‌ها، نوشتن‌ اعلامیه‌ها و ارتباط‌ با دیگر مراکز مرتبط‌ با نهضت‌ امام‌ خمینی‌ (همانند جامعه‌ روحانیت‌ مبارز) می‌پرداخت‌. و ارتباط‌ خود را با امام (ره) حفظ‌ می‌کرد تا از آخرین‌ فعالیت‌های‌ مبارزاتی‌ در قم‌، نجف‌ و دیگر شهرها اطلاع‌ پیدا کند.

او بارها در قم‌، رفسنجان‌ و جزیره‌ خارک‌ مورد تهدید و تعقیب‌ رژیم‌ شاه‌ قرارگرفت‌ و چند بار در قم‌ بازداشت‌ شد. او سه‌ بار به‌ زندان‌ رفت‌ و مجموعاً سه‌ ماه‌ زندانی‌ شد و یک‌ بار هم‌ دستگیر و به‌ مدت‌ سه‌ سال‌ به‌ اسدآباد همدان‌ تبعید شد./به نقل از کتاب خاطرات محمد صادق خلخالی94

 

***

اعدام هویدا به روایت آیت‌الله خلخالی/ابراهیم یزدی جنازه هویدا را به خارج از کشور برد

این نیز یكی دیگر از خدمات به اصطلاح، ارزنده دولت موقت بازرگان به لیبرال‌ها و فراماسون‌ ها بود. آن‌ها به هر ترتیب كه بود، جنازه یك دژخیم را با دست مسلمان نماها از ایران بیرون بردند؛ ولی برای آن همه افرادی كه به دست ساواك و مجاهدین كشته می‌شدند، كم ترین اهمیتی قائل نبودند.
 حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب اسلامی، در آن روزهای پر از بحران و دشواری، شیخ صادق خلخالی بود. یکی از مهم‌ترین پرونده‌هایی که از زید دست‌های او عبور کرد، رسیدگی به جرائم اعمال خائنانه امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر و وزیر دربار رژیم پهلوی بود. از اقدامات آیت‌الله خلخالی روایات و تحلیل‌های گوناگونی در بین انقلابیون و ضدانقلاب منتشر شده است اما شاید خالی از لطف نباشد که بخشی از خاطرات خود شیخ صادق خلخالی درباره شاید مهم‌ترین پرونده دوران مسوولیت او را مرور کنیم و از زبان خود او در جریان برخی وقایع محاکمه امیرعباس هویدا قرار بگیریم. متن این بخش از خاطرات او این چنینی است:
«... [پس از تشكیل جلسه محاكمه هویدا و انجام دفاعیات او و صدور حكم اعدام] هویدا در حالی كه عرق می‌ریخت، گفت: حضرت خلخالی! من نمی‌گویم مرا اعدام نكنید؛ ولی خواهش می‌كنم به مدت دو ماه اعدام مرا به تأخیر بیاندازید. دولت موقت به من وعده داده است. من گفتم: اصل تفكیك قوای ثلاثه: مقننه و قضائیه و مجریه را دولت موقت هم قبول دارد.
خلاصه هرچه او اصرار كرد، من قبول نكردم و گفتم وصیت خود را بنویس!
او گفت: حضرت خلخالی! یك میلیارد دلار به شما می‌دهم تا شما این كار را به عقب بیاندازید.
گفتم: این‌ها شعر است و من نمی‌توانم در پیشگاه ملت ایران، جوابگوی تأخیر محاكمه و اعدام شما باشم.
هویدا گفت: سلام مرا به مادرم برسانید، و بگویید به دیدن من بیاید؛ چون او علاقه زیادی به من دارد و غیر از من كسی را ندارد.
گفتم: مادران زیادی بودند كه گریه می‌كردند، ولی نتوانستند عزیزان خود را قبل از اعدام ببینند؛ ولی ما هر چه گشتیم تا مادر هویدا را به دیدن پسرش ببریم او در دسترس نبود.
... هویدا حاضر به نوشتن وصیت نشد تا شاید دستور اعدام او به تأخیر افتد و همین را فرجه حساب می‌كرد و شاید تصور می‌كرد، دستی از غیب برای نجات او بیرون بیاید؛ ولی چاره‌ای نداشتیم و سرانجام حكم را اجرا كردیم.
... پس از اعدام هویدا، بنا بود جنازه او را ابتدا به پزشكی قانونی و سپس به اطراف كهریزك منتقل و در آنجا به خاك بسپارند؛ ولی موضوع پی‌گیری نشد و ما هم متوجه نشدیم و جنازه او به مدت سه ماه و اندی در پزشكی قانونی ماند.
ابراهیم یزدی به دستور بازرگان از یك طرف و یهودی‌ها و بهایی‌ها و فراماسون‌ها و اسرائیلی‌ها و فرانسوی‌ها از طرف دیگر، دست به دست هم داده و جنازه را در یك تابوت گذاشتند و با ارفرانس به فرانسه فرستادند.
در آنجا تعدادی از به اصطلاح، نویسندگان و روشنفكران ماسونی، دور جنازه جمع شدند و هر یك به فراخور استعدادی كه داشتند، فحش و ناسزا به دادگاه انقلاب و به من و به رهبر انقلاب دادند و از این طریق، خوش‌خدمتی خود را به صهیونیسم بین‌الملل نشان دادند.
آن‌ها سپس جنازه را با طمطراق به اسرائیل بردند و در فرودگاه لود تل آویو، تعدادی از وطن‌فروشان و ساواكی‌ها و اسرائیلی‌های تروریست، به دستور مناخیم بگین، با رژه نظامی و سلام مخصوص و پرچم طاغوتی ایران و آرم شاهنشاهی، تشییع جنازه كرده و آن را به الخلیل بردند و در قبرستان یهودی‌ها و در كنار قبر پدرش دفن نمودند.
این نیز یكی دیگر از خدمات به اصطلاح، ارزنده دولت موقت بازرگان به لیبرال‌ها و فراماسون‌ها بود. آن‌ها به هر ترتیب كه بود، جنازه یك دژخیم را با دست مسلمان نماها از ایران بیرون بردند؛ ولی برای آن همه افرادی كه به دست ساواك و مجاهدین كشته می‌شدند، كم ترین اهمیتی قائل نبودند.»
منبع: خاطرات آیت الله خلخالی، نشر سایه، چاپ پنجم، صفحات 376 تا 388
کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر

آیت‌الله شیخ محمدصادق صادقی گیوی معروف به «خلخالی»، اولین حاکم شرع انقلاب بود که به دستور امام خمینی در این سمت به انجام وظیفه پرداخت.

عملکرد او در این مسند، در زمان خود و حتی تاکنون، بازتاب‌هایی داشته است.

او سپس در جایگاه‌هایی همچون ریاست نهاد مبارزه با مواد مخدر و نمایندگی قم در مجلس شورای اسلامی به ایفای نقش پرداخت.

کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر

. آیت‌الله شیخ صادق خلخالی به اتفاق آیت‌الله‌العظمی مرعشی نجفی در کنار امام خمینی، در جشن آزادی ایشان - 1343

کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر

 نوفل لوشاتو،آیت‌الله‌ شیخ صادق خلخالی در کنار امام خمینی -1357

                                                       ***

یت الله خلخالی در حال زدن کلنگ به مقبره رضاشاه 

کلینیک | سایت اختصاصی مشاور پیراسته فر
 خلخالی در خاطرات خود به نحوه تخریب قبر رضا شاه اشاره می‌کند.
 آیت الله صادق خلخالی اولین حاکم شرع دادگاه های انقلاب اسلامی بود. یکی از اقدامات وی تخریب مقبره رضا شاه بود که اتفاقاً به دلیل استحکام بالای بنا، چندین روز طول کشید.
بخشی از خاطرات آیت الله خلخالی در همین باره را مرور می کنیم: 
«ما به دفتر امام رفتیم و طبق معمول، از هر دری سخن به میان آمد و گفته شد: زمان آن فرا رسیده است که مقبره پهلوی خراب شود. این ایام مصادف بود با ورود مجدد شاه به مصر، سادات با پناه دادن به شاه، می خواست او را در بازگشت به ایران کمک کند؛ ولی ما می خواستیم به او و یاران او نشان دهیم که دیگر در ایران، هیچ گونه ریشه و پایه و خانه ای ندارد. یکی از انگیزه های ما در خراب کردن مقبره پهلوی همین بود و نیز می خواستیم، طرفداران او در ایران که همچون ستون پنجم عمل می کردند، به کلی مأیوس شوند. 
ما آن روز به سپاه رفتیم و ... سرپرست سپاه، امکانات لازم را در اختیار ما گذاشت. ما حدود دویست نفر، با هم جمع شدیم  و با بیل و کلنگ، به طرف حضرت عبدالعظیم به راه افتادیم. 
من در صحن مطهر حضرت عبدالعظیم، سخنرانی پرشوری ایراد کردم و گفتم: دوره قرار گرفتن بناهای زشت و زیبا در کنار هم، پس از انقلاب اسلامی ایران، دیگر به پایان رسیده و مردم مسلمان ایران نمی توانند در کنار مزار شهیدان به خون خفته و چهره های درخشان تاریخ اسلام، مانند حضرت عبدالعظیم، مقبره جنایتکارانی مانند رضا خان و ناصر الدین خان ناصر الدین شاه قاجار و حسنعلی منصور و دودمان پهلوی را تحمل نمایند. باید به هر وسیله ای که شده، مقبره های سردمداران کفر و الحاد تخریب شود.
مردم لحظه به لحظه تکبیر می گفتند و ابراز شادی می کردند. من حدود سه ربع ساعت برای مردم صحبت کردم و صحن حرم مملو از جمعیت شد. 
با صدور فرمان حرکت به سوی مقبره پهلوی، مردم بسیج شدند. آنها در همان دقایق اولیه خیلی تلاش کردند، ولی در عمل مشاهده شد که مقبره به قدری محکم ساخته شده که هیچ بیل و کلنگی به آن کارگر نیست. البته، مواد منفجره و سایر لوازم را هم تهیه کرده بودیم. از طرف سازمان رادیو و تلویزیون هم آمده بودند تا فیلمبرداری کنند. 
مردم ستم کشیده از دست این دودمان، به ویژه سالخوردگان حضرت عبدالعظیم، بی اندازه فعالیت می کردند یکی سنگ ها را می شکست و دیگری پله ها را می کند و سومی به در و پنجره حمله می کرد و خلاصه، هر کس کاری می کرد. 
سرانجام، کار به گریدر و بلدوزر و جرثقیل و وسایل قوی مکانیکی کشید. ساعت، حدود 4:30 بعد از ظهر بود که از طرف بنی صدر پیام آوردند، مبنی بر اینکه از تخریب مقبره دست بردارید. من اعتنا نکردم، ولی کم کم، کار جدی شد و جناب آقای میر سلیم، سرپرست وزارت کشور، نامه رسمی مرقوم و اعلام نمود که دستور از طرف شورای انقلاب و شخص آقای بنی صدر است و شما باید به هر نحو که شده، دست از تخریب بردارید، وگرنه مجبوریم طبق مقررات با شما عمل کنیم، یعنی شما را توقیف می کنیم. 
اطراف مقبره را گروه مسلح فداییان اسلام در محاصره داشتند و پاسداران هم مواظب اوضاع بودند. سرانجام، شب فرا رسید، ولی ما نتوانستیم مقبره را بخوابانیم، اگرچه خسارت زیادی به آن زدیم و به صورت مخروبه درآوردیم. ساعت حدود ده شب، برای استراحت، محل مقبره را ترک کردم.
کمی بعد، جناب آقای حاج احمد آقا خمینی، برای دیدن مقبره و در واقع، برای تقویت روحیه اینجانب به آنجا آمد و افراد مستقر در آن محل را تشویق کرد و با این عمل خود، فهماند که امام با تخریب مقبره، مخالفتی ندارند و این امر، بی اندازه موجب تقویت ما شد.
چرا بنی صدر اصرار داشت که این مقبره در جای خود باقی بماند،  
او جانیان درجه یک این دودمان را از ایران خارج کرد و وجوه نقدی آنها را به وسیله آقای نوبری، دست نشانده خود، برای آنها به خارج حواله نمود. بنی صدر نمی خواست این کار عظیم به دست روحانیون مبارز انجام شود. او نمی خواست حتی قبور زاهدی و منصور و سایر سردمداران فساد از میان برود. او می خواست در آینده، قبر خود او هم به عنوان قبر یک سردار، در کنار آنها قرار گیرد، وگرنه این مقبره با آن ساختمانی که داشت، نه به درد موزه می خورد و نه به درد چیز دیگری، فقط دکور شیطانی بود. 
ما فردای آن روز نیز، مشغول به کار شدیم . البته این بار با دلگرمی بیشتری کار می کردیم. در بعضی از جراید درج شده بود که تخریب مقبره پهلوی به تأخیر افتاد و این مطلب را از قول بعضی از کمیته ها نوشته بودند؛ اما ما با جدیت مشغول تخریب شدیم و مردمی که برای زیارت حضرت عبدالعظیم می آمدند، با شعارهای خود ما را تأیید می کردند.
تعداد بی شماری از مردم نیز از تهران برای کمک آمده و فریاد می زدند: باید مقبراه هرچه زودتر خراب شود. شاید شما ندانید که این مقبره را تا چه حد محکم ساخته بودند. ما آن را مثقال مثقال می کندیم و بلدوزر و گریدر و وسایل تخریب عادی، بدان کارگر نبود. سرانجام، ما مجبور شدیم که با دینامیت مقبره را به تدریج خراب کنیم. 
هر روز، مهندسین و کارشناسان درجه یک، به عنوان متخصص تخریب از کارخانه سیمان ری می آمدند و چه بگویم، متجاوز از بیست روز طول کشید تا آن دکور شیطانی فرو ریخت و به طور کامل تخریب شد. پس از تخریب، صدای هلهله و شادی از مردم بلند شد و شور و شعف به قدری بود که غیر قابل وصف است.
ما در جواب آقای بنی صدر، در روزنامه ها نوشتیم که این خودکامگی نیست، بلکه تبعیت از آرای ملت است و ملت ما رادر این راه تأیید می کنند. بعداً هم امام امت دربیانات خود، تخریب مقبره راتأیید کرد و فرمود: کار آقای خلخالی درست است.
 مقبره شیطانی رضا خان، قطع نظر از اینکه جلوی دیدگاه بارگاه پرجلالت حضرت عبدالعظیم بن عبدالله حسنی را گرفته بود و مردم نمی توانستند از راه دور آن را مشاهده کنند و سلام عرض نمایند و صرف نظر از اینکه جلوی خیابان کشی از طرف غرب شهر ری به طرف شرق و شمال شهر را گرفته بود، تخریب آن یک فایده روانی مهم داشت و آن این بود که دل طرفداران دین و اهل بیت عصمت و طهارت را شاد و لبریز از سرور کرد. شکر به درگاه خداوند که مردم با چشم خود دیدند، مقبره سرسلسله دودمان چهلوی، در حکومت اسلامی در هم می ریزد. 
من با چشم خود دیدم که در شب حمله به مقبره پهلوی، در میان امواج خروشان مردم اصیل شهرری و تهران، فقط دو نفر گریه می کردند به ما می گفتند که چرا این مقبره را خراب می کنید! و بعداً معلوم شد که آنها جزو چند صد نفر پرسنلی بودند که به عناوین جاروکش و رفتگر و دربان و قاری قرآن و مأمور تشریفات و مفتش و جاسوس در آنجا کار می کرند و هریک، حقوق کلانی از بیت المال مسلمین دریافت می داشتند.
شاه وقتی مرد، من خدمت حضرت امام رفتم، جریان را عرض کردم و گفتم: من دلم می خواست که شاه در نبرد کشته شود، نه در ذلت. امام هم قبول کرد.
این احتمال نیز وجود داشت که اگر مقبره بر جای خود باقی بماند، در طول سالیان دراز و در آینده به مزار تبدیل شود. ما به چشم خود دیده بودیم که مردم ساده لوح، پس از زیارت حضرت عبدالعظیم، بر مقبره ناصرالدین شاه هم فاتحه می خواندند. البته، ما دست به کار شدیم و دستور دادیم که سنگ قبر ناصرالدین شاه را بکنند تا اثری از مقبره او در کنار حضرت عبدالعظیم نمانده باشد.
ما نه تنها قبر رضا خان رابا خاک یکشانکردیم ، بلکه قبر علیرضا پهلوی «برادر محمد رضا شاه» و فضل الله خان زاهدی، عامل کودتای 28 مرداد و منصور، امضا کننده قرارداد کاپیتولاسیون و مصونیت مستشاران نظامی آمریکا و ده ها نفر دیگر از سردمداران فساد را نیز نابود کردیم. آنها با نزدیک کردن خود و خانواده خود به دربار، طی سالیان دراز، مردم را به انحطاط کشانده بودند.
موضوعی که لازم است گفته شود، این است که هرچه قبر رضا خان را کندند، حتی استخوان های او هم به دست نیامد. بعداً معلوم شد که شاه به هنگام فرار، استخوان های پدرش را برداشته و با خود به قاهره برده است و حالا هم در یک جای امن، در لوس آنجلس، نگهداری می شود. این استخوان ها را در کنار جنازه فرزند اشرف، آقای شفیق، به امانت نگاه داری می کنند تا به اصطلاح، در یک فرصت مناسب، در ایران، دفن کنند./نامه نیوز
                                                                                          ***

پایگاه خبری تحلیلی "انتخاب" در 30 خرداد 1385، گفت و گویی با "مهدی" فرزند ارشد آیت الله صادق خلخالی نخستین حاکم شرع پس از انقلاب داشت که به مناسبت سالگرد درگذشت وی، بخش هایی از این این گفت و گو را بازنشر می دهد:
•«انتخاب»: از چه سالی، رابطه آیت الله خلخالی و شخص جنابعالی با مرحوم فردید آغاز شد؟ آیا پیش از انقلاب نیز رابطه ای بین ایشان و مرحوم فردید بود؟
•• بنده از سال 1350 تا 1359 دانشجو بودم و در سال 52  پس از انتقال تبعيدي آیت الله خلخالی به رودبار گيلان، تابستان وايام تعطيل به نزد  ايشان ميرفتم و با ايشان در خصوص تحولات سياسي، انديشه هاي دكتر شريعتي و بعضا انديشه هاي فرديد و هايدگر و ديگران  بحثهايي صورت ميگرفت و مجموعه اي از كتابهاي شريعتي و فلسفه غرب را براي مطالعه ايشان به رودبار بردم. 
احمد آقاي خميني يك روز به ديدن آقاي خلخالي به رودبار آمده بودند و از  ديدن كتاب ناكثين و مارقين و قاسطين دكتر شريعتي خوششان آمد و به بنده گفتند چند جلد از آنرا برايشان تهيه كنم. آقاي خلخالي گفتند آقاي منتظري در هرو آباد خلخال هم يك دوره كتابهاي شريعتي را خواسته اند و بنده با زحمت آنها را از تهران تهيه كرده و براي ايشان به خلخال بردم. ايشان به من 500 تومان دادندكه آنروزها خيلي پول بود.  قبل و بعد از انقلاب تا پس از استعفاي آقاي خلخالي از دادگاهها ملاقاتي  بين ايشان و فرديد صورت نگرفته بود. آشنايي اينجانب با استاد فرديد در اوائل سال 50 صورت گرفت.
يكروز در دانشكده ادبيات ديدم كه پيرمردي عصا زنان از پله هاي گروه فلسفه بالاميرفت و در خصوص درس ايشان كنجكاو شدم و همراه به دوستان ديگر بصورت مستمع در كلاسهاي ايشان شركت كرديم.استاد  فرديد درآن سالها در رشته فوق ليسانس درس پديدارشناسي را تدريس ميكردند و دراين كلاسها بود كه حقير براي اولين بار با انديشه هاي متفكر آلماني مارتين هايدگر آشنا شدم. استاد فرديد ميگفت اگر بخواهيد فلسفه بخوانيد و عمري همراه با فلسفه زندگي كنيد بايد حتما آلماني و  عربي ياد بگيريد، زيرا حكماي مهم غربي آلماني زبان اند و انتقال مفاهيم آنها  بزبان فارسي و عربي مستلزم آشنايي درحد فلسفي با اين مفاهيم در اين زبانهاست. در آن سالها حقير  تا حد قرائت متون بزبان  عربي و انگليسي آشنايي داشتم ولي فرصت و امكان فراگيري زبان آلماني فراهم نشده بود.تا قبل از دستگيري  به زبانهاي انگلسي،‌ عربي مشغول مطالعه متون بودم ودر زندان نيز مدت دو سال به يادگيري فرانسه تا حد قرائت متون فلسفي از جمله ژان پل سارتر پرداختم. 
از سال 59 تا 60 بمدت يكسال بعنوان وابسته فرهنگي در سفارت ايران در مسكو بودم وكمي روسي ياد گرفتم. سپس به آلمان اعزام  شده و در آلمان بفراگيري آلماني تا حد متون فلسفي پرداخته و درحال حاضر مشغول مطالعه تاريخ فلسفه معاصر آلمان، مخصوصا مارتين هايدگر ميباشم. براي مطالعه آثار هايدگر بايد سالها كتابهاي تاريخ فلسفه آلمان بويژه از كانت تا هوسرل و بعد كتابهاي اساسي منطق، پديدارشناسي را مطالعه كرد و به زبانهاي يوناني ولاتيني آشنايي داشت. 
اخيرا جريان مشكوكي سعي ميكند بدون ملاحظات تاريخي و شرايط قبل و بعد از انقلاب برخي از روحانيون از جمله آقاي خلخالي و مصباح را كنار هم گذاشته و خشن جلوه دهد و اين خشونت خيالي  را منسوب به ديگران ازجمله آشنايي با استاد فرديد نمايد. قبل از هرچيز بايد اهل فن نظر بدهند كه آيا آقاي خلخالي خشن بوديا نه ؟ اگراكنون خشونتي از طرف جرياني بنام دين صورت ميگيرد چه ربطي به سي سال پيش و محاكمات آقاي  خلخالي دارد؟  يا مثلا  آقاي خلخالي فتوا به خشونت داده يا وجوهي به افراد براي اعمال خشونت داده است؟ 
•«انتخاب»: با توجه به این اظهارنظر جنابعالی که «آبت الله خلخالی این اواخر در مصاحبه ای اعلام کرده بودند که بسیاری از هواداران فداییان اسلام هم مسلمان نبودند» آیا شخص آیت الله، همفکر واقعی فداییان اسلام بود؟ 
سابقه همفكري ابوي و فدايئان اسلام به سالهاي قبل از كودتاي 28 مرداد  وصدارت مصدق باز ميگردد. در اين سالها نواب ، واحدي و خلخالي همفكري داشتند و بعضا در آن سالها در مدرسه فيضيه قم حجره داشتند. برخي از آيات عظام از جمله آيت اله بروجردي با فعاليتهاي سياسي مخالفت ميكردند. 
گوش دادن به راديو و خواندن روزنامه در بين طلاب رسم نبود و حتي نوشتن و ياد داشت برداري نيز ناپسند بود. يك شب  مرحوم ابوي را با كتك از مدرسه فيضيه بيرون انداخته و لوازم حجره  را كنار حوض مدرسه فيضيه پرت كرده بودند. آقاي خلخالي و نواب به خلخال فرار كرده و مدتها در روستاي گيوي پنهان شده بودند و دراين مدت چراغ و وسائلي كه از هجره به كنار حوض مدرسه  فيضيه انداخته بودند بجاي خود باقي مانده بود تا اينكه پس از چند ماه ايشان شبانه به قم آمده  وسائل خودرا ازكنار حوض مدرسه برداشته و بيرون آوردند و ديگر در مدرسه اقامت نداشتند. 
بعد ها شخصي بنام شيخ علي لر نيز سردمدار مخالفت با طلبه هاي سياسي بود.  
در آن سالها طلاب علوم ديني بايد فقط درس ميخواندند و خواندن روزنامه و داشتن راديو و يا طرح مباحث سياسي در حوزه ها رسم نبود وشهريه اين افراد قطع ميشد. ما در منزل راديوي بزرگي داشتيم و گاهي در صورت خراب شدن آنرا در يك گوني كتاني  مخفيانه به  مغازه تعمير ضبط صوت آقاي دواني ميبردم.  حتي سالهاي قبل از انقلاب آيت الله شريعتمدار گفتند اگر در حجرات جعبه ضاله (يعني راديو) مشاهده شود، شهريه طلبه قطع ميشود. ابوي ميگفت وقتي در مدرسه فيضيه حجره داشتم يكبار در خواب بودم كه چند نفر از طلاب با انبر ديوان حافظ و مولوي را از طاقچه حجره بنده برداشته و به سطل ذباله فيضيه انداختند. اين افراد همان گروهي بودند كه با درس فلسفه آيت الله طباطبائي شديدا مخالفت ميكردند و بقول آيت الله خميني وقتي آقا مصطفي خميني از &

اعدام شدگان سران شاه انقلابی خلخالی پیراسته فر زندگینامه خلخالی+آیت الله خلخالی اولین حاکم شرع انقلاب خاطرات خلخالی
ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 22 بهمن ماه، 1392 توسط admin  پرینت

مرتبط باموضوع :

 میخواهی بدانی که شخص مورد نظرت چقدردوست �  [ دوشنبه، 7 دي ماه، 1394 ] 300 مشاهده
 جان ها چطوری توسط "عزرائیل"گرفته می شود؟  [ شنبه، 2 اسفند ماه، 1393 ] 497 مشاهده
 زندگی وکرامات آیت الله نخودکی  [ يكشنبه، 27 ارديبهشت ماه، 1394 ] 496 مشاهده
 لیست انتخاباتی حامیان دولت(مجلس نهم)  [ جمعه، 7 بهمن ماه، 1390 ] 1086 مشاهده
 مصاحبه با “سرهنگ عصار”مأمورساواک که درشب س  [ سه شنبه، 6 تير ماه، 1396 ] 164 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها


 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب