آمار کاربران

google plus

آمار

بسم الله الرحمن الرحیم

هر مشکلی یک راه حلی دارد
خلاصه سوابق :
عبدالکریم پیراسته فر با سابقه 20 سال فعالیت در امور مشاوره. فعالیت در مشاوره مدارس شاهد تهران ، شاهد رشت ،شاهد فومن ،دبیرستان شهدا(ویژه فرهنگیان) ناحیه 2 رشت ،مدارس صومعه سرا ورشت و....
مرکز مشاوره هلال احمر رشت .
راهنمای سایت:
اگر می خواهید مشکل خود را با مدیر سایت در میان بگذارید می توانید به صورت عمومی در تالار گفتمان / به صورت خصوصی به وسیله پیغام خصوصی در تنظیمات کاربری ، در میان بگذارید و پاسخ را در کمتر از 1 هفته در همان مکان ببینید.
قابل توجه می باشد که برای استفاده از امکانات باید عضو سایت باشید.
رایگان


برای دیدن مقالات دیگر سایت(زبان بدن/گیاه گوشت خوار/دیوانه ترین دانشمندان/آموزش دم و بازدم/ساعت بیولوژکی/قنوت فارسی نماز/دانای علی رشت+عکس/جدول وزنی BMI)/اخباردانشگاهی وکنکوری و..... به بخش تالار گفتمان(forums)مراجعه کنید.

جدول وزنی BMI

بسمه تعالی

جدول وزنیBMI

BMIارزیابی

یا شاخص توده بدن روش استاندارد طبی برای تشخیص چاقی, لاغری و وزن سلامت و به طور کلی وضعیت فرد از نظر تناسب اندام می باشد.

 از معیار های قد و وزن استفاده می شود. BMIبرای تعیین

وزن(بر حسب کیلوگرم)

-----------------------------=BMI

مجذور قد(برحسب متر)

مثلاً اگر وزنتان 76 کیلوگرم و قدتان 170 سانتی متر محاسبه به صورت زیر خواهد بود.

2/89=1/7x1/7

26=2/89÷76

حالا شما به راحتی نمره تناسب قد و وزن خود را اندازه گیری کنید.

اگر نمره ی شما کمتر از 17 باشد بسیار لاغر هستید،اگر بین نمره 17 تا 20 باشید بازهم لاغرید اما نه زیاد.

20 الی 25=وزن سلامت(وزن ایده آل)

25الی 30=اضافه وزن

30 الی 35=چاقی

35 به بالا=چاقی شدید

بر همین اساس جدولی تنظیم شده است که با به کار بردن قد و وزن خود می توانید وضعیت اندام خود را دریابید.

برای استفاده از این جدول محل تقاطع قد و وزن خود را پیدا کنید.عددی که در این محل قرار دارد همان BMI شماست.

سپس ببینید BMI شما در کدامیک از گروههای ذکر شده قرار دارد و از نظر تناسب اندام در چه وضعیتی قرار دارید.

 

86

83

81

79

77

74

72

70

68

65

63

61

59

56

54

51

50

47

45

قد/وزن

37

36

35

34

33

32

32

30

29

28

27

26

25

24

23

22

21

20

19

150

36

35

34

33

32

31

30

29

28

27

26

25

24

23

22

21

20

19

18

153

34

33

33

32

31

30

29

28

27

26

25

24

23

22

22

21

20

19

18

155

33

32

32

31

30

29

28

27

26

25

24

24

23

22

21

20

19

18

17

158

32

31

31

30

29

28

27

26

25

24

24

23

22

21

20

19

18

18

17

160

31

30

30

29

28

27

26

25

25

24

23

22

21

20

20

19

18

17

16

163

30

29

29

28

27

26

25

25

24

23

22

21

21

20

19

18

17

17

16

165

29

29

28

27

26

25

25

24

23

22

22

21

20

19

18

18

17

16

15

168

28

28

27

26

25

25

24

23

22

22

21

20

19

19

18

17

16

16

15

170

28

27

26

25

25

24

23

22

22

21

20

20

19

18

17

17

16

15

14

173

27

26

25

25

24

23

23

22

21

20

20

19

18

18

17

16

15

15

14

175

26

25

25

24

23

23

22

21

21

20

19

18

18

17

16

16

15

14

14

178

25

25

24

23

23

22

21

21

20

19

19

18

17

17

16

15

14

14

13

180

25

24

23

23

22

21

21

20

19

19

18

17

17

16

15

15

14

13

13

183

24

23

23

22

21

21

20

19

19

18

18

17

16

16

15

14

14

13

12

185

 

 

 

 

 

 

 

وبلاگ پیراسته فر

www.pirastefar.blogfa.com

ایا می توان در نماز های واجب(یومیه) قنوت را به زبان فارس


در قنوت می توان هر دعایی که متناسب با اوضاع و احوالمان است بخوانیم ؟



رساله نوین(امام خمینی) جلد یک



استفتائات مقام معظم رهبری _ایت الله خامنه ای



سؤال :ایا می توان در قنوت نماز به زبان فارسی دعا کرد؟(واجب و مستحبی)



جواب:مانع ندارد.



منبع :روز نامه اعتماد  1385/3/18                         



 



 

آخرين ارسال هاي تالارگفتمان

زندگینامه

نرجس خاتون کیست –داستان ازدواج امام حسن عسکری

درپایان درمورداینکه امام عسکری علیه السلام، همسری بغیراز نرجس خاتون داشته راخواهیدخواند

خلاصه زندگی “ملیکا”

قبرنرجس خاتون(سمت راست)کنارضریح مشاهده می شود

این عکس ازطرف باب المرادگرفته شد”طرف زنانه”-که اگرازطرف باب الدخول “قسمت مردانه “درنظربگیریم-اولین  قبر”سمت راست”امام هادی است-قبروسطی امام حسن عسکری-وسومین قبر”سمت چپ”نرجس قاتون است/درردیف دوم تک قبر(حکیمه خاتون)استimg_0322

تاریخ تولد:                       ۲۴۰هجری قمری(ازدواج در۱۵سالگی)

سال ورودبه سامرا:          ۲۵۳

سال ازدواج:                    ۲۵۴ تولدحضرت مهدی-۳۵۵

وفات :                             ۲۶۱(درتاریخ آمده که نرجس خاتون هنگام وفات شوهردرقیدحیات بوده است)

مدت عمر                         ۲۱سال

والدینازپدرومادرش اطلاع درستی دربین نیست وامااجدادش:

ملیکا-نوه قیصرروم”یشوعا”بودپدر حضرت نرجس و پسر قیصر روم آمده است.

 نرجس نوه یشوعا بن قیصر روم می باشد که از نسل شمعون وصی حضرت عیسی(ع است

جدّ مادری نرجس، شمعون است که صفات حق‏ جویانه ی  وبزرگمنشی نرجس راازایشان دانسته اند 

dsc_1336

نرجسن درسال٢۵٣ به اسارت درآمد
درکتاب”الکامل‌ فی‌ التاریخ‌”ابن‌اثیر آمده‌: در جریان‌ جنگی‌ بسیار سخت که‌ در سال‌ ٢۵٣ بین سلیمان بن عمران الاذی و عنتره درگرفت و افراد زیادی کشته و اسیر شدند. در این جنگ، پیروزی با سلیمان بود و از بزرگان هم بیش از ۱۰۰ نفر اسیر شدند. و برخی‌ از شاهزادگان‌ و بزرگان‌ در آن‌ به‌ اسارت‌ مسلمانان‌ در آمدند; نـرجس‌ به‌ جمع‌ اسیـران‌ پیوسته‌ و به‌عنوان‌ کنیز در معرض‌ فروش‌ قرار می‌گیرد.
اسارت نرجس خاتون درچه سالی بوده؟
حضور نرجس در خانه اهل بیت حداقل از سال ٢۵۳ق. اثبات شده است، تولد امام زمان(ع) در سال ٢۵۵ق  بوده است ، با تطبیق حوادث و رخدادهای دهه پنجاه و جنگ اعراب و روم، اسارت او به دست مسلمانان در همین سال‌ها بود.
در زمان حیات امام هادی وامام حسن عسکری (ع) جنگهای‌ بین‌ مسلمانان‌ و رومیها در کتب‌ تاریخی‌ اسلام‌ و غرب‌ ذکر شده‌ است‌ که‌ با توجه‌ به‌ آنها می‌توان‌ به‌ صحت‌ خـروج‌ بانو نـرجس‌ از روم‌ به‌ سوی‌ سامـرا پی‌ بـرد.از طرفی برای اثبات وجود جنگ میان رومیان ومسلمانان به راحتی میتوان از روی وقایعی که رخ میداده این ادعا را ثابت کرد
قلمرو بیزانس در زمان میخائیل سوم شبه جزیره بالکان ، ایتالیا، آسیاى صغیر و قسمتهائى از سوریه و مصر و لیبى بود.
بعد که با عربها درگیر شدند سوریه و مصر و لیبى را از آنها پس گرفتند، آسیاى صغیر و شبه جزیره بالکان براى آنها باقى ماند

احضار”امام هادی” ازمدینه به سامرادر سال ٢۳۵

ولادت  امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۳۲ قمری در مدینه  بود-یعنی امام عسکری۳ساله بودکه به سامرا(همراه پدر)آمدند

 در کتب تاریخی معتبر،جنگ های گوناگون بین ایران و روم بیان شده است و از آن میان، می توان به حنگهایی اشاره کرد که امکان اسارت ملیکا نوه ی امپراتور روم در آن ها قابل پذیرش است. مسعودی درکتاب معتبر خود مروج الذهب می نویسد: امام هادی(ع)  در سال ٢۳۵ قمری از سوی متوکل عباسی از مدینه به سامرا احضار گردید و بناچار درآن مکان درآن اقامت گزدید.

 نرجس نوه یشوعا بن قیصر روم می باشد که از نسل شمعون وصی حضرت عیسی(ع است.نرجس به صورت ناشناس با لشکریان پدرش، برای مداوای مجروحین جنگ، همراه شد و این جنگ در جنوب شرقی اروپا با مسلمین اتفاق افتاد. شاهزاده به اسارت گرفته شد ولی احدی مطّلع نشد که او دختر قیصر روم است

شیخ صدوق می ‏نویسد: «نرجس در قصر قیصر روم شرقی، جد پدری خود، رشد کرد. ». منظور از قیصر در این عبارت، همان قیصر است، با صفاتی که گفته شد.

سامرا-تیر۱۳۹۷-قبرنرجس خاتون-سمت چپ

جدّ مادری نرجس، شمعون است که برخی از صفات معنوی و روحانی و حق‏ جویانه ی نرجس، ارمغان این بزرگ‏مرد مسیحیت است. حضرت ولی عصر علیه السلام پس از ظهور سخنی دارد به بلندای آفتاب و زیبایی مهتاب؛ می ‏فرماید:
«یا معشر الخلائق! … اَلا و من اراد ان ینظر الی عیسی و شمعون فها انَا ذا عیسی و شمعون»
ای مردم بدانید اگر کسی بخواهد عیسی و شمعون را بنگرد همانا من عیسی و شمعون هستم.
حضرت با این جمله جدّ مادری خویش را که ریشه دوم اوست، معرفی نموده و با این سخن نقش عظیم مادر را بیان می‏ فرماید.
شمعون صفا، فرزند حمون، جد مادری بانو نرجس است. او پس از عروج مسیح علیه السلام با یک انتصاب الهی، جانشین عیسی شد و به عنوان وصیّ حضرت مسیح در تاریخ شناخته شد. احادیث بسیاری وجود دارد که شباهت منصب ولایی حضرت علی علیه السلام و شمعون صفا را نمایانگر است و که به علت اختصار از ذکر آنها معذوریم.

در باره عظمت شمعون کتب تاریخی غرب مُهر سکوت را شکسته و می‏ نویسند:
«در عید نزول الواح موسی علیه السلام، پنجاه روز پس از احیای مسیح، شمعون الصّفا در بین جماعت مردم وعظ و خطابه کرد.»
در کتاب “اعمال رسولان” که لوقا آن را در احوال حواریون نگاشته است، آمده است: «در آن روز شمار پیروان مسیح به قریب ۳۰۰۰ نفر افزایش یافتند»
این سخن میزان تأثیر کلام شمعون را می ‏رساند و نشان از بزرگی او دارد.
پیامبر گرامی اسلام در باره شمعون می‏ فرماید:
« آن هنگام که اراده خدا بر غیبت عیسی قرار گرفت، بر او وحی شد که نور و حکمت الهی و دانش کتابش را به شمعون بن‏ حمون صفا به ودیعه گذارد و او را جانشین خود بر مؤمنین قرار دهد. عیسی نیز چنین کرد »
گفتنی است که شمعون وصی حضرت عیسی است و یحیی وصی شمعون است و فرزندان شمعون قبل از شهادت یحیی توسط خودِ وی به وصایت منصوب شدند و در طول تاریخ درخشش فراوانی داشتند.
شمعون صفا، به تصریح قرآن در سوره (یس) آیه ۱۴ سومین سفیر حضرت عیسى (علیه السلام) به انطاکیه است.

در روم شرقی به امپراطور قیصر گفته نمی شده، بلکه در امپراطوری بیزانس، لقب قیصر را به ولیعهد پادشاهان اختصاص می دادند.  لقب قیصر را به پسر بعدی خود یا یکی از نزدیکان موثر خود اختصاص می دادند. حتّی گاهی لقب قیصر به پدر پادشاه نیز اطلاق شده است.

بشر بن‌سلیمان‌ است‌ که‌ می‌گوید: وقتی‌ نرجس‌ را نزد مولایم‌ امام‌ علی‌ النقی‌ آوردم‌، ایشان‌ خادم‌ خود را به‌ نزد حکیمه‌ فرستاد و چون‌ حکیمه‌ وارد شد حضرت‌ به‌ او فرمود:
  ای‌ دختر رسول‌ خدا او را به‌ خانه‌ خود ببر و واجبات‌ و سنتها را به‌ وی‌ بیاموز که‌ او همسر ابومحمد و مادر قائم‌(ع‌) است‌.(۱) 
 حضرت‌ زهرا(س‌). هم به خواب نرجس‌ واورا به ازدواج به دریه اش ترغیب می کند 
شباهت حاملگی مادرحضرت مهدی با ۳مادردیگر
 بارداری  (نرجس‌) مثل‌ مادر موسی‌ است‌ که‌ تا هنگام‌ ولادت‌ اثری‌ از بارداری‌ او ظاهر نشده‌ و کسی از حال‌ او آگاه‌ نگردید.(۲) 
زنانی که حاملگیشان ازدیگران مخفی بوده

مادر حضرت‌ ابراهیم‌(ع‌) و حضـرت‌ موسی‌(ع‌) و نجمه‌، مادر امام‌ رضا(ع‌)

نرجس خاتون از بارداری‌ خود اطلاع‌ داشتند ولی این رازرا ازدیگران مخفی نگه می داشت و بخاطراهمین است که  در زیارتنامه‌ خانم نرجس‌،صفت‌ “حافظ سر الله”آمده است . در زیارتنامه‌ می‌خوانیم‌: اشهد انک‌ … و حفظت‌ سر الله و حملت‌ ولی‌ الله و بالغت‌ فی‌ حفظ حج الله; شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ تو … و نگاه‌ داشتی‌ راز خدا را و ولی‌ خدا را حمل‌ کردی‌ و در نگهداری‌ حجت‌ خدا تلاش‌ کردی‌.
اشهد انک‌ احسنت‌ الکفال و ادیت‌ الامان و …; شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ به‌ راستی‌ تو نیکو پرستاری‌ کردی‌ [از امام‌ زمان‌(ع‌)] و ادا کردی‌ امانت‌ را و …
پس‌ از تولد امام‌ زمان‌(ع‌) مدت‌ زیادی‌، امام‌ حسن‌ عسکـری‌(ع‌) در زندان‌ بودند و در نتیجه‌ تـربیت‌ و حفظ و سرپـرستی‌ فـرزند بـزرگوار ایشان‌ به‌ نــرجس‌، بعنوان مادربوده است.

«یشوعا»

نرجس خاتون ، دختر یشوعا (پسر امپراتور روم) است.

ازامام حسن عسکری(ع) پرسیدند،امام بعدازشما کیست؟

امام پاسخ دادندهنوزمتولدنشده است!

-مادرش چه کسی است؟

امام عسکری:«از دختر پسر قیصر، نوه امپراتور روم، آگاه باش که او در آینده ای نزدیک متولّد می شود، مدتی بس طولانی در پشت پرده غیبت از مردم عزلت می گزیند، سپس ظاهر می شود.

حجت الاسلام «محمد ملامحمدی» مشهور به محمد محمدی اشتهاردی (متوفی ۲۸ آذر ۱۳۸۵-سن۶۲سالگی)می نویسد:

روزی امام هادی(ع) پدر بزرگوار امام حسن عسکری(ع) یکی از یارانش به نام «بشر بن سلیمان» را که در خرید و فروش برده نیز سابقه داشت در شهر سامرا دید و نامه‌ای که به زبان رومی نوشته بود و زیر آن را امضا کرده بود به او داد و همیانی پول نیز جداگانه به او داد و فرمود: «می‌خواهم بروی بغداد و با این همیانِ پول، کنیزی را خریداری کنی و به اینجا بیاوری».

حال بشنو تا توضیح دهم که چگونه کنیزی را خریداری می‌کنی؟ فلان روز از اینجا به طرف بغداد حرکت می‌کنی، سعی کن اوّل صبح فلان روز در کنار پل رودخانه معروف بغداد باشی، وقتی به آنجا رسیدی می‌بینی چند کشتی کنار آب می‌آیند تا بار خود را خالی کنند، در این میان می‌بینی زنانی را که اسیر کرده‌اند، از کشتیها پیاده می‌کنند و به عنوان کنیز در معرض فروش قرار می‌دهند.

مشتریها می‌آیند و کنیزها را می‌خرند و با خود می‌برند، همچنان نگاه کن یک وقت می‌بینی در یکی از این کشتیها «عمرو بن یزید» دختری را در معرض فروش قرار می‌دهد، با اینکه پرده‌داران می‌خواهند کنیزان را به خریداران نشان دهند، آن دختر، خود را نشان نمی‌دهد، حجاب و عفّت خود را حفظ می‌کند، ‌او دو لباس حریر پوشیده و یک لباس پوستی گرانبها بر دوش دارد.

خریداران متوجّه او می‌شوند، و اصرار می‌کنند که او را خریداری کنند، او ناراحت می شود و به زبان رومی‌ می‌گوید :‌«وای حجابم!» یکی از خریداران می‌گوید: من این کنیز را به سیصد دینار خریدارم.

آن دختر به او می‌گوید: «اگر به اندازه ملک سلیمان دارایی داشته باشی، حاضر نیستم کنیز تو شوم

عمرو بن یزید به آن دختر می‌گوید: چاره‌ای نیست، باید تو را فروخت.

او می‌گوید: شتاب نکن، آن خریداری که من می‌خواهم پیدا می‌شود، مگر نه این است که معامله باید از روی رضایت باشد.

در این موقع نزد «عمر بن یزید» برو؛ بگو نامه‌ای برای این بانو دارم که به زبان رومی نوشته شده است، این نامه را به آن بانو بده بخواند اگر راضی شد، او را برای صاحب نامه که اوصاف و نشانه‌های صاحب نامه در آن نوشته شده، خریداری می‌کنم، وقتی که نامه را به او دادی او راضی می‌شود آنگاه او را خریداری کن و به اینجا بیاور.

«ملیکه» وقتی که همراه عدّه‌ای از بانوان اسیر شد، برای اینکه کسی او را نشناسد، خود را نرگس (نرجس(نامیده است.

بشر بن سلیمان طبق پیشنهاد امام هادی«علیه‌السلام» همان روز معین به بغداد آمد، صبح زود کنار پل بغداد رفت، دید کشتیها رسیدند، و کنیزها را در معرض فروش قرار دادند، در این هنگام کنیزی را دید که دارای آن اوصافی است که امام هادی«علیه‌السلام» فرموده بود، خریداران اصرار دارند که او را بخرند، ولی او مایل نیست کنیز آنها شود.

بُشر جلو آمد و با اجازه فروشنده، نامه امام هادی«علیه‌السلام» را به «نرجس» داد، نرجس تا آن را گشود و خواند، بی‌اختیار منقلب شد و اشک در چشمانش حلقه زد، در حالی که گریه شوق گلویش را گرفته بود به صاحبش عمرو بن یزید گفت: مرا به صاحب این نامه بفروش، و اصرار و تأکید کرد که مرا حتماً به صاحب این نامه بفروش.

عمرو بن یزید، گفت: ‌بسیار خوب، مانعی ندارد، آنگاه در مورد قیمت او با بُشر بن سلیمان صبحت کرد، او به همان مقدار پولی که در همیان بود و امام هادی«علیه‌السلام» فرستاده بود، راضی شد.

بُشر می‌گوید: همیان را دادم و کنیز را خریدم و با او از آنجا حرکت کردیم. او همواره نامه را بیرون می‌آورد و می‌بوسید و به چشم می‌کشید، من از روی تعجب گفتم تو که هنوز صاحب نامه را نمی‌شناسی چرا این قدر نامه را می‌بوسی؟

کنیز داستان خود را از اوّل تا آخر برای من بیان کرد، من به پاکی و شخصیت معنوی و فکر بلند و عالی حضرت« نرجس» پی بردم، و از آن پس بیشتر احترامش کردم تا رسیدیم، به سامّرا، و او را به حضور امام هادی علیه‌السلام بردم.

امام  به او خوش آمد گفت، و احوالپرسی کرد، و سپس خواهر حکیمه خاتون را خبر کرد،وگفت، این است آن بانوی محترمه‌ای که در انتظار او بودی، حکیمه او را در آغوش گرفت، و خوش آمد.

نرجس خاتون هنگامی که مسیحی بوده است و چون اسلام بر او عرضه شد با جان دل پذیرفت و مسلمان خالص شد.

نویسنده : admin
بازدید [ 0 ]

ویلای  دختر وزیر -صمت-خانم دکتر«شبنم نعمت زاده» درلواسان تخریب شد

فیلم| آغاز تخریب ویلای دختر وزیر در لواسانات

 

ویلای خانم دکتر«شبنم نعمت زاده»لواسان

خبرگزاری مهر روز پنج‌شنبه( ۹ اسفند ۱۳۹۷) به نقل از شهردار لواسان در نزدیکی تهران از تخریب قریب‌الوقوع ویلای دختر یکی از وزرای حسن روحانی خبر داد.

5c7b6df945335_2019-03-03_09-32

این خبر تنها چند روز پس از آن منتشر می‌شود که حجت الاسلام  سعید لواسانی، امام جمعه لواسان، اعلام کرد سه مسئول سازمان اوقاف در شمیرانات و تهران به اتهام زمین‌خواری و سوءاستفاده از موقعیت شغلی خود بازداشت شدند.

چندی پیش این ویلا در اوشان با حکم رسمی تخریب شد.

شبنم نعمت‌زاده، دختر محمدرضا نعمت‌زاده، وزیر سابق صنعت در دولت پیشین حسن روحانی، نیز متهم است که از راه تصرف زمین و غیرقانونی ویلایی بزرگ در لواسان ساخته است.

 علی حیدریان، شهردار لواسان، گفته است که «روز گذشته نامه به دادگستری زده‌ایم که به ما پیمانکار و نیروی انتظامی بدهد و امیدوارم شنبه یا یک‌شنبه حکم [تخریب] را اجرا کنیم».

ویلای غیرقانونی دختر وزیر فردا تخریب می‌شود

اواخر آبان‌ماه سال جاری نیز ویلایی که در اوشان در دامنه کوه ساخته شده بود با حکم رسمی تخریب شد.

اواخر دی‌ماه گذشته نیز پس از انتشار گزارش‌هایی از «تخلف» در ساخت دو ویلای منتسب به فاطمه حسینی، نماینده تهران در مجلس، و همسر و برادر همسرش، شهرداری لواسان، در شمال استان تهران، خبر داد در حال بررسی پرونده این ملک‌ها است.

۳۰ تیربرق /قیمت هرتیر برق ویلای خانم دکتر، ۵۴ میلیون ریال  است

تخریب ویلای دختر نعمت زاده

خبرنگار ایرنا مستقر در شمیرانات صبح امروز (چهارشنبه۱۵ اسفند ۱۳۹۷) در محل ویلای خبرساز متعلق به «شبنم نعمت زاده» در لواسان حاضر شد و مشاهده کرد روند تخریب آن نسبت به روز یکشنبه هفته جاری که با حکم قضایی آغاز شده بود، تغییری نکرده و درواقع بخش‌های غیرمجاز آن هنوز تخریب نشده است. به گزارش ایرنا روز یکشنبه هفته جاری با حضور مسئولان قضایی و شهری لواسان تخریب بخش‌های غیرمجاز این بنا در دو بخش ابتدایی و انتهایی ساختمان اصلی آغاز شد، اما پس از گذشت چندروز همچنان بنای ویلا مانند روز یکشنبه(۱۲ اسفند ۱۳۹۷) دست نخورده باقی مانده است. گفته شده که ساختمان اصلی این ویلا پابرجا خواهد ماند و تنها بخش‌هایی که خارج از مجوز ساخته شده، قرار است تخریب شود.شهرداری لواسان اعلام کرده بود که در این بنا یکهزار و ۱۲ متر خارج از مجوز ساخته شده است.

2020991_258

نویسنده : admin
بازدید [ 28 ]

 اصطلاحات رایج و لازم زبان عربی که درعراق  بدردتان میخورد

        گذرنامه – پاسپورتجَواز – باسبورت)

      گذرنامه ها: جَوازات

     گذرنامه ات رو بده: إنْطِنی جَوازَک

      بگذار ببینم - نگاه کنم: خلّی أشُوف

     ویزا : فیزَة

     کجاست؟ : وِین

     سرویس بهداشتی کجاست؟: وِینِ المَرافِق الصَّحیَّة( صحیه )

         میخواهم : أرید

        بروم: أرُوح

        به نجف : إلْنَجف ( الی النجف)

        اتوبوس میخوای یا ون: تِریدِ الباص لُو کَیّة؟

      کرایه اش چنده - چقدر میشه: إشگَد؟ - إشگد الأجرة

      ده هزار - 10000 دینار - 10 : عَشِر - عَشرتالاف

      خوبه(قبول) : زِیَن

   نه گرونه! : لا، باهِز

       خیلی - گرونه : إهوَای، کِلَّش - باهز

  گروه تان، چند نفر هستید؟کلاً چندنفرید؟:جَماعَتْکُم، چَم نفرات؟

      بیا بالا - سوار شو - بپر بالا : صْعَد - یا أللّه صْعد

  تهمه سوار شدید؟ - تکمیل شد - تمام شد.: خَلاص؟ - خلاص!

 چمدان - ساک: جُنطَة - جمع : جُنَط

       راننده: سایِق

تبریک! =مبروك!

  انا = من 

انتَ = تو ( مذکر ) 

 انتِ ( مؤنث )

 هو = او 

 هی = او  

 نحن = ما 

 انتما / انتم = شما 

  هما . هم . هن = آن ها 

 ذاک / هذاک = آن یا اون (مذکر)

ذیچ / هذیچ = آن یا اون ( مونث)

ذولاک / ذوک / هذولاک = آن ها یا اون ها (مذکر)

 ذنیچ = آن ها یا اون ها (مونث)

سفرَه = سُفره 

ناقِص ماعون = یه بشقاب کمه

 ناقصات ثلاث خواشيگ = سه تا قاشق کمه 

 انطي شوكه = یه چنگال بده بهش 

من گرسنه/تشنه هستم = أنا جائع/ أنا عطشان

عدكم غَسالة اغسل ملابسى = لباسشویی دارید لباسامو بشورم

 قبِل اَربَع ايام اِجينِه للعراق = ۴ روز قبل اومدیم عراق

 اوَتِ البارحِه وَصلنِه  لِلعراق = پریروز رسیدم عراق

ببخشید، معذرت می‌خواهم =عفوا، عذرا 

هنگام صبح/عصر/شب = صباحا/ مساءا/ ليلا 

این/آن، اینجا/آنجا = هذا /ذلك. هُنا/هُناك

 البارحِه = دیروز

اوتِ البارحِه = پریروز 

عگُب باچِر = پس فردا

 بعَد ثِلاث اَيام = بعد از سه روز 

 قبِل ثِلاث ايام = سه روز قبل 

 سبعَه اَيام اِجينِه = هفت روزه اومدیم ما

 هايِ ملابِسي = این لباس منه 

 هذا المای كُلِش بارِد = این آب خیلی سرده 

 مای هاي البوري حار كُلِش = آب این شیر خیلی گرمه

 ليش ماتِجي لاِيران نَفرَح اذا اِجيتونِه = چرا نمیای به ایران ، خوشحال میشیم اگه بیایین

 انتُم لِيش ماتِجون لبيتنِه بِيران = شما چرا نمیایین به ایران خونمون

 ثلاث اَيام اِحنِه هُنا = سه روز اینجاییم 

 بعدَ الاَربعينيه اِنرُوح لاِیران = بعد از اربعین میریم ایران 

 بعدَ الاربَعينيه بِيوم اِنروح لاِيران = یک روز بعد از اربعین میریم به ایران

انريد اِنرُوح بَعَد اَربَعَ اَيام = میخواهیم بریم بعد از چهار روز 

 عگُب باچِر اِنروح = پس فردا میریم

 اريد خاشوگِه = قاشق میخوام 

انطينى گِلاص = لیوان بده به من

شسِم هاي الاَكلِه = اسم این غذا چیه 

كلِش طَيبِه = خیلی خوش مزه هست 

عطشانه = تشنته (مذکر)

عطشانة=  تنشته (مونث)

فريقنِه قَوِي = تیم ما قویه

انتُم ضَعيفِين = شما ضعیفین

احنه اَقوياء = ما قوی هستیم 

حسن خُوش يَلعَب طُوبه = حسن فوتبالش خوبه

عَفيِه خوش تِلعب = آفرین قشنگ بازی میکنی 

ساعت چند است؟ = كم الساعة؟

 شبعان والله = سیرم بخدا 

برِه اِکِلت هَسه شَبعان والله = بیرون خوردم الان سیرم بخدا 

يگول شَبعان = میگه سیرم 

 يگول ما ياكل مايَشتهِي = میگه نمیخوره سیره 

 ارِيد ثلاث بطانيات = سه تا پتو میخوام

نمی‌فهم = لا افهم

اهل کجا هستید؟=من أين أنت؟

من اهل ایران هستم = أنا من ایران 

شغل شما چیست؟ =ما مهنتك؟ 

شما چند ساله هستید؟ = كم هو عمرك؟ 

چه خبر؟ = مالجديد؟ 

واقعا! = حقّا! 

نگاه کن!/نگاه کن بمن =  أنظر!  أنظري!

سریع-زود- بر می گردم!=سأرجع حالا 

من باید بروم = يجب أن اذهب الآن 

کجا زندگی می کنید؟= أين تسكن؟  أين تسكنين؟

از آشنایی شما خوشوقتم= متشرف / متشرفة بمعرفتك 

اسم من احمد است = إسمي احمد 

اسم شما چیست؟= ما إسمك؟ 

حال شما چطور است؟ = كيف حالك؟

سلام من را به .. برسان = سلِّم على .. من أجلي  

آیا می توانم به اینترنت وصل شوم؟ = هل يمكنني الحصول على الإنترنت؟ 

چه؟ کجا؟ = ماذا؟ أينَ؟

این را بده من! = أعطني هذه!

عصر به خیر = مساء الخير 

کفش من کجاس؟ = أين حذائي؟

اعداد به زبان عربی

از صفر تا ده به صورت زیر می باشد.

۰(صفر)=صَفر(۰)

۱ =واحد 

۲ =إثنان 

۳ =ثلاثة 

۴  = أربعة

۵ = خمسة 

۶ = ستّة 

۷ = سبعة 

۸ = ثمانیة

۹ = تسعة 

۱۰ = عَشَرَة 

۱۱ =أحَدَ عَشَرَ

۱۲ =  إثنا عَشَرَ

۱۳ = ثلاثة عَشَرَ

۱۴ = أربعة عَشَرَ

۱۵ = خمسةَ عَشَرَ 

۱۶ = ستَّةَ عَشَرَ

۱۷=  سبعةَ عَشَرَ

 ۱۸= ثمانیة عَشَرَ

۱۹ = تسعة عَشَرَ

۲۰ =عشرون 

۳۰ = ثَلاثون

۴۰  = أربَعون

۵۰ =  خَمسون

۶۰  = سِتّون

۷۰  = سَبعون

۸۰  = ثَمانون

۹۰ = تِسعون

۱۰۰ = مِئه/ مِائه

برای خواندن اعداد۲رقمی    به اینصورت می خوانیم  اول عددسمی راست وبعدچپ-مثلاً:

۲۱ می شود= واحد و عشرون

۲۷=سبعةٌ و عشرونَ

۵۶ =ستّةً و عشرونَ بیتاً  

۹۹ = تسعً و تسعون

ألف = ۱۰۰۰

مائه ألف۱۰۰۰۰۰

ملیون = ۱۰۰۰۰۰۰

من مریض هستم = أنا مريض

   ایستگاه پلیس-بازرسی: سِیطَرَة،تفتیش

      گیت - دروازه - ورودی : بَوّابَة

    افسر - مامور - مسؤول : ضابُط

      گاری - ارابه : عَرَبانة

        گاری چی - ارابه کش: عَرَبَنچی

       (بردار،بلند کن) -چمدون رو بردار : (شیل) - شیلِ الجُنطَة

     کیف - کوله : حَقْبَة

       هوا گرمه - گرمه : ألْجَو حار - حار

       آبجوش : مایِ الحارّ، مای حار

   نان : خُبُز

    ساندویچی: صَمّون

     نوش‌جان! =شهية طيبة

ولر را روشن کن: شَغِّلِ الْمُکَیِّف

    خاموش کن - خاموشش کن - کولر را خاموش کن: طَفْ - طفِّیَه - طفّی المُکیّف

       وایستا - نگه دار: اُگُفْ

      اینجا - آنجا : إهْنا - إهناک 

مستقیم برو! بعد دست چپ/راست برو! =أمشٍ على طول ثم عرّج يمينا/ شمالا!

 دستشویی کجاست؟ = أين أجد (المرحاض/ الصيدلية)؟ 

یک لحظه صبر کنیدلحظة من فضلك

گوشی-تلفن- را نگه دارید لطفاًإبقى/ أبقي علي الخط رجاءا!

بیا: تعال

      برو : رُح (روح)

      گم کردم: ضَیَّعِت

       بگذار - قرار بده : خَلّی

        چرا - برای چه : لِیَش

  نمی فهمم - ،متوجه نمیشم،نمی فهمم چی میگی: مَافْتَهِم  - مَفتَهم شِتگول

       کم - کمی عربی بلدم : شُوَیّ، شْوَیّ - شوی أعرف، شوی أحچی

آیا عربی/فارسی بلد هستید؟ = هل تتكلم اللغة الفارسیه /العربية؟

 لطفا: رجاءاً

  متشکرم،مرسی: شُکراً

    خوش آمدی: اهلا و سهلا

     بله: نعم / ای

       خیر: لا

       مشکلی نیست: مو مشکل

      ببخشید: متاسفم / العفو/ آنی آسف

      چه وقت؟اِشوَکِت

       کجا؟: وین

     چقدر؟: چم؟

      چی؟: شنو

       کی؟: منو

        پل: جَسر

        خانواده : اهل،اهل بیت

        غذا: اَکِل

       عجله کن: ابسرعه،بالسرعه

       من می فهمم: آنی افتهم

       من نمی فهمم: آنی ما افتهم 

   عافیت باشد =رحمك الله

     دارو: دوا

       پول: فلوس

    فارسی می تونی حرف بزنی؟: تتکلم بالفارسی؟

به میزان کم! = قليلا!

       ممکنه کمکم کنی؟: ممکن تساعدنی؟

        مسجد: جامع

         بازار: سوگ،سوق

         پلیس: شُرطه

      بایست،وایستا: اوگف

        حال شما چطوره: اشلُونِک

         خوبم: زِین

        خداحافظ: مع السَلامه

        در امان خدا: فی اَمانِ الله

        چه خبر: شکو ماکو؟

       خبری نیست: ماکو شی

     بفرمایید استراحت کنید: اِتفَضَّل اِستیریح

       ممنونم: ُشکرًا

      خسته: تعبان

       گرسنه: جوعان

       سیر(متضاد گرسنه): شِبعان

        حرم کجاست؟: وین الحَرَم

          گران: غالی

           ارزان: رَخیص

        بیمارستان/درمانگاه: مسَتشفی

       می خواهم زیارت کنم: ارید ازور

      لباس: مَلابِس

         جلو: گِدَّام

       سخت : صَعُب

     ساده، آسون : سَهِل

        سیگار: جیگارَه

     کی، چه وقت : إشْوَگِت

      الان : هَسَّة

        دیروز : أمِس

       فردا: باچِر

       امروز : ألیوم

        امشب : ألِّیَلَة

       اسمتو بنویس(به معنای ثبت نام): سَجِّل إسمَک

      گذرنامه ها را تحویل دهید: سَلَّمو الجَوازات

       فرودگاه: مَطار

     حدوداً، تقریباً : حَوالی

    گوش بده - به من گوش بده : إسمَع - إسمَعنی

    کارت شناسایی: هُوِیَّة

  ارزان : رَخیص

    ارزان تر :أرخَص

    ببخشید : ألْعَفُو

    نانوایی: خَبّاز

                 تعارفات

      الله یخلیکم: خدا نگهتون داره

      الله یحفظکم:خدا حافظ شما باشد

     الله یسلمکم:خدا شما را سلامت نگهدارد

     زحمناکم:زحمت به شما دادیم

     الله یعینکم:خدا نگهدارتون باشد

       رحم الله والدیک خدا پدر و مادرتان را بیامرزد

     الله یساعدکم: خدا کمکتان کند

      صار الزحمه علیکم: برای شماها زحمت شد

    عاشت ایدکم: خداقوت

     مجانی : بلاش

    سلامتی : عافِیَة ، بِلْعافیة إن شاءالله )

  سیو کن، ذخیره کن - ذخیره کردن : وَفِّر - توفیر

     دیوانه - ما دیوانگان حسینیم : مَجنون - إحنَه مجانین الحسین

     اتاق - اتاق ها: غُرْفَة - غُرَف

  بوس : بوس

     زشت - قبیح - ناپسند : عِیب

 لا تْسَوّی، عیب : نکن! زشته!

 خانه : بِیَت - حُوش

    گوشت  : لَحَم

   گران - ارزشمند : غالی (هم به چیز گران می گویند هم به یک فرد عزیز و محترم)

  چطوری (مذکر) : إشْلونَک

     چطوری (مونث) : إشلونِچ

     خسته : تَعبان

     گرسنه : جَوعان

   تشنه : عَطشان

    صبح بخیر : صَباحَ الخیر

     خوش آمدید : أهلا بکم، هَلا بیک، هلا بیکم

   هر جور مایل هستی : عَلا کِیَفَک

  بیمارستان : مُستَشفی

      زمان و مکان

     صباح : صبح

      الیوم : امروز

    أمس : دیروز

        غدا(بُکرة) : فردا

      فجر : سپیده دم

      مغرب : مغرب

       لیل،عشا ،: شب

      منتصف اللیل : نیمه شب

      هذه اللیله : امشب

        نهار .یوم : روز

      مساء بعدالظهر.شب

      أعلا : بالا.بالاتر

      أسفل : پایین .پایین تر

       أین : کجا

       تحت : زیر

        أمام.قُدّام : جلو

      فوق : بالای.روی

       خلف.وراء : پشت سر

     جنب.جوار : کنار

      بعدبکرة(بعد غد) :  پس فردا

      بعدیومین : دو روز بعد

      بعدثلاثة ایام : سه روز بعد

     لیلة اول أمس : پریشب

        الأمس الأول : پریروز

     لیلة الغد : فرداشب

        قبل الظهر : پیش از ظهر

      إذا : هرگاه.اگر

      عِند : نزد

       قریب من : نزدیک به

      بعید عن : دور از

      منذ مدة : مدتی است

        هُنا : اینجا

       هُناک : انجا

       بین : میان

       متی : چه وقت.کی

      قبل قلیل : کمی پیش

     الان : حالا

       سنة : سال

      هذا الشعر : این ماه

      اسبوع : هفته

      شهر(اشهر) : ماه

      هذه السنة : امسال

        هذاالأسبوع : این هفته

     علی الیمین: سمت راست

       علی الشمال : سمت چپ

      علی طول :مستقیم

     بعدالمفترق: بعداز چهار راه

    ایستگاه قطار کجاست؟ : ون المَحَطَّة

     فرودگاه کجاست؟: ون المَطار؟

   نزدیک - دور :   قریب - بَعید

     کدوم یکی از اون ها (از دو راه - طرف) نزدیکتره؟: یا هُم - یا هُوْ اَقرَب

      کدوم راه به کربلا نزدیک تره؟: یا طَریق أقرَب إلکَربله

     کدوم راه - طرف - مسیر- خلوته؟: یا طریق - جِهة، صُوب - مسیر - بلا إزدحام، مو إزدحام

    خیلی زحمتتون دادیم - اذیتتون کردیم: هوایَه زَحَمناکُم - أذِّیناکم

    اجرتون با سیدالشهدا: أجِرکُم عَل إحْسِیَن (ع)

     شارژ موبایل از کجا بخرم؟: إمْنِیَن أشتری رَصید (المووبایل «لازم نیست موبایلش رو بگید»)

       سیم کارت: شریحَة

    میشه یه شارژر بدید، شارژ موبایلم تموم شده - شارژش تموم شده: یمکن تِنطینی شاحِنة، خَلَص ألشَحَن مووبایلی - خَلَص شحْنَه

    کجا میتونیم استراحت کنیم؟: ون نِگدَر نستَریح

     میشه یه کم برید عقب تر / جلوتر: یصیر اِشوَیَّه تِرجَع / تِتقَدَّم

     بیاید این ور تر / برید اون ور تر: تعال لِهْنانِه / رُوح لِهْنَاکه

     ببخشید ممکنه کمی به من هم جا بدید(که من هم بشینم / بایستم): العَفُوْ تِنْطینی مَکان (حتی آنی هم اَگعُد / اوگَف)

  اجازه میدین من هم زیارت کنم؟! :بصورت خواهشی: عفواً خَلّینی آنی هم اَزُور

اگر دستوری وجدی میخواهیدبگویید: خَلّینی آنی هم اَزور

      آیا شب حرم رو می بندن؟!: إللِّیلَه یِسِدُّونِ الحرم؟

      ببخشید درب ورودی دیگه ای وجود نداره؟!: أکُو باب ثانیه یا أکو باب غیر؟!! (ثانیه یعنی دومی)

  ببخشید شما تا کی اینجا نشسته اید؟!!: إلعَفو لِشْوَکِت گاعِد إهنانِه؟

     آیا شما میخواین برید؟! یا هنوز هستین؟!: إتْرِیدُون إتْرُوحون ؟! لُو بَعَدکُم؟!

     ببخشید گاراژ ماشین (ترمینال) کجاست؟!: العفوا وِن إلگـَراج؟

  آیا حرم، ماشین  برای بردن به سامرا داره؟!: اکو سِیارَةِ خاص العَتَبة إلْسامرَه؟ (عَتَبه= حرم) 

     چجوری میشه رفت مسجد کوفه؟!: إشلون أروحِ إلْمسجدِ الکوفه؟!

 ببخشید فاصله مسجد کوفه تا سهله چقدره؟!: العفوا إشگد المَسافة بِیَن السهله و الکوفه؟

  بین راه ماشین(سیارة) هست سوار بشیم(نرکب)؟!: اکو سیارات بین الطریق نرکب؟

 سرویس بهداشتی کجاست؟!: وین المَرافِق ( تِکرَم در اول جمله اضافه کنید مودبانه تر است)

  نکته:هیچ وقت در داخل سرویس بهداشتی به کسی نگویید: بفرمایید یا اتفضّل ، بگویید : کَرِّم

  این سرویس بهداشتی شلنگ آب داره؟!: إلتوالِتات بیهِن صُوندَه؟!

  ممکنه یه شلنگ آب برای سرویس وصل کنید: بلازحمه (إذا ممکن) إتشَکِّلِ الصونده؟!

  ببخشید درمانگاه / بیمارستان کجاست؟! : إلعَفُو وِین المُستَوصِف / مُستَشفَه؟

  ببخشید درب ورودی خانم ها/آقایان کدوم طرفه؟!: إلعَفُو مِن وین باب الدُخول للِنِساء / للرجال؟

  موقع نماز درب حرم را می بندند؟ : یسِدُّون بابِ الحَرَم وقتِ الصلاة؟

   جای خالی دارید؟ :  عِدکُم مَکان؟ - أکو مکان؟

اگر جاباشد: ای ای إتفَضَّل (بله بله؛ بفرمایید) و اگر جا نباشد می گویند : ما فی(نه، جانداریم)

    مسئول یا رئیس موکب کیست؟ : منُو مسئولِ المُوکب؟

    برای بانوان(نساء) جای(مکان) جداگانه هم دارید؟: (اَکو) - (عِدکُم) قاعَة للنساء؟ (سالن استراحت برای خواب را «قاعة »میکویند.)

   پتو، بالشت، تشک دارید؟بَطانِیَه(پتو)، مُخَدَّه(بالش)، دوشَگ(تشک) عِدکُم؟

چند تا دارید؟:  چَم واحد عدکم؟

به تعداد هست؟ :مو قَلیلات خو؟

   قیدهای زمان 

   گذشته  : الماضی

     دیروز : ألبارحَة - مبارح

دیروز در بازار او را دیدم : شِفتَه البارِح بالسُّوگ

    پریروز  : اوّل البارحَة

      هفته گذشته : الاُسبوعِ الفات

 ماه گذشته : الشَهَر الفات

 سال گذشته : السنة الفاتت 

     حال : الحاضر

  امروز : ألیوم

      این هفته : هذا الاسبوع

     این ماه : هذا الشَهَر

      امسال : هذا السَّنَة

     آینده : المُسْتَقبَل

      فردا : باچـِـر

    پس فردا: عُگــُب باچـر

  هفته آینده : لإسبوع الجای

   ماه آینده : الشَهَر الجای

   سال آینده : السّنةِ لجایَة

     مطمئنی؟ - حتماً: إنته مِتْأکِّد؟ - مِتأکّد؟

     برای اینکه، چون : لِأنَّ، لَن

   می دانم - می دانی : أدْری - تِدری

    نمی دانم: مو أدری

    فراموش کردم: نِسیَت

  بلند شو : گوم

 بشین: اُگعُد،اجلس

   مهر ( مُهرِ نماز) : تُربَة

  سرد : بارِد

      خیلی سرد - خیلی گرم: کِلَّش بارد - کِلَّش حارّ

   شماره : رَقَم 

 شماره موبایل :رقم موبایل

     یک لحظه : لَحظَة

    چند (روز - مقدار - عدد) : چَمْ

     داخل شو/ بیاتو: طُب - اُدخُل

   خارج شو - برو بیرون : إطْلَع - اُخرُج

      کاروان : حَملَة

  صف - به صف شید : سِرَة - بْسِرَة

     قند : این کلمه برای عراقی ها ناآشناس (استفاده نمی کنند! فقط شکر

   شِکَر : شَکَر

     بازار: سوگ،سوق

  پول : فْلوس

   صرافی : صِیرفَة

     پول چنج کردن  : تَصریف

    خورده (پول خورد) : خُردَة

    نصف - نیم : نُصّ

     یک چهارم فلوس - به 250 دیناری : رُبُع

    سوپ : شوربَه

   کباب ترکی : گَصّ - شاوِرما

     چای -چایی خوردن: شای

   شیر : حَلیب 

مرغ = دِجاج

   مرغ - سرخ شده: دِجاج - مَشْوِیّ

     ماهی - سرخ شده : سِمَچ - مشویّ

    تخم مرغ : إبْیَض

      ساندویچ : لَفَّة

       پُرس(غذا) : صَحَن

    غذای بسته بندی - بیرون بر: سَفَری

      راست / سمت راست : یَمین، یِمنَه / عَل یَمین، عَل یِمْنَه

    چپ / سمت چپ : یَسار، یِسْرَه /عل یَسار، عل یِسرَه

     جلو - رو به رو : گُبَل - گِدّام

      پشت، عقب - پشت سرت : وَرِه، خَلْف - وَراک

    بالا : فُوگ

   کنار، پیش : یَمّ

     بیرون، محیط باز : بَرَّة

     داخل، تو : جَوَّة

    فقط - فقط دو نفر - فقط دوتا : بَسْ - بَسْ نَفَرَین - بس إثْنِیَن

    آره، درسته-موافقم: إی - نعم - صحّ

     (با، به همراه) با خانواده ام: وِیّا - وِیّا أهلِی

      باهمیم -همراهم  : سوّه - سویّة

 تو (مَرد/زن)- خودت گفتی.تو (زن): (إنْته/إنتی) -  گِلِت.....

   من : آنی

 ما : إحْنَه

      باید: لازِم

   راه - راه بسته است: طَریق - طَریق مسدود (مزدودهم تلفظ می شود)

    پیاده شو : نَزِّل

 تلفن زدن - زنگ زدن : خابَر

     از کجا - اهل کجا - تو اهل کجایی؟ : مْنِیَن، إمنِیَن - أنته منین؟

 از ایران : مْنِ الایران

     شهر: مَدینة

   مواظب باش : دِیر بالَک (بالک بالک)

   نمیشه: مَیْصِیر

     اشکالی نداره - باشه - مخالفتی ندارم: مَیْخالف -مامشکل

      ولم کن - ولش کن: عُفنِی - عُوفَه

  بزرگ :چَبیر – عظیم 

  راننده: سایِق

ایستگاه بازرسی-پلیس: سِیطَرَة

  پلیس: شُرطه

     درب : الباب

   گیت - دروازه - ورودی ذ: بَوّابَة

     افسر - مامور - مسؤول  : ضابُط

    گاری - ارابه: عَرَبانة

    گاری چی - ارابه کش : عَرَبَنچی

    (بردار،بلند کن) - چمدون رو بردار: (شیل) - شیلِ الجُنطَة

  کیف - کوله : حَقْبَة

  فَطور (فُطور) = صبحانه

   لبن =شیر، ماست، دوغ

    حلیب =شیر

    لبن رائب، لبن حاثر، لبن زبادی،روب=ماست

    عِیران، شراب اللبن، اللبن=دوغ

     قشطة، قشدة=خامه

       جُبْن=پنیر

      کثیر الدَسِم=پر چرب

     قلیل الدَسِم =کم چرب

       گیمُر: سرشیر

   اِشْلون صِحَّتِکُمْ : سلامتین؟حالتون چطوره

   اِنتو اِشْلونکُمْ : شما چطورین؟

     مِیْخالِفْ: اشکال نداره

   خَلَصْ صبری : صبرم تموم شد

      عَنْ اِذِنْکُم، مِنْ رُخْصَتِکُمْ : با اجازه شما

      بوسْ ایدِهْ: دستشو بوس کن

      یِتْشاقِّه : شوخی میکنه

      اِشْبیه( اِشْبی): چِی شده؟

   شِعْبالِکْ : چی خیال کردی؟

     لِسوء الحَظ : متاسفانه، از بدشانسی

      لِحُسنِ الْحَظ : خوشبختانه

   یرحکم الله (درهنگام عطسه)  /(جواب) : یغفرالله لکم

    اُخرس، اُسکت : خفه شو/دهانتوببند.حرف نزن

 لاسمح الله، حاشالله، لاقدّرالله : خدا نکند، مبادا

    أسعد الله صباحک: روزت خجسته، بامدادت خوش

      إیهٍ : خُب، بسیار خوب

     ساعدک الله: خسته نباشید /جواب: سلّمک الله: سلامت باشید

   قرّت عیناک: چشمت روشن

      یسعدنی أن أزورکم : خوشحال می شوم ببینمتون

     أنا سعیدٌ بمعرفتک: از آشنایی ات خوشوقتم

     نهارک سعیدٌ: روز خوش

  لیلة سعیدة، طابت لیلتکم، مساءالخیر، مساؤکم بالخیر، مساک الله بالخیر: شب خوش

      أنفاسک مبارکٌ: (أحسنت: آفرین )، زنده باد، دمت گرم

     إلی اللقاء، إلی الملتقی، الوداع، بخاطرک: به امید دیدار، خدانگهدار

    مع السلامة: به سلامت، خدانگهدار-خداحافظی

   أرجوکم، الرجاء: خواهش می کنم، امید است

     العربیة: لاتُجامِل، لاتکلّف: تعارف نکن

  لقد کلّفناکم: زحمت دادیم

   أرجوکم عدم المؤاخذة : خواهش می کنم خجالت ندهید.

     من فضلکم، رجاءً، لو تکرمتَ: لطفاً، اگه میشه

    تفضّلتم : لطف نمودید، زحمت کشیدید

  کلّفناکم : زحمت دادیم

     حسنٌ، جیدٌ، طیّب: خوب، بسیار خوب

      أُرحّب بقدومکم، أرحّب بمقدمکم، تشرّفتمخیر مَقدمٍ :خوش آمدید

    تشرّفتُ بمعرفتک: از آشناییت خوش وقتم

     أنا مرتاحٌ لرؤیتک، أنا مسرورٌ من رؤیتک: از دیدنت خوشحال شدم

      أدام الله توفیقک، أیّدک الله : خدا یارت، موفق باشی

     أطال الله بقائک : خدا عمرت بده

     نعم صباحک صبح خوبی داشته باشید

  نعم مساؤک :شب خوبی داشته باشید

 جعلتُ فداک : فدایت شوم 

 شکراً : مرسی.ممنون

   اشکراً، الله یحفظکم : ممنون، خداشما را حفظ کند...جواب: لا شکر علی الواجب

   هذا هو واجبنا (تشکر لازم نیست، وظیفۀ ماست)

    الله یرعاکم : خدا حفظتون کنه

   تُصبِح علی الخیر : شب خوش

      آسفٌ، متأسّف، مع الأسف، عذراً : متاسفم، معذرت می خواهم

     وفقک الله :خدا توفیق دهد

   فی صحةٍ و عافیةٍ (به بیمار گفته می شود): در سلامتی و عافیت باشی

  ننتظرکم ، نحن فی انتظارکم : مامنتظر شماییم

 الله یُعطیک العافیة : خداسلامتی به تو بدهد

  کیف الاسرة؟، کیف الأهل و الأصدقاء ؟ : خانواده خوب هستند، دوستان چطور ؟

   الله یخلّیک : خدا پشت و پناهت باشه

   أنا فی خدمتک :  من در خدمتم (معنی نوکرم ،«چاکرم» را هم میده)

   فی أمان الله و حِفظِهِ : در پناه خدا(خداحافظی)

   أخذتُ من وقتک کثیراً، أزعجتُکم، زاحمتُک: وقتتان را کرفتم،زحمت دادیم

   أنت غیر جادٍّ فی کلامک، تمزحُ : مزاح می کنی، شوخی می کنی؟، جدی نمیگی

   کل عامٍ و أنتم بخیر : صد سال به این سالها (در همه سال خوب و سالم باشید)

   أنت بخیر و سعادة: خوب و خوش باشید

   حیاک الله: زنده باشید

   تسلم: سلامت باشید

      صبّحکم الله بالخیر: صبح خوبی داشته باشی /صبح بخیر

   نحن فی منتهی السعادة: ما واقعاً خوشبختیم

     سنزورکم بعد قلیلٍ إن شاءالله : امیدوارم دوباره همدیگر را خواهیم دید

      صافحنی : بامن دست داد،مصافحه کرد

   ربنا یعوض علیک : خدا به تو عوض دهد

      أفادک الله : خداوند تو را مؤید بدارد

     لا علیه أُهدیکم: قابلی ندارد، خواهش می کنم

      لاتحزن، لاتقلق : نگران نباش

    هنیئاً لک : خوشا به حالت

         و لکم جزیل الشکر: با نهایت سپاس

   حضرة الفاضلة (المحترمة): سرکار خانم


  ایام هفته

 هفته  /  الأسبوع
 دوشنبه   - الاثنین
 سه شنبه  - الثلاثاء
 چهارشنبه  - الأربعاء
 پنج شنبه  -  الخمیس
 جمعه   - الجمعه
 شنبه  - السبت
 یکشنبه   - الأحد

اعداد  فارسی - عربی
0   صفر -         صفر   
1   یک -         واحد   
2   دو  -        اثنان   
3   سه -      ثلاثة   
4   چهار -    أربعة   
5   پنج -      خمسة   
6   شش -  ستة   
7   هفت -  سبعة   
8   هشت -  ثمانية   
9   نه نفر - تسعة   
10   ده   -    عشرة   
11 &n

نویسنده : admin
بازدید [ 32 ]

رسوایی جنسی در توالت پارلمان ایتالیا

۲آقای نماینده«همجنس باز»درتوالت پارلمان باهم معاشقه داشتند!

یک رسانه ایتالیایی مدعی شده دو نماینده پارلمان این کشور در توالت پارلمان با یکدیگر رابطه جنسی داشته اند.

به گزارش  سی ان ان ترک، " رومانا لیوزو" خبرنگار رسانه ایتالیایی" Il Giornale" این رسوایی جنسی را افشا کرده اما اسامی نمایندگان را هنوز اعلام نکرده است.

بنا به ادعای این خبرنگار، صحنه ارتباط این دو نماینده مرد پارلمان ایتالیا هنگام رابطه جنسی در توالت پارلمان با دوربین تلفن همراه ضبط شده است.

«فرانکو بچیش» مدیر روزنامه ایتالیایی" ال تمپو" ایتالیا گفت:: این دو نماینده مرد قد بلند و خوش تیپ هستند.

یکی از این دونماینده عضو حزب " جنبش ۵ ستاره" و دیگری عضو حزب« لگا نورد» یک حزب محلی حامی فدرالیسم در ایتالیا  هستند.۹دسامبر۲۰۱۸(۱۹ آذر ۱۳۹۷)

رسوایی جنسی در توالت پارلمان ایتالیا

۲آقای نماینده«همجنس باز»درتوالت پارلمان باهم معاشقه داشتند!

یک رسانه ایتالیایی مدعی شده دو نماینده پارلمان این کشور در توالت پارلمان با یکدیگر رابطه جنسی داشته اند.

به گزارش  سی ان ان ترک، " رومانا لیوزو" خبرنگار رسانه ایتالیایی" Il Giornale" این رسوایی جنسی را افشا کرده اما اسامی نمایندگان را هنوز اعلام نکرده است.

بنا به ادعای این خبرنگار، صحنه ارتباط این دو نماینده مرد پارلمان ایتالیا هنگام رابطه جنسی در توالت پارلمان با دوربین تلفن همراه ضبط شده است.

«فرانکو بچیش» مدیر روزنامه ایتالیایی" ال تمپو" ایتالیا گفت:: این دو نماینده مرد قد بلند و خوش تیپ هستند.

یکی از این دونماینده عضو حزب " جنبش ۵ ستاره" و دیگری عضو حزب« لگا نورد» یک حزب محلی حامی فدرالیسم در ایتالیا  هستند.۹دسامبر۲۰۱۸(۱۹ آذر ۱۳۹۷)

نویسنده : admin
بازدید [ 54 ]

« زن برج ساز»برای رسیدن به ارثیه پول دادتا«پدرش رابکُشند»

«خانم مهندس برج ساز» بخاطر تصاحب ثروت پدرش به راننده اش مأموریت+پول داد تاپدررابقتل برساند!

توضیح مدیرتیت سایت-پیراسته فر:خلاصه ماجرا «مهدس فرانک »که درکاربسازوبفروش افتاده بود ساختمانهای زیادی ساخته بود وحسابی کارش گرفته بودوثروت زیادی ازاین راه بدست آورده بود،پولهای حرام برایش لذتبخش شد،وقتی متوجه شد که فامیل برای رفاه حال پدردراین سنین تنهایی، قصدزن دادنش رادارند،احساس کردکه دراینصورت حال پدربهترخواهدشد ومرگش بطول خواهدکشید،نقشه ای کشید،که زودتر اموالش راتصاحب کند،وی به راننده اش پیشنهادوسوسه انگیزی کرد با حق الزحمه بالا

خانم مهندس به راننده مُفلسش گفت «اگربتوانی پدرم را بکُشی» چندمیلیون تومان بهت خواهم داد!

راننده هم برادرش را به معاونت استخدام کرد و۲نفری باکلیدی که رئیس داده بود به سراغ پدر رئیس رفتند ومأموریت را باموفقیت به انجام رساندند،حتی موفق تراز مأموران بن سلمان درقتل خاشقچی!

واما بعدازمدتی دچار عذاب وجدان شدند وبرای درمان افسردگی وراه حل خودکُشی به دام یک شروردیگری افتادند،باهمدستی هم بجای خودکُشی بفکرتفریحات بیشتری برآمدند.

راهنمای شرور نقش پلیس آگاهی رابازی کرد وقاتل  را طعمه قرارداد تا از خانم مهندس برج ساز«باج»بگیرند بابت حق السکوت،آنها سرقبرپیرمرد مقتول فیلمی گرفتند که حواس دخترآمرقتل باشه که درخواست هارا بی پاسخ نگذارد.

اقسرآگاهی قلابی وقاتل درچندمرحله ۳ میلیارد تومان  تیغ زدند واما دیدند هرچی بگوییم خانم مهندس «نه» نمی گوید،به نرخ شان افزودند.

خانم مهندس  دیدجنازه پدر اینقدرنمی ارزد! بجرم اخاذی برای افسرآگاهی شکایت کرد که ازموقعیت سازمانیش سوء استفاده کرده واماغافل ازاینکه این آقا افسرآگاهی نیست ومهمترازهمه رازش افشاء می شود..وشد،حالا هم قاتلین وهم آمر«خانم مهندس برج ساز»بخاک سیاه نشستند.....

اصل ماجراراازصفحه حوادث روزنامه ایران بخوانید:

زن برج ساز که با همدستی راننده‌اش سناریوی قتل پدرش را اجرا کرده بود برای پنهان ماندن این جنایت ۳ میلیارد تومان باج داد اما سرانجام راز این قتل با اشتباه خودش فاش شد.

تابستان سال  ۱۳۹۴ جسد مرد برج‌سازی در خانه‌اش پیدا شد. دختر این مرد ۷۰ ساله پس از چند روز برای ملاقات با پدرش به خانه او رفته بود که با جسدش مواجه شد. از آنجایی که هیچ شکایتی در رابطه با مرگ پیرمرد صورت نگرفته و علائمی نیز از وقوع جنایت در صحنه به‌دست نیامده بود پرونده‌ای در این رابطه تشکیل نشد.

رازقتل چگونه برملاشد؟

باگزارش یک اخاذی
با گذشت ۳ سال از این ماجرا دختر این مرد (خانم برج ساز )به دادسرای امور جنایی تهران رفت و از یک مأمور قلابی به اتهام اخاذی شکایت کرد.

زن جوان -شاکی-گفت: من برج ساز هستم و وضع مالی خوبی دارم. چند وقت قبل مرد میانسالی به سراغم آمد و خود را سرهنگ هاشمی افسر آگاهی معرفی کرد. او-افسرآگاهی- ادعا کرد که  من میدانم توپدرت را کشته‌ای وتوقصاص می شوی واما برای اینکه راز این جنایت برملا نشود از من درخواست پول کرد. به من میتوانم با صحنه‌سازی برایت پرونده‌ای درست کنم که تو اعدام  نشوی وبرایت برایت صادر شود وبرای این کاربایدهزینه کنید.

از حرف‌های مرد میانسال بشدت ترسیدم و در این مدت حدود سه میلیارد تومان به او باج دادم. اما باج خواهی‌های او تمامی نداشت دیگر خسته شده‌ام و می‌خواهم از او شکایت کنم.


دستگیری سرهنگ آگاهی  قلابی


با شکایت زن ثروتمند، تحقیقات به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسرای امور جنایی تهران آغاز و بلافاصله سرهنگ هاشمی بازداشت شد. سرهنگ قلابی که همه مدارک را علیه خود می‌دید لب به اعتراف گشود و راز جنایتی سه ساله را برملا کرد.او گفت: در قهوه خانه با مرد ۴۵ ساله‌ای به‌ نام بهرام آشنا شدم، او خیلی افسرده بود و راز عجیبی را برایم برملا کرد. وی راننده یک زن برج ساز به‌نام فرانک بود که به دستور وی پدر فرانک را که مردی ثروتمند بود با همدستی برادرش و در ازای دریافت مبلغی هنگفت به قتل رسانده بود. اما با گذشت چند سال از جنایت دچار عذاب وجدان شده و تصمیم گرفته بود خودش را بکشد. آن‌طور که بهرام می‌گفت قصد داشت همان روز به زندگی‌اش پایان دهد.

سرهنگ قلابی ادامه داد: با صحبت هایم بهرام را از کاری که می‌خواست انجام دهد منصرف کردم و در عوض پیشنهادی به او دادم. به او گفتم به خاطر این همه عذاب وجدان و جنایتی که مرتکب شده باید فرانک به او پول بیشتری بدهد.

 برای همین من نقشه‌ای طراحی کردم. با بهرام به بهشت زهرا و به سر قبر پدر فرانک رفتیم. در آنجا من از بهرام فیلم گرفتم و او در فیلم گفت که به خاطر این جنایت عذاب وجدان گرفته و می‌خواهد خودکشی کند و اگر پولی را که می‌خواهد، ندهید این فیلم را در فضای مجازی منتشر می‌کند تا راز این قتل برملا شود.

بعد از گرفتن این فیلم، آن را برای فرانک فرستادیم و در این مدت هم چندین میلیارد از او اخاذی کردیم. اما هر بار طمع ما بیشتر می‌شد و فرانک هم که از این باج خواهی‌ها خسته شده بود از من شکایت کرد.

او -فرانک-هرگز تصور نمی‌کرد که من بعد از این دستگیری راز قتل را برملا کنم ولی من که دستم را رو شده می‌دیدم واقعیت را گفتم.


دستگیری عاملان جنایت
صحبت‌های سرهنگ قلابی و افشای راز جنایت باعث شد تا به دستور بازپرس رضوانی، بهرام و برادرش دستگیر شوند. بهرام که از دستگیری سرهنگ قلابی و برملا شدن قتل سه سال قبل با خبر شده بود به جنایت اعتراف کرد.
راننده گفت: سال  ۱۳۸۶ ساکن یکی از شهرهای شمال غربی کشور بودم. همان سال همسرم دو بچه‌ام را به قتل رساند. یکی از آنها را با افشانه خفه کرد و دیگری را هم هل داد و با ضربه‌ای به سر کشت. همسرم بازداشت شد و بعد از آن من راهی تهران شدم.

بعد از مدتی کارگری  درسرساختمانهای خانم مهندس(فرانک) باهم آشنا شدیم. او دنبال راننده بود و من هم که دست فرمان خوبی داشتم به استخدامش در آمدم.

سال  ۱۳۹۴ فرانک پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ای به من داد و باعث شد که دستم به خون آغشته شود.

مادر فرانک فوت کرده بود و عمه‌های او می‌خواستند برای پدرش به خواستگاری بروند
 فرانک که می‌ترسید ثروت پدر با ورود نامادری از دستش برود نقشه قتل او را طراحی کرد.

 

نقشه قتل پدر رادخترکشید

طبق نقشه‌ای که کشیده بود من و برادرم وارد خانه پیرمرد شدیم و او را خفه کردیم. طبق نقشه فرانک، پیرمرد را روی صندلی نشاندیم و آلبوم خانوادگی را مقابلش باز کردیم و صفحه‌ای را قرار دادیم که عکس مادر فرانک بود. با این تصور که او از دوری همسرش سکته کرده و بعد از خانه خارج شدیم.

گواهی فوت چگونه صادرشد؟

 

چند روز بعد هم فرانک به بهانه سر زدن به پدرش به خانه رفت و مرگ پدرش را اعلام کرد. از آنجایی که از زمان مرگ چند روزی گذشته بود و جسد دچار فساد نعشی شده بود هیچ پزشکی جواز دفن برای او صادر نکرد.

دکترها می‌ گفتند بدون کالبدشکافی نمی‌توانند علت مرگ را بگویند.

فرانک هم با برادرش که پزشک متخصص در فرانسه بود تماس گرفت و موضوع را سکته جلوه داد. برادر فرانک هم بی‌خبر از ماجرا با یکی از دوستانش تماس گرفت و از او خواست جوازدفنی برای پدرش صادر کند. پزشک عمومی هم بر حسب رفاقت با برادر فرانک گواهی فوت نوشت

 و جسد پدرش دفن شد. بعد از قتل هم فرانک  حق مأموریت ماراداد-به ما پول داد- اما بعد از آن عذاب وجدان به سراغم آمد و...
با اظهارات راننده میانسال، بازپرس جنایی دستور بازداشت فرانک را صادر کرد./ ۱۹ آذر ۱۳۹۷روزنامه ایران

نویسنده : admin
بازدید [ 136 ]