آمار کاربران

google plus

آمار

بسم الله الرحمن الرحیم

هر مشکلی یک راه حلی دارد
خلاصه سوابق :
عبدالکریم پیراسته فر با سابقه 20 سال فعالیت در امور مشاوره. فعالیت در مشاوره مدارس شاهد تهران ، شاهد رشت ،شاهد فومن ،دبیرستان شهدا(ویژه فرهنگیان) ناحیه 2 رشت ،مدارس صومعه سرا ورشت و....
مرکز مشاوره هلال احمر رشت .
راهنمای سایت:
اگر می خواهید مشکل خود را با مدیر سایت در میان بگذارید می توانید به صورت عمومی در تالار گفتمان / به صورت خصوصی به وسیله پیغام خصوصی در تنظیمات کاربری ، در میان بگذارید و پاسخ را در کمتر از 1 هفته در همان مکان ببینید.
قابل توجه می باشد که برای استفاده از امکانات باید عضو سایت باشید.
رایگان


برای دیدن مقالات دیگر سایت(زبان بدن/گیاه گوشت خوار/دیوانه ترین دانشمندان/آموزش دم و بازدم/ساعت بیولوژکی/قنوت فارسی نماز/دانای علی رشت+عکس/جدول وزنی BMI)/اخباردانشگاهی وکنکوری و..... به بخش تالار گفتمان(forums)مراجعه کنید.

جدول وزنی BMI

بسمه تعالی

جدول وزنیBMI

BMIارزیابی

یا شاخص توده بدن روش استاندارد طبی برای تشخیص چاقی, لاغری و وزن سلامت و به طور کلی وضعیت فرد از نظر تناسب اندام می باشد.

 از معیار های قد و وزن استفاده می شود. BMIبرای تعیین

وزن(بر حسب کیلوگرم)

-----------------------------=BMI

مجذور قد(برحسب متر)

مثلاً اگر وزنتان 76 کیلوگرم و قدتان 170 سانتی متر محاسبه به صورت زیر خواهد بود.

2/89=1/7x1/7

26=2/89÷76

حالا شما به راحتی نمره تناسب قد و وزن خود را اندازه گیری کنید.

اگر نمره ی شما کمتر از 17 باشد بسیار لاغر هستید،اگر بین نمره 17 تا 20 باشید بازهم لاغرید اما نه زیاد.

20 الی 25=وزن سلامت(وزن ایده آل)

25الی 30=اضافه وزن

30 الی 35=چاقی

35 به بالا=چاقی شدید

بر همین اساس جدولی تنظیم شده است که با به کار بردن قد و وزن خود می توانید وضعیت اندام خود را دریابید.

برای استفاده از این جدول محل تقاطع قد و وزن خود را پیدا کنید.عددی که در این محل قرار دارد همان BMI شماست.

سپس ببینید BMI شما در کدامیک از گروههای ذکر شده قرار دارد و از نظر تناسب اندام در چه وضعیتی قرار دارید.

 

86

83

81

79

77

74

72

70

68

65

63

61

59

56

54

51

50

47

45

قد/وزن

37

36

35

34

33

32

32

30

29

28

27

26

25

24

23

22

21

20

19

150

36

35

34

33

32

31

30

29

28

27

26

25

24

23

22

21

20

19

18

153

34

33

33

32

31

30

29

28

27

26

25

24

23

22

22

21

20

19

18

155

33

32

32

31

30

29

28

27

26

25

24

24

23

22

21

20

19

18

17

158

32

31

31

30

29

28

27

26

25

24

24

23

22

21

20

19

18

18

17

160

31

30

30

29

28

27

26

25

25

24

23

22

21

20

20

19

18

17

16

163

30

29

29

28

27

26

25

25

24

23

22

21

21

20

19

18

17

17

16

165

29

29

28

27

26

25

25

24

23

22

22

21

20

19

18

18

17

16

15

168

28

28

27

26

25

25

24

23

22

22

21

20

19

19

18

17

16

16

15

170

28

27

26

25

25

24

23

22

22

21

20

20

19

18

17

17

16

15

14

173

27

26

25

25

24

23

23

22

21

20

20

19

18

18

17

16

15

15

14

175

26

25

25

24

23

23

22

21

21

20

19

18

18

17

16

16

15

14

14

178

25

25

24

23

23

22

21

21

20

19

19

18

17

17

16

15

14

14

13

180

25

24

23

23

22

21

21

20

19

19

18

17

17

16

15

15

14

13

13

183

24

23

23

22

21

21

20

19

19

18

18

17

16

16

15

14

14

13

12

185

 

 

 

 

 

 

 

وبلاگ پیراسته فر

www.pirastefar.blogfa.com

ایا می توان در نماز های واجب(یومیه) قنوت را به زبان فارس


در قنوت می توان هر دعایی که متناسب با اوضاع و احوالمان است بخوانیم ؟



رساله نوین(امام خمینی) جلد یک



استفتائات مقام معظم رهبری _ایت الله خامنه ای



سؤال :ایا می توان در قنوت نماز به زبان فارسی دعا کرد؟(واجب و مستحبی)



جواب:مانع ندارد.



منبع :روز نامه اعتماد  1385/3/18                         



 



 

آخرين ارسال هاي تالارگفتمان

زندگینامه آیت الله بحر العلوم

سید محمد مهدی طباطبایی بروجردی

سید مرتضی طباطبائی بروجردی که از علماء و مراجع کربلا بود،دارای دوفرزند می باشد،یکی سید جواد که جد مرحوم آیة الله العظمی بروجردی است،ودیگری،سید محمد مهدی طباطباییبحر العلوم"هر دو از بزرگان فقهاء و علمای اسلامی می باشند.

 محمد مهدى، فرزند سید مرتضى طباطبایى بروجردى، از نوادگان امام حسن مجتبى (ع) صبحدم عید فطر در سال 1155 ه.ق (چهارشنبه , 24 بهمن 1121) درکربلامتولدشد 

 سید بحر العلوم از دوران کودکى موردتوجه مادرو پدرش  (سید مرتضى متوفاى 12044 ق) بوده ، پس از گذراندن دوره هاى علوم مقدماتى و سطح (فقه و اصول)، از آغاز بلوغ به درس خارج که  پدرش می رفت ( مقدمات نحو و صرف و ادبیات و منطق و فقه و اصول رادرمدت چهار سال آموخت) همچنین درس استاد کل، وحیدبهبهانی،و نیز درس شیخ یوسف بحرانی "صاحب حدائق "راه یافت و از محضر آن بزرگان استفاده شایانی برد و پس از پنج سال درس و بحث فشرده و عمیق و طی مرحله سطح،به درجه اجتهاد عالیه نائل آمد و هر سه استاد بزرگ اجتهاد او را تأییدکردند.

سید در سال 1186 ق. به قصد زیارت مرقد مطهر امام رضا (ع) و دیدار با علماى بزرگ ایران وارد مشهد مقدس شد و در مدت اقامت  شش ساله خود در آن شهر، علاوه بر دیدارهاى علمى با مردم و مباحثات با علما، در درس استاد میرزا مهدى اصفهانى خراسانى (1153 - 1218 ق) شرکت کرد و فلسفه، عقاید و کلام را از آن مرد بزرگ آموخت و بر اندوخته علمى خویش افزود.

پس از آن از کربلا به نجف مهاجرت کرد  هنوز سنش از 30 سال تجاوز نکرده بودمرجعیت جهان تشیع شد

بحر العلوم پس از وفات استادش وحید بهبهانی،رهبری و زعامت و مرجعیت شیعه شد

لقب"بحرالعلوم"را چه کسی به سیدمهدی داد؟

مورخین نقل کرده اند که سید مهدی به عنوان طلبه برای استفاده از محضر درس فیلسوف بزرگ،میرزا سید محمد مهدی اصفهانی به خراسان سفر کرد.مدت 6 سال در آنجا اقامت گزید و بالاترین بهره ها را ازاستاد خود گرفت.میرزا اصفهانی که از هوش سرشار شاگردش شگفت زده شده بود،روزی در اثنای درس خطاب به او گفت:«انما انت بحر العلوم »(براستی تو دریای دانشی)و از آن لحظه سید به این لقب مشهور شد 

سید بحرالعلوم در اواخر سال 1193ق، راهى حجاز شد. استقبال شایان مردم و شخصیت هاى محافل علمى از او موجب شد که به مدت دو سال در کنار خانه خدا اقامت ورزد و به درس و بحث بپردازد.

تسلط او به فقه اهل سنت و حسن معاشرت و سخاوتش او را چنان در میان ساکنان آن دیار به خصوص اهل علم، محبوب ساخت که هر روزه شمارى از مردم و دانشمندان به دیدنش مى رفتند و از وى کسب فیض مىى نمودند. شگفت آنکه پیروان هر کدام از مذاهب چنین مى پنداشتند که بحرالعلوم پاى بند به مذهب ایشان است. او تمام این مدت را با تقیه گذرانید و جلسه درس او در علم کلام طبق مذاهب چهارگانه دایر بودد و در اواخر توقف در مکه، مذهب خود را اعلان فرمود. وقتى خبر اظهار مذهب او به گوش ‍ پیروان مذاهب دیگر رسید از اطراف به دور او ریخته ، با وى به مناقشه پرداختند و او با دانش انبوه خود بر تمامى آنها برترى پیدا کرد و همه آنها را با دلیل هاى قوى و منطقى به سوى حقیقت اسلام مجذوب ساخت.

تعیین و تثبیت جایگاه اعمال حج و مرکزیت دادن به مواقیت احرام به طورى که از نظر شرعى صحیح واقع شود و همچنین اصلاح مواقف حج، یکى از گام هاى ارزشمند سید بحرالعلوم بود؛ زیرا این مکان هاى مقدس قبل از او چندان مشخص نبود .علاوه بر اینها، سنگ هاى فرش شده در حرم را که حجاج بر آن اقامه نماز مى کردند تعویض نمود و سنگ هاى معدنى را خارج کرد و سنگ هایى را که از نظر شیعه سجده بر آنها صحیح است، جایگزین نمود. از آثار معنوى حضور این مرد بزرگ در حجاز، شیعه شدن امام جمعه مکه در هشتاد سالگى است.

بحرالعلوم، شیخ جعفر کاشف الغطاء"شاگردش" را برای فتوی و پاسخ به احکام شرعی تعیین نمود. و همچنین آیة الله شیخ حسین نجفی را که از علمای مقدس و پارسای نجف اشرف بود،به عنوان امام جماعت در مهم ترین و مشخص ترین مسجد،«مسجدهندی »نصب نمود و شیخ شریف الدین محی الدین را برای قضاوت و حل و فصل دعاوی مردم گماشت و خود بار سنگین تدریس و مشکلات حوزه و اداره امور مردم رابر دوش گرفت.

قهر"تحریم"شاگردانش بخاطر ترک نمازشب

بحرالعلوم بر امور عبادى شاگردان خویش نیز فوق العاده اهتمام مى ورزید و در صورت غفلت و کوتاهى شاگردان از این مهم بسیار رنج مى برد یک بار براى چند روز تدریس را ترک فرمود: طلبه ها واسطه اى را نزد وى فرستادند تا علت تعطیلى درس را جویا شود بحرالعلوم در پاسخ او چنین فرموده بود: «در میان این جمعیت طلبه هرگز نشنیدم که در نصف شبها صداى تضرع و زارى و مناجات آنها بلند بشود با اینکه من غالب شبها در کوچهه هاى نجف راه مى روم چنین دانش پژوهانى شایسته نیستند تا براى ایشان درس ‍ بگویم» چون طلاب این سخن را شنیدند متحول شده شب ها به ناله و گریه در محضر الهى پرداختند وقتى این تحول اخلاقى در طلبه ها پدیدار شد آن جناب دوباره تدریس را شروع کردند.

رسیدگی به حال بینوایان

داستانهای بسیاری درباره دستگیری بحر العلوم از بینوایان و رسیدگی او به حال مستمندان نقل شده است.و برخی از نویسندگان دارند که شبها همانند جدش امیر المؤمنین(ع)کوله باری از مواد غذایی را بر دوش می گرفت و از تاریکی شب استفاده می کرد،در کوچه های نجف راه می افتاد و بر در خانه هر فقیر مستمندی که می رسید،مقداری از غذا و پول قرار می داد و همواره از حال مردم سؤال می کرد و به بینوایان رسیدگی کامل داشت.

توبیخ شاگرد،بخاطرغفلت ازهمسایه فقیر

نوشته اند شبی شاگرد برجسته اش سید محمد جواد عاملی(صاحب مفتاح الکرامه)را فرا خوانده،او را توبیخ و سرزنش نمود.مرحوم عاملی دلیل نگرانی استادش را پرسید،استاد در پاسخ گفت:یکی از برادران مسلمان که همسایه شما است، تهیدست است.او هر شب خرمای بد و ارزان قیمتی از بقال می گرفت و بچه های خود را با آن سیر می کرد.

امروز رفته است از بقال خرما بگیرد،بقال از دادن خرما امتناع ورزیده است،زیرا بدهکاریهای آن بیچاره زیاد شده بود و امشب او و بچه هایش بی شام مانده اند.سید جواد عاملی از آقای بحر العلوم معذرت خواهی می کند و از اینکه از حال او خبر نداشته است،پوزش می طلبد.

بحر العلوم در پاسخ او می گوید:معلوم است بی اطلاع بوده ای،چون اگر با علم به حال آن بیچاره شام می خوردی و به او اعتناء نمی کردی،کافر بودی،ولی آنچه مرانگران و ناراحت کرده است،این است که تو چرا از برادر مسلمانت خبر نداشته ای!؟

در هر حال سید،سینی بزرگی پر از غذا با مقداری پول به آقای عاملی داد و از اوخواست که به منزل آن برادر مؤمن برود و با هم شام بخورند و این پول را هم به اوبپردازد تا قرضهای خود را اداء کند،و خود همچنان منتظر ماند و شام تناول نکرد تااینکه آقای عاملی برگشت و به او خبر داد که غذا را با همسایه اش تناول کرده و پول راهم به او رسانده است،و جالب اینجاست که انعام بحر العلوم درست به اندازه قرضها ودیون آن مؤمن بوده  است.

ماجرای قلیان کشیدن بحرالعلوم وملاقات امام زمان

 آخوند ملا زین العابدین سلماسى از شاگردان و یاران نزدیک سید مى گوید: ایامى که در جوار خانه خدا نزد سید به خدمت مشغول بودم روزى اتفاق افتاد که در خانه چیزى نداشتیم. مطلب را به سید عرض کردم چیزى نفرمود. از عادات جناب بحرالعلوم این بود که صبح اول وقت طوافى دور کعبه مى کرد و به خانه مى آمد و به اتاقى که مخصوص خودش بود مى رفت. ما قلیان تنباکویى براى او مى بردیم آن را مى کشید و براى هر صنفى بر طریق مذهبش تدرس مى کرد.

امام زمان (عج)به ملاقات بحرالعلوم آمد وبرایش پول آورد

در آن روزى که از تنگدستى شکایت کردم چون از طواف برگشت طبق معمول هرروز ،قلیان را حاضر کردم که درهمین زمان ناگهان کسى در را کوبید، سید بحرالعلوم بشدت مضطرب شد و به من گفت: قلیان را بگیر و از اینجا بیرون ببر، آنگاه خود با شتاب به طرف در رفت و آن را باز کرد، شخص بزرگوارى در لباس عربى داخل شد و در اتاق سید نشست و سید در نهایت فروتنى و ادب دم در نشست. ساعتى نشستند و با یکدیگر سخن گفتند، آنگاه برخاست و در خانه را باز کرد و دست مهمان را بوسید او را بر ناقه اى که دم در خانه خوابانده بود سوار کرد. مهمان رفت و بحرالعلوم با رنگ دگرگون بازگشت و حواله اى به دست من داد و گفت: این حواله اى است براى مرد صرافى که در بازار صفا است، نزد او برو و هر چه بر او حواله شده بگیر. آن حواله را گرفتم و آن را نزد همان مرد که سید سفارش کرد براى آن مرد بردم. مرد چون حواله را گرفت به آن نظر نمود و آن را بوسید و گفت: برو چند باربر و کارگر بیاور. پس رفتم و چهار باربر آوردم به قدرى که آن چهار نفر قدرت حمل داشتند، پول آن زمان را برداشتند و به منزل آوردند. من فورى برگشتم نزد آن صراف که از حال او و نویسنده حواله جویا شوم که او چه کسى بود. وقتى رفتم نه صرافى را دیدم و نه مغازه اى را که دیده بودم از مغازه صراف پرس و جو کردم گفتند ما اصلا در اینجا دکان صرافى ندیده ایم.

کرامات سید بحرالعلوم از زبان آیت الله بهجت

 آیت الله العظمی بهجت می گوید : وقتی سید بحرالعلوم  در مکه اقامت داشته زندگی ایشان در آن جا اشرافی بوده؛ بیرونی با تشریفات و مخارج، ریاست و رفت و آمد و .... زمانی توسط صاحب مفتاح الکرامه(1)، مقداری غذا و چند اشرفی برای کسی می‌فرستد، او می گوید: در عمرم چنین غذایی نخورده بودم.

حواله سبدکالای امام زمان برای بحرالعلوم

روزی خادم سید(بحرالعلوم) به او گفت: خرجی تمام شده است. سید نامه‌ای به صورت برات و حواله به او داد و محلی را در پشت «صفا» آدرس داد که در بازارچه‌ی آن جا دکان تاجری است، برو از او بگیر.

خادم رفت و دید و حواله را به او داد، و آن تاجر نیز با احترام مقدار زیادی پول به خادم تقدیم کرد، و مانند گذشته مشغول هزینه کردن آن شد؛ ولی بعد از مدتی خادم به همان جا رفت تا تاجر و دکان او را پیدا کند، هرچه گشت اثری از آن محله و بازارچه و دکان‌ها در پشت «صفا» ندید، ولی پولی که از آن تاجر گرفته بود هم چنان باقی بود و آن را خرج می‌کردند.

1)فقیه بزرگ، محمد جواد بن محمد حسینی شقراوی عاملی نجفی، صاحب تالیفات فقهی بسیار، از جمله: مفتاح الکرامه فی شرح قواعد العلامه./منبع:کتاب در محضر حضرت آیت ا... العظمی بهجت – ص 19

***

قرائتی:توفيقى بود چند عاشورا كربلا بودم. روز عاشورا مردم كربلا عزادارى را زود تمام كرده و به استقبال هيئت طويريج  می‌روند.
من علماى زيادى را ديدم كه پابرهنه در اين هيئت شركت كرده و به سر و سينه می‌زدند؛ از جمله شهيد محراب آيت‏ اللّه مدنى. از ايشان پرسيدم: راز اين قصه چيست؟ گفتند: سيدبحرالعلوم كه از علماى بزرگ نجف بود، براى زيارت به كربلا آمده بودند. در مسير راه

حرم، به تماشاى هيئت عزاداراى طويريج می‌ايستد. ناگهان مردم می‌بينند سيد بحرالعلوم عبا و عمّامه را به كنارى گذارده و به داخل جمعيّت رفته و ياحسين! ياحسين می‌كند.

طلبه‌ها می‌روند آقا را از داخل جمعيّت نجات دهند تا زير دست و پا له نشود؛ امّا اجازه نمی‌‏دهد. بعد از عزادارى می‌بينند سيد در آستانه غش كردن است، علّت اين حركت را می‌پرسند؟ سيد مى‏گويند: همين كه مشغول تماشاى هيئت بودم، حضرت مهدى عليه‌السلام را ديدم كه با پاى برهنه و سرِ بدون عمامه، در ميان عزاداران به سر و سينه می‌زند؛ من شرم كردم كه تماشاچى باشم./منبع:حوزه نیوز 

میرزای قمی درباره بحرالعلوم

میرزاى قمى - نویسنده کتاب قوانین - مى گوید: من با علامه بحرالعلوم در درس آقا وحید بهبهانى هم مباحثه بودم. اغلب من براى او بحث را تقریر مى کردم تا اینکه به ایران آمدم و کم کم شهرت علمى سید بحرالعلوم به همه جا رسید و من تعجب مى کردم تا زمانى که خدا توفیق عنایت فرمود که براى زیارت عتبات موفق بشوم، وقتى به نجف اشرف وارد شدم سید را ملاقات کردم، مسئله اى عنوان شد دیدم سید بحرالعلوم دریاى مواج و عمیقى از دانش ها است پرسیدم: آقا ما که با هم بودیم شما این مرتبه را نداشتید و از من استفاده مى کردید حال شما را مانند دریا مى بینم، سید فرمود: میرزا این از اسرار است که به تو مى گویم تا من زنده ام به کسى نگو و کتمان بدار، من قبول کردم، آنگاه فرمود: چگونه این طور نباشم و حال آنکه آقایم (حجة بن الحسن عج ) مرا شبى در مسجد کوفه به سینه مبارک خود چسباند.

 کاشف الغطاء نیزدروصفش نکات نغزی دارد:همه فضایل و اخلاق شایسته را جمع کرده اى و در دنیا هیچ فضیلتى نیست، مگر این که از حضور تو صادر شده و تو داراى آن فضیلت هستى.

علامه وحید بهبهانى اوراباچنین القابی می ستاید: عزیزترین و گرامی ترین فرزندانم،پژوهشگر و محقق بزرگ،فرزند روحانی من، دانشمند مطلع و باهوش،عالم با تقوا،سید نجیب محمد مهدی..  این استاد در اواخر عمر خویش مردم را در مسائل و فتواهاى احتیاطى به سوى سید محمد مهدىراهنمایى مى کرد و او را مجتهدى جامع الشرایط مى دانست.

محقق خوانساری و سید حسین در اجازه ای که به او داده است،متذکر می شودکه ایشان مجتهد در فروع و  اصول و مقتدای خاص و عام و یگانه روزگار می باشد.

صاحب منتهی المقال می نویسد:«...رهبر دینی وارسته ای که دوران مانند اوسراغ ندارد،و شخصیتی که روزگار از آوردن نظیر او،عقیم مانده است.سید دانشمندان و عالمان،و ولی فاضلان،علامه دهر و یگانه عصر،کسی که اگر در معقول سخن گوید،می پندارم شیخ الرئیس ابو علی سینا است،و اگر در منقول بحث کند،بگویم این علامه ومحقق است که در فروع و اصول دریا آساست،و اگر در کلام مناظره کند،نخواهم گفت،جز اینکه او به خدا سید مرتضی(علم الهدی)است،و اگر قرآن را تفسیر کند و به اوگوش فرا دهم،حیرت زده خواهم گفت:گویا خدا قرآن را بر او نازل کرده است که این چنین از رموز و اسرار آن آگاه است.»

آوازخواندن بحرالعلوم بعدازمشاهده امام زمان

 میرزا حسین لاهیجى به نقل از شیخ زین العابدین سلماسى مى گوید: روزى بحرالعلوم وارد حرم مطهر امام على علیه السلام شد و سپس این شعر را زمزمه کرد:

چه خوش است صوت قرآن، زتو دلربا شنیدن/به رخت نظاره کردن، سخن خدا شنیدن

پس از آن، از بحرالعلوم سبب خواندن این شعر را پرسیدم فرمود: چون وارد حرم حضرت على (ع) شدم دیدم مولایم حجة بن الحسن (عج) در بالاى سر به آواز بلند قرآن تلاوت مى کند چون صداى آن بزرگوار را شنیدم این شعر را خواندم.

شاگردان بحرالعلوم

علماء و دانشمندان بسیاری از محضر درس ایشان استفاده کرده و به مقامات والائی رسیده اند که نام برخی از آنان را می آوریم:

1-شیخ جعفر کاشف الغطاء،بزرگ شخصیت برجسته جهان اسلام

2-سید محمد جواد عاملی،صاحب موسوعه بزرگ فقهی «مفتاح الکرامة »

3-شیخ محمد تقی اصفهانی،صاحب حاشیه بر معالم

4-شیخ احمد نراقی،صاحب «مستند الشیعة فی احکام الشریعة »

5-شیخ ابو علی حائری،مؤلف کتاب «منتهی المقال در علم رجال »

6-شیخ اسد الله تستری،نویسنده کتاب «المقابیس »در اصول

7-شیخ محمد علی زینی عاملی نجفی

8-سید میر علی طباطبائی،صاحب «الریاض »در فقه

9-مولی محمد شفیع استر آبادی

10-شیخ حسین نجف

11-شیخ شمس الدین بن جمال الدین بهبهانی

آثار و تألیفات

بحر العلوم دارای تالیفات ارزنده ای در علوم مختلفه می باشدازجمله:

1-مصابیح،کتابی ارزنده در فقه(در عبادات و معاملات)

2-الدرة النجفیة،منظومه ای در فقه،مشتمل بر دو هزار بیت شعر که چندین بار

تفسیر و شرح شده است.

3-مشکاة الهدایة،شاگردش مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء،به امر استاد بر آن شرحی نوشته است.

4-الفوائد الاصولیة

5-حاشیة علی طهارة شرائع المحقق الحلی

6-الفوائد الرجالیة پیرامون علم شامخ رجال

7-رسالة فی الفرق و الملل

8-تحفة الکلام فی تاریخ مکة و بیت الله الحرام

9-شرح باب الحقیقة و المجاز

10-قواعد احکام الشکوک

11-الدرة البهیة فی نظم بعض المسائل الاصولیة

12-دیوان شعری که دارای بیش از یک هزار بیت می باشد.

*نقل است که کاشف قبرمختارثقفی،بحرالعل.م بوده است،یعنی تامدتها قبرش پنهان بوده

وفات57سالگی

 سید بحرالعلوم که به علت بیمارى مدتى توان تدریس نداشت و در منزل به مطالعه و تألیف مشغول بود، سرانجام در روز 24 ذیحجه  سال 1212 ق.(خرداد 1177شمسی) قبرش در جنب مرقد شیخ طوسى، در نجف اشرفف  قراردارد.

***

ماجرای قصر دارالاماره کوفه-علت تخریب قصر

سال 61 هجری عبیدالله بن زیاد پس از شهادت امام حسین(ع) در کربلا دستور داد اهل بیت آن حضرت را به کوفه و قصر دارالاماره بیاورند و در آن جلسه سر بریده امام حسین (ع) را نزد خود قرار داد و با چوب دستی به سر مطهر حضرت جسارت کرد

*سال 66 هجری مختار ثقفی قیام کرد، عبیدالله بن زیاد را به هلاکت رساند بر تخت دارالاماره نشست و سر بریده ابن زیاد را بر او وارد کردند.
سال 67 هجری مصعب بن زبیر بر مختار پیروز شد و در حالی که مصعب بر تخت تکیه زده بود، سر مختار را برای او آوردند.
سال 72 هجری عبدالملک بن مروان به عراق حمله کرد و پس از پیروزی، در قصر دارالاماره بر تخت نشست و سر بریده مصعب را برای اوو آوردند. شخصی در حضور او گفت: ای امیر! من سرگذشت عجیبی از این قصر به خاطر دارم و وقایع آن را تعریف کرد،عبدالملک با شنیدن این قضیه بر خود لرزید و دستور داد قصر دارالاماره را خراب کنند.

نحوه پیدا شدن قبر مختار

پس از شهادت مختار ، شیعیان جسد  او مخفیانه در دیوار قصر الاماره نزدیک مسجد مدفون کردند، چون زمین مسجد پائین تر از دیگر زمینهای اطراف بود،هنگام باراندگی آبها به آنجاسرازیرمی شدند وبوی مشمئزکننده این آبها وفاضلابها وضعیت ناخوشایندی داشت تا اینکه آیت الله بحر العلوم دستورتعمیروتسطیع  زمین مسجدکوفه راداد

در هنگام تعمیرات وبازسازیها ،کارگران  قبر ی را درلای دیواردیدندکه بر آن قبر سنگی یافتند که بر آن اسم و لقب مختار نوشته شده بود.

توضیح  مدیریت سایت-پیراسته فر

یک آیت الله بحرالعلوم درگیلان"رشت"داریم که ازنوادگان بحرالعلوم است

 سید حسن موسوی فرزند سیدحسین در ۱۲ خرداد ۱۲۶۸ ش در رشت متولد شد. از آنجا که از نواگان آیت الله سیدمهدی بحرالعلوم بودند به «بحرالعلوم» معروف شدند. تحصیلاتش را ابتدا از مدرسه سپهسالار تهران شروع کرد و سپس به نجف اشرف نزد علمای رفت. پدرش «میرآقا» از علمای عصر مشروطه بود که از طرف آیت الله ملامحمد خمامی به نمایندگی اولین دوره مجلس شورای ملی برگزیده شده بود. میرآقا به نمایندگی از آیت الله شیخ فضل الله نوری و آیت الله ملامحمد خمامی به نجف رفته بود تا با مراجع نجف گفتگو کند. در راه بازگشت به رشت سید حسن که نوجوانی بیش نبود همراه پدر و برادر بزرش بود. مشروطه خواهان  میرآقا را در قزوین به جرم مشروعه خواهی گرفتند و او را به همراه پسر بزرگش سید جواد به شهادت رساندند،سیدحسن نوجوان جان بسلامت بدربرد.

DSC_0256

سیدحسن بعد از مدتی مجدداًبه نجف بازگشت و به تحصیل ادامه داد تا اینکه مجتهدی مسلم شد و اجازه نامه های متعددی در اجتهاد گرفت،وی در زمان اجرای طرح رضاشاه در مورد کشف حجاب به مخالفت با آن پرداخت که موجب بازداشت2هفته ای وی شد.

 بحرالعلوم اازمریدان امام خمینی بود. همزمان با نهضت امام خمینی در سال ۴۲،  به حمایت وی برخاست وبخاطرهمین مبارزات درچشم ساواک بود.

بعد از دستگیری امام  علمای گیلان نامه ای در مخالفت با دستگیری امام صادر می کنند. ۳۵ نفر از بزرگترین علمای شهرستانها پای این نامه را امضا کردند که اولین امضا متعلق به آیت الله بحرالعلوم و دومی متعلق به آیت الله ضیابری بود. زمانی هم که علمای زندانی شده خواستند نماینده ای برای مذاکره با شاه انتخاب کنند، این آیت الله بحرالعلوم بود که به نمایندگی علما انتخاب شد.

وی امام جماعت مسجد گلشن رشت بود .

بحرالعلوم بعد از یک دوره مریضی در ۲۱ شهریور ۱۳۵۶ ش مصادف با ماه رمضان ۱۳۹۷ ق رحلت کردند گه قبرش در مشهد است.

نویسنده : admin
بازدید [ 35 ]

نرجس خاتون کیست -داستان ازدواج امام حسن عسکری

خلاصه زندگی "ملیکا"

قبرنرجس خاتون(سمت راست)کنارضریح مشاهده می شود

این عکس ازطرف باب المرادگرفته شد"طرف زنانه"-که اگرازطرف باب الدخول "قسمت مردانه "درنظربگیریم-اولین  قبر"سمت راست"امام هادی است-قبروسطی امام حسن عسکری-وسومین قبر"سمت چپ"نرجس قاتون است/درردیف دوم تک قبر(حکیمه خاتون)استimg_0322

تاریخ تولد:                        240هجری قمری(ازدواج در15سالگی)

سال ورودبه سامرا:          253

سال ازدواج:                     254 تولدحضرت مهدی-1355

وفات :                              261(درتاریخ آمده که نرجس خاتون هنگام وفات شوهردرقیدحیات بوده است)

مدت عمر                          21سال

والدینازپدرومادرش اطلاع درستی دربین نیست وامااجدادش:

ملیکا-نوه قیصرروم"یشوعا"بودپدر حضرت نرجس و پسر قیصر روم آمده است.

 نرجس نوه یشوعا بن قیصر روم می باشد که از نسل شمعون وصی حضرت عیسی(ع است

جدّ مادري نرجس، شمعون است كه صفات حق‏ جويانه ی  وبزرگمنشی نرجس راازایشان دانسته اند 

dsc_1336

نرجسن درسال٢۵٣ به اسارت درآمد
درکتاب"الکامل‌ فی‌ التاریخ‌"ابن‌اثیر آمده‌: در جریان‌ جنگی‌ بسیار سخت که‌ در سال‌ ٢۵٣ بین سلیمان بن عمران الاذی و عنتره درگرفت و افراد زیادی کشته و اسیر شدند. در این جنگ، پیروزی با سلیمان بود و از بزرگان هم بیش از 100 نفر اسیر شدند. و برخی‌ از شاهزادگان‌ و بزرگان‌ در آن‌ به‌ اسارت‌ مسلمانان‌ در آمدند; نـرجس‌ به‌ جمع‌ اسیـران‌ پیوسته‌ و به‌عنوان‌ کنیز در معرض‌ فروش‌ قرار می‌گیرد.
اسارت نرجس خاتون درچه سالی بوده؟
حضور نرجس در خانة اهل بیت حداقل از سال 253ق. اثبات شده است، تولد امام زمان(ع) در سال 255ق  بوده است ، با تطبیق حوادث و رخدادهای دهة پنجاه و جنگ اعراب و روم، اسارت او به دست مسلمانان در همین سال‌ها بود.
در زمان حیات امام هادی وامام حسن عسکری (ع) جنگهای‌ بین‌ مسلمانان‌ و رومیها در کتب‌ تاریخی‌ اسلام‌ و غرب‌ ذکر شده‌ است‌ که‌ با توجه‌ به‌ آنها می‌توان‌ به‌ صحت‌ خـروج‌ بانو نـرجس‌ از روم‌ به‌ سوی‌ سامـرا پی‌ بـرد.از طرفی برای اثبات وجود جنگ میان رومیان ومسلمانان به راحتی میتوان از روی وقایعی که رخ میداده این ادعا را ثابت کرد
قلمرو بیزانس در زمان میخائیل سوم شبه جزیره بالکان ، ایتالیا، آسیاى صغیر و قسمتهائى از سوریه و مصر و لیبى بود.
بعد که با عربها درگیر شدند سوریه و مصر و لیبى را از آنها پس گرفتند، آسیاى صغیر و شبه جزیره بالکان براى آنها باقى ماند

احضار"امام هادی" ازمدینه به سامرادر سال 235

DSC_0150

ولادت  امام حسن عسکری(ع) در سال 232 قمری در مدینه  بود-یعنی امام عسکری3ساله بودکه به سامرا(همراه پدر)آمدند

 در کتب تاریخی معتبر،جنگ های گوناگون بین ایران و روم بیان شده است و از آن میان، می توان به حنگهایی اشاره کرد که امکان اسارت ملیکا نوه ی امپراتور روم در آن ها قابل پذیرش است. مسعودی درکتاب معتبر خود مروج الذهب می نویسد: امام هادی(ع)  در سال 235 قمری از سوی متوکل عباسی از مدینه به سامرا احضار گردید و بناچار درآن مکان درآن اقامت گزدید.

 نرجس نوه یشوعا بن قیصر روم می باشد که از نسل شمعون وصی حضرت عیسی(ع است.نرجس به صورت ناشناس با لشکریان پدرش، برای مداوای مجروحین جنگ، همراه شد و این جنگ در جنوب شرقی اروپا با مسلمین اتفاق افتاد. شاهزاده به اسارت گرفته شد ولی احدی مطّلع نشد که او دختر قیصر روم است

شيخ صدوق مي ‏نويسد: «نرجس در قصر قيصر روم شرقي، جد پدري خود، رشد كرد. ». منظور از قيصر در اين عبارت، همان قيصر است، با صفاتي كه گفته شد.

جدّ مادري نرجس، شمعون است كه برخي از صفات معنوي و روحاني و حق‏ جويانه ی نرجس، ارمغان اين بزرگ‏مرد مسيحیت است. حضرت ولي عصر علیه السلام پس از ظهور سخني دارد به بلنداي آفتاب و زيبايي مهتاب؛ مي ‏فرمايد:
«يا معشر الخلائق! … اَلا و من اراد ان ينظر الي عيسي و شمعون فها انَا ذا عيسي و شمعون … »
اي مردم … بدانيد اگر كسي بخواهد عيسي و شمعون را بنگرد همانا من عيسي و شمعون هستم.
حضرت با اين جمله جدّ مادري خويش را كه ريشه دوم اوست، معرفي نموده و با اين سخن نقش عظيم مادر را بيان مي‏ فرمايد.
شمعون صفا، فرزند حمون، جد مادري بانو نرجس است. او پس از عروج مسيح علیه السلام با يك انتصاب الهي، جانشين عیسی شد و به عنوان وصيّ حضرت مسيح در تاريخ شناخته شد. احاديث بسياري وجود دارد كه شباهت منصب ولايي حضرت علي علیه السلام و شمعون صفا را نمايانگر است و که به علت اختصار از ذكر آنها معذوريم.

در باره عظمت شمعون كتب تاريخي غرب مُهر سكوت را شكسته و مي‏ نويسند:
«در عيد نزول الواح موسي علیه السلام، پنجاه روز پس از احياي مسيح، شمعون الصّفا در بين جماعت مردم وعظ و خطابه كرد.»
در كتاب “اعمال رسولان” که لوقا آن را در احوال حواريون نگاشته است، آمده است: «در آن روز شمار پيروان مسيح به قريب ۳۰۰۰ نفر افزايش يافتند»
اين سخن ميزان تأثير كلام شمعون را مي ‏رساند و نشان از بزرگي او دارد.
پيامبر گرامي اسلام در باره شمعون مي‏ فرمايد:
«… آن هنگام كه اراده خدا بر غيبت عيسي قرار گرفت، بر او وحي شد كه نور و حكمت الهي و دانش كتابش را به شمعون بن‏ حمون صفا به وديعه گذارد و او را جانشين خود بر مؤمنين قرار دهد. عيسي نيز چنين كرد … »
گفتني است كه شمعون وصي حضرت عيسي است و يحيي وصي شمعون است و فرزندان شمعون قبل از شهادت يحيي توسط خودِ وی به وصايت منصوب شدند و در طول تاريخ درخشش فراواني داشتند.
شمعون صفا، به تصریح قرآن در سوره (يس) آيه ۱۴ سومين سفير حضرت عيسى (عليه السلام) به انطاكيه است.

در روم شرقی به امپراطور قیصر گفته نمی شده، بلکه در امپراطوری بیزانس، لقب قیصر را به ولیعهد پادشاهان اختصاص می دادند.  لقب قیصر را به پسر بعدی خود یا یکی از نزدیکان موثر خود اختصاص می دادند. حتّی گاهی لقب قیصر به پدر پادشاه نیز اطلاق شده است./منبع:مهدی ویکی پدیا

مأموریت حکیمه خاتون

بشر بن‌سلیمان‌ است‌ که‌ می‌گوید: وقتی‌ نرجس‌ را نزد مولایم‌ امام‌ علی‌ النقی‌ آوردم‌، ایشان‌ خادم‌ خود را به‌ نزد حکیمه‌ فرستاد و چون‌ حکیمه‌ وارد شد حضرت‌ به‌ او فرمود:
  ای‌ دختر رسول‌ خدا او را به‌ خانه‌ خود ببر و واجبات‌ و سنتها را به‌ وی‌ بیاموز که‌ او همسر ابومحمد و مادر قائم‌(ع‌) است‌.(1) 
 حضرت‌ زهرا(س‌). هم به خواب نرجس‌ واورا به ازدواج به دریه اش ترغیب می کند 
شباهت حاملگی مادرحضرت مهدی با 3مادردیگر
 بارداری  (نرجس‌) مثل‌ مادر موسی‌ است‌ که‌ تا هنگام‌ ولادت‌ اثری‌ از بارداری‌ او ظاهر نشده‌ و کسی از حال‌ او آگاه‌ نگردید.(2) 
زنانی که حاملگیشان ازدیگران مخفی بوده

مادر حضرت‌ ابراهیم‌(ع‌) و حضـرت‌ موسی‌(ع‌) و نجمه‌، مادر امام‌ رضا(ع‌)

نرجس خاتون از بارداری‌ خود اطلاع‌ داشتند ولی این رازرا ازدیگران مخفی نگه می داشت و بخاطراهمین است که  در زیارتنامه‌ خانم نرجس‌،صفت‌ "حافظ سر الله"آمده است . در زیارتنامه‌ می‌خوانیم‌: اشهد انک‌ ... و حفظت‌ سر الله و حملت‌ ولی‌ الله و بالغت‌ فی‌ حفظ حج الله; شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ تو ... و نگاه‌ داشتی‌ راز خدا را و ولی‌ خدا را حمل‌ کردی‌ و در نگهداری‌ حجت‌ خدا تلاش‌ کردی‌.
اشهد انک‌ احسنت‌ الکفال و ادیت‌ الامان و ...; شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ به‌ راستی‌ تو نیکو پرستاری‌ کردی‌ [از امام‌ زمان‌(ع‌)] و ادا کردی‌ امانت‌ راا و ...
پس‌ از تولد امام‌ زمان‌(ع‌) مدت‌ زیادی‌، امام‌ حسن‌ عسکـری‌(ع‌) در زندان‌ بودند و در نتیجه‌ تـربیت‌ و حفظ و سرپـرستی‌ فـرزند بـزرگوار ایشان‌‌ به‌ نــرجس‌، بعنوان مادربوده است.

"یشوعا""

از  امام صادق و امام رضا (ع) نقل است که گفته اند: حضرت نرجس خاتون هنوز به دنیا نیامده بود.
 نرجس خاتون هنگامی که مسیحی بوده است و چون اسلام بر او عرضه شد با جان دل پذیرفت و مسلمان خالص شد

مقام شفاعت نرجس خاتون 
از آیت‌الله حاج‌ شیخ‌ عبدالکریم‌ حائری‌ یزدی‌ نقل است:
آنگاه‌ که‌ در سامرا بودیم‌، بیماری‌ وبا و طاعون‌ شیوع‌ پیدا کرده‌ و هر روز عده‌ای‌ مبتلا شده‌ و می‌مردند. روزی‌ گروهی‌ از اهل‌ علم‌ در منـزل‌‌ مـرحوم‌ سید محمد فشارکی‌ بودند که‌ میـرزا محمد تقی‌ شیـرازی‌** به‌ مجلس‌ آنها وارد شدند. ایشان‌ در مقام‌ علمی‌، هم‌سطح‌ با مـرحوم‌ فشارکی‌ بودند. در آنجا صحبت‌ از وبا و طاعون‌ و خطرات‌ آنها شد میــرزای‌ شیــرازی‌ فــرمود: اگــر من‌ حکمی‌ کنم‌ آیا انجام‌ می‌شود؟ همه‌ گفتند: بلی‌.
فـرمود: من‌ حکم‌ می‌کنم‌ که‌ شیعیان‌ سامــرا از امــروز به‌ مدت‌ ١٠ روز زیارت‌ عاشورا بخوانند و ثواب‌ آن‌ را هدیه‌ به‌ روح‌ شریف‌‌ نــرجس‌خاتون‌، والده‌ ماجده‌ حضــرت‌ حج(ع‌)، نمایند و ایشان‌ را نــزد فــرزندش‌ شفیع‌ نمایند که‌ ایشان‌ شفاعت‌ امتش‌ را نزد خدا بکند، من‌ ضامن‌ می‌شوم‌ که‌ هر کس‌ چنین‌ کند مبتلا به‌ وبا و طاعون‌ نشود.
آیت‌الله حائری‌ یزدی‌ فرمود: شیعیان‌ مقیم‌ سامرا اطاعت‌ کرده‌ و زیارت‌ عاشورا را خوانده‌ و هدیه‌ به‌ نرجس‌خاتون‌ کردند. پس‌ از آن‌ تلف‌ شدن‌ شیعیان‌ متوقف‌ شد و همه‌ روزه‌ عده‌ای‌ از عامه‌ می‌مردند واین‌ مطلب‌ به‌ قدری‌ واضح‌ بود که‌ آنان‌ از خجالت‌، مردگان‌ خود را شبها دفن‌ می‌کردند.(3) 
با توجه‌ به‌ این‌ جریان‌ که‌ پسر بزرگوار آیت‌الله حائری‌ یزدی‌، موسس‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌، از پدر خویش‌ نقل‌ می‌کند، مقام‌ و عظمت‌ بانو نرجس‌ به‌ حدی‌ است‌ که‌ برای‌ توسل‌ به‌ امام‌ زمان‌(ع‌) از ناحیه‌ ایشان‌ بهتر می‌توان‌ وارد شده‌ و حاجتهای‌ دنیوی‌ و اخروی‌ را درخواست‌ کرد.

 اسارت نرجس خاتون :
عده ای به جریان اسارت نرجس خاتون به دیده تردید نگریسته 
مرجع فقید شیعه، مرحوم آیت‌الله میلانی پس از نقل گزارش نرجس‌خاتون به نکات ارزشمندی از متن گزارش اشاره نموده، می‌فرماید: 
برخی از دشمنان اهل بیت در این مسائل ابراز تردید می‌کنند و می‌گویند: در ایام ولادت حضرت بقیةالله(ع) در میان مسلمانان و مشرکان جنگی روی نداده است.سپس سبب تشکیک و تردید آنان را دو چیز بیان می‌فرماید:
1. بی‌خبری آنان از تاریخ؛
2. دشمنی آنان با حق و حقیقت. (4)
لازم به ذکر است که پس از تثبیت حکومت اسلامی و گسترش نفوذ فرهنگ اسلامی در کشورهای همسایه، جنگ و گریزهای بسیاریی بین روم شرقی و مسلمانان صورت گرفت که مورخان عرب و روم زوایای گوناگون آنها را ترسیم نموده‌اند. مسلمانان چند بار تا دروازه‌های قسطنطنیه پیش رفتند از طرف دیگر، روم نیز آرام نبود و دست به تجاوزات محدود و گاهی گسترده‌ای علیه مسلمانان می‌زد(5)
 محل تلاقی و تجمع اعراب و رومیان، منطقی سرسبز «بدرولیه» بود که رودخانة زلالی در آن جریان داشت(6)
جنگ‌های متعدد و گاه خونینی در سال‌های 239 ـ 253هـ.ق بین سپاه روم و اسلام گزارش شده است که همراه با اسیران و کشته‌هایی فراوانی بودده است. این جنگ‌ها در دوران حکمرانی متوکل (232 ـ 248هـ.ق)، منتصر (6 ماه)، مستعین (248 ـ 252هـ.ق) و معتز (252 ـ 255هـ.ق) به صورت پراکنده ادامه داشت.(7) در این دوره «میخائیل سوم» امپراطور روم شرقی بود(8)

اسارت نرجس خاتون درچه سالی بوده
حضور نرجس در خانة اهل بیت حداقل از سال 253ق. اثبات شده است، تولد امام زمان(ع) در سال 255ق  بوده است ، با تطبیق حوادث و رخدادهای دهة پنجاه و جنگ اعراب و روم، اسارت او به دست مسلمانان در همین سال‌ها بود.
در زمان حیات امام هادی وامام حسن عسکری (ع) جنگهای‌ بین‌ مسلمانان‌ و رومیها در کتب‌ تاریخی‌ اسلام‌ و غرب‌ ذکر شده‌ است‌ که‌ باا توجه‌ به‌ آنها می‌توان‌ به‌ صحت‌ خـروج‌ بانو نـرجس‌ از روم‌ به‌ سوی‌ سامـرا پی‌ بـرد.از طرفی برای اثبات وجود جنگ میان رومیان ومسلمانان به راحتی میتوان از روی وقایعی که رخ میداده این ادعا را ثابت کرد
قلمرو بیزانس در زمان میخائیل سوم شبه جزیره بالکان ، ایتالیا، آسیاى صغیر و قسمتهائى از سوریه و مصر و لیبى بود.
بعد که با عربها درگیر شدند سوریه و مصر و لیبى را از آنها پس گرفتند، آسیاى صغیر و شبه جزیره بالکان براى آنها باقى ماند(9)

1- در نتیجه‌ جنگهای‌ اعـراب‌ و روم‌ جـزیـره‌ کـرت که‌ از جـزایـر مدیتـرانه‌ است‌ و در جنوب‌ یونان‌ واقع‌ شده‌ و متعلق‌ به‌ آن‌ کشور است‌ به‌ تصـرف‌ مسلمانان‌ در آمد. در اواخـر سال‌ ٢١٢ هجـری‌ سپاه‌ اسلام‌ با ده‌ هـزار نیـروی‌ سپاهی‌ وارد این‌ جـزیـره‌ شده‌ و آن‌ را به صورت‌ پایگاهی‌ برای‌ حملات‌ خود به‌ جـزایـر دیگـر در آوردند و سپس‌ بـر جـزیـره‌ سیسیل‌ تسلط یافتند و در سال‌ ٨٢٩ مسلمانان‌ موفق‌ به‌ تسخیـر شهـر"آموریوم‌"که‌ مهد خاندان‌ سلطنتی‌ بود شدند. در -تاریخ‌ تمدن‌-ذکر شده‌ است‌ که‌ در سال‌ ٧١٨م‌ نیروی‌ دریایی‌ بیزانس‌، عربها را از قسطنطنیه‌ پس‌ راند و در سال‌ ٩۶١م‌ جزیره‌ کرت‌ را که‌ به‌ دست‌ عربها افتاده‌ بود تصرف‌ کرد.(10) 

2- از مجموع گزارشات تاریخی چنین به دست می‌آید که در سال 241هـ.ق رومی‌ها به عین‌زربه حمله و ساکنان آن جا را اسیر کردند. در همین سال، اسیران دو طرف مبادله شدند. در سال 241 الی 242 هـ.ق رومی‌ها به سرزمین‌های شمالی عراق حمله کردند و در «شمشاط»، «آمد» و «تفریق» 10 هزار تن از مسلمانان را اسیر کردند و بعد به سرزمین‌های روم بازگشتند. مسلمانان به تعقیب آنان پرداختند. امپراتور میخائیل سوم با دشواری فراوان خود را نجات داد. این حملة شدید، آغاز دوره‌ای از درگیری‌های طولانی میان دو طرف به حساب می‌آید. امیر عمر بن عبیدالله و امیر طرطوس در پاسخ به حملة رومی‌ها به شمال عراق، به سرزمین‌های روم حمله کردند. متوکل، خلیفة عباسی در سال 244 هـ.ق سپاهی را به سوی روم اعزام کرد. این سپاه دژهایی را که مهم‌ترین آنها دژ سمالو بود را فتح کرد.
اوضاع در مرزها همچنان ناآرام بود و طرفین به حملاتی علیه یکدیگر دست می‌زدند؛ تا این که مسلمانان به فرماندهی عمر بن عبداللهه اقطع در سال 247 هـ.ق شکستی سهمگین بر امپراتور روم وارد کردند و در پی آن به داخل سرزمین‌های روم راه یافتند و ثغرا ارمیناک را خراب و سامسون را فتح کردند. ورود نیروهای اسلام به این بنادر، تهدید جدی بر ضد امپراتوری روم به حساب می‌آمد. امپراتور روم به این تجاوز واکنش نشان داد و سپاهی عظیم بالغ بر 50000 نفر جنگجو به فرماندهی بتروناس برای جنگ با مسلمانان ارسال کرد. دو سپاه در محلی به نام بوزون، بین دریاچه تاتا و رودخانة هالیس، با هم نبرد کردند. در این جنگ، عمر بن عبیدالله کشته شد. علی بن یحیی ارمنی در سال بعد در جنگی که برای انتقام گرفتن از قتل عمر رخ داده بود، کشته شد. کشته شدن این دو فرمانده، تأثیر بسیاری بر بیداری روحیة جهاد در مسلمانان داشت؛ به طوری که مردم بغداد و سامرا در مساجد و گذرگاه‌ها فریاد‌های جهاد و آماده‌باش سر دادند. 
پس از پیروزی رومی‌ها، مناطق مرزی دستخوش تغییرات بسیاری شد و مسلمانان توانستند دژهای دیگری را تصرف نمای د و به داخلل کبادوکیا در شرق رودخانه هالیس نفوذ کنند. این درگیری‌ها به صورت متناوب در سال‌های بعدی هم ادامه داشت.

3- در سال 248هـ.ق جنگ سختی بین مسلمانان و رومیان به وقوع پیوست. ابن اثیر دربارة حوادث این سال 
در این سال، «المنتصر» خلیفة عباسی لشکر عظیمی را که اکثر آنان از ترکان بودند، به سوی بلاد روم اعزام کرد. این جنگ برای خارجج کردن قوای روم از سرزمین‌های اسلامی که در سال223هـ.ق در جنگ عموریه به دست آورده‌ بودند، صورت گرفت.(11)
فازیلیف، مورخ مشهور روسی، می‌نویسد: در سال 248هـ.ق سردار مسلمانان با رومیان پیکار کرد. بسیاری از اشراف و بزرگان روم را اسیرر کرد.(12)

4- فازیلف روسی در کتاب تاریخ العرب و الروم (13) در طی حوادث سال 241 هجری میان مسلمانان به سرکردگی عمر بن عبدالله قطع و جعفر بن علی سائقه با قوای روم جنگی روی داد که شخص قیصر نیز در آن جنگ شرکت داشت. و از هر طرف جمع کثیری به قتل رسانیدند و بعد از آن به سوی ثغور جوریه حمله کردند و اموال و ناموس مردم را به غارت بردند. (14) وی همچنین مینویسد
: در سال 247 الی 248 بلکا جور سردار مسلمین با رومیان جنگید و طی آن بسیاری از اشراف روم اسیر شدند.(15) در این سال، درر جنگی دیگر، علی بن امِنی، یکی دیگر از فرمانده‌هان مسلمانان، به قتل رسید.

5- تاریخ‌نگارانی‌ مثل‌ ابن‌اثیر و طبری‌ از جنگهای‌ پراکنده‌ای‌ بین‌ اسلام‌ و روم‌ از سال‌ ٢۴٠ تا ٢۵٣ ه.ق‌ خبر می‌دهند که‌ در خلال‌ این‌ جنگها از هر دو طرف‌ عده‌ای‌ اسیر شده‌اند.(16)

 

نرجسن درسال٢۵٣ به اسارت درآمد
درکتاب"الکامل‌ فی‌ التاریخ‌"ابن‌اثیر آمده‌: در جریان‌ جنگی‌ بسیار سخت که‌ در سال‌ ٢۵٣ بین سلیمان بن عمران الاذی و عنتره درگرفت و افراد زیادی کشته و اسیر شدند. در این جنگ، پیروزی با سلیمان بود و از بزرگان هم بیش از 100 نفر اسیر شدند. و برخی‌ از شاهزادگان‌ و بزرگان‌ در آن‌ به‌ اسارت‌ مسلمانان‌ در آمدند; نـرجس‌ به‌ جمع‌ اسیـران‌ پیوسته‌ و به‌عنوان‌ کنیز در معرض‌ فروش‌ قرار می‌گیرد.(17) 

6- طبری دربارة حوادث سال 241هـ.ق می‌نویسد:
در این سال، رومی‌ها به «عین زربه» حمله کرده، همه ساکنانش را اسیر کردند و اموالشان را به غارت بردند
وی دربارة حوادث سال 242هـ.ق می‌نویسد:
در این سال، رومی‌ها به «شمشاط» (سرزمین‌های شمالی عراق) حمله کردند. آنان با هجوم به «شمشاط»، «آمد» و «تفریق»، 100000 تن از مسلمانان را اسیر کردند.
نیز دربارة حوادث سال 244هـ.ق می‌نویسد:
در این سال، متوکل بغارا از دمشق به جنگ روم فرستاد. وی در ماه ربیع الاخر با رومیان وارد جنگ شد و صلمه را فتح کرد.

7- مروج الذهب و تاریخ طبری (18)درباره ی جد نرجس خاتون معتقدند که او یا توفیل، پادشاه روم در زمان معتصم عباسی است که در زمان پادشاهی وی "عموریه" فتح شد، یا میخائیل بن توفیل (میخائیل سوم )بوده است که بنابر نقل عمر بن جریر طبری، در وقایع سال 223، جنگی بین او و معتصم واقع شد و تا سال 245 یعنی معاصر متوکل عباسی هنوز به عنوان امپراتور روم ذکر شده است وجنگهایی بین او ومسلمانان رخ میداده است . (19) 
این مطلب، هم تأییدی است بر ملیت ایشان و هم تأییدی بر وقوع جنگ در سالهای مورد اشاره.
8- کلینی در کتاب خود عنوان میکند پس از سال 242 جنگهای عمده ای بین عباسیان و رومیان وجود داشته (20)
احضار"امام هادی" ازمدینه به سامرادر سال 235
9- در کتب تاریخی معتبر،جنگ های گوناگون بین ایران و روم بیان شده است و از آن میان، می توان به حنگ هایی اشاره کرد که امکان اسارت ملیکا نوه ی امپراتور روم در آن ها قابل پذیرش است. مسعودی درکتاب معتبر خود مروج الذهب می نویسد: امام هادی(ع)  در سال 235 قمری از سوی متوکل عباسی از مدینه به سامرا احضار گردید و به طور اجباری درآن مکان اقامت گزید.

ولادت  امام حسن عسکری(ع) در سال 232 قمری در مدینه  بود و از همان سالها – چنان که در تواریخ  نوشته اند- جنگ های میان سپاه اسلام و روم شرقی یا شهر بیزانس(ترکیه فعلی) و روم غربی( ایتالیای امروزی) و متصرفات آن به وقوع پیوسته است؛ از جمله به طوری که در الکامل ابن اثیر و منابع دیگر تاریخی نوشته¬اند، در سال های 240، 244،248، 249 و 253 هجری، جنگ هایی بین قوای اسلام و روم شرقی درگرفته و در خلال آن ها اسیرانی از طرفین مبادله شده است. (21)

10- یاقوت می‌نویسد: 
در واقعة «یرموک» قیصر روم تا انطاکیه آمده بود که جنگ را از نزدیک رهبری کند. هنگامی که مطلع شد رومیان شکست خورده‌اند، انطاکیهه را به قصد قسطنطنیه ترک کرد.
قیصر به هنگام ترک انطاکیه خطاب به تپه‌های شام گفت: «ای شام! خداحافظ،‌ دیگر امید ندارم که به سوی تو بازگردم».(22) 

11- شکیب ارسلان در گزارش خود می‌نویسد:
به سال 244 ق. سپاه اسلام به فرماندهی عباس بن فضل از راه دریا با رومیان جنگیدند، چهل کشتی جنگی رومیان برای مقابله با سپاهه اسلام وارد معرکه شد. پیکار سختی درگرفت. رومیان شکست خوردند و مسلمانان ده کشتی را با سرنشینان آن‌ها از آنان به غنیمت بردند.
سپس عباس به جنگ «قیصر» رفت، در آنجا مردی را اسیر کرد. او نقطه‌ای از حصار شهر را به عباس نشان داد. 
عباس از همان نقطه به شهر رخنه کرد و وارد نبرد شد. مردم شهر درهای شهر را گشودند و تسلیم سپاه اسلامی شدند و غنایم فراوانیی نصیب مسلمانان گردید.
متعاقب آن پادشاه قسطنطنیه سیصد کشتی جنگی پر از سرباز به جنگ مسلمانان فرستاد، همین که به « سرقسوسه» رسیدند، عباسس با سپاهیانش به جنگ آن‌ها رفت و رومیان را شکست داد، و یکصد کشتی را از آن‌ها به غنیمت گرفت.(23)
هنگامی که "هرقل "پیشرفت سریع مسلمانان را مشاهده کرد خطاب به رومیان گفت: ای سپاه روم مطمئن باشید که مسلمانان بهه شهرهایی که فتح کرده‌اند بسنده نمی‌کنند، تا آخرین شهر شما را فتح کنند، زنان و کودکان شما را اسیر بگیرند و شاهزادگان شما را بردة خود سازند. بیایید از حریم خود و امپراتور خویش دفاع کنید.(24)

12- شیخ کامل سلیمان در یوم الخلاص مینویسد:

 مادر امام عصر، نرجس دختر یشوعا بن قیصر روم می باشد که از نسل شمعون وصی حضرت عیسی(ع است.نرجس به صورت ناشناس با لشکریان پدرش، برای مداوای مجروحین جنگ، همراه شد و این جنگ در جنوب شرقی اروپا با مسلمین اتفاق افتاد. شاهزاده به اسارت گرفته شد ولی احدی مطّلع نشد که او دختر قیصر روم است.(25)

سرداب غیبه-سامرا-حرم عسکریین

سال ازدواج امام حسن عسکری با نرجس خاتون
آیت الله میلانی در کتاب قادتنا نیز به همیم مورداشاره می کند: احتمال می رود این اسرا در سال 252 هجری به بغداد رسیده باشند وامام هادی(ع) شاهزاده " نرجس" را در همان سال یا سال بعد به عقد امام حسن عسکری(ع) درآورده باشد و امام زمان (عج) در سال 255 هجری متولد شده باشد(26)

مبادله اسراء:
1- در عاشورای 231ق. (برابر با سپتامبر 845 م.) اسیران جنگی میان مسلمانان و رومیان مبادله شد.
تعداد اسیران مسلمان را که در آن روز بازخرید کردند 4460 نفر نوشته‌اند.(27) و در این زمان بود که نواحی «آدانا» به دست مسلمانان فتحح شد(28)

2- مسعودی به هنگام بررسی مبادله و بازخرید اسرای جنگی در میان مسلمانان و رومیان می‌نویسد: 
سومین بازخرید اسیران در خلافت الواثق بالله درمحرم 231ق. بود، که امپراتور در آن زمان «میخاییل بن تئوفیل "بود، و سرپرست این بازخرید از طرف خلیفه، خاقان ـ غلام ترک خلیفه ـ بود. در این تاریخ 4362 نفر اسیر مسلمان در ظرف ده روز بازخرید شدند. (29)
چهارمین بازخرید اسیران در زمان متوکل، در شوال 241 ق. بود، و سرپرست این بازخرید از طرف خلیفه «شنیف» بود. در این تاریخ 22000 نفر اسیر بازخرید شدند.(30)

نویسنده : admin
بازدید [ 34 ]

تنبلی تخمدان چیست؟علت وعلائم ودرمان

یکی از بیماری هایی که زنان بسیاری از آن رنج می برند  تنبلی تخمدان است .این بیماری در صورتی که درمان نشود می تواند باعث مشکلات فراوان و در موارد حاد تر باعث ناباروری درخانم ها شود .به همین دلیل پیشنهاد می شود خانم ها به طور مرتب به متخصص زنان و زایمان مراجعه کنند و به طور منظم آزمایش های مربوطه را انجام دهند به خصوص ارتباط با متخصص زنان و زایمان در افرادی که مستعد این بیماری هستد باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد .در مطلب زیر درباره بیماری تنبلی تخمدان و علائم ان بیشتر آشنا می شویم.

در تخمدان زنان سلول های اولیه ایی وجود دارد که این سلول ها می توانند به تخمک تبدیل شوند و در حالتی که با اسپرم های وارد شده در رحم لقاح پیدا کنند جنین به وجود خواهد آمد .اما باید بدانید که در تنبلی تخمدان این فرآیند با مشکل روبه رو می شود که در ابتدا بهتر است درباره چگونگی ایجاد تخمک بیشتر بدانید

غده هیپوفیز با ارسال هورمونی به تخمدان دستور می دهد که تنها سلول های اولیه موجود در تخمدان را رشد بدهد و سپس سلول های درحال رشد با هورمون های استروژن و پروژسترون های تولید شده به رحم دستور می دهند که برای ورود تخمک  آماده باشند تا شاید یک بارداری رخ دهد و زمانی که رحم خود را برای یک بارداری احتمالی آماده می کند دیواره های رحم ضخیم تر می شوند .حال دوباره با ارسال هورمونی از غده هیپوفیز به تخمدان دستور داده می شود تا بزرگ ترین تخمک به رحم فرستاده شود حالا اگر در این زمان اسپرم به درون رحم فرستاده شده باشد منجر به ایجاد جنین شده و در غیر این صورت بعد از عادت ماهیانه  دوباره همین روند تکرار خواهد شد .سلول های قبلی با قاعدگی از بین می رود و تخمدان آغاز به رشد دادن سلول های جدید می کند و این روند تا دوره یائسگی هر خانمی ادامه خواهد داشت.

تنبلی تخمدان

تنبلی تخمدان

تنبلی تخمدان و به دنبال ان ناباروری مشکلی است که بسیاری از زنان از ان رنج می برند. برای درمان این مشکل بایستی از ریشه علت یابی کرد که به طور جامع و مفید در ادامه به همراه راههای درمان این مشکل را برایتان شرح می دهیم.

در تخمدان زنان سلولهای اولیه ای وجود دارد که که این سلول تبدیل به تخمک میشوند و  در صورت لقاح با اسپرم جنین بوجود خواهد آمد اما تخمک چگونه و چرا بوجود می آید

درون مغز هر انسانی غده ای با نام هیپوفیز وجود دارد و داستان تخمک از اینجا آغاز میگردد

اول هر دوره پریودی هیپوفیز دستور(هورمونی) با نام FSH را صادر میکند که به تخمدان دستور میدهد که چند سلول از سلول های اولیه ای را که فقط در تخمدان وجود دارد رشد بده و تخمدان  9 الی 10 تا از این سلولها را انتخاب میکند وشروع به رشد دادن آنها میکند این سلولهای در حال بزرگ شدن از خودشون دستوری (هورمون) با نامهای استروژن و پروژسترون تولید میکنند برای رحم که به رحم دستور میده که خودتو برای ورود تخمک و یک بارداری احتمالی آماده کن و رحم هم شروع به رشد کردن و آماده کردن خودش میکنه  و دیواره هاش رو بیشتر میسازه (با مویرگهای بسیار ظریف)

بین روزهای 12 تا 16 بعد از آخرین پریودی دوباره هیپوفیز یک دستور دیگه ( هورمون) با نام  LH میده که به تخمدان دستور میده بزرگترین و بهترین و آماده ترین سلول را برای تخمک شدن به رحم بفرست و فقط 1 سلول را و به بقیه سلولهایی که این ماه آماده کردی هم برای پشتیبانی از تخمک به ساختن هورمون پروژسترون ادامه بدهند تا اگر جنینی به وجود آمد بتونه به زندگی داخل رحمی اش ادامه بده اگر حاملگی صورت بگیره جنین به همون سلولهای پشتیبانی که پروژسترون تولید میکردند دستور ادامه تولید پروژسترون را میدهد واگر حاملگی نداشته باشیم هیپوفیز دوباره همون دستور FSH را میدهد

سلولهای قبلی تحلیل می روند و تخمدان دوباره شروع به رشد دادن سلولهای جدید میکند و هر ماه این داستان از زمان بلوغ تا یائسگی ادامه دارد

عوامل تنبلی تخمدان

از جمله دلایلی که باعث تداخل  میشه در این چرخه  (هیپوفیز- تخمدان- رحم)

چاقی (چربی بدن افراد چاق میتونه باعث زیاد شدن  هورمون استروژن و هورمون مردانه  بشود)

علت های ژنتیکی

استرس های روحی

مشکلات هورمون انسولین و دیابت

مشکلات و بیماریهای تیروئیدی

مشکلات غده فوق کلیوی

تومورهای مغزی

مشکلات وبیماریهای عفونی ومیکروبی لگن ورحم

بعضی داروها با پروژسترون ها و هورمون های

و خیلی دلایل شناخته شده و غیر شناخته شده دیگه میتونه باعث تداخل در عملکرد درست تخمدان بشه

علائم بیماری تنبلی تخمدان

اولین و مهمترین علامتی که میتونیم بفهمیم دچار مشکلات تخمدانی شدید نامنظم شدن پریودی ها( قاعدگی) است

از شایعترین مشکلات تخمدانی تنبلی تخمدان (PCO) یا سندرم تخمدان پلی کیستیک است

نامنظمی قاعدگی بصورت قطع قاعدگی - طولانی شدن قاعدگی- قاعدگی شدید و...

نازایی ( البته با درمان بهبود می یابد)

چاقی

افزایش هورمون های مردانه

جوش و آکنه

افزایش موهای صورت و ضخیم شدن موها

کاهش موهای پیشانی

چرب شدن پوست بدن

اکانتوزیس نیگریکانس  است یکی از علامتهایی که در سندرم پلی کیستیک تخمدان (تنبلی تخمدان) در افراد چاق مشاهده میگردد که بیشتر در قسمتهای گردن - زیر بغل - زیر پستان - کشاله ران است

در سونوگرافی کیست های متعدد یافت می شود  ولی سونوگرافی بهترین راه پیگیری بیماری هست و از طرفی وقتی سونوگرافی از راه واژینال باشه جواب دقیقتری از بررسی تخمدان را داریم اما در دختران باکره نمیتوان از اینن راه استفاده کرد و از طرفی چربی زیاد شکم درر برخی بیمارها و  بعضی دلایل دیگر میتواند در جواب سونوگرافیی اختلال ایجاد کند

ممکن است قند خون بالا باشد

در برسی آزمایشگاهی LH بالا است و FSH پایین است

میزان هورمون استروژن بالا است

در کم کاری تیروئید تنبلی تخمدان یا (PCO) دیده میشود

برخی داروها میتوانند در ایجاد بیماری موثر باشند

روش های درمان تنبلی تخمدان

روند درمان PCO حداقل 6 ماه تا 1 سال است و اثرات درمان حدود 1 سال بعد از شروع درمان  مشخص میشود

امابرای موهای زائد از لیزر استفاده کنند

افراد چاق باید وزن خود را کاهش دهند و کاهش وزن در روند درمان بسیار- بسیار زیاد موثر است

داروهای تنبلی تخمدان

سیپروترون کامپاند (دیان) diane شروع روز پنجم قاعدگی به مدت 21 روز هر شب 1 عدد مصرف شده وبعد از تمام شدن هربسته 7روز دارو نمی خورید و از روز 8 بسته بعدی را آغاز میکنید  و یا  LD  مصرف شود به هر حال جز اساسی درمان برای بهبودی مصرف داروهای پیشگیری از بارداری است برای تنظیم در مدت چرخه های قاعدگی

اسپیرونولاکتون  25 میلیگرم    به میزان 2 عدد قرص هر روز

متفورمین  500 میلیگرم   روزی 1 عدد  بهتر است  (این دارو در شرایطی که فرد   اضافه وزن دارد  و شواهدی دال بر بالا بودن قند خون  داریم  داده شود)

هر سه داروی بالا در حدود 1 سال درمان شما را به بهبودی می رسانند اما داروهای اصلی ورزش - کاهش استرس حال این استرس چه  خود را با پرخوری پدیدار کند وچه با بی اشتهایی فرقی نخواهد داشت چون شما راا متضرر خواهد کرد

داروهای دیگری نیز برای درمان وجود دارد که بر حسب علت بروز بیماری به فرد داده میشود مثل وقتی که متوجه شویم فرد دارای مشکلات تیروئیدی است و یا دارای مشکلات غددی باشد که فرد در این صورت حتما باید به یک پزشک متخصص غدد مراجعه کند و پیگیری کند

مصرف اسپیرونولاکتون همراه با سیپروترون کامپاند به همراه هم مشکلی ندارد به نظر برخی اساتید مصرف این دو موجب اثر بخشی  بهتر نیز میگردد  اما  بهتر است متفورمین را در ساعات دیگر وبه همراه یکی از وعده های غذایی میل شود. /منبع:سایت زنان

 

***

دكتر ابوطالب صارمي، فوق تخصص نازايي در گفتگو با «جام‌جم» مي‌گويد: گاهي دختران به دليل توليد نشدن محركه‌اي براي رشد تخمدان از سوي مغز، عادت ماهيانه نمي‌شوند كه به آن آمنوره مي‌گويند و عده‌اي ديگر با اين كه تخمدان دارند، ولي سلول‌هاي توليدمثل در آنها شكل نيافته و در نتيجه اوايل بلوغ يا پس از چند سال با قطع ناگهاني قاعدگي مواجه مي‌شوند كه به آن يائسگي زودرس گفته مي‌شود كه مي‌تواند به‌دليل ژنتيك، جراحي يا اشعه‌درماني باشد. به گفته وي اگر به تخمدان افرادي كه تحت درمان اشعه‌درماني هستند اهميت داده نشود، آنها رو به تنبلي مي‌روند و بعدها قطع عملكرد (توليد تخمك)‌ در آنها رخ مي‌دهد.

 تنبلي تخمدان به 2‌بخش تخمدان‌هاي پلي كيستيك و تخمدان‌هاي مولتي‌كيستيك تقسيم مي‌شود

در تخمدان‌هاي پلي‌كيستيك قاعدگي‌ها نامنظم و به صورت هر 2‌الي 3 ماه يك‌بار رخ مي‌دهد كه چاقي و رويش موهاي زائد نيز از علائم آن محسوب مي‌شود.

در اين بيماري كيست‌هاي متعدد ريز يك سانتي‌متري همچون گردنبند مرواريدي اطراف تخمدان را احاطه كرده‌اند.

طبق تحقيقات صورت گرفته در جوامع شرقي بخصوص در رنگين ‌ها (مثل ايراني، هندي و آريايي‌نژادها)‌ زمينه اين بيماري بيشتر از سفيد‌‌هاست، پس شانس اين افراد نيز در ابتلا به نازايي، سرطان رحم و پستان بالاست.

به گفته اين پزشك، دختران نيز دچار تخمدان‌هاي پلي كيستيك مي‌شوند و هرازگاهي خونريزي‌هاي غيرطبيعي آنها باعث مي‌شود با لخته‌هاي شديد خون مواجه شوند كه به پزشك مراجعه مي‌كنند و درر اين مواقع پزشك خونريزي را قطع و تنبلي را بظاهر تاا پس از ازدواج مخفي نگه‌مي‌دارد و وقتي بيمار خواهان فرزندد باشد، متخصص با تدابير در نظر گرفته شده از توليد كيست‌هاي ريز توسطط تخمدان ممانعت به عمل مي‌آورد و شرايط بزرگ شدن يك كيست كوچك در اطراف تخمدان (تاول)‌ را مهيا مي‌كند تا بيمار شرايطي همانند زن بالغ و سالمي كه در روزهاي 12 الي 14 قاعدگي يكي از اين تاول‌هاي بزرگش (كيست)‌ مي‌تركد و تخمك آزاد كرده و قاعده مي‌شود، داشته باشد تا شانس حاملگي بالا برود.

علل تخمدان‌هاي پلي كيستيك

دكتر صارمي درخصوص اين‌كه چرا تخمدان‌هاي پلي‌كيستيك به وجود مي‌آيند، مي‌گويد: در اين باره تئوري‌هاي فراواني وجود دارد،‌ ولي دليل صددرصدي وجود ندارد، اما مي‌توان ژنتيك، تغذيه و تاثير محيط را از دلايل آن برشمرد.

دكتر صارمي گفت:دير يا زود قاعده شدن دختران مي‌تواند يكي از علائم تنبلي تخمدان محسوب شود. اين پزشك فوق‌تخصص اذعان مي‌كند: اگر دختران هنگام قاعدگي اختلال خونريزي نداشته باشند، ‌ولي دائم در حال چاق شدن باشند مراجعه به پزشك غدد يا متخصص زنان ضرورت دارد،‌ چون يكي از دلايلي كه باعث ايجاد تخمدان‌هاي پلي‌كيستيك مي‌شود بيماري‌اي به نام مقاومت به انسولين است. در برخي به علت اين كه انسولين آنها فعال نيست، قند سوخته نمي‌شود و در نتيجه به چربي تبديل مي‌شود و چون قندي در خونشان نيست هميشه گرسنه‌اند.وي تصريح مي‌كند: اين چاقي‌ها مقاومت نسبت به انسولين خود را با تنبلي تخمدان نشان مي‌دهند. پس انجام آزمايش هورمون و تست قند خون ضرورت دارد.

دكتر صارمي با اذعان اين كه لكه‌بيني نيز مي‌تواند از علائم تنبلي تخمدان باشد، مي‌افزايد: گاهي لكه‌بيني‌ها مي‌تواند به دليل نقص توليد پروژسترون يا جسم زرد باشد كه پيش از قاعدگي رخ مي‌دهد و از مشكلات هورموني محسوب مي‌شود، ولي لكه‌بيني‌هاي پس از قاعدگي مي‌تواند بر اثر كمبود هورمون استروژن باشد كه پوليپ داخل رحم يا فيبروم را به همراه خواهد داشت.

***

تفاوت میان تنبلی تخمدان و تخمدان پلی‌کیستیک در چیست؟

 خانم دکتر شهرزاد زاده‌مدرس، متخصص زنان و زایمان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

 خانم دکتر! آیا بین تنبلی تخمدان و تخمدان پلی‌کیستیک تفاوتی وجود دارد؟
ما در پزشکی و در تخصص زنان و زایمان، اصطلاحی به نام تنبلی تخمدان نداریم
.

تنبلی تخمدان یک اصطلاح عامیانه است و در مورد افرادی به کار برده می‌شود که دچار عدم تخمک‌گذاری هستند یا تخمک‌گذاری‌های خوبی ندارند.
یک گروه عمده از این افراد هم مبتلایان به تخمدان پلی‌کیستیک یا PCO هستند. در واقع می‌توان گفت، تخمدانن پلی‌کیستیک اصطلاح ما وو تنبلی تخمدان اصطلاح عامیانه مردم است. تخمدان این افراد نمی‌تواند به دلیل وجود برخی عوامل، تحت تاثیر هورمون‌های FSH و LH طبیعی بدن قرار بگیرد و در نتیجه تخمک‌گذاری انجام نمی‌شود. یعنی هورمون‌های مترشحه این افراد از هیپوتالاموس، هیپوفیز و تخمدان، دچار اختلال است و در نتیجه عملکرد مناسبی هم ندارد.

 افرادی که به تخمدان پلی‌کیستیک مبتلا می‌شوند چه علائمی دارند؟
تخمدان‌ پلی‌کیستیک بیماری‌ای نیست که علائم خاصی داشته باشد. از نظر ما این مشکل یک نشانگان است یعنی مجموعه‌ای از علائم و نشانه‌ها. مهم‌ترین علامت در این افراد، افزایش سطح هورمون‌های مردانه است. یعنی هورمون‌هایی که علائم مردانه ایجاد می‌کنند.

رابطه پلی‌کیستیک با"پرمویی"

به همین دلیل افراد مبتلا به تخمدان‌ پلی‌کیستیک معمولا از پرمویی رنج می‌برند.

دومین علامت، اختلالات قاعدگی است که معمولا خود را به صورت قاعدگی‌هایی با فواصل طولانی و دیر به دیر نشان می‌دهد.

در کنار این علائم، علائمی هم وجود دارد که به مسایل سیستمیک بدن مربوط می‌شود.

این علائم اهمیت زیادی دارند بنابراین باید افراد مبتلا به تخمدان‌ پلی‌کیستیک را از لحاظ علائم زمینه‌ای نیز بررسی کنیم. مانند بیماری دیابت. این افراد مستعد دیابت و افزایش فشارخون هستند و از طرفی دچار چاقی‌های غیرمتقارن و به اصطلاح مردانه می‌شوند و... اما آنچه موجب مراجعه این افراد نزد متخصص زنان می‌شود، اختلالات قاعدگی و پس از ازدواج عدم بارداری به دلیل نقص در سیستم تنظیم‌کننده قاعدگی‌ است.

چه اتفاقی در تخمدان‌ می‌افتد که این کیست‌ها تشکیل می‌شوند؟
این مشکل به دلیل تغییراتی در ساخت‌وساز هورمون‌های داخل تخمدان و مسایل آنزیمی که سبب می‌شود میزان این هورمون‌ها بالا برود، رخ می‌دهد. همان‌طور که می‌دانید هر ماه 4، 5 عدد از فولیکول‌های داخلل تخمدان شروع به رشد کرده و به مرحله‌ای از رشدد می‌رسند که یکی از ‌آنها براساس گیرنده‌هایی کهه در سطح فولیکول وجود دارد انتخاب شده و به رشد خود ادامه می‌دهد. بنابراین رشد بقیه فولیکول‌ها متوقف می‌شوددر این مرحله هورمون استرادیول و استروژن که در بدن خانم‌ها ترشح می‌شوند باید به میزان خاصی برسند تا بتوانند سبب تخمک‌گذاری شوند.

ولی بنا به دلایلی به این حد نرسیده و مقدارشان از یک مقدار ثابت و مشخص افزایش نیافته و در یک خط مستقیم و طولانی‌مدت ادامه پیدا می‌کنند. در نتیجه تخمک‌گذاری انجام نمی‌شود و فولیکول رشد کرده همراه با مایعات داخل تخمدان به کیست تبدیل می‌شود.

 این چرخه نامنظم فقط به کیست‌های تخمدان منجر می‌شود یا عارضه دیگری هم بر قسمت‌های دیگر بدن دارد؟
از نظر طب تخصصی زنان، عارضه بالینی این اتفاق در خانم‌ها سبب رشد بی‌رویه مخاط رحمی می‌شود که می‌تواند در طولانی‌مدت باعث بروز سرطان رحم شود. بنابراین افراد مبتلا به تخمدان پلی‌کیستیک حتما باید زیرنظر متخصص زنان هم باشند.

شما در این زمینه چه اقدامی انجام می‌دهید؟
چنانچه این افراد نخواهند باردار شوند ما با هورمون درمانی سیکل‌های منقطع ایجاد می‌کنیم و اجازه تحریک مداوم مخاط رحم را به وسیله استروژن نمی‌دهیم
. زیرا افزایش هورمون استروژن در تخمدان‌ پلی‌کیستیک، مهم‌ترین عامل خطر برای سرطان رحم است. نکته جالب این است که با بالا رفتن سن، به‌عنوان نمونه بعد از سن 35 سالگی، قاعدگی رو به منظم شدن پیش می‌رود و سیکل تخمک‌گذاری بهتر انجام می‌شود. زیرا ذخیره تخمدانی و حتی تعداد فولیکول‌ها با بالا رفتن سن کم و مشکل این افراد به مرور کمتر می‌شود.

 آیا ارث هم در این زمینه نقشی دارد؟
بله، این نشانگان دارای زمینه‌ای ژنتیکی است و ژن آن شناخته شده بنابراین نمی‌توانیم این زمینه ارثی را از بین ببریم و می‌توانیم علائم را برحسب مشکل، درمان علامتی و به صورت مقطعی حل کنیم.

پس چون زمینه ارثی و ژنتیکی در میان است می‌تواند، مردان خانواده را هم درگیر ‌کند؟

بله، مردان خانواده هم در معرض ابتلا به مشکلات قلبی‌ - عروقی، طاسی‌های شدید زودرس، افزایش میزان ابتلا به دیابت، چاقی‌های مرکزی و شکم‌های بزرگ هستند. بنابراین توصیه می‌کنیم که مشکل در کل خانواده بررسی شود.

سایزکیست‌های طبیعی وغیرطبیعی؟

مقوله کیست تخمدان با کیست‌های متعدد تخمدان تفاوت دارد. کیست‌های تخمدان به دو دسته خوش‌خیم و بدخیم یا تومور سرطانی تقسیم‌بندی می‌شوند. در واقع فولیکول‌‌های در حال رشد، در خود مایعاتی جمع می‌کنند که باعث می‌شود اندازه آنها بزرگ‌تر از حد طبیعی شود.

زمانی که اندازه این کیست‌ها به بیشتر از 5/2 تا 3 سانتی‌متر برسد، به آن کیست تخمدان می‌گوییم ولی اگر اندازه کیست از این میزان کمتر باشد، طبیعی است.


حالا اگر از این میزان بزرگ‌تر شد جراحی‌اش می‌کنید؟
نه! ما حتی افرادی را داشته‌ایم که با کیست‌هایی به اندازه 18 سانتی‌متر و بیشتر مراجعه کرده‌اند اما بیش از 90 درصد آنها جراحی نشدند و با درمان‌های دارویی به کیست فرصت داده‌‌ایم تا جذب شود و از بین برود. اما کیست‌هایی را که باقی بمانند، مورد بررسی بیشتری قرار می‌دهیم. ما این ارزیابی را بر حسب سن انجام می‌دهیم. اگر خانمی در سن یائسگی کیست 3 تا 5 سانتی‌متری‌ داشت نباید به این راحتی از آن گذشت و باید اقدامات جدی‌تری برایش انجام داد. در هر حال، شرح حال بیمار، سن و علائمی که با آن مراجعه کرده برای ما مهم است.

***

اندازه طبیعی تخمدان وانذازه كيست تخمدان چقدراست؟ 

 اندازه تخمدان( قبل از یائسگی )5/1×5/3 و طی دو تا 5 سال اندازه کمتر می شود و به 5/0×7/0×5/1 سانتیمتر می‌رسد. 

کیست‌های فولیکولي شایع در خانم‌ها دیده می‌شود معمولا یک طرفه هستند و جدار نازک و سطح 8 تا 10 سانتیمتر دارند

کیست در هر سنی از دوران جنینی تا اواخر سنین رخ مي‌دهد ، تشخيص كيست به وسيله شرح حال، معاینه فیزیکی و سونوگرافی صورت مي‌پذيرد.

دكتر كريميعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي يزد : دو طرفه بودن کیست، وجود تغییرات سونوگرافی داخل کیست، افزايش ضخامت کیست، وجود مایع داخل شکم را از علائم بدخیمی کیست تخمدان دانست و افزود: کیست خوش خیم و ساده جداری نازک و یک طرفه دارد.

وی ادامه داد: توجه به سابقه خانوادگی سرطان پستان و تخمدان نکته مهم در برخورد با فردی است که دچار کیست شده می‌باشد به اين صورت كه اگر فردی سابقه خانوادگی داشته باشد توجه بیشتر در تشخیص به موقع بدخیم تخمدان در فرد وجود دارد.

دكتر كريمي خاطرنشان كرد: فردی که در اواسط سیکل قاعدگی به همراه کیست، درد دارد این کیست خوش خیم است و جای نگرانی نیست. 

 اگر فردی به طور ناگهانی به واسطه کیست تخمدان دچار درد ناگهانی و تهوع و استفراغ شود به نظر می رسد علت این درد ناگهانی پیچ خوردن تخمدان یا تغییرات میون در رحم یا پارگی کیست است.

 اگر فردی همراه با کیست درد و تب داشته باشد علت این تغییرات بیشتر التهاب و عفونت داخل گلخانه است و خود کیست به تنهایی سبب تب نمی‌شود.

این جراح و متخصص زنان ادامه داد: وضعیت خونریزي قاعدگی در فردی که دچار توده تخمدان است باید مورد توجه قرار گیرد چرا كه فردي كه قاعدگی اخیرش عقب افتاده و دچار توده تخمدان است به نظر می رسد علت این کیست حاملگی خارج از رحم است.

وی بيان كرد: شخصي كه دچار خونریزی بعد از یائسگی می‌شود دچار کیست تخمدان است و می‌توان به دلیل سرطان لوله رحم دچار کیست شده باشد كه خوشبختانه این علامت شایع نیست.

دکتر کریمی گفت: بعضی از سرطان‌های تخمدان با خونریزی غیر طبیعی قاعدگی همراه است و توجه به این علائم در تشخیص به موقع سرطان کمک می‌کند.

اين متخصص، جراح زنان و فلوشیپ انکولوژی زنان گفت: در صورتي كه فردی دچار علائم گوارشی به همراه کیست شود می‌تواند به دنبال آن سرطان تخمدان ایجاد شود اما معمولا علائم گوارش همراه با کیست نیست و معمولا التهاب روده یا دیورتیکولیت عامل ایجاد در این تغییرات است.

وی افزود: علائم ادراری هم به ندرت ممکن است با بدخيمی تخمدان دیده شود تا اینجا به نتیجه می رسیم کیست تخمدان علامت مشخصی ندارد.

این فلوشیپ انکولوژی زنان ادامه داد: اگر زنی دچار توده تخمدان است حتما پستان‌ها را مورد معاینه قرار دهد چرا كه تخمدان جزء محل شایع سرطان پستان است. به همین جهت توصیه می‌شود از سنین حدود 18 تا 20 سالگی سینه‌ها ماهانه بعد از اتمام خونریزی معاینه شود و هرگونه تغییری سریعا گزارش شود.

وی افزود: اندازه تخمدان در تشخیص کیست اهمیت دارد قبل از یائسگی 5/1×5/3 و طی دو تا 5 سال اندازه کمتر می شود و به 5/0×7/0×5/1 سانتیمتر می‌رسد.

وی تصریح کرد: خیلی از زنان با عدم تخمک گذاری دچار کیست ریز می‌شوند و این سندرم تخمدان یائسگی است به اين معنا كه غیر از تخمدان حاوی کیست ریز، علائم دیگر رشد مردانه، قاعدگی غیر طبیعی و چاقی و نازایی است.

وی خاطر نشان کرد: بزرگ شدن تخمدان و تغییر اندازه همراه با خونریزی غیر طبیعی علائم هشدار دهنده است و باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد. وی ادامه داد:

کیست‌های فولیکولي شایع در خانم‌ها دیده می‌شود معمولا یک طرفه هستند و جدار نازک و سطح 8 تا 10 سانتیمتر دارند.

دکتر کریمی بیان کرد: در سنین بعد از یائسگی هر نوع کیست تخمدان مهم است و باید بیشتر بررسی شود و در برخورد با کیست تخمدان بسته به سن و معاینه توسط پزشک و سونوگرافی تصمیم گیری می شود.

وی گفت: علائم ناشی از پارگی پیچ خوردن به بیمار هشدار داده می شود چرا که پیچ خوردن تخمدان باعث صدمه به تخمدان و از بین رفتن عملکرد می‌شود. 

این متخصص و جراح زنان در پایان متذكر شد: به رژیم غذایی در کیست باید توجه کرد و رژیمی که حاوی پروتئین و هیدرات و چربی کمتر که باعث کم شدن وزن می‌شود اهمیت داد.  

منبع:آبان ماه، ۱۳۹۰ ایسنا

***

داروهای تنبلی تخمدان

قرص کلومیفن یا لتروزول

 قرص اسپیرونولاکتون 25 میلی هر 12 ساعت یک عدد و قرص سیپرترون کامپاند تا شش ماه

افراد مبتلا به تنبلی تخمدان و کیست تخمدان معمولا دچار رشد بیش از حد موهای زاید یا هیرسوتیسم می باشند. درمان ترکیبی با دارو های کاهش دهنده سطح هورمون مردانه تستوسترون و لیزر بهترین نتیجه را می دهد.

درمان با قرص دوفاستون ده روز از روز 16 سیکل قاعدگی به مدت شش ماه خیلی مؤثراست.

می توانید همراه با قرص ضد بارداری ال دی، قرص اسپیرونولاکتون را نیز مصرف نمایید.

قرص متفورمین سبب تنظیم هورمونی  می شود اما نقشی در تنظیم پریود ندارد جهت تنظیم پریود بایستی علاوه بر متفورمین یا گلوکوفاژ از قرص دوفاستون از روز 16 سیکل به مدت 10 شب شبی یک عدد قرص 10 میلی گرمی تا شش سیکل استفاده نمایید تا قدرت باروری افزایش یابد

قرص مدروکسی پروژسترون فقط جهت تنظیم قاعدگی است

قرص اگنوگل (قطره ویتاگنوس)

من 6 سال منتظر نی نی بودم از دوا ودکتر خسته شده بودم ومن نه هزینه ونه شرایطش رو داشتم که یک روز دریکی ازسایتهاازخواص قرص اگنوگل " فطره ویتاگنوس "مطلع شدم و آن راتهیه کردم وخوردم وهیچ داروی دیگه ای نحوردم تا اینکه 2 ماه بعداتفاقی رفتم سونو تا از وضعیت تخمدانهایم باخبربشم که دکترگفت"حامله"ای..

خاطره یکی ازکاربران

دکتر محمدحسين صالحي سورمقي، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ايسنا منطقه علوم پزشکي تهران با اشاره به اين که قرص و قطره ويتاگنوس از گياه پنچ انگشت ساخته شده است، اظهار کرد: در سال‌هاي اخير با تحقيقات گسترده در مورد اين گياه که از قديم براي برطرف کردن اختلالات هورموني زنان به کار مي‌رفته است و در دو دهه اخير به نام «گياه زنان» شهرت يافته است در رفع عوارض قبل از قاعدگي، جلوگيري از پيشرفت فيبروم رحمي، جوش و چاقي‌هاي هورموني موثر بوده که در هر نوبت40 قطره همراه با آب و يا دو قرص در روز مصرف مي‌شود.

قرص گياهي «ويتاگنوس» تنطيم کننده اختلالات هورموني در زنان است   

دکتر صالحي با اشاره به اينکه قرص و قطره ويتاگنوس در حال حاضر در 50 شرکت دنيا اين داروي گياهي را مي‌سازند، گفت: متاسفانه در ايران بيشتر پزشکان و متخصصان از اين داروي گياهي آگاهي لازم را ندارند و داروهاي شيميايي را تجويز مي‌کنند.

اين عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران افزود: اين داروي گياهي برخلاف تصور بسياري از پزشکان و متخصصان به صورت يک فيتواستروژن عمل نمي ‏کند، بلکه توسط ترکيبات غيرهورموني عمل مي‌کند.
 اين متخصص فارماگنوزي يادآور شد: دانه اين گياه به صورت جوشانده و يا دم کرده هيچ گونه اثري در درمان بيماريي نخواهد داشت./منبع:پارسینهفروردين ۱۳۹۰

ویتاگنوس

ویتاگنوس (Vitex Agnus castus) گیاهی است که قرنهاست برای درمان انواع مختلفی از نشانه های مربوط به دوره باروری زنان مورد استفاده قرار گرفته است. این گیاه برای تقویت باروری، تنظیم قاعدگی و افزایش تولید شیر به کار می رود. بسیاری از گیاه شناسان معتقدند که این گیاه برای زنان یائسه باعث کاهش تکرار و شدت گر گرفتگی ها می شود.

غده هیپوفیز مسئول تنظیم آزادسازی هورمون هاست. عقیده بر این است که ویتاگنوس به عنوان محرک این غده عمل می کند. در دوره یائسگی زنان کاهش این هورمون ها را تجربه می کنند که منجر به تعریق شبانه، گر گرفتگی و دوره های قاعدگی نامنظم می شود. مطالهات نشان داده اند که مصرف روزانه ویتاگنوس برخی از این علائم را از بین می برد. برخی از گیاه شناسان معتقدند که ویتاگنوس بهترین درمان برای گرگرفتگی هاست که یکی از رایج ترین عوارض جانبی یائسگی است.

نشانگان پیش از قاعدگی PMS منجر به ورم مفاصل، افزایش وزن، کج خلقی و افسردگی می شود. این احتمالا به خاطر آزادسازی بیش از حد استروژن است. ویتاگنوس می تواند با کاهش این مقادیر باعث کاهش این نشانه ها شود. استفاده منظم از ویتاگنوس پس از قطع قرص های ضد بارداری باعث سیکل منظم و طبیعی قاعدگی می شود.

روزی 2 عدد قرص" ویتاگنوس" به مدت سه تا چهار ماه درمان خوبی برای لکه بینی است

نویسنده : admin
بازدید [ 44 ]

حضوراحمدی نژاددروزارت کشور-برای ثبت نام + ثبت نام بقایی-بهمراه مشایی

درادامه ماجرای ثبت نام احمدی نزادبرای مشایی راباحضوردروزارت کشور درپایان دولت هشت ساله اش(شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲)خواهیدخواند

محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور سابق، حمید بقایی معاون اجرایی‌ رئیس دولت دهم و اسفندیار رحیم مشایی صبح امروز (چهارشنبه 23 فروردین) در ستاد انتخابات کشور حضور یافتند.

در جریان این حضور، محمود احمدی‌نژاد و حمید بقایی داوطلب انتخابات ریاست‌جمهوری شدند.

احمدی‌نژاد پس از ثبت‌نام در انتخابات، در جمع خبرنگاران، گفت: حضور و ثبت‌نام من صرفا برای حمایت از بقایی است و به قول اخلاقی که دادم، پایبندم.

مطمئنا بنده با همه توانم در خدمت آقاي بقایی خواهم بود. به عنوان نوکر مردم وارد عرصه شدم. زندگی من و آقايان بقایی و مشایی فدای یک لحظه سرافرازی مردم ایران.
او تاکيد کرد: صرفا برای حمایت از آقاي بقایی آمده ام و بر سر قول اخلاقی ای که به رهبری دادم هستم.

بقایی سند روشن و پاکی دولت قبل است. با شکایت دولت، ایشان بازداشت شد و چند ماه در زندان بود، اما حتی یک ریال سوء استفاده و تخلف به اثبات نرسید. شدیدترین و سخت‌ترین رسیدگی‌های معمول برای ایشان اتفاق افتاد، همانطوری که ما یقین داشتیم و مطمئن بودیم و من اعلام کردم که تا آخر از پاکدستی ایشان دفاع می کنم.

رئیس جمهوری سابق گفت: بنده برای همه شناخته شده هستم. خوشبختانه بنده، آقای مشایی و بقایی جزء معدود کسانی هستیم که تمام زندگی ما توسط نهادهای گوناگون، رسانه های خارج، داخلی ها و خارجی ها و دستگاه های اطلاعاتی شخم زده شده است و ما پیش‌گام همه، زندگی‌مان را در معرض دید همه قرار داده ایم.

احمدي نژاد در واکنش به احتمال رد صلاحيت بقايي گفت: فکر مي کنيد چنين چيزي ممکني است؟! او تاييد مي شود.

احمدی نژادتاکيد کرد که بقایی هیچ رقیبی در انتخابات ندارد.

***

احمدی نژادبرای حمایت ازبقایی آمدولی خودش هم ثبت نام کرد

 در دومين روز ثبت نام نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري بقايي براي ثبت نام در انتخابات رياست جمهوري به همراه احمدي نژاد و مشايي وارد وزارت كشور شد.
 بقايي در انتخابات رياست جمهوري ثبت نام کرد.
پس از بقايي، احمدي نژاد  نيز در انتخابات ثبت نام کرد.
احمدي نژاد پس از ثبت نام گفت: رهبري به من توصيه کردند که در انتخابات کانديدا نشوم، ولي به معناي عدم مشارکت نيست.
وي افزود: بعضي‌ها ميگويند اين توصيه نهي کامل است اما آنچه رهبري گفتند يک توصيه است!
پيش از اين رهبر معظم انقلاب در جلسه اي، حضور وي در انتخابات را به صلاح ندانسته بودند و احمدي نژاد نيز طي بيانيه اي، اعلام کرده بود که از سخنان رهبر معظم انقلاب تبعيت کرده است!

توصيه مقام معظم رهبري به احمدي نژاد
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب (5 مهر 1395) در ابتداي درس خارج فقه، بيانات مهمي درباره موضوع توصيه به احمدي نژاد در مورد انتخابات سال 96 بيان کردند.
خب بله، يک نفري، يک آقايي آمده پيش من، من هم به ملاحظه‌ي صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ايشان گفتم که شما در فلان قضيه شرکت نکنيد. نگفتيم هم شرکت نکنيد، گفتيم صلاح نمي‌دانيم ما شما شرکت کنيد. اين را گفتيم. خب يک چيز عادي است. انسان بايستي آن چيزي را که مي‌بيند و مي‌فهمد و فکر مي‌کند که به نفع برادر مؤمن‌اش است بايد به او بگويد ديگر. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بيشتر از اغلب افراد آشنا هستيم. آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هايي که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند بيشتر و بهتر از ديگران مي‌شناسيم. با ملاحظه‌ي حال مخاطب و اوضاع کشور به يک آقايي انسان توصيه مي‌کند که آقا شما اگر توي اين مقوله وارد شديد اين دو قطبي در کشور ايجاد مي‌شود. دو قطبي در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمي‌دانم شما وارد بشويد. بله، اين چيز خيلي مهمي که نيست. اين يک چيز خيلي طبيعي است، خيلي ساده است. بله، ما اين توصيه را به يکي از آقايان، به يکي از برادران کرديم. خب حالا اين مايه‌ي اختلاف بشود بين برادران مؤمن، يکي بگويد فلاني گفته، يکي بگويد نگفته، يکي بگويد چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا اين هم پشت بلندگو. 

تبعيت احمدي نژاد از توصيه رهبري
احمدي نژاد در بيانيه کناره گيري خود گفته بود: آقا فرمودند مصلحت نيست، گفتم باشد، يک ثانيه هم طول نکشيد / برخي شعارها ابراز احساسات مردم بود، البته تذکر دادم اين ها را نگوييد/ رهبري فرمودند، خيال همه راحت شد / بخدا اگر يک در ده هزار ميليارد کانديداتوري در ذهنم بود، الان آن هم نيست / به نزديکانم توصيه مي کنم به انتخابات وارد نشوند/ مطمئن باشيد درباره برخي مسائل داخل صحبت خواهم کرد / سفرهاي استاني ام ادامه پيدا مي کند



چرا احمدي نژاد ثبت نام کرد؟
احمدي نژاد پس از ثبت نام گفت: رهبري به من توصيه کردند که در انتخابات کانديدا نشوم، ولي به معناي عدم مشارکت نيست.
وي افزود: بعضي‌ها ميگويند اين توصيه نهي کامل است اما آنچه رهبري گفتند يک توصيه است!
احمدي‌نژاد در پاسخ به سوال ايلنا مبني بر اينکه آيا با مقام معظم رهبري مشورت کرده‌ايدد و يا شرايط تغيير کرده که در انتخابات ثبت‌نام کرده‌ايد؟

 سکوت کرد و خنديد.
احمدی نژاد در پاسخ به اين سوال که شما در کنفرانس خبري‌تان گفتيد اگر شرايط تغيير کند، در انتخابات رياست جمهوري ثبت نام مي‌کنيد. آيا شرايط تغيير کرده است؟

 مشايي پاسخ داد وگفت: آيا به نظر شما شرايط تغيير کرده است؟
محمود احمدي نژاد روز چهارشنبه(23فروردین1396) که براي ثبت نام در ستاد انتخابات کشور حضوريافته بود، افزود: مقام معظم رهبري سفارش کردند که به عنوان کانديدا ثبت نام نکن. گرچه توصيه ايشان به معناي نهي نبود و توصيه بود. وي ادامه داد: توصيه ايشان مانع از حضور نبود و فشار گسترده اي از ناحيه اقشار مختلف مردم است که وارد انتخابات شوم اما من بهه قول اخلاقي که در انتخابات دادم، پايبندم.
رئيس دولت نهم و دهم(احمدی نژاد) خاطرنشان کرد: ثبت نام من براي حمايت از برادر عزيزم بقايي است و براي حمايت از ايشان ثبت نام کرده ام. بقايي مردي کارآزموده در دل انقلاب اسلامي، تربيت شده در دل انقلاب اسلامي، در دفاع از حقوق ملت سازش ناپذير و در خدمت به مردم جزو پيشگامان است.
احمدي نژاد اضافه کرد: امروز جامعه بشري در آستانه تحولات بزرگ به سمت آرمان هاي تاريخي انساني و الهي است. آرماني که جامعه بشري بيش از 10هزار سال به دنبال آن بوده و فراز و فرودها و تلخ و شيرين هاي فراواني را تجربه کرده است.
وي تاکيد کرد: ملت ايران ، ملتي بزرگ، شايسته، تمدن آفرين و تاريخ ساز است.
رئيس دولت نهم و دهم يادآور شد: بنده، بقايي و مشايي جزو معدود کساني هستم که تمام زندگي ما توسط نهادها و رسانه هاي گوناگون داخل و خارج و دستگاه هاي اطلاعاتي بارها شخم زده شده است.
احمدي نژاد با بيان اين که همه زندگي ما شفاف است و در معرض ديد همه بشريت و ملت ايران قرار داده ايم. افتخار داريم که فرصت خدمت گزاري به ملت را به ما عنايت فرموده است و اين بزرگواري ملت ايران است.

چه کسي فدا خواهد شد؟
چه کسي ‘فدا’ مي‌شود؟ يک نفر بايد فدا شود”؛ اين جمله حميد بقايي در مراسم روز درختکاري بود که تيم احمدي‌نژاد- مشايي- بقايي برگزار کردند. اين جمله واکنش‌هاي زيادي در پي داشت و بودند کساني که آن را اين‌گونه تفسير کردند که آنها به دنبال پيروزي با هر ابزاري هستند حتي اگر کسي در اين ميان فدا شود. اما به نظر مي‌رسد اين تيم سه نفره نهايتا خود را فدا خواهد کرد٬ بدون آنکه چيزي که مي‌خواهد را به دست آورد.

استراتژي انتخاباتي احمدي نژاد ها
فعاليت‌هاي انتخاباتي آقاي احمدي نژاد در نخستين نگاه برگرفته از الگوي پوتين-مدودف بود.. يعني اگر بقايي رئيس‌جمهور شد٬ عملا قدرت در دستان احمدي‌نژاد باشد. اما اين تئوري بعد از ثبت نام احمدي نژاد در انتخابات، هر چند از گردونه تحليل هاي سياسي خارج نمي شود اما احتمال وقوع آن کمرنگ تر مي شود.
استراتژي ديگري که پيش از اين در محافل سياسي از آن سخن گفته مي شد، اين بود که احمدي‌نژاد تا آخرين روزهاي مهلت ثبت‌نام به نام بقايي براي خود و تيمش تبليغ کند و در آخرين فرصت خود نيز ثبت‌نام کند که در آن صورت٬ خود را معرض آزمون شوراي نگهبان قرار داده که پيشتر ثابت کرده صرفا داشتن سابقه رياست جمهوري در کارنامه سياسي تضميني براي تاييد صلاحيت نيست.
اين استراتژي انتخاباتي در دومين روز ثبت نام انتخابات رياست جمهوري سال 96 رقم خورد و

امروز آقاياحمدي نژاد براي انتخابات رياست جمهوري ثبت نام کرد تا بمب خبري انتخابات 96 باشد

و تمام نگاه ها و تحليل هاي سياسي را روي خود معطوف سازد اما آنچه که در اين ميان کمتر به آن پرداخته مي شود، ثبت نام چهره هاي ديگري (چهره هاي از جمله زريبافان و شيخ الاسلام) است که در دولت نهم و دهم حضور داشتند و از ياران آقاي احمدي نژاد هستند؛ اين چهره ها همراه آقاي احمدي نژاد براي ثبت نام در انتخابات رياست جمهوري حضور پيدا نکردند و بعد از ثبت نام نيز تاکيد کردند که به صورت مستقل وارد عرصه انتخابات شدند. 


تاکتيک انتخاباتي احمدي نژادها
محمود احمدي‌نژاد عليرغم توصيه مقام معظم رهبري به وي براي عدم حضور در انتخابات رياست جمهوري، به منظور جلوگيري از دوقطبي شدن فضا در انتخابات، با حضور در ستاد انتخابات کشور نامزد انتخابات رياست جمهوري دوره دوازدهم شد تا اين سئوال جدي مطرح شد که آيا رييس‌جمهور سابق تاييد صلاحيت خواهد شد؟ زيرا چندد رييس‌جمهور سابق جمهوري اسلاميي نيز در انتخابات پس از دوره مسئوليت خود رد صلاحيت شده‌اند. 
بعد از ثبت نام احمدي نژاد در انتخابات، در برخي کانال ها، خط سوژه تحليلي «ردصلاحيت احمدي نژاد و روحاني محتمل شد!» در دستور کار قرار گرفته است! 
به نظر مي رسد آقاي  احمدي‌نژاد در هر شکل که وارد کارزار انتخابات شود٬ اميد او به آرايي است که در در سال‌هاي 1384 و 1388 به دست آورد؛ حال او تمام قد وارد عرصه انتخابات شده است؛ يکي از گزينه هاي محتمل ردصلاحيت احمدي نژاد و ياراني است که بهمراه او با حضور در ستاد انتخابات کشور، نامزد انتخابات رياست جمهوري دوره دوازدهم شدند. 
هفته گذشته محمود احمدي‌نژاد به همراه بقايي، مشايي، شيخ الاسلام، شريف و جوانفکر در اولين نشست خبري خود در پاسخ به سئوالات خبرنگاران بخشي از تاکتيک انتخاباتي خود را رونمايي کرد؛
فکر نمي کنيد بودن آقاي احمدي نژاد باعث شکسته شدن فضاي دوقطبي شدن انتخابات شود؟
ما همه بايد به هم احترام گذاريم/جمع شده ايم که با هم به تفاهم برسيم/ ورود ما انتخابات را دو قطبي مي کند يا سه قطبي؟/ مقام معظم رهبري فرمودند نيا که دو قطبي نشود/ شما مي گوييد بياييد دو قطب را مي شکنيد
هيچ کس را نمي توانيد در کشور پيدا کنيد مثل همديگه باشند، به جز من و مشايي و بقايي!
رئيس دولت هاي نهم و دهم در پاسخ به سئوال خبرنگار ديگر که پرسيد "شما اعلام حمايت کرديد از آقاي بقايي. در صورت رد صلاحيت بقايي برنامه شما چيست؟

اگر ايشان به رياست جمهوري برسند سياست خارجي شما در رابطه با کشورهاي حاشيه خليج فارس چيست؟
من همه تلاشم اين است که ايشان تاييد شوند/ به اين معنا که در ذهن شماست ما کانديداي جز آقاي بقايي نداريم/ سياست خارجي ما قطعا بهتر خواهد شد/ ايشان برنامه هاي بسيار خوبي براي اقتصاد و فرهنگ دارد.
دغدغه اي در ذهن برخي مردم ايران است درباره 11 روز مشهور شما که قهر کرديد و در پست رياست جمهوري نبوديد. برخي معتقدند ان اتفاق نقطه انشقاق شما با برخي جريان ها بود. الان چه توضيي داريد؟
من قبلا درباره اين موضوع صحبت کردم / رهبري هم صحبت کرده بودند/ کليه مطالب همم موجود است. 
اگر بقايي رد شود، يکي از راههايي که ورود مي کنيد چيست؟
راههاي فراواني داردنمي توانم راههايي را که پيش بيني کرده ام برايتان بگويم.
حتما راه‌هايي داريم. شک نکنيد. چيزهاي مهمي هم هست. /منبع:خبرگزاري آريا

***

بقاییافتخار می‌کنم بدون اجازه احمدی‌نژاد آب نمی‌خورم

حمید بقایی که پیش از این برای نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم اعلام آمادگی کرده است، در یک نشست تبیینی با حضور جمعی از حامیانش اظهار کرد: گفته‌اند فلانی بدون اجازه احمدی‌نژاد آب نمی‌خورد. من افتخار می‌کنم که بدون اجازه دکتر احمدی‌نژاد آب نخورم، برخلاف کسانی که بدون اجازه بیگانه آب نمی‌خورند!

وی ادامه داد: یکی از دلایل حضور بنده ظلمی است که به مردم و عدالت شد. وقتی به دروغ خدمات دکتر احمدی نژاد و هشت سال خدمت را که متعلق به ملت است زیر سوال می‌برند ظلم است.

بقایی افزود: وقتی جواب تهمت‌ها را می‌دهیم به‌جای پاسخ، تمسخر می‌کنند. بسیاری از مشکلات ما ناشی از همین بی‌اخلاقی‌ها است. اعتقاد دارم مشکلات اقتصادی قابل حل است. بدانید قطعا من راه، روش و شیوه استاد خودم جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد را ادامه خواهم داد.۱۸ اسفند ۱۳۹۵ایسنا

***

وامادرآستانه انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم -وقتی رهبری ازچندماه پیش تحرکات وفعالیتهای ایشان رادید،ایشان خواست بعلت 2قطبی نشدن جامعه ازورودبه انتخابات اجتناب کند

ماجرای مخالفت رهبری با وروداحمدی نژادبه انتخابات ریاست جمهوری۱۳۹۶

جزئیات بیشتر از جلسه احمدی‌نژاد با رهبر انقلاب

n00003147-b.jpg

سخنان دیروز" ۵مهر95" رهبر انقلاب درباره چشم‌انداز حضور محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده به گمانه‌زنی‌های فراوان و مختلفی که طی چند روز اخیر در فضای رسانه‌ای و سیاسی کشور صورت گرفتهه بود، پایان داد و مشخص کرد آنچه برای بالاترین مقام جمهوری اسلامی بیش از هر چیز مهم است، حفظ وحدت و پرهیز از اختلافات درونی خصوصا در نقاط عطفی مانند انتخابات است.

 «این دیدار به درخواست محمود احمدی‌نژاد در تاریخ سوم "نهم"شهریورماه صورت پذیرفته و در آن جلسه رئیس دفتر رهبر انقلاب هم حضور داشته است.

احمدی‌نژاد دردیداربه بیان گزارش از سفرهای استانی اخیر خود پرداخته و ادعا کرده است "عملکرد ضعیف دولت مردم را مستاصل کرده است و از من تقاضای ورود به انتخابات دارند". مقام معظم رهبری در جواب تاکید کرده‌اند "این سفرها نباید شائبه انتخاباتی به خود بگیرد چون قرار نیست جناب عالی در این رقابت شرکت کنید". ایشان در برابر اصرار احمدی‌نژاد که خواست و فشار مردم را بسیار زیاد توصیف کرده، تاکید کرده "حضور شما در انتخابات موجب ایجاد دو قطبی است و این موضوع به صلاح امر انقلاب و مردم نیست و شما باید در برابر این خواست مقاومت کنید".»/۶ مهر ۱۳۹۵ایسنا بنقل از روزنامه «جمهوری اسلامی»

***

توضیح رهبر انقلاب درباره توصیه به احمدی نژاد

جلسه درس خارج فقه در آغاز سال تحصیلی جدید حوزه‌های علمیه

رهبر معظم انقلاب در ابتدای درس خارج فقه تاکید کردند: یک آقایی پیش من آمد و من هم به ملاحظه‌ صلاح حال او و صلاح حال کشور گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید.

«بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

الحمدلله رب العالمین والصلوة و السلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

سیما بقیة الله فی الأرضین
دنباله‌ی حدیث قبل از جناب ابی‌حمزه‌ی ثمالی از حضرت سجاد (سلام الله علیه) که فقراتی از این حدیث را در روزهای قبل خواندیم. «إن زکی خاف ما یقولون»
حالا قبل از آنی که این فقره را عرض بکنم؛ این تذکر را، توجه را بدهم که از مطلبی که ما دیروز در ذیل این فقره‌ی قبلی گفتیم مثل اینکه سوءبرداشت شده، بعضی‌هااا سوءتلقی کردند. خب حالا سوءبرداشت فی‌نفسه چیز مشکلی نیست. لکن وقتی که این منتهی بشود به بگو و مگو و بخصوص در این فضای مجازی و این یک چیزی بگوید، آن یک چیزی بگوید، مایه‌ی کدورت و دل‌چرکینیِ برادران مؤمن از یکدیگر بشود آنوقت این چیز بدی است. بنده‌ی حقیر که این همه اصرار دارم بر وحدتِ قلوب و حرکت در مسیر واحد و اتحاد نیروهای کشور، بخصوص نیروهای مؤمن و انقلابی، خدای نکرده یک چیزی آدم بگوید که مایه‌ی اختلاف بین نیروها بشود این را به خدا پناه می‌بریم. نباید این چیزها را مایه‌ی اختلاف قرار داد.

خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما شما شرکت کنید. این را گفتیم. خب یک چیز عادی است. انسان بایستی آن چیزی را که می‌بیند و می‌فهمد و فکر می‌کند که به نفع برادر مؤمن‌اش است باید به او بگوید دیگر. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود. دو قطبی در کشور مضرّ است به حاللل کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید. بله، این چیز خیلی مهمی که نیست. این یک چیز خیلی طبیعی است، خیلی ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه‌ی اختلاف بشود بین برادران مؤمن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو

دشمنان هم که گوش خواباندند استفاده کنند. ببینید، حواستان جمع باشد. خب به رادیوی «فردا» یا رادیوی «بی‌بی‌سی» چه ارتباطی دارد این قضیه؟ می‌پردازند، بحث می‌کنند، تحلیل می‌کنند، علت چیه، چرا گفتند، این چیست معنایش؟ این معنایش این است که دشمن می‌خواهد استفاده کند. ما چه کار باید بکنیم؟ ما باید نقطه‌ی مقابل دشمن حرکت بکنیم.

یعنی مطلب خیلی عادی است، همین‌طور که بنده عرض کردم. خب شما برادر مؤمن من هستی. یک چیز را مصلحت شما می‌دانم، می‌گویم به شما. این اشکالی که ندارد ظاهراً. چیز خوبی است. لازم هم هست شرعاً. لازم هم هست خیرخواهی. «النّصیحة لِلمُؤمنین» یا «لِلإخوةِ المُؤمنین» یا «لأئمة المؤمنین» در همه‌ی صور. این یک چیزی خوبی است دیگر. انسان باید نصحیت کند. نصحیت یعنی خیرخواهی. من به جنابعالی که مثلاً آقای آشیخ عبدالعالی اسمتان است من باب مثال علاقه‌مندم. می‌دانم شما اگر وارد این مقوله شدی به ضررت است. به ضرر کشور هم هست. به شما می‌گویم وارد نشو. نمی‌گویم هم وارد نشو. امر و نهی نیست. حالا بعضی گفتند آقا دستور دادند، امر کردند، نه، گفتیم صلاح نمی‌دانیم. من صلاح نمی‌دانم. این چیز خوبی است. این چیز بدی نیست.

اینی هم که حالا بگویند که فلانی [رهبری] تحت تأثیر زید و عمرو و بکر و ... است؛ نه، این حرف‌ها چیه؟ بنده از زید و عمرو و بکر و اینها هم بیشتر اطلاع دارم، هم انگیزه بیشتر دارم. آنچه که واقعاً  مصلحت باشد، آنچه که مصلحت بدانم بینی و بین‌الله، ما باید به خدا جواب بدهیم. یکی از دعاهایی که دائماً باید امثال بنده و شما بکنیم این است، «وَاسْتَعمِلْنی لِما تَسْألُنی غَداً عَنه» فردا از ما سؤال می‌کنند. چرا فلان چیز را گفتید، چرا نگفتید. از نگفتید هم سؤال می‌کنند. فقط از گفتید نیست. چرا فلان کار را کردید، چرا نکردید. از نکردید هم سؤال می‌کنند. بنابراین نه، ما این فقره‌ای که دیروز معنا کردیم ناظر به این قضیه اصلاً نبود. داشتیم حدیث را معنا می‌کردیم مثل اینکه امروز هم حدیث را معنا می‌کنیم. آن قضیه هم همینطور است که عرض کردیم. بین برادران مؤمن اختلاف سر این چیزها هیچ مصلحت نیست. شما یک چیزی بگویید، آن یک چیزی بگوید. آن یک چیزی بگوید. یک نفر سومی هم منتظر باشد، به مجردی که شما با هم دعوا کردید، او بیاید از میانه سود خودش را ببرد؛ بردارد ببرد. اینها را باید مراقب بود. امروز کشور به اتحاد نیروها احتیاج دارد. بخصوص نیروهای مؤمن. نیروهای پای کار. سعی کنند از این چیزها اختلاف بوجود نیاورند»/دوشنبه ۵ مهر ۱۳۹۵خبرگزاری مهر-به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه‌ای

***

چرا رهبر انقلاب «نهی احمدی نژاد از کاندیداتوری» را شخصا اعلام کردند؟

آنچه مشخص است، اینکه رهبر انقلاب، ایجاد فضای دوقطبی در کشور را همان طور که در سخنانشان عنوان کردند، به هیچ عنوان به مصلحت نمی دانند و آن را باعث ایجاد فضای احساسی و غلبه آن بر تصمیم گیری عقلانی می دانند. لذا با توجه به اینکه حضور احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری، امکان شکل گیری فضای دو قطبی را تشدید می کند، لذا این توصیه را مطرح می کنند.
 

حدود یک هفته پیش، زمزمه هایی در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی مطرح شد، مبنی بر اینکه محمود احمدی نژاد به ملاقات رهبر معظم انقلاب رفته و نظر ایشان را در خصوص کاندیداتوری در انتخابات جویا شده است؛ موضوعی که با مخالفت رهبری مواجه شده و حتی فراتر از آن، ایشان توصیه کرده اند که سفرهای استانی رئیس دولت های نهم و دهم متوقف شود. با وجود این، برخی نزدیکان احمدی نژاد این موضوع را رد کرده و در عین حال، سفرهای استانی وی با سفر به استان گلستان ادامه یافت.

به گزارش «تابناک»، در پاسخ به آن دسته از حامیان احمدی نژاد که معتقد بودند، مطالب نقل شده از رهبر انقلاب باید از مجاری رسمی اعلام شود، یکشنبه هفته گذشته (28 شهریور ماه) مطلبی به قلم مهدی فضائلی از فعالان رسانه ای اصولگرا منتشر شد که در آن نوشته بود، آقای احمدی نژاد، چند هفته قبل به درخواست خود با رهبر معظم انقلاب ملاقاتی داشته که جزئیاتش مشخص نیست، اما «قطعی است» که در این دیدار با «نهی صریح» آقا در مورد نامزد شدن در انتخابات ۱۳۹۶ مواجه شده است.

فضائلی در این مطلب تأکید کرده بود که صرف نظر از زمزمه های جدی تایید نشدن صلاحیت آقای احمدی نژاد توسط شورای نگهبان، قابل انکار نیست که دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد، جزو پرتنش ترین ادوار ریاست جمهوری در ایران بوده‌ است.

این فعال رسانه ای اصولگرا یادآور شده بود که نمی توان نادیده گرفت، نشانه‌ای از ذره ای تغییر در منش و رفتار احمدی نژاد مشاهده نمی شود. لذا کاملا قابل پیش بینی است که حتی صرف ورود مجدد وی به صحنه رقابت های سیاسی در این سطح، کشور را دوباره با منازعات و تنش‌های مضر و گرانبار و دوقطبی تنافر برانگیز روبه‌رو کند، چه برسد به بازگشت احتمالی وی به قدرت.

فضایلی همچنین با «اتمام حجت» خواندن موضع منتسب به رهبر معظم انقلاب تأکید کرده بود که رئیس دولت های نهم و دهم و حامیان او در معرض آزمون «ولایت پذیری» قرار گرفته اند.

البته این پایان کار نبود، چون پس از این اظهار نظر محمدرضا باهنر، رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری هم به فاصله چند روز پس از مطلب مهدی فضایلی گفت که قرار بود این مسأله رسانه‌ای نشود، اما شد. آقای احمدی نژاد به عنوان یکی از گزینه‌های قوی برای انتخابات ریاست جمهوری به دلایلی از ورود به انتخابات منع شده است. این موضوع را حتی برخی حامیان سابق احمدی نژاد نظیر  حمیدرسایی و برخی از اصولگرایان دیگر نظیر عباس سلیمی نمین  هم مطرح کردند، اما برخی نزدیکان احمدی نژاد همچنان بر موضع قبلی خود مبنی بر اعلام اینگونه مواضع از مجاری رسمی ایستادند.

البته این گونه موضع گیری ها از سوی نزدیکان رئیس دولت های نهم و دهم مسبوق به سابقه است؛ چراکه آنها در جریان انتخابات ریاست جمهوری نهم چنین مطالبه ای داشتند و در ماجرای مخالفت رهبر معظم انقلاب با انتصاب مشایی به عنوان معاون اول رئیس جمهور، ماجرای تغییرات در سازمان حج و زیارت، بحث تغییر وزیر اطلاعات و ... مسبوق به سابقه است؛ تا جایی که در خیلی از موارد منجر به انتشار نظر رسمی رهبر معظم انقلاب شده است.

در ماجرای اخیر هم علی اکبر جوانفکر در واکنش به سخنان باهنر درباره نهی احمدی نژاد از کاندیداتوری گفته بود، مگر آقای باهنر مسئول نشر مطالب مربوط به مقام معظم رهبری است؟ این سوال برای ما هم وجود دارد که مطالب مربوط به رهبر انقلاب چطور از مجاری دیگری منتشر می‌شود. اگر مطلبی به رهبری نسبت داده شده، دفتر ایشان اگر لازم بدانند توضیحاتی می‌دهند. اشخاص دیگر نباید در این زمینه اظهار نظر کنند و من هم نباید اظهار نظری داشته باشم.

در واکنشی دیگر از سوی نزدیکان احمدی نژاد عبدالرضا داوری، مشاور رسانه ای وی در این باره عنوان کرده بود: هر خبری مربوط به مقام معظم رهبری اگر خارج از رسانه‌های وابسته به دفتر ایشان یا اطلاعیه‌های دفتر ایشان منتشر شود، اعتبار ندارد. وی درباره موضوع  نهی احمدی نژاد از کاندیداتوری در انتخابات از سوی رهبر معظم انقلاب تأکید کرده بود که این خبر هم چون از مجاری رسمی منتشر نشده طبیعتاً اعتبار و حجیت ندارد.

اما ماجراهای تأیید و تکذیب  نهی احمدی نژاد از کاندیداتوری در انتخابات بالاخره صبح امروز توسط رهبر معظم انقلاب تعیین تکلیف شد. ایشان صبح امروز در ابتدای درس خارج فقه، بیانات مهمی درباره موضوع توصیه به احمدی نژاد در مورد انتخابات سال 96 بیان کردند.

یکی از نکاتی که در سخنان رهبری مطرح شد این بود که آنچه از سخنان ایشان باعث سوء برداشت، بگومگو و کدورت، ایجاد اختلاف و جلوگیری از وحدت بشود، مورد تأیید نیست و در حقیقت اصرار ایشان بر وحدت و اتحاد کشور است. در حقیقت اشاره ایشان به آن چیزی است که از سوی برخی فعالان سیاسی در خصوص نهی احمدی نژاد از کاندیداتوری مطرح شد و متقابلا برخی نزدیکان وی آن را نادرست خواندند.

رهبر معظم انقلاب در سخنان امروزشان گفته اند یک آقایی آمد پیش من. من هم ملاحظه حال صلاح خود او و صلاح کشور به او گفتم در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتم هم شرکت نکنید گفتم صلاح نمی دانم. با ملاحظه حال مخاطب به آقایی توصیه می کنیم یک دوقطبی در کشور ایجاد می شود. دو قطبی مضر است به حال کشور. من صلاح نمی دانم. یکی بگوید گفته یکی بگوید نگفته. چرا پشت بلندگو نگفته؟ این هم پشت بلندگو.

حضرت آیت الله خامنه ای اضافه کردند: شما برادر مومن هستی. یک چیز را به مصلحت شما می دانم می گویم واجب هم است شرعا نصیحت للمومنین چیز خوبی است. نصیحت یعنی خیرخواهی. من به جنابعالی که آقای شیخ عبدالعالی هستی علاقه مندم می دانم وارد بشوی به ضرر خودت است به ضرر کشور است نمی گویم نشو. امر و نهی نیست حالا یک عده گفتند دستور داده نه من صلاح نمی دانم. این چیز خوبی است.

در سخنان رهبر معظم انقلاب چند نکته بسیار مهم به چشم می خورد. اول اینکه ایشان به شدت مخالف سوء برداشت از سخنان شان هستند و در حقیقت این موضوع را باعث ایجاد اختلاف در جامعه می دانند؛ اختلافی به سم مهلکی برای پیشبرد اهداف کشور محسوب می شود و در حقیقت بیشترین استفاده از آن را دشمنان نظام خواهند برد.

نکته دیگر اینکه، رهبری این مسأله را از موضع یک مصلح دینی بیان کرده اند، موضوعی که صلاح و مصلحت جامعه اسلامی در آن در نظر گرفته شده و قطعا هدف جلوگیری از ایجاد ضرر است. با وجود این، داعیه داران ولایت مداری باید در این آزمون سربلند بیرون بیایند. اینکه با علم به دانستن نظر ایشان، گفته شود موضع رهبری باید از سوی دفتر ایشان یا مجاری رسمی بیان شود طبیعتا نه تنها حرکت در چارچوب ولایتمداری نیست، بلکه به نوعی ایجاد فشار برای هزینه دادن نظام از این ناحیه تلقی می شود.

طبیعتا هرچند نباید چنین رویکردی برای کسانی که تحت آزمون ولایتمداری قرار گرفته اند، قائل باشیم، یعنی آنها مدام مطالبه بیان مواضع از مجاری رسمی نداشته باشند، در نقطه مقابل هم رقیبان داخلی یک جریان نباید جار و جنجال به راه بیندازند و از طرح چنین موضوعی بخواهند استفاده های جناحی ببرند. در حقیقت هر دوی این رفتارها به نوعی به معنای ایجاد فضا برای دخالت دشمن و بهره برداری آنان از اختلافات ایجاد شده خواهد بود.

آنچه مشخص است، اینکه رهبر انقلاب، ایجاد فضای دوقطبی در کشور را همان طور که در سخنانشان عنوان کردند، به هیچ عنوان به مصلحت نمی دانند و آن را باعث ایجاد فضای احساسی و غلبه آن بر تصمیم گیری عقلانی می دانند. لذا باتوجه به اینکه حضور احمدی نژاد در اتخابات ریاست جمهوری، امکان شکل گیری فضای دو قطبی را تشدید می کند، لذا این توصیه را مطرح می کنند.

یکی دیگر از دلایلی که می تواند از عوامل توصیه به احمدی نژاد برای عدم کاندیداتوری باشد، این است که تصور بیش از دو دوره ریاست جمهوری برای یک فرد، هرچند در ایران تجربه نشده است، علاوه بر اینکه فرصت را از سایر نخبگان جامعه سلب می کند، می تواند مشکلاتی را برای کشور ایجاد کند.

عملکرد احمدی نژاد و برخی اطرافیان وی به خصوص در دوره دوم ریاست جمهوری به حدی باعث ایجاد تنش و مشکلات در کشور شد که به طور طبیعی هیچ کس علاقه ای به بروز دوباره چنین مشکلاتی ندارد و نخواهد داشت. اینکه همچنان امکان بروز رفتارهای احمدی نژاد بر پایه همان رفتارهای گذشته وجود داشته باشد و اثری از تحول و بازگشت وی به قبل از انتخابات ریاست جمهوری نهم دیده نشود، این مسأله را جدی تر می کند. لذا از مدت ها پیش بود که مسأله رد صلاحیت احتمالی احمدی نژاد در صورت اعلام کاندیداتوری مطرح شد.

به گزارش تابناک، پس از اعلام رسمی نظر رهبر معظم انقلاب درباره کاندیداتوری محمود احمدی نژاد برای انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، بلافاصله تحلیل های بسیاری مطرح شد، مبنی بر اینکه احمدی نژاد و حامیانش به دلیل ایجاد چنین شرایطی برای انتخابات شورای های اسلامی شهر و روستا برنامه ریزی خواهند کرد و تلاش می کنند، بار دیگر احمدی نژاد را بر کرسی شهرداری تهران بنشانند./۰۵ مهر ۱۳۹۵الف

محمدحسین طباطبایی حافظ قرآن 

ماجرای سنی شدنتان چه بود؟

پاسخ  محمدحسین رادرادامه می بینید
یکی از مشهورترین چهره‌های قرآنی کشور که به واقع خدمات فراوانی به جامعه قرآنی کشور؛ بلکه جهان اسلام نموده کسی است که مقام معظم رهبری مدظله‌العالی در مورد وی گفتند: «خداوند ایشان را از ستارگان جهان اسلام قرار دهد».
تصویر دیدار محمدحسین طباطبایی حافظ قرآن با رهبر انقلاب (عکس)

 حجت الاسلام سید محمدحسین طباطبایی که پدرشان لقب علم الهدی را برای وی برگزید، همان کودک خرسالی است که در دهه هفتاد شگفت انگیز ترین کودک  دنیا در عرصه حفظ قرآن شد و معجزه دیگری از آیات نورانی آخرین کتاب آسمانی خداوند را به رخ دنیا کشید.

او اکنون جوانی برومند و تحصیل کرده حوزه علمیه قم است که پا به پای پدر در راه ترویج قرآن و مکتب اهل بیت(ع) تحقیق و پژوهش می کند.

وی متولد سال1369 است و از سال 1379 وارد حوزه شد و حدود سه سال است که در دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم شرکت می‌کند و چند سالی است  که در مؤسسه جامعة القرآن الکریم و در کنار پدرشان حجت الاسلام و المسلمین سید محمد مهدی طباطبایی، به‌صورت رسمی فعالیت می‌کند.

طباطبایی حافظ قرآن2

بیشتر کارشان در زمینه تحقیق و تألیف و تدوین کتب آموزشی است و تا کنون دو کتاب تالیف نموده، یکی از آن‌ها «حفظ کافی» است که آماده چاپ می باشد و دیگری «آموزش بکارگیری آیات» است که در آستانه انتشار قرار دارد، سیدمحمدحسین در سال 1389 ازدواج کرده و اکنون صاحب دو فرزند است./20 خرداد 1395جام جم

                                                                 ***

حجت الاسلام سيد محمد حسين طباطبايي که پدرشان لقب علم الهدي را براي وي برگزيد، همان کودک خردسالی است که در دهه هفتاد شگفت انگیز ترین کودک دنیا در عرصه حفظ قرآن شد و معجزه دیگری از آیات نورانی آخرین کتاب آسمانی خداوند را به رخ دنیا کشید. او اکنون جوانی برومند و تحصیل کرده حوزه علمیه قم است که پا به پای پدر در راه ترویج قرآن و مکتب اهل بیت(ع) تحقیق و پژوهش می کند.

در مورد کتابي که شما و پدر گراميتان، تأليف کردهايد توضيح بفرماييد.

قبل از اين کار «حفظ کافي» گزينشهاي زيادي براي احاديث کافي شده بود، افراد مختلفي احاديثي را از اين کتاب شريف طبق سليقه و عقيده خودشان جدا کردند؛ اما همه اينها براي مطالعه بود و تاکنون هيچ گزينشي با هدف حفظ احاديث، صورت نگرفته است و صرفا براي اينکه بقيه بخوانند و مطالعه کنند، دست به اين کار زده بودند. ما خواستيم که بحث خواندن احاديث به حفظ آن هم منجر شود. حالا فرصت و مجال نيست تا فضليت فراوان و آثار بسيار حفظ احاديث را نقل کنيم. به هر حال سعي شده که تقريبا در قالب 68 درس، کتاب کافي را فعلا کار کنيم و روايتهاي را انتخاب کنيم که قابل حفظ هستند؛ يعني هم مختصر بوده و هم معاني بسيار خوبي هم داشته باشند يا اگر يک روايتي مثل روايتي که در کتاب عقل و جهل اصول کافي هست و توصيه امام کاظم عليهالسلام به هشام و خيلي طولاني است و فرازهاي خيلي قشنگي هم دارد، اينها را تقطيع کرديم و به شکل يک روايت ذکر کرديم و البته نشان داديم که اين تقطيع شده است. در بخش دوم کتاب، بعضي از روايتها را بهعنوان مطالعه قرار داديم که حالا عزيزاني که حفظ ميکنند؛ اگر علاقه داشتند و خواستند ميتوانند آنها را هم حفظ کنند، چون بعضي از اين روايات را مثل يک داستان ذکر کردهايم  و ممکن است حتي يک صفحه باشد و بيشتر جنبه مطالعاتي دارد، موضوعاتش هم از تفسير، حديث قدسي، موعظه و نکته و داستان و... را آوردهايم که يک حالت تنوعي داشته باشد و در واقع مرتبط با همان درس هست؛ مثلا اگر از باب صبر شروع کرديم تا باب کظمغيظ، مطمئنا اگر بحث تفسير، حديث قدسي، بوده است در همين محدوده که درس کار شده؛ آمده است. فقط در بحث ادعيه ما اين را داشتيم که چون دعاها معمولا طولاني هستند، سعي ميکرديم دعاهاي کوتاهتري انتخاب کنيم يا در هر درس بجاي 15 روايت، فقط دو يا سه روايت چند خطي بياوريم که همهاش دعا است. بعد از اين دو بخش که بحث درس و حفظ روايت و نيز روايات مطالعاتي بود، ميرسد به بحث تمرين که خوب تمرينها در قالب شش سؤال است؛ بعضيها براي امتحان از لفظ روايت است يا يکي از آن براي اينکه گويندة روايت را ذکر کنيم، هم بايد گوينده حفظ بشود، کدام امام اين روايت را فرمودهاند، هم خود لفظ؛ دو يا سه سؤال هم براي معنا است؛

مثلا يک موضوع داريم که آيه را دادهايم و گفتهايم که چگونه مربوط به اين روايت است، بالاخره اين شش سؤال هم براي تمرين آماده شده است، ترجمه روايات هم بعد از روايت نيامده بلکه در آخر کتاب ميآيد و در مرحله آخر بعد از تمرين، بعد از هر پنج درس، بحث آزمون هست، اينطور تنظيم شده که شخص، پنج درس کار ميکند و محفوظاتش زياد شده از طرفي هم مدنظرمان نيست که فقط حفظ بکند و آن هم يک حفظ کوتاه مدت و تمام بشود، اين فايدهاي ندارد. به همين علت آزمون را قرار داديم؛ البته اين آزمون را در اين کتاب بعد از پنج درس قرار داديم؛ اما هر شخص ميتواند بعد از هر سه درس يا چهار درس اين کار را انجام بدهد؛ ولي اين يک چهارچوب برايش گذاشتيم، شخص بايد با نهايت دقت حفظش را انجام بدهد و مرورش را هم انجام بدهد. نمره قبولي را سعي کرديم طوري قرار بدهيم که شخص با سه يا چهار غلط، اگر داشته باشد در اين آزمون قبول شود؛ يعني اين به منزله قبولي هست، بالاخره هر درس ميانگينش پانزده روايت است و پنج درس هم بوده؛ يعني خوب توانسته حفظ کند و چهار يا سه غلط دور از انتظار نيست. اين برنامه اصلي اين کتاب است. تقريبا رواياتي که بايد حفظ بشوند حدود هشتصد پنجاه روايت است البته به غير از رواياتي که براي مطالعه آمده است. اين کار در دو مجلد آماده شده و اميدواريم که انشاءالله مفيد باشد و مورد استقبال همه بخصوص حافظان قرآن که بعد از حفظ قرآن، ميخواهند روايات را بخواهند و حفظ کنند، قرار بگيرد. اين کتاب چون به صورت درسنامه و براي تدريس در کلاس هست، يک کتاب راهنماي تدريس هم براي آن در حال تدوين است که انشاءالله بزودي آماده ميشود. روايات اين کتاب، هم اولاً از کتاب کافي است که کتاب معتبري هست و بعد هم از تمام موضوعات است. اينها را ميتوانند مباحثه کنند، مرور کنند و خيلي براي حفظ کردن آسان شده و اميدواريم که انشاءالله مفيد و مؤثر باشد.

آيا ايده اين کتاب از همان شيوهاي گرفته شده که شما در کودکي داشتيد و احاديث موضوعي کافي را حفظ بوديد؟

مطمئنا همين طور است چون از کودکي نه فقط من؛ بلکه بچههاي ديگر، خواهران من هم حفظ ميکردند، پدرم دوست داشتند که منتخب روايات کافي را حفظ کنيم، نه اينکه همين رواياتهاي اين کتاب بود؛ ولي از اين روايات هم داخل آنها بود. بالاخره آن طوري که ما در سه چهار سالگي حفظ ميکرديم بايد خيلي راحتتر ميبود. حتي درباره تقطيع روايات هم بايد خيلي از رواياتها به جملات کوتاهتري تبديل ميشد؛ اما مخاطبين اين کتاب کساني هستند که ميخواهند به صورت تخصصي حفظ کنند و سن و سالشان هم ديگر سه و چهار سال نيست و رواياتهايي در کتاب است که نسبتا طولانيتر از رواياتي است که ما حفظ کرديم؛ اما مطمئناً انگيزهاي که فرموديد همينطور است؛ چون واقعا حفظي که کرديم، اثرش را ديديم هم علميّت بسيار خوبي براي خودمان داشت و همين الان دارد و هم اثري که در رابطه با اجراي برنامهها براي مردم داشت.

چه توصيهاي به حافظان قرآن داريد؟

حافظهاي که خداوند براي انسان قرار داده است، نعمت بزرگي است و اين که انسان بتواند حفظ بکند و اگر خدا کمک کند و آنچه انسان حفظ ميکند، قرآن و احاديث باشد، خوب اين يک نعمت ويژاي است و البته حتي در رابطه با آنهايي که حافظه خيلي کمي هم دارند، روايت داريم که اجرشان دو برابر است؛ چون با سختي بيشتري حفظ ميکنند؛ يعني نگفتهاند کسانيکه حافظهشان کم است، ديگر حفظ نکنند. در هر صورت وارد شده که شما قرآن را حفظ بکنيد، حتي آنهايي که برايشان سختتر است، ثوابش دو برابر است، در واقع براي آنها تشويقي است. به هر حال خيلي مطلوب است که انسان مطالب قرآن و روايات را حفظ کند، منتها حفظ يک مقدمه خوبي است براي رسيدن به مطبوع ما نه اين که فقط حفظ کردن هدف نهايي باشد؛ چون حفظ را خيليها ميتوانند انجام بدهند، حافظه خوب را الحمدلله خيليها دارند؛ اما اينکه در چه راهي خرج ميکنند و چه جور استفاده ميشود و نهايتا نتيجهاش چه ميشود، اين نتيجه مهم است و اهميت بيشتري دارد. يعني براي انسان نتيجه و اثر کار بسيار مهم است. مشاهده کرديم که برخي افراد، خوب حفظ کردند حالا يا قرآن را حفظ کردند و بعضا مطالب ديگري حفظ کردند، منتها آن نتيجهاي که واقعا دنبالش بودهاند را به دست نياوردند، چرا اين طور شد؟ آيا خودشان ادامه ندادند و براي رسيدن به مراحل بالاتر تلاش نکردند؟ آيا شرايط مهيا نبود؟ نميدانم؛ گفتهاند ما حفظ کرديم تمام شد، ديگر چه کار کنيم و برايشان عادي شده، بعد هم ديدم که خود آن حفظ ساده را هم از دست دادند. دوستان را بايد دقت کنند که اولا حفظ کردن هدف نيست بلکه مقدمه است براي فهم و عمل به قرآن. حافظ بايد محفوظاتش را تثبيت کند چه در زمينه قرآن چه احاديث، حتي در زمينه شعر، شعرهاي بسيار عالي، از مادحين اهلبيت عليهمالسلام وجود دارد يا اشعاري که خود اهلبيت عليهم‌‌السلام سرودند و در کتب ما هم آمده است که شخص ميتواند حفظ کند و براي اينها هم  اولا برنامه منظمي بايد داشته باشد و بعد هم از اين محفوظات بهعنوان يک مقدمه براي عمل کردن به مضامينش استفاده شود. هدف در حفظ بايد مشخص باشد، نگوييم خداوند حافظه به من داده و من حفظ ميکنم؛ اما نگاهي به مراحل بالاتر ندارم، بلکه هدف از حفظ بايد روشن باشد؛ شايد بيان اين نکته جالب باشد: روايتي هست که ميفرمايد که قرآن فرموده«إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ» نماز بايد اينطوري باشد که انسان را «عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ» از فحشاء و منکر باز دارد؛ يعني آنقدر انسان رابطه خود و خدا را بايد در نماز ارتقا دهد که ديگر به فکر گناه هم نيفتد؛ زيرا لذت انس با خداوند را چشيده و نميخواهد بخاطر يک لذت زودگذر دنيا آن ارتباط را از دست بدهد. حال اگر انسان بعد از نماز گناه کرد، در روايت دارد که در واقع اين نماز نه تنها انسان را به خدا نزديک نميکند؛ بلکه او را از خدا دور ميکند. او از آن عبادتش بهرهاي نميبرد، نمازش، هيچ فايدهاي ندارد. حفظ هم بايد اثري داشته باشد. شخص بايد به مراحل بالاتر از حفظ فکر کند، عزيزان حافظ، حتماً يک نيت خوب و يک هدف بلند را براي خودشان ترسيم کنند و از ابتداي حفظ به اين نکته توجه نمايند که براي چه ميخواهند حفظ کنند؟ به طور مثال اين هدف ميتواند به اين صورت باشد که اولًا براي خودشان چه اثري خواهد داشت و ثانياً بتوانند مُبلّغ باشند و معارف دين را بين مردم، خواه شيعيان و مسلمانان و خواه افرادي که تابع دين ديگري هستند، گسترش دهند، براي اين دارند حفظ ميکنند، اين خيلي مهم است.

يک خاطره از دوران کودکي خود نقل کنيد.

ميخواهم خاطرهاي را نقل کنم که مرتبط با بحثمان هم باشد. به خاطر دارم که يکي دو سال بعد از برنامههايي که در مکه و ايام حج در سال 1376 داشتيم، آنجا براي خانواده وزير کشور عربستان هم برنامه اجرا کرديم و بعد هم برگشتيم. خوب اين اجراي برنامه ما، بين خانواده سلطنتي عربستان خيلي پيچيده بود و بين خانوادههاي خودشان نقل ميشد که مثلا اين بچه آمده و برنامه اجرا کرد و اين طور قرآن ميخواند و... به اين صورت افراد ديگر و خانواده ساير مقامات عربستان هم مطلع شده بودند. به هر حال دو سال بعد از آن تهران، پيش سفير آن زمان ايران در عربستان بوديم، ايشان ميگفت که يکي از مقامات عربستان، پسر امير عبدالله، معروف به امير ترکي، با چند نفر هيئت همراه آمدند کاخ نياوران و گفتند:«ميخواهيم با آقاي طباطبايي هم يک ديداري داشته باشيم». البته به صورت رسمي نيامده بودند، ما رفتيم آنجا و تقريبا ساعتهاي نه و نيم، ده شب بود، نشستيم و ايشان کمي صحبت کرد و بالاخره گفت که ما وصف شما را که آمديد در کاخ سلطنتي و آنجا برنامههايي را داشتيد شنيديم. حالا آمدهايم خودمان از نزديک ببينيم. به او گفتند که ايشان حافظ قرآن هستند از هر جاي قرآن که دوست داريد، ميتوانيد سؤال کنيد. امير به مبل لم داده بود؛ البته با يک تکبر خاصي و گفت:«نه، من سؤال حفظ از ايشان ندارم». گفتند:«چه سؤالي از ايشان داريد؟» گفت:«براي من شعر بخوان». گفتند:«ايشان معروف نيست که شعر حفظ کرده باشند. ايشان حافظ قرآن هستند». اصرار کردند که نه شعر بخواند، حالا به لطف خداوند؛ چون زبان عربي را کار ميکرديم، بسياري از شعرهاي عربي را که در مدح اهلبيت عليهم‌‌السلام بود و بعضي از اشعاري که خود اهلبيت عليهم‌‌السلام سرودند، اينها را حفظ کرده بوديم. خدا لطف کرد بين تمامي اشعاري که حفظ کرده بودم، يک شعر خيلي مناسب را انتخاب کردم، همان شعر معروف امام هادي عليهالسلام را که در مجلس متوکل، خوانده بودند، در وصف پادشاهان که بالاخره آخر و عاقبت تمام خوشيهايي که اينها داشتند چه ميشود؛ خيلي با جزئيات آنجا گفته ميشود که خيلي جالب است. شعر نزديک يک صفحه است و من هم همهاش را حفظ بودم و خيلي شمرده شمرده از ابتداي آن شروع کردم به خواندن و نگفتم که شعر از کيست و براي چه کسي خوانده است. شروع کردم به خواندن خيلي شمرده شمرده و با همان شيوهاي که خودم در زمان بچگي داشتم، خيلي احساسي ميخواندم، بعد ديدم که يواش يواش وقتي به وسطهاي شعر رسيدم، هر چه بيشتر ميگذرد، اين شخص خودش را بيشتر جمع و جور ميکند، اول خيلي متکبرانه نشسته بود؛ اما از اواسط شعر به بعد خودش را جمع کرد، ديدم چشمانش سرخ شده، خيلي متأثر شده تا رسيدم به آخر شعر، ديدم اشک توي چشمانش جمع شده در واقع همه را تطبيق داده بود به خودش؛ بعد هم خيلي تشکر و تقدير کردند.

برنامه ارتباطي شما با مردم چگونه است؟

معمولا اجراي برنامه و دعوتي است. البته با توجه به برنامههايي که خودمان در قم داريم، سعي ميکنيم که طوري تنظيم کنيم که مشکلي پيش نيايد. به صورت هفتهاي يا دههاي نيست، کمتر است، معمولا دو يا سه روزه، سفرهايي به شهرهاي مختلف داريم. به لطف خداوند در سفرهايي که داريم سعي ميکنيم که جامع باشد و به استانهايي که ميرويم سعي داريم که در چند شهر برنامه داشته باشيم و حتما يک محفل عمومي هم داشته باشيم. اجراي عمومي که مردم بيايند. ديدارهايي هم با جامعه قرآني هر شهر و با مسئولين داريم که بر فعاليتهاي قرآني تأکيد ميکنيم.

مشکل جامعه امروز ما را چه ميبينيد و راه حل آن چيست؟

بيان دين به زبان روز براي عموم مردم، تا همه برداشت صحيح و جامعي از مسائل ديني داشته باشند. بهترين شيوهها، سادهترين روشها و بالاخره جذابترين روشها، براي ياد دادن مطالب قرآني بايد انتخاب بشود، مخصوصا در رابطه با مفاهيم خيلي مهم است که ما چه طور بگوييم؛ چه طور بيان کنيم؛ چه طور بتوانيم برداشت و استنباط کنيم نه اين که منظورم استنباط باشد؛ بلکه به زبان قوم صحبت کردن و با توجه به جامعه امروزي صحبت کردن است.«وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ». البته خوب بحث مهمي که هست اين که جامعه قرآني يا مذهبي يا کساني که با اين موضوع در ارتباط هستند و مسئوليت دارند بايد توجه کنند که ذائقه مردم را با مسائلي که چندان به درد دنيا و آخرت آنها نميخورد، عادت ندهند. بهعنوان مثال ميگويم يک جايي که موسيقي يا فيلم هر چه بيشتر ترويج ميشود، گرچه بعضي فيلمها، البته خيلي کم، ممکن است فايده هم داشته باشد؛ ولي اکثر آنها هدف مثبتي را دنبال نميکنند و برعکس مسائلي در آنها ترويج ميشود که براي سلامت جامعه هم مضر است؛ به هر حال معمول فيلمها يا موسيقيها و کنسرتها هر چه از اينها بيشتر ترويج شود و شما از طرف ديگر بخواهيد فعاليت کنيد، کاري انجام بدهيد، واقعا سخت ميشود؛ هر چقدر هم طرح داشته باشيد؛ برنامه داشته باشيد، آن طرف ديگر باب شده، ترويج شده و يک مقدار براي مردم جذابتر شده و ذائقه ايشان به آن سمت رفته است. فکر ميکنم همه بايد کمک کنند. بهخاطر همين گفتم که يکي از برنامههاي ما در شهرستانها که ميرويم همين است؛ يعني با مسئولين که ديدار ميکنيم، خود آن مسئول يک مسئوليت کلي دارد، همه کاري ميتواند انجام بدهد؛ اما ميرويم و تأکيد ميکنيم که مثلا دقت کنيد که اولا اولويتهاي کاريتان، بحث کارهاي قرآني و مذهبي باشد، در اين زمينه اول کار کنيد و اين جبهه تقويت شود، بعد اگر کارهاي ديگري هم لازم بود، به آنها هم برسيد؛ يعني ما صحبتمان همين است وقتي از اين غافل ميشوند و اولويت ايشان ديگر، کارهاي قرآني و مذهبي نيست، به کارهايي ميپردازند که شما هر چقدر هم بخواهيد که در اين سمت و اين جبهه هم تلاش بکنيد و برنامه بريزيد، ميبينيد که خيلي سخت است و البته بگويم که در بحث همين کار قرآني خودمان و نيز بحثهاي مذهبي و فرهنگي، موازيکاري هم هست کارها تکراري است، اين يک آفت است که براي حل آن بايد مشکلات شناسايي شود. سازمانها و نهادهاي دستاندرکار بايد با هم تعامل و تعاون داشته باشند بعد هم منابع مادي و مالي آن و هم منابع علمي آن فراهم شود حالا منابع علمي مثل کتاب يا افرادي که متخصص هستند، همه جمع شوند کمک کنند، مشاوره بدهند، کتاب بنويسند؛ يعني همه اينها بايد جور باشد؛ اگر همه اينها جمع باشند؛ اما منبع مالي براي اجراي آن نباشد، باز هم ميبينيد که اينجا ناقص ميماند يا منبع مالي باشد، منبع علمي نباشد، بالاخره اصل آن همان «وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى» است که همه بايد تعاون و همکاري داشته باشند. بهعنوان نمونه در نمايشگاه قرآن بودم، شخصي را در آنجا ديدم که دکتراي فيزيک داشت، گفت:«من دارم در بحث فيزيک در قرآن، کار ميکنم، اول درس عادي خودم را ميخواندم و تدريس ميکردم، ولي بعد علاقهمند شدم که در قرآن هم مطالعه کنم که در قرآن چه آياتي درباره فيزيک گفته شده، تطبيقش چه طوري است». خيلي خوب است يک شخصي اين طور کار ميکند، منظورم اين است که هر کسي در هر رشتهاي؛ مثلا شيمي هم همينطور؛ علوم تجربي هم همين طور؛ همه بايد بيايند و تلاش کنند؛ اما اينها بايد با هم کار کنند، وقتي بحث اتحاد و همکاري پيش بيايد، خداي ناکرده استنباط شخصي هم پيش نياييد، اين کار خوب است و به نتيجه ميرسد؛ ولي اگر ببينيم يک نفر خودش بخواهد بياييد، اينکارها را انجام بدهد، آفاتي هم دارد، همه بايد يک جايي جمع بشوند با هم صحبت بکنند و بالاخره به يک اتفاق قولي و يک نظر واحدي برسند. انشاءالله

شما چند ديدار با رهبر معظم انقلاب داشتهايد، توصيهاي از ايشان را که در ذهن داريد، بفرماييد.

مقام معظم رهبري مدظلهالعالي در جلسهاي فرمودند که «شما قدر اين حفظ قرآنتان را بدانيد که چه کار بزرگي انجام دادهايد و من هم خيلي دوست داشتم که در همان سني که شما هستيد در دوران نوجواني حفظ کل قرآن را داشتم؛ منتها بهخاطر شرايطي که بود، آن زمان دروس حوزوي بود، کار ديگري که داشتم، نتوانستم کل قرآن را حفظ کنم و از اين بابت هم حسرت اين را ميخورم که چرا فرصتي نشد، براي اين که کل قرآن را حفظ کنم».

فرمودند:«هيچ وقت ترک نکنيد اين خواندن مرتب قرآن را و سعي کنيد که حفظتان را هميشه قوي داشته باشيد» و بالاخره خيلي تأکيد داشتند بر روي بحث حفظ مخصوصا و البته در کنارش توصيه به درسها، دروس حوزويمان و روايات را داشتند. منتها در بحث قرآن خيلي تأکيد داشتند. هر جلسه که خدمت ايشان ميرسيم، هنوز ميگويند که قرآن را چه کار کرديد؟ هنوز دوره داريد؟ خيلي روي اين نکته دقت دارند.

بيشتر مردم چهره کودکي شما را بخاطر دارند، برخورد امروز ايشان با شما چگونه است؟

مردم هميشه به واسطه لطفي که خدا به ما داشته و مردم ميشناسند، به ما لطف داشته و علاقه دارند. خوب در دوران کودکي به اين خاطر که برنامه زياد داشتيم و مردم ميديدند، خيلي جلوي چشم بوديم و به هر حال هميشه استقبال ميکردند؛ حتي اگر کار عادي داشتيم، حرم ميرفتيم يا جاي ديگري، مردم  ازدحام ميکردند. خوب يک فاصلهاي که به خاطر درسها و برنامههايمان شد، نتوانستيم در تلويزيون حضور داشته باشيم، چهره هم در طي چند سال تغيير کرد، الان مردم کمتر ميشناسند و البته من خودم سعي کردم که خيلي در مصاحبهها و رسانهها نباشم؛ به همين خاطر يک وقتي زياد جلوي چشم بوديم و اين شهرت هم سختي خودش را دارد، ميدانيد آن کساني که در رسانهها مطرح ميشوند، اين مشکل برايشان هميشه هست که وقتي به خاطر مشکلي حضورشان کمرنگ ميشود، شايعات برايشان زياد ميشود و البته حضور مرتب در رسانه هم خيلي هم سخت است؛ البته اين را هم بگويم اين که در رسانهها حضور نداشتم، به اين معني نبود که با مردم در ارتباط نبودم. همين طور که اشاره شد، مسافرت داشته و داريم. همين الان هم در استانهاي مختلف در برنامههاي محفل عمومي که جمعيت زيادي هم ميآيند، اجرا دارم؛ اما ديگر آنطوري که در تلويزيون باشم، نيست و فکر ميکنم که راحتتر هستم. اينطور آرامش خاطر بيشتري دارم و البته در روايت هم داريم که خوشا به حال آن شخصي که جلوي چشم نبوده و گمنام باشد؛ حالا چه خاصيتهايي دارد، جزيياتش گفته نشده؛ ولي گفته شده که گمنام باشد و با انگشت به آن اشاره نشود که در واقع کنايه از اين است که همه او را بشناسند؛ يعني شهرت./خبرگزاری «حوزه متن گفتگوی ماه نامه «نسیم وحی» با حجت الاسلام سید محمد حسین طباطبایی

 خاطره جالب ازشیطنت مردقرآن
در هشت سالگی روزی با گروهی از بچه‌ها‌ به اردو رفته بودیم، صبح زود بعد از نماز در حالی که همه خواب بودند من با زغال صورت همه شان را سیاه کردم و آن پنجاه نفر هیچ وقت نفهمیدند که چه کسی آنها را سیاه کرده بود!

نویسنده : admin
بازدید [ 60 ]