آمار کاربران

google plus

آمار

آیا عزاداری برای امام حسین(ع) فقط محدود به شیعیان می‌شود یا اهل سنت نیز خود را در این مراسم شریک می‌دانند؟
مسلمانان پیش از این از نظر سیاسی و مسأله خلافت به موافقان و مخالفان خاندان علوی تقسیم می‌شدند‌: به دسته اول شیعه و به دسته دوم ناصبی می‌گفتند، با سقوط بنی‌امیه و بنی‌عباس ناصبی‌ها منقرض شدند و اغلب مسلمانان که دوستداران اهل بیت بوده و هستند از نظر فقه، بسیاری پیرو مجتهدین چهارگانه و دسته‌ای پیرو کتب اربعه حاوی احادیث امام صادق(ع) شدند‌؛ دسته اول را سنی و دسته دوم را شیعه نامیدند. تقابل این دو، عنوان مفهوم مخالفی را پیدا کرد و اکنون تلقی بسیاری این است که هرکس پیرو مذاهب اربعه است شیعه نیست، پس جزو مخالفان ائمه است، در صورتی که این درست نیست و ما می‌بینیم که حتی ابوحنیفه پیشوای مذهب حنفی می‌گوید‌: «دشمنی اخباریان با ما برای آن است که ما خاندان رسول و اهل بیت او را دوست دار هستیم و به آنها معترضیم.» و پیشوای شافعیان می‌گوید‌: «اگر محبت اهل بیت رفض است،‌ ای جهانیان بدانید که من رافضی هستم.»
 عبدالجلیل قزوینی در پاسخ انتقاد صاحب فضایح، از عزاداری شیعیان برای امام حسین(ع) به هماهنگی علمای شافعی و حنفی دراین‌باره استناد کرده، شعری را از ابوحنیفه درباره گریه برای امام حسین(ع) نقل می‌کند. و در جای دیگر می‌نویسد‌: «در همه بلاد، اصحاب شافعی و ابوحنیفه و فحول علماء در موسم عاشورا این تعزیت را با جزع و نوحه و زاری داشته‌اند و بر شهدای کربلا گریسته‌اند.» و در جای دیگر می‌گوید‌: «و مراثی شهدای کربلا که اصحاب ابوحنیفه و شافعی را هست، بی‌عدد و بی‌نهایت است.» و می‌توان گفت بیشترین مقاتل توسط علمای اهل سنت نگارش یافته است‌؛ به عنوان نمونه ملاحسین کاشفی حنفی با نوشتن کتاب ادبی روضه الشهداء از قرن نهم هجری تاکنون بنای روضه خوانی را در ایران نهاد و با ترجمه آن به ترکی به نام حدیقه السعداء بنای روضه خوانی را در ترکیه گذاشت و هنر گریز به کربلا از ابتکارات این عالم حنفی است. و نیز دراین‌باره می‌توان از نوشته‌های طبری در کتاب تاریخ طبری که اخیراً تحت عنوان «قیام سیدالشهدا و خونخواهی مختار» توسط آقای دکتر محمد سرور مولایی ترجمه شده، سیوطی در «تاریخ الخلفاء»، کتاب «واقعه کربلا» عباس محمود عقاد که اخیراً توسط یکی از نویسندگان اهل سنت، آقای انصاری به فارسی ترجمه و چاپ شده است و سه جلد کتاب «ثارا...» توسط عبدالرحمن الشرقاوی و... یاد کرد. مراسم عاشورا، اهل سنت هند را تحت تأثیر قرار داده و موجب تقریب و نزدیکی آنان به شیعه گشته است، به‌طوری که عقیده تفضیلیه (برتری امام علی(ع) و فرزندانش بر سایر خلفا) از سوی بسیاری از نخبگان سنی پذیرفته شده است و آنان از بنی‌امیه تبری می‌جویند.

مصاحبه قدس آنلاین بادکتر بی‌آزار شیرازی20آبان1392

                                                          *****


به گزارش خبرگزاری فارس از بوشهر، خارگ نیز در این ایام همپای سراسر شهرهای کشور، غرق در ماتم و اندوه می‌شود در این میان اما نوحه‌خوانان نقشی به سزا ایفا می‌کنند.

خبرنگار فارس برای بررسی آیین‌های عزاداری و تاریخچه آن همراه شده با دو تن از نوحه‌خوانان با سابقه خارگ، که متن آن را در زیر می‌خوانید:
حاج مهراب رودباری متولد سال 1322 در احمدآباد آبادان، نوحه‌خوانی را از سال 1340 در حسینیه بلوچ‌های آبادان شروع کرد.
پیشینه و تاریخچه انواع عزاداری
رودباری درباره آغاز فعالیت خود اظهار داشت: آن موقع در سینه‌زنی سنتی، الگوی همه مرحوم بخشو بود وقتی برای کار به خارگ آمدیم، با چند تن از بچه‌های ارتشی از جمله عبدالمحمد قاسمی، رازبری، چارلی، آموزگار، حاج علی میرزایی، یاحسینی، غلامعباس بحرینی و کلقاسم برنامه سنج و دمام را در مسجد رودباری به راه انداختیم.
وی گفت: تا قبل از ما حسینیه ملاح‌زاده هم سینه‌زنی داشت اما نه به سبک سنتی بلکه برنامه‌ای داشتند به نام مقتل‌خوانی و ریاض‌خوانی که مختص خود آن مسجد بود. حسینیه اعظم هم که آیت‌الله مروی، آیت‌الله جنتی، آیت‌الله مکارم و حاج آقای موسوی بیشتر در آن مراسم روضه‌خوانی داشتند.
رودباری در مورد عزاداری اهل تسنن گفت: اهل تسنن خارگ همیشه ارتباط خوبی با شیعه‌ها داشتند حتی خیلی‌هایشان در عزاداری امام حسین(ع) شرکت می‌کردند و همیشه یکی از ردیف‌های وسط سینه‌زنی مسجد ما مختص برادران اهل تسنن بود یکی از آنها همیشه با ریتم شعر نوحه‌ها، شعری در وصف مرگ بر آمریکا و صدام و غیره می‌خواند خیلی‌هایشان مراسم نذری برگزار می‌کردند و کنار ما به عزاداری می‌پرداختند.
پرورش جوانان حسینی
وی گفت: خیلی از شهدا مثل شهید درودگاهی، حیدری، عهدقدیمی، داراب‌پور، دشت‌پور، رودباری و خیلی‌های دیگر جوانانی بودند که در همین مسجد سینه می‌زدند و موقع جنگ که شد رفتند برای ادای تکلیف. در پرورش نوحه‌خوان هم اینجا مهد اکثر نوحه‌خوان‌ها بود، ابتدایی، رسولی‌زاده و بارگاهی و خیلی‌های دیگر که امروز نام و رسمی دارند، از همین جا کار خودشان را شروع کردند.
انسجام سینه‌زنی آبادانی و بوشهری
رودباری می‌گوید: روزی که به جزیره خارگ آمدم، سعی کردم ریتم سینه‌زنی را سنگین کنم، در حالیکه خیلی‌ها اعتقاد به تندخوانی داشتند این سنگین خوانی به دمام زنی‌های ما هم کشیده شد البته سینه‌زنی در آبادان میان عرب‌ها و عجم‌ها متفاوت بود و سینه‌زنی عجم‌ها به بوشهری‌ها نزدیک‌تر بود.
آن‌ موقع آبادانی‌ها سینه باز می‌زدند که ما سعی کردیم به سبک بوشهری‌ها جمع سینه بزنیم و البته بعدها سینه‌زنی جنوبی در کل شهرها به یک شکل واحد درآمد.
سینه‌زنی در بمباران‌ها و وضعیت قرمز
این نوحه‌خوان قدیمی خارگ بیان کرد: زمان بمباران‌ها و وضعیت قرمز همیشه چراغ‌ها خاموش بود به جز یک نور کم که سعی می‌کردیم همه دورش سینه بزنیم و توی آن حال و هوا شور بیشتری داشت سینه زدن. موقع بمباران که می‌شد، شاید به جز ردیف آخر که برای چند دقیقه به هم می‌ریخت و آن هم اغلب کم سن و سال‌ها بودند، بقیه صف‌ها به‌طور منسجم می‌ایستادند و بدون اینکه جدا شوند سینه می‌زدند.
حتی آن‌موقع یک نوحه بود که می‌گفت: "این کوفیان شامی شرم و حیا ندارند". موقع بمباران که می‌شد ما کمی تغییرش می‌دادیم و می‌خواندیم: "این صدام بی رحم شرم و حیا ندارد" و باقی نوحه.
وی گفت: جوان که بودم در تیم ایران جوان فوتبال بازی می‌کردم یک روز رفته بودم بوشهر برای بازی، که یکی از بچه‌ها گفت می‌خواهی برویم بخشو را ببینیم؟ خیلی ذوق کردم و بی معطلی رفتیم سر وقتش. بخشو در یک آسیاب آرد کار می‌کرد و هر کس برای آرد کردن می‌رفت پیشش، تا مدتی که آنجا معطل می‌شد برایش هر نوحه‌ای که دوست داشت می‌خواند نیم ساعت آنجا ماندیم و او برای ما می‌خواند و ما لذت می‌بردیم.
کربلایی احمد ابتدایی
متولد 1346 در جزیره خارگ است نوحه‌خوانی را از سال 1363 در حسینیه سیدالشهداء خارگ شروع کرده است.
تعزیه خارگ قدیمی ترین تعزیه کشور
ابتدایی در این گفت‌گو گفت: تعزیه بدون کلامی که آن زمان به صورت پانتومیم وار اجرا می‌شد، یکی از برنامه‌هایی بود که در خارگ رونق زیادی داشت البته تعزیه خارگ فکر کنم قدیمی‌ترین تعزیه کشور باشد. آنطور که "نیبور" مورخ آلمانی با سند در سفرنامه‌اش از سفر به خارگ که آن روز مصادف با محرم و روز عاشورا بوده را به ثبت رسانده، کل اجرای تعزیه جزیره خارگ که نیبور آن را به تفصیل ارائه کرده در حدی است که بدون تردید می‌توان برای آن پیشینه‌ای چندین و چند ساله قائل شد.
وی افزود: آن زمان با توجه به محدوده کم و جمعیت اندک قسمت بومی نشین جزیره، مراسم به صورت دسته جمعی و در یک مکان برگزار می‌شد و هر مسجد مراسمی مختص به خود داشت. علاوه بر تعزیه، زنجیرزنی هم اغلب در حسینیه منظری‌ها برگزار می‌شد مراسم روضه زیر نظر استاد علی و حاج نوربخش در مسجد سیدالشهدا یا منظری‌ها برگزار می‌شد که البته آن زمان به شکل مسجد امروزی نبود و با چهار تا چوب و یک چتری که دور آن کشیده می‌شد، به محلی برای عزاداری تبدیل شده بود.
رسوم خاص
ابتدایی اظهار داشت: اوج سینه‌زنی سنتی در خارگ از اوایل دهه 40 آغاز شد تا قبل از آن مراسم‌های دیگر رونق بیشتری داشتند اذان خوانی میان سینه‌زنی "واحد" یکی از رسم‌های خوبی بود که توسط رسول امانی باب شد و مراسم نمادین "طایفه بنی اسد" که بیشتر به تعزیه شبیه بود برگزار می‌شد.
وی بیان کرد: اوایل دهه 80 یک بار میان سینه‌زنی از یک پیشکسوت سینه‌زنی تجلیل کردم و شال سبز تبرک شده ضریح امام علی(ع)، حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) و دیگر بقاع متبرکه را به او اهدا کردم از آن به بعد این رسم باب شد که هر ساله از یک پیشکسوت سینه‌زنی تجلیل شود.
این نوحه‌خوان قدیمی خارگ گفت: دوران کودکی همیشه یک ضبط صوت کوچک داشتم و به واسطه سن کم همیشه از خواندن جلوی دیگران شرم داشتم اما به این ضبط که می‌رسیدم هوس خواندن می‌کردم و صدای ضبط شده‌ام را که گوش می‌دادم بعد آن را پاک می‌کردم یک روز یادم رفت صدایم را پاک کنم و برادر بزرگترم صدا را گوش داده بود و مجبورم کرد در حسینیه بخوانم و حتی برای تشویق بیشتر، خودش ردیف نوحه‌ها را گفت.
وی ادامه داد: تا آن زمان فقط آقای رودباری بود که به عنوان نوحه‌خوان مطرح بود و آن موقع من 14 ساله بودم و شاید از جناب رودباری که سال‌ها بود می‌خواند زیاد فاصله داشتم، اما به خاطر جسارتم و اینکه یک کم سن و سال نوحه خوانده بود، خیلی مورد تشویق قرار گرفتم. فردای آن روز هر که من را در شهر می‌دید از من تعریف می‌کرد و حتی بانی مسجد منظری‌ها، شادروان غلامعباس منظری وقتی صدای من را شنید، آمد سرم را بوسید و گفت تو باید نوحه‌خوان حسینیه من شوی. این تشویق‌ها برای من که همیشه منتظر می‌ماندم تا همه از مسجد خارج شوند و پشت تریبون خالی و بدون میکروفون بایستم و شروع کنم به نوحه‌خوانی برای سه چهار تا از دوستان کوچکم، خیلی دلگرم کننده بود و خیلی جالب بود که یک ضبط صوت، همین تریبون خالی را برای من به چهار پنج دور سینه در ماه محرم تبدیل کرده بود
                                                              *****


به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، حضور گسترده عزاداران اهل سنت در افغانستان به خصوص در ولایت «بلخ» در شمال این کشور بسیار با شکوه است و اهالی این منطقه به شیوه‌های گوناگونی یاد و نام حماسه‌آفرینان کربلا را گرامی می‌دارند.
ولایت بلخ و شهر «مزارشریف» در شمال افغانستان، که مزار منسوب به امام علی(علیه السلام) در آنجا قرار دارد در میان اهل سنت افغانستان از جایگاه خاصی برخوردار است و حتی اداره و سرپرستی مرقد منسوب به امام علی(علیه السلام) در دست اهل سنت قرار دارد.
زائران مرقد منسوب به امام علی(علیه السلام) در شهر مزار شریف که اهل سنت به آن «روضه شاه ولایت» می‌گویند، اکثر از اهل سنت هستند و این نشان از ارادت اهل سنت افغانستان به خاندان اهل بیت(‌ علیهم السلام) دارد.   
«محمد عزیز بختیاری»، در کتاب «شیعیان افغانستان»، حضور پرشور مردم اهل سنت در بر پایی مراسم عزاداری در ماه محرم را در ولایت بلخ بسیار فرا گیر ذکر کرده و می‌نویسد که در بسیاری از مناطق این ولایت، آنان حتی در دادن نذری شرکت می‌کنند و روحانیون اهل سنت سخنرانی می‌کنند و روضه می‌خوانند.
در برخی از مناطق ولایت «بدخشان» مردمان اهل سنت چنان حضور پر شوری در مراسم نوحه‌خوانی و عزاداری دارند که حتی سر گروه نوحه خوانان نیز می‌شوند.
در کابل نیز اهل سنت مراسم عزاداری را به شیوه‌های مختلف بر پا می‌کنند که اوج عزاداری آنان در روز عاشورا است.
آنگونه که «محمد آصف آهنگ» نویسنده و روزنامه نگار افغان در کتاب «یاداشت‌ها و برداشت‌های از کابل قدیم» نوشته است، مردم اهل سنت شهر کابل، در شب عاشورا در خانقاه‌ها و مساجد جمع می‌شوند و بعد از ذکر نام و یاد خدا مرثیه می‌خوانند و آنگاه در وصف پیامبر اسلام (صلی الله) و اهل بیت(علیهم السلام) مرثیه سرایی می‌کنند و اشک از دیدگان خود جاری می‌سازند.
در روز عاشورا نیز مردم اهل سنت مراسم ویژه‌ای را در کابل و اکثر مناطق افغانستان بر گزار می‌کنند.
در کابل در شب عاشورا، علم شبیه آنچه که در ایران مرسوم است از خانقاه‌ها و برخی مساجد بیرون آورده و در حالی که به صورت دسته جمعی ذکر و وصف خاندان پیامبر اسلام می‌کنند به طرف زیارت «تمیم انصار» در شهر کابل حرکت می‌کنند و شب را تا سحر به ذکر و خواندن مشغول بوده و صبح روز عاشورا، دوباره علم را ذکر گویان به خانقاه و مساجد باز می‌گردانند.
نذری دادن اهل سنت در روز عاشورا در کابل نیز متداول است و طبق نوشته محمد آصف آهنگ در کتاب کابل قدیم، مردم اهل سنت کابل در روز عاشورا، نذری‌هایی از قبیل «شله زرد»، «حلوا» و «شربت» خیرات می‌کنند و همچنین در این روز به زیارت اهل قبور می‌روند و به ارواح درگذشتگان درود می‌فرستند.
در برخی از مناطق افغانستان نیز اهل سنت به صورت جداگانه مراسم عزاداری برگزار نمی‌کنند و در حسینیه‌ ها و مساجد اهل تشیع شرکت می‌کنند و همراه  با آنان عزاداری می‌کنند و در برخی از ولایات نیز فقط نظاره‌گر مراسم عزاداری هستند.
در برخی از مناطق افغانستان، مردم اهل سنت در ایام محرم از برگزاری مراسم عروسی و جشن خودداری می‌کنند و همراه با شیعیان در مراسم عزاداری امام حسین(علیه السلام) شرکت می‌کنند.    

طبق نوشته محمد عزیز بختیاری در کتاب شیعیان افغانستان، در سال‌های اخیر در برخی از مناطق افغانستان وهابی‌ها با فتنه‌گری در تلاش بوده‌اند، که اهل سنت در مراسم عزاداری امام حسین(علیه السلام) شرکت نکنند و حتی مردم را ترغیب و تشویق می‌کنند که در این ایام عروسی برگزار کنند.
                                                      *****    
عزاداري در ميان اهل سنت مقدمه همدردي عاطفي و همنوايي روحي با عاشورا و شهادت امام حسين عليه السلام و يارانش اختصاص به شيعيان ندارد . اين مطلب حتي در ميان اهل سنت نيز به مذهب خاص و گرايش ويژه محدود نمي شود، بلکه حالت فراگير دارد . از اين رو، اهل سنت به طور عموم از شهادت امام حسين عليه السلام و يارانش اظهار اندوه و حزن کرده و در عمل هم از فجايع کربلا اظهار نفرت و انزجار نموده اند . البته چگونگي ابراز تالم آنان متفاوت بوده است؛ برخي همچون شيعيان، افزون بر اشک روان بر امير کاروان عاشورا، بر آمران و مباشران اين فاجعه لعن فرستاده اند و شماري پس از اظهار تاسف و غم نسبت به واقعه کربلا، پي آمدهاي معنوي و کرامات بي مانند شهادت جانسوز آل رسول صلي الله عليه و آله را نگاشته و عمق جنايت عاملان عاشورا را از اين رهگذر تصوير نموده اند .پيش از پرداختن به سير تاريخي سوگواري عاشورا در ميان اهل سنت، بايد اين نکته را متذکر شويم که همان گونه که عاشورا يک انقلاب سياسي در برابر دستگاه بني اميه بود، ياد و نام عاشورا و زنده نگه داشتن شهادت امام حسين عليه السلام در پهنه اجتماع و حوزه قلم نيز به عنوان پديده اي سياسي بيش از همه مورد حساسيت و وحشت زمامداران فساد پيشه و خودسر زمانه قرار گرفت؛ آن را به عنوان يک تهديد سياسي و چالش ريشه دار نگريسته و از راه هاي گوناگون به خاموشي اين شعله حق و نور الهي رو آورده اند . هرچند اهل سنت نتوانسته اند عواطف و احساسات خود را به گونه بايسته به گوش تاريخ برسانند، با اين همه، متون تاريخي مواردي را به ثبت رسانده است که به نوبه خود روند تاريخي مصيبت داري ديني و سياسي آنان را بازگو مي کند .سابقه عزاداري براي امام حسين عليه السلاميکي از موضوعات مهم که قبل از طرح پيشينه عزاداري براي امام حسين عليه السلام لازم به يادآوري است، حجيت و فصل الخطاب بودن اعمال پيامبر براي مسلمانان و الگوي حسنه بودن آن حضرت در ابعاد گوناگون زندگي براي پيروانش مي باشد . اهل سنت سيره پيامبر بزرگوار اسلام را حجت و لازم الاتباع مي دانند؛ براي مثال، اگر در سيره و روش آن حضرت احراز گردد که همواره نماز را با جماعت مي خواند، اين مسئله در صورت عدم معارض گفتاري تکليف آور است و بر مسلمانان خواندن نماز با جماعت را واجب مي گرداند .به گواهي اهل سنت، عزاداري براي سيدالشهدا عليه السلام سابقه اي به درازاي تاريخ اسلام دارد و به حيات پيامبر و سيره آن بزرگوار برمي گردد . منابع تاريخي اهل سنت به وضوح اين نکته را بيان نموده اند که آن حضرت نخستين فردي بود که از شهادت فرزندش حسين بن علي عليه السلام خبر داد و براي مظلوميت وي اشک ريخت .امام حسين عليه السلام نقل کرد : ام سلمه خبر داد : جبرئيل نزد رسول خدا بود و تو پيش من بودي و ناگهان گريستي . پيامبر فرمود :بگذار فرزندم را . من تو را رها نمودم، پيامبر تو را برداشت و در آغوش کشيد . جبرئيل پس از ديدن اين منظره پرسيد : آيا دوستش داري؟ پيامبر پاسخ داد : بلي . جبرئيل گفت : همانا امت شما به زودي او را خواهند کشت؛ آيا مي خواهي خاک سرزميني را که در آنجا کشته مي شود به تو نشان بدهم و آن را ببيني؟ گفت : بلي . پس جبرئيل بال هايش را گشود و زمين کربلا را نشان داد ... پيامبر از آن حالت بيرون آمد و در دستش خاک سرخ بود ... . (1)ابن سعد، از مورخان و رجال شناسان معروف اهل سنت، نقل مي کند : «علي عليه السلام در يکي از سفرهايش از کربلا عبور مي کرد و عازم صفين بود و هنگامي که در مقابل قريه نينوا رسيد، از همراهان پرسيد : براي اين سرزمين چه گفته مي شود؟ پاسخ داده شد : کربلا، با شنيدن نام کربلا، امام به گريه افتاد به اندازه اي که اشک هايش جاري شد و زمين را تر کرد . سپس افزود : روزي بر پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وارد شدم در حالي که وي مي گريست . پرسيدم : چه چيزي شما را به گريه واداشته است؟ حضرت فرمود : جبرئيل چند لحظه قبل نزدم بود و به من خبر داد که فرزندم حسين در کرانه فرات به قتل مي رسد؛ جايي که برايش کربلا گفته مي شود . بعد جبرئيل مشتي از خاک آن را به من داد و من آن را بوييدم و نتوانستم جلوي اشک خود را بگيرم .» (2)از عبدالله بن وهب بن زمعه روايت شده که گفت : «ام سلمه به من خبر داد که رسول خدا صلي الله عليه و آله شبي براي خوابيدن دراز کشيد، سپس بيدار شد در حالي که گرفته و پريشان بود . دوباره حضرت دراز کشيد و خوابش برد، بعد مضطرب و پريشان از خواب بيدار شد . اين بار اضطراب وي غير از اضطرابي بود که در مرتبه نخست مشاهده کردم . بار سوم حضرت دراز کشيد و اين بار که از خواب بيدار شد، در دستش تربت سرخي بود که آن را مي بوسيد . سپس من گفتم : يا رسول الله اين تربت چيست؟ حضرت فرمود : جبرئيل برايم خبر داد که اين (اشاره به حسينش نمود) در زمين عراق کشته مي شود . به جبرئيل گفتم : خاک زميني را که حسينم در آنجا شهيد مي شود نشانم بده ... و اين تربت همان سرزمين است .» (3) همين روايت از احمد حنبل نيز نقل شده و منابع مختلف اهل سنت آن را مورد اهتمام قرار داده اند .امانت پيامبر نزد ام سلمهمنابع اهل سنت افزون بر سوگواري هاي متعدد پيامبر براي امام حسين عليه السلام، از يکي از امانت هاي پيامبر نزد همسر بزرگوارش ام سلمه پرده برداشته اند . ترمذي، يکي از صحاح نويسان معروف اهل سنت، نقل مي کند که سلمي گفت : خدمت ام سلمه رسيدم و او گريه مي کرد . از ام سلمه پرسيدم : چرا گريه مي کني؟ او در پاسخم گفت : رسول خدا را ديدم (در خواب) سر و صورت و محاسن آن حضرت پر از خاک بود . عرض کردم : اي رسول خدا شما را چه شده است؟ حضرت فرمود : همين حالا شاهد کشته شدن حسينم بودم . (4)مضمون اين روايت و سوگواري همسر گرامي پيامبر براي امام حسين عليه السلام را حاکم نيشابوري، ابن اثير، بيهقي، ابن حجر عسقلاني و ديگران به تفصيل بيشتر نقل کرده اند که از نظر اهل سنت قابل ترديد نيست . ابن عباس، از صحابه بزرگ و دانشمند پيامبر، که در ميان مسلمانان به ويژه اهل سنت، مکانت ارجمندي دارد، مشابه روايت پيشين را از طريق رؤيايي که براي خودش رخ داده گزارش کرده است . حاکم نيشابوري نقل مي کند : «از ابن عباس روايت شده است : پيامبر خدا را نيم روز در خواب ديدم که پريشان و خاک آلود بود و شيشه اي پر از خون در دست داشت . عرض کردم : اي پيامبر خدا، اين چيست؟ در جواب فرمود : اين خون حسين و اصحابش است که امروز پيوسته در اين شيشه جمع کرده ام . ابن عباس گفت : آن روز را شمارش کردم و ضبط نمودم . بعدا معلوم شد که حسين يک روز پيش از آن به شهادت رسيده بود .» (5)مجموع اين روايات و ساير اخبار مربوطه نشان مي دهد که از نظر اهل سنت شهادت امام حسين عليه السلام از سوي پيامبر اکرم پيشگويي شده و به طور مکرر آن حضرت و برخي همسرانش از جمله ام سلمه و نيز امام علي عليه السلام براي حسين عليه السلام به سوگواري پرداخته اند . روايات مزبور، مظلوميت حسين عليه السلام را يادآور شده و عزاداري عاشورا را به عنوان يک سنت قابل پيروي و عمل تقرب بخش در بين آنان مطرح کرده اند . در برخي روايات اهل سنت افزون بر سوگواري و گريه آن حضرت براي حسين عليه السلام، آمده است : «جبرئيل مشتي از تربت کربلا را که براي آن حضرت آورد و خبر از شهادت وي در آنجا داد، پيامبر گريست و تربت ياد شده را بوسيد .» (6)نخستين سوگواري ها پس از عاشورابنابر گواهي نخستين اسناد مکتوب عاشورا، عزاداري اهل سنت و شيعيان همزمان و پس از حادثه عاشورا به وقوع پيوست . طبري داستان عبور خاندان امام حسين توسط لشکريان يزيد از مسير قتلگاه را ياداور شده و ذکر مصيبت حسين عليه السلام را که توسط خواهرش زينب هنگام ديدن پيکر غرقه به خون و بي سر برادر بر زبان آورده شده است، اين گونه گزارش مي کند : «يا محمداه، يامحمداه! درود فرشتگان آسمان بر تو! اين حسين است که در بيابان افتاده، با خون خود آغشته گرديده، اعضايش قطه قطعه شده . يا محمداه! دخترانت اسير شده اند و اولادت از دم تيغ گذرانده شده اند که بر پيکرشان باد مي وزد ...» وي در ادامه مي افزايد : «با اين جملات و کلماتي که زينب ادا کرد، همه حاضران و دوست و دشمن اشک ريختند .» (7) طبري همچنين از عزاداري در منزل يکي از دشمنان معروف امام حسين عليه السلام به نام خولي بن يزيد ازدي ياد مي کند که سر امام را از عمرسعد تحويل گرفت و براي بشارت به عبيدالله بن زياد و گرفتن پاداش، پيش از ديگران به سوي کوفه حرکت کرد و پس از آنکه با در بسته دارالاماره مواجه شد، به خانه برگشت و سر مبارک را در تنور يا صندوقچه اي پنهان داشت . زن حضرميه او پس از اطلاع، شروع به ناله و فرياد نمود، براي مظلوميت امام حسين و حادثه عاشورا سخت گريست و منزل او را ترک گفت . (8)سوگواري سيدالشهدا و ساير قربانيان کربلا با انتقال بازماندگان حادثه به شام، بدان سرزمين منتقل شد و محفل جشن و شادماني يزيد را به مجلس عزا تبديل کرد . يزيد پس از ورود اهل بيت پيامبر عليهم السلام، سر امام حسين را در طشتي در مقابل نهاد و لب و دندان آن حضرت را به چوب بست و اشعاري را، که نشانگر مستي او در رضايت از انتقام کشته گان بدر و احد بود، بر زبان راند . مردي از اهل بيت، که اتفاقا از اصحاب پيامبر بود، تاب نياورد و خطاب به يزيد گفت : «آيا با ني بر لب و دندان حسين مي زني؟ تو همانا چوبت را بر جايي مي زني که من خود ديدم پيامبر آن را مي بوسيد . اي يزيد! تو در روز قيامت محشور خواهي شد و ابن زياد شفيعت خواهد بود و اين سر مبارک در روز قيامت از راه مي رسد در حالي که محمد صلي الله عليه و آله او را شفاعت مي کند ...» (9)عزاداري خاندان يزيديزيد که پس از ارتکاب جنابت کربلا همچنان بر تداوم خط جاهلي و ستم بيشتر اصرار مي ورزيد و با بازماندگان عاشورا با کمال پستي و دنائت رفتار مي کرد، سرانجام در اثر فعاليت هاي تبليغي حضرت زينب و امام زين العابدين عليهما السلام و تنفر روزافزون مردم، چهره نادم به خود گرفت و اجازه داد تا اطرافيان قدري آزادي بيان يافته، احساسات خود را ابراز دارند که از جمله آنان، گريه و سوگواري حرمسراي يزيد است : «هنگامي که اهل بيت وارد منزل يزيد شدند، هيچ زن و دختري از خاندان يزيد باقي نماند مگر آنکه نزد اهل بيت آمدند و به سوگواري پرداختند .» (10)شاعران و سروده هاي عاشوراييبا همه سوگواري هاي اوليه که عمدتا با حضور اهل بيت امام حسين عليه السلام و يا با مشاهده سر بريده آن حضرت انجام مي گرفت، يادکرد عاشورا و عزاداري آن حضرت پس از حوادث مرتبط با عاشورا و بازگشت اهل بيت پيامبر عليهم السلام به مدينه از طريق شعر و سوگ سروده هاي شاعران، از جمله شعراي شناخته شده يا گمنام، ادامه يافت .يکي از اشعاري که در همان روزهاي نخست پس از واقعه عاشورا از سوي اهل سنت سروده شد، اين سوگ سروده است :ايها القاتلون جهلا حسينا / ابشروا بالعذاب و التنکيلکل اهل السماء يدعو عليکم / من نبي و ملائک و قبيلقد لعنتم علي لسان ابن داود / و موسي و حامل الانجيل (11)از کساني که پس از ورود اهل بيت عليهم السلام به شام تحت تاثير مظلوميت شهداي کربلا، به ويژه امام حسين عليه السلام، قرار گرفت، خالد بن معدان است که از جمله بزرگان تابعان در نزد اهل سنت به شمار مي رود . وي به محض مشاهده کاروان حسين در شام، که پيشاپيش اسيران، سرهاي بريده، بخصوص سر مبارک امام حسين عليه السلام حرکت داده مي شدند، به شدت سوگناک گرديد، به گونه اي که از شدت اندوه مدت يک ماه از مردم کناره گيري کرد و در حيرت و ماتم فرو رفت . پس از آنکه سرانجام دوستانش او را يافتند، اين اشعار مرثيه اي را سرود :جاوو براسک يابن بنت محمد / مترملا بدمائه ترميلاو کانما بک يا ابن بنت محمد / قتلوا جهادا عامدين رسولاقتلوک عطشانا و لمايرقبوا / في قتلک التاويل و التنزيلاو يکبرون بان قتلت و انما / قتلوا بک التکبير و التهليلا (12)سليمان بن قتة، يکي از افراد بني تميم که پس از عمري در اعتقاد به تسنن، به بني هاشم و تشيع گرويد، پس از حادثه عاشورا، سه بار به کربلا آمد و با مشاهده اوضاع کربلا پس از شهادت امام حسين و يارانش و ديدن صحنه هاي مختلف جنايت هواداران يزيد و فداکاري و جانفشاني ياران امام حسين عليه السلام، اشعار زير را در مرثيه سيدالشهدا سرود :مررت علي ابيات آل محمد / فلم اوها لعهدها يوم حلتالم تر ان الشمس اضحت مريضه / لفقد الحسين و البلاد اقسرتو کانوا رجاء ثم صاروا / لقد عظمت تلک الرزايا و جلتاتسالنا قيس فنعطي فقيرها / و تقتلنا قيس اذا افعل زلتو عند غني قطرة من دمائنا / سنطلها يوما بها حيث حلتفلا تتبعد الله الديار و اهلها / و ان اصبحت منهم برغمي تخلتفان قتيل الطف من آل هاشم / اذل رقاب المسلمين فذلت (13)پس از ندامت يزيد و مجبور شدن وي به بازگرداندن اهل بيت عليهم السلام به مدينه، مجالس متعدد روضه خواني و عزاداري در شام و در مسير شام به کربلا و مدينه و سپس هنگام ورود آنان به مدينه برگزار شد . اين مجالس هرچند به طور عمده از سوي بازماندگان قربانيان عاشورا و شيعيان برپا مي گرديد، اما در آن ها شماري از اهل سنت شرکت مي نمودند و براي خاندان پيامبر، به ويژه فرزندان آن حضرت، سرشک غم مي ريختند .خراسان و عزاداري براي اولاد حسين عليه السلامتنها عراق و شام نبود که در غم از دست دادن اولاد پيامبر و فاجعه عاشورا مي سوخت، بلکه خراسان در شرق نيز علي رغم همه فعاليت هاي شديد فرهنگي و سياسي امويان و سپس عباسيان و فشار وحشتناک نظامي و امنيتي آنان، آن فاجعه عظيم را از ياد نبرد و مظلوميت همه جانبه خاندان پيامبر را با تمام وجود درک نمود؛ مظلوميتي که با رخداد عاشورا آغاز و با شهادت زيدبن علي بن حسين عليه السلام در سال 122 و شهادت يحيي بن زيد در سال 126 در خراسان ادامه يافت .يعقوبي مي نويسد : «هنگامي که زيد به شهادت رسيد، در ميان شيعيان خراسان حرکتي پديد آمد، آن ها مسائل خويش را آشکار کردند و لذا کسان [اهل سنت] زياد به نزد آن ها آمده به آن ها متمايل شدند . آن ها نيز جرايم اموي ها را در حق آل رسول عليهم السلام براي مردم بيان مي کردند، در آن ميان شهري نبود مگر آنکه اين خبر فضاي آن را آکنده بود .» (14)طبيعي است که سوگواري و عزاداري در اين زمان شيوه و آداب ويژه اي نداشت و صرفا در بيان مظلوميت آل رسول خدا، که در فاجعه عاشورا، گونه غيرقابل باور و بي مانندي پيدا کرد، خلاصه مي شد .احساسات و عواطف فراوان مردم از آن همه مظلوميت و ستمديدگي غليان مي کرد و به دو صورت عشق به اولاد حسين بن علي عليه السلام و نفرت از دشمنان آنان و دستگاه حاکم اموي بروز مي نمود .پس از شهادت حضرت يحيي بن زيد «به محض اينکه از شدت اختناق و ارعاب حاکم اموي کاسته شد، احساس امنيت نسبي کردند، به مدت هفت روز در مناطق دور و نزديک براي يحيي بن زيد عزاداري کردند و در آن سال هر فرزندي که به دنيا آمد اسمش را يحيي يا زيد گذاشتند به علت اندوه و دردي که از اين حادثه بر مردم خراسان وارد شده بود .» (15)سياهپوشي در ميان مردم خراسان نيز از همين زمان و به دليل شهادت يحيي مرسوم شد . «مردم خراسان به سبب شهادت يحيي جامه هاي سياه پوشيدند و از آن پس شعارشان شد ... تمام شهرهاي خراسان سياه پوش شده، در عزاي زيد بن علي و يحيي بن زيد عزاداري و گريه مي کردند و شهادت آن ها را ياداور مي شدند .»طبيعي است که در اين عزاداري ها ياد و نام سيدالشهدا و کربلا جايگاه ويژه اي به خود اختصاص مي داد؛ زيرا چنانکه در اين گزارش ها بيان شد :اولا، مصايب آل رسول به طور کلي و جفاي امويان به گونه عموم در شهرهاي خراسان بازگو مي گرديد و مردم نسبت بدان رخدادها اشک مي ريختند . شهادت مظلومانه امام حسين عليه السلام و حادثه کربلا در ميان انواع مظلوميت هاي خاندان پيامبر برجسته ترين و بي نظيرترين مورد به حساب مي آيد و از انواع جنايات امويان، جنايت کربلا بيش از همه به چشم مي خورد و سياه ترين اقدام آنان به شمار مي رود .ثانيا، همان زيد بن علي و فرزندش يحيي که مورد علاقه وافر خراسانيان بودند، به خونخواهي امام حسين و ادامه راه سرخ او قيام کردند و بيشترين بيداري بخشي را با طرح شهادت و مظلوميت امام حسين و جنايت امويان در روز عاشورا داشتند . از اين رو، مردم نيز شهادت امام حسين را گرامي مي داشتند و نسبت به حوادث ناگوار عاشورا اشک مي ريختند و آماده انقلاب عظيم و خونين بر امويان مي شدند که سرانجام در سال 132 ق منجر به براندازي بنياد امويان گرديد، هرچند به احقاق حق اهل بيت عليهم السلام نينجاميد .حضور امام رضا عليه السلام و هدايت عزاداري هاعاشورا عواطف پاک مسلمانان را تحريک نمود؛ مردم، از جمله بسياري از اهل سنت، نمي توانستند درباره داستان کربلا و ساير مظلوميت هاي خاندان پيامبر بي تفاوت باشند . امامان معصوم عليهم السلام نيز ياد و نام کربلا را از راه هاي مختلف و به مناسبت هاي گوناگون زنده نگه داشتند . اجراي سوگواري از سوي آنان براي امام حسين عليه السلام، تشويق مردم به عزاداري و نويد پاداش فراوان اخروي و برکات دنيوي براي سوگواري امام حسين عليه السلام، و تشويق همه جانبه و دادن صله به شاعران مسلمان براي بيان مصايب اهل بيت عليهم السلام، به ويژه رخداد عاشورا به زبان هنر و سرودن شعر، از جمله عوامل تداوم و گسترش عزاداري امام حسين عليه السلام در ميان مسلمانان بود .چنانکه اشاره شد، مردم خراسان از اندک فرصت هاي پيش آمده سود جسته، براي خاندان رسول خدا سوگواري مي کردند . با آمدن امام رضا عليه السلام به خراسان، اين احساسات و عواطف هدايت شد و عزاداري مردم با مباني ديني و اهداف صحيح اسلامي هماهنگ گرديد .امام رضا عليه السلام خود رهبريت عزاداران را به عهده گرفت . آن حضرت در دهه محرم به طور منظم و همه ساله در سوگ جدش امام حسين عليه السلام مي نشست . دعبل خزاعي، از شاعران نامدار شيعه، مي گويد : خدمت مولايم امام رضا رسيدم، ديدم آن حضرت همراه اصحابش به سوگ نشسته است . آن بزرگوار با مشاهده من فرمود : اي دعبل مي خواهم شعري بگويي؛ زيرا اين روزها، ايام حزن و اندوه ما اهل بيت است و روزهاي سرور دشمنان، بخصوص بني اميه است . اي دعبل، هرکس بر مصيبت ما بگريد يا بگرياند اجرش با خداست . اي دعبل، هرکس چشمش بر مصيبت ما اشک بريزد و بگريد همراه و در زمره ما محشور مي شود . اي دعبل، هرکس بر مصيبت جدم حسين بگريد البته خدا گناهان او را مي آمرزد .آن گاه دستور داد پرده اي ميان ما و اهل حرم زدند و فرمود که در پس پرده بنشينند و در مصيبت جد خود بگريند . در اين هنگام به من فرمود : اي دعبل! بر حسين عليه السلام مرثيه بخوان، مادامي که تو زنده اي ياور و مدح کننده ما هستي؛ پس هرچه توانستي از ياري ما کوتاهي نکن . آن گاه من گريستم و اشعار زير را در آن مجلس عزا خواندم : اي فاطمه، اگر زنده مي بودي و مي ديدي که حسين جنگيد و با لب تشنه در کنار نهر فرات کشته شد، در آن صورت اي فاطمه، نزد پيکرش بر سر و صورت مي زدي و اشک هايت را بر گونه و صورت جاري مي کردي . اي فاطمه، اي دخت بهترين انسان! برخيز و ماتم نما، اختران آسمان در بيابان ها افتاده اند .مقابري در کوفه و قبري در مدينه و ديگري در فخ؛ درود و سلام بر همه آن ها .قبوري در کنار رودخانه در جنب کربلا که حجله گاه هاي آن ها بر کرانه فرات است . بر لب فرات با لب عطشان جان باختند . اي کاش پيش از حسين جان مي دادم .به خدا شکايت مي کنم که ذکر مصيبت آن ها به من جام عزا و بي تابي را نوشانده است .دختران «زياد» در قصرها مصون بودند، اما دختران پيامبر صلي الله عليه و آله هتک حرمت مي شدند . خاندان زياد در قلعه در امنيت بودند و اهل بيت پيامبر در بيابان ها اسير .خاندان پيامبر حرمتشان شکسته مي شد و به اسارت برده مي شدند و دودمان زياد در پس پرده و با امنيت مي زيستند . (16)با وجود فضاي ضد حسيني که عباسيان از قرن دوم به بعد پديد آوردند و به تدريج ياد و نام امام حسين عليه السلام را تهديد حکومت عباسيان و خطر امنيتي مي دانستند، بزرگاني در ميان اهل سنت عاشورا را از ياد نبرده و فداکاري فرزند پيامبر اسلام را در قالب هاي گوناگون، به ويژه شعر، يادآور شدند . از جمله اين بزرگان مي توان به محمدبن ادريس شافعي، امام مذهب شافعيه اهل سنت اشاره کرد .اين رهبر مشهور اهل سنت بجز يک قصيده بلند که در سوگ امام حسين عليه السلام سروده است، قصيده ديگري نيز در عزاداري امام حسين عليه السلام دارد که تنها اين بيت آن باقي مانده است :ابکي الحسين و ارثي حججاهامن اهل بيت رسول الله مصباحا . (17)با توجه به قصايد مختلف امام شافعي و جايگاه عظيم اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله در ميان اهل سنت که به طور طبيعي محبت خاندان پيامبر را در پي داشته، سوگواري بر مصايب آنان، از جمله عزاداري براي امام حسين را در ميان آنان طبيعي مي نمايد . عبدالجليل رازي قزويني مي گويد : «معلوم جهانيان است که بزرگان و معتبران ائمه فريقين از اصحاب امام مقدم بوحنيفه و امام مکرم شافعي و علما و فقهاي طوايف خلفا عن سلف اين سنت را رعايت کرده اند و اين طريقت نگاه داشته، اولا خود شافعي که اصل است و مذهب بدو منصوب است، بيرون (افزون) از مناقب، او را در حسين و شهداي کربلا مراثي بسيار است و يکي از آن قصيده اي که مي گويد : "ابکي الحسين و ارثي منه اهل بيت رسول الله مصباحا" تا آخر قصيده با مبالغتي تمام و کمال، و ديگر قصيده اي است که مي گويد : «تا وب همي ...» تا آخر همه مرثيه اوست به صفتي که بر چنان معاني دگران قادر نباشند و مراثي شهداي کربلا که اصحاب بوحنيفه و شافعي را هست، بي عدد و بي نهايت است ...» (18)مورخان اهل سنت و گزارش عاشورادر قرن سوم که فشار و اختناق عباسيان بر ضد شعاير اهل بيت عليهم السلام، بخصوص ياد و نام امام حسين عليه السلام و عزاداري عاشورا، شدت يافت و متوکل عباسي در سال 236 مرقد مطهر حسيني را تخريب و با خاک يکسان کرد و بر زمين آن آب بست و زايران و عزاداران آن حضرت را به انواع شکنجه و اذيت گرفتار کرد، مورخان و نويسندگان اهل سنت داستان مصيبت امام حسين عليه السلام و ياران او را در قالب تاريخ و قصه بازگويي نمودند و در واقع، حادثه کربلا از سينه ها به کتاب منتقل گرديد و جاودانه گرديد .مهم ترين دانشمند اسلامي که روايات متعدد انقلاب عظيم کربلا را از يکي از گزارشگران معروف به نام لوط بن يحيي معروف به ابومخنف ازدي (متوفاي 157 ق) نقل کرده است و در اين نقل تا ميزان تحسين برانگيزي رعايت امانت و صداقت را نموده است، محمدبن جرير الطبري (224 - 310ق) مي باشد .طبري تنها به نقل رويدادهاي حادثه کربلا از زبان ابومخنف اکتفا نمي کند، بلکه به داستان اسارت اهل بيت عليهم السلام و رويدادهاي کوفه و عزاداري مردم در مجالس عبيدالله زياد و سپس شام مي پردازد و از تداوم کينه جويي و جسارت يزيد بن معاويه به سر بريده امام حسين عليه السلام و تنفر برخي از اطرافيان و سوگواري عده اي از مردم شام و همدردي آنان با اهل بيت عليهم السلام خبر مي دهد . (19) پس از طبري اين شيوه توسط ساير مورخان اهل سنت پي گيري شد که در ادامه مورد اشاره قرار خواهد گرفت . گاهي قصه گويان در کنار مرقد امام حسين عليه السلام آمده، عزاها و مصايب او را به زبان قصه مي گفتند . (20)عزاداري در عصر آل بويهدر قرن چهارم، مرحله سوم خلافت عباسيان (657 - 132 ق) آغاز مي شود و قدرت خلفاي عباسي که سال ها قبل عملا به ترکان جنگجو و متعصب منتقل شده بود، به تدريج و با ضعف عناصر ترک به آل بويه شيعه مذهب انتقال يافت و در واقع، پس از فتح بغداد در سال 334 ق توسط احمد بن بويه معروف به معزالدوله قدرت سياسي و نظامي قسمت اعظم جهان اسلام به آل بويه تعلق گرفت و اين خاندان به اقدامات گوناگون از جمله رفع موانع عزاداري سيدالشهدا پرداخت .با رفع موانع شديد سياسي، عزاداري امام حسين گسترش فراواني يافت و در ابعاد گوناگون ادبي و مردمي پيشرفت کرد . در اين عصر افزون بر شاعران عربي زبان، شعراي فارسي سرا نيز به جمع عزاداران پرداخته، مردم فارسي زبان را در فارس، عراق عجم، خراسان، ماوراء النهر و شبه قاره به عزاداري امام حسين تشويق نمودند .بغداد، که در زمان آل بويه مرکز اهالي تسنن و تشيع به حساب مي آمد و پيروان هر دو مذهب اسلامي در آن زندگي مي کردند، پس از ورود آل بويه و عمدتا از دهه پنجاه قرن چهارم، در روزهاي عاشورا به صورت شهر تعطيل درمي آمد . گاهي مردم لباس سياه به تن نموده، حتي برخي از اهل سنت همراه شيعيان در قالب دسته عزاداري به خيابان ها مي آمدند و به نوحه خواني، سينه زني و عزاداري مي پرداختند . (21) در اين عزاداري ها هرچند گاهي بين اهل سنت و تشيع اختلاف و حتي زد و خورد گزارش شده است، اما :اولا، اين درگيري بين برخي اهل سنت، از جمله عده اي از حنابله و شيعيان بوده است نه همه حنابله و يا اهل سنت .ثانيا، در برخي از سنوات درگيري گزارش شده؛ چنان که گاهي برخي از اهل سنت دست به شبيه سازي زده، براي مصعب بن زبير مجلس عزا برپا مي کردند و يا عايشه را با سوار کردن زني بر شتر در يادها زنده مي کردند . (22)ثالثا، در شهرهاي ديگر، از جمله مصر، مردم اعم از شيعه و سني در کنار قبر ام کلثوم و نفيسه اجتماع مي نموده، به عزاداري مي پرداختند و مبالغ هنگفتي براي اطعام و عزاداري هزينه مي کردند . بنا به گفته مقريزي، اين مراسم چنان در ميان مردم عمدتا سني مذهب مصر ريشه دواند که پس از سقوط فاطميان نيز تداوم يافت و ايوبيان با همه ضديت با فاطميان و تشيع نتوانستند آن را متوقف سازند . (23)رابعا، در شرق قلمرو خلفاي عباسي نيز پس از سقوط آل بويه (447) از اصفهان و حاکميت سلجوقيان متعصب و سني مذهب، اهل سنت همراه شيعيان به زيارت علي بن ابي طالب عليه السلام و حسين بن علي عليه السلام به نجف و کربلا رفتند و وفاداري خود را به امام حسين عليه السلام و انقلاب او نشان دادند . (24) عبدالجليل رازي قزويني نيز به سوگواري مردم سني مذهب ا



عزاداری اهل سنت+عزاداری سنی محرم سنی عاشورای اهل سنت

ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 20 آبان ماه، 1392 توسط admin  پرینت

مرتبط باموضوع :

 آب وبرق مجانی را امام خمینی وعده داده بود؟  [ شنبه، 15 بهمن ماه، 1390 ] 793 مشاهده
 هندوانه شورامام خمینی/مبارزه بانفس  [ يكشنبه، 17 آبان ماه، 1394 ] 472 مشاهده
 اعدام شدگان خلخالی/رضایت امام خمینی  [ شنبه، 21 آذر ماه، 1394 ] 822 مشاهده
 روش پاک کردن ویروسهای مخفی کامپیوتر  [ پنجشنبه، 12 مرداد ماه، 1391 ] 968 مشاهده
 محکومی که محاکم قضایی از”گیرآوردنش”عاجزند  [ دوشنبه، 27 فروردين ماه، 1397 ] 198 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها


 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب